Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
آفرین بر روان فردوسی
آن همایون نژاد فرخنده

او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده...

#انوری
#فردوسی
🔶️🔸️@third_script
3
بازکن چشم وز شعر چون شکر
از بهشت عدن فردوسی نگر...

#عطار
#فردوسی
🔶️🔸️@third_script
2
سخن‌ بزرگ ‌شود، چون‌ درست باشد و راست
کس ار بزرگ شد از گفته‌ی بزرگ، رواست

چه جِد، چه هَزل‌، درآید به آزمایش کَج
هرآن سخن که نه پیوست با معانی راست

شنیده‌ای که به یک بیت‌، فتنه‌ای بنشست
شنیده‌ای که ز یک شعر، کینه‌ای برخاست

سخن گر از دلِ دانا نخاست‌، زیبا نیست
گرَش قوافیِ مطبوع و لفظ‌ها زیباست

کمالِ هر شعر اندر کمال شاعر اوست
صنیعِ دانا، انگارهٔ دل داناست

چو مَرد گشت دَنی‌، قول‌های اوست دنی
چو مرد والا شد، گفته‌های او والاست

سخاوت آرَد گفتار شاعری که سَخی است
گدایی آرد اشعار شاعری که گداست

کلام هر قوم‌، انگاره‌ی سَرایر اوست
اگر فریسهٔ کبر است یا شکار ریاست

نشان سیرت شاعر، ز شعر شاعر جوی
که فضلِ گلبن‌، در فضل آب و خاک و هواست

درستْ شعری‌، فرعِ درستی طبع است
بلندرَختی‌، فرعِ بلندی بالاست

نشان خوی دقیقی و خوی فردوسی است
تفاوتی که به شهنامه‌ها ببینی راست

بلی تفاوت شهنامه‌ها، به معنی و لفظ
درست و راست بهنجار خوی آن دو گواست

جلال و رفعت گفتارهای شاهانه
نشان همت فردوسی است‌، بی کم و کاست

محاورات حکیمانه و درایت‌هاش
گواه شاعر، در عقل و رایِ حکمت‌زاست

کجا تواند یک تن‌، دوگونه کردن فکر
جز آنکه گویی دو روح در تنی تنهاست

به صد نشان‌، هنر اندیشه کرده فردوسی
نعوذ بالله پیغمبر است اگرنه خداست

برون پرده‌، جهانی ز حکمت است و هنر
درون پرده‌، یکی شاعرِ ستوده لقاست

بزرگوارا! فردوسیا! به جای تو، من
یک از هزار نیارَست گفت از آنچه رواست

تو را ثنا کنم و بس‌، کزین دغل مردم
همی ندانم یک تن که مستحق ثناست

ثنا کنیم ترا تا که زنده‌ایم به دهر
که شاهنامه‌ات ای شُهره‌مَرد، محیی ماست

ملک الشعرا بهار
#فردوسی
🔶️🔸️@third_script
2
برگِ بی‌برگی نداری لاف درویشی مزن
رخ چو عیاران نداری جان چو نامردان مَکَن

یا برو همچون زنان رنگی و بوئی پیش گیر
یا چو مردان اندر آی و گوی در میدان فکن...

#سنایی
🔶️🔸️@third_script
2
به‌ صد کرشمه کنم صبح سوی مهر نگاه
شبی که خوابم و در خواب روی او بینم...

#طالب_آملی
🔶️🔸️@third_script
5
به بی‌قیدْ آهوانَت گو که بسیار این‌چنین خودسر
مناسب نیست در دشتِ دلِ مردم چریدن‌ها...

#محتشم_کاشانی
🔶️🔸️@third_script
4
دوست داشتم
قبل از آنکه از این شاخه‌ی لرزان
به خاک بیفتم
می‌رسیدم
می‌رسیدم و دست‌های تو
مرا می‌چید...

صدیق قطبی
🔶️🔸️@third_script
5🕊1
آورده‌اند که طفیلی را پرسیدند: در عالم، شادی چیست؟ گفت: سَرای پُر از نان و خوان آراسته و دربان خفته.
و عیّاری را پرسیدند که شادی چیست؟
گفت: عیّار، شمشیر خون‌آلوده برگشته و دشمن کشته.
و مسافر را پرسیدند که شادی چیست؟
گفت: به خانه رسیده و خاطر آرمیده.
و عاشق را پرسیدند گفت: وصلة الحبيب و غفلة الرّقيب.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2❤‍🔥2
ای خواجه! بدان کین فلک بیهُده دو
همچون من و تو دید بسی کهنه و نو

آغاز و سرانجامِ جهان را چه کنی؟
از عمر نصیبِ خویش برگیر و برو!

#خیام
🔶️🔸️@third_script
3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنان دکتر اصغر دادبه درباره‌ی "مثلث جهان‌بینی خیام"

#خیام
🔶🔸@third_script
👍3❤‍🔥1
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌است
وین دَور فلک برای کاری بوده‌است

پایی که تو بر خاک نهی، نرمک نه
کآن مردمکِ چشمِ نگاری بوده‌است

#خیام
🔶️🔸️@third_script
3
در جُستن جام جم جهان پیمودم
روزی ننشستم و شبی نغنودم

ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم
آن جام جهان‌نمایِ جم من بودم

#خیام
🔶️🔸️@third_script
2👍2
عزیزی گفت که زینهار اگر خاری در پایت شود، به درگاه هیچ مخلوقی مرو که کارت بر‌نیاید و شماتت کنند. به درگاه الله رو و بَرو بگوی، چنان‌که کودک بر مادر گرید.
[ تا مرادت برآید چنان‌که دلِ تو خواهد]

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق

🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥3👍1
گفتی که رفته رفته چو عمر آیَمَت به سَر
عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت...

#محتشم_کاشانی
🔶🔸@third_script
2😢2
و نقل است که بایزید شخصی را دید می‌گفت: الهی، در من نگاه کن!
شیخ اعلی در غَلَبات* وجد و شوق گفت: نیکو سر و روی داری که حق در تو نگاه کند.
گفت: ای شیخ، نظر از برای آن می‌خواهم تا سر و رویم نیکو شود.
شیخ را عظیم خوش آمد. گفت راست می‌گویی.

*غلبات: تسلط، استیلا. کثرت، بسیاری

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2👎1😐1
ای جوان ندانسته‌ای که حُجره‌ی عشق نام ندارد و صبحِ محبت شام...

مقامات حمیدی
قاضی حمیدالدین بلخی
🔶️🔸️@third_script
3
گویند اخفش* زشت چهره بود و در زمان تحصیل کسی با او مباحثه نمی‌کرد. او نیز وقتی کسی پیدا نمی‌کرد که با او مباحثه کند، با بزی که داشت بنای صحبت و تقریرات علمی می‌نهاد. بز هم گاهگاهی بر حسب اتفاق ، چنانکه عادت او بر آنست، سری تکان می‌داد و اخفش از همین صورت ظاهر عملی که شبیه تصدیق قول او بود خوشحال می‌شده است.
این مثل و داستان آنرا در مورد دوست و مصاحبی که هیچ فایده از مصاحبت او جز همان تنفس و همراهی او با انسان وجود ندارد، بکار می‌برند.

*اخفش(اخفش اوسط):
ابوالحسن سعید‌بن مَسعَده
(فوت ۲۲۱ ه.ق)

معجم الادبا
یاقوت‌بن عبدالله حَمَوی
(۵۷۴-۶۲۶ ه.ق)
#حکایت
#ضرب_المثل
🔶️🔸️@third_script
👍2
در این وحشت‌سرایم گوشه‌ی امنی نشد روزی
که هم‌چون شمع هر جا می‌روم سر در خطر باشد...

کلیم همدانی
مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمد قهرمان
🔶️🔸️@third_script
👍2😢1
ادبیات_ایران_۱۸_عین_القضات_همدانی
<unknown>
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه هجدهم: درباره عین القضات همدانی
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥1👍1