Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
عینک ری‌بن
صد و بیست دلار بابت آن پول داده بود. فریم خوشگلی داشت. توی خیابان که راه می‌رفت همه او را نگاه می‌کردند. انگار آدم دیروز نبود. ناگهان پایش به سنگی گیر کرد. عینک پرت شد وسط خیابان. ماشینی از روی آن رد شد. خوشبختانه زیر شاسی بود و آسیبی به آن نرسید. نفس راحتی کشید.
شاد از این واقعه هیجان‌انگیز، برای عدم تکرار، جلدی از چرم و فلز خرید. یک‌بار که تنگ غروبی به خانه می‌رفت و دلخور بود که هوا تاریک است، عینک با جلد از دستش افتاد. خوشحال خم شد و آن را برداشت. شیشه‌هایش توی جلد خرد شده بود...

آلن وودمن
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍3
و من آنان را
به صدای قدمِ پیک
بشارت دادم.
و به نزدیکی روز،
و به افزایش رنگ!
به طنین گل سرخ
پشت پرچین سخن‌های درشت.
و به آنان گفتم
هر که در حافظهٔ چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشهٔ شور
ابدی خواهد ماند...

#سهراب_سپهری
🔶️🔸️@third_script
3
مکن ملامتِ مجنون، که اختیار نداشت
بهانه بود جنون، هرچه کرد لیلی کرد...

قاضی سعید قمی
🔶️🔸️@third_script
1
نَظّام* را دیدند که در دستش پیاله دارویی بود، گفتند: حال تو چون است؟ گفت: در دار بلا زاده شدم و گرفتار گشتم و اکنون آفتی را به آفتی دیگر دفع می‌کنم.

*نظام ابواسحق ابراهیم بلخی
( وفات حدود ۲۰۰ ه.ق)
فیلسوف و متکلم معروف که اهمیت وی به سبب مخالفت با مذاهب فلسفی یونانی و آیین مایی بود.

محاضرات
راغب اصفهانی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍4
رنجورِ عشق بِه نَشوَد جُز به بوی یار...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
3😢2
بی آن که بوی تو را بشنوم
ریشه‌های سیاهم
در تاریکی بیدار می‌شوند
فریاد می‌زنند : بهار ، بهار
شاخه‌های درختم من
به آمدنت معتادم...

#شمس_لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهر آشوب
#هايده
ترانه‌سرا و آهنگسازي: جهانبخش پازوکی
تنظيم: منوچهر چشم آذر
1366
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
1
Shahr Ashoob
Hayedeh
شهر آشوب
#هايده
ترانه‌سرا و آهنگسازي: جهانبخش پازوکی
تنظيم: منوچهر چشم آذر
1366
🔶🔸@third_script
آن شنیدی که از کم‌آزاری
رندی اندر ربود دستاری

آن دوید از نشاط در بستان
وین دوان شد بسوی گورستان

آن یکی گفتش از سرِ سردی
که بدیدم سلیم‌دل مردی

تو بدین سو چه پویی تفت
کآنکه دستار بُرد زان سو رفت

مرد دستار بُرده فصلی گفت
نیک بشنو که آن به‌ اصلی گفت

گفت ای خواجه گر چه زان سو شد
نه ز بند زمانه بیرون شد

چه دَوَم بیهده سوی بستان
خود همی یابمش به گورستان

زود باشد که از سرای سپنج
آورندش به پیش من بی‌رنج

تا بدینسان که کرد ما را عور
عوری خود ببیند اندر گور...

حدیقة الحقيقه
#سنايى
#حكايت
🔶️🔸️@third_script
👍3
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس
هوایی بخورد…

#سهراب_سپهری
🔶️🔸️@third_script
3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تاژبازی
نويسنده و کارگردان: مهدی مهائی
مدیر فیلمبرداری: حسن اصلانی
بازيگران: خسرو احمدي، حامد وحيد، بهروز قادري، بنيامين پيرواني
1399
#فيلم_كوتاه
فیلم تاژبازی به نویسندگی و کارگردانی «مهدی مهائی» با حضور در جشنواره‌های بین‌المللی مختلفی مانند جشنواره ریفا کانادا، کاتالینا آمریکا، کازان روسیه و آپوریای کره جنوبی درنهایت موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه از بیستمین جشنواره «روت 66» آمریکا شد.
فیلم تاژبازی روایتگر دلقکی است که در شهربازی کار می‌کند و برای گرفتن حضانت دخترش نیاز به پول دارد، اما کارفرمای او در شهربازی از دادن طلب و معوقات حقوقش امتناع می‌کند. درنهایت حضانت بچه از پدرش گرفته می‌شود و او به خاطر همین موضوع به دنبال گرفتن انتقام از کارفرما است.
🔶🔸@third_script
👍1
گو بروید یا نروید،
هرچه در هرجا که خواهد یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست...

#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه هاي ويژه تحويل سال
1357
🔶🔸@third_script
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
The Two Mouseketeers
تهیه‌کننده: Fred Quimby
کارگردان: William Hanna
Joseph Barbera
1951
#انیمیشن
#فیلم_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍3
بهاری خرمست ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
3
- چرا گفتی حق با منه؟
+ تو خودتم شک داری.
- فرق ما با شما همینه، مرغمون یه پا نداره.
+ واسه ما یه پا بیشتر نمونده، اینم برداریم که بد میخوریم زمین.
- سردمه...

هر کسی یا روز می‌میرد یا شب، من شبانه روز
۱۳۹۸
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
بادِ بهار می‌وزد، باده‌ی خوشگوار کو..؟

#حافظ
🔶️🔸️@third_script
3👍1
قدرشناسی

نور چراغ‌های خیابان در سرمای گزنده و تاریکی، گرمای دلپذیری داشت.
انحنای نیمکت پارک با ستون فقرات خسته‌اش آشنا بود. پتوی پشمی ارتش رستگاری، گرمای مطبوعی به جانش می‌ریخت. کفش‌هایی که امروز توی سطل آشغال پیدا کرده بود به پایش می‌خورد.
فکر کرد: خدا را شکر. زندگی زیباست...

اندرو ای‌هانت
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍3