نه کشتارِ کبوتر
و نه قتل عامِ قناری،
ما از رسیدن به رؤیای آزادی
هرگز ناامید نمیشویم...
#سیدعلی_صالحی
Iran, 1970-80s
#photo by michael setboun
🔶️🔸️@third_script
و نه قتل عامِ قناری،
ما از رسیدن به رؤیای آزادی
هرگز ناامید نمیشویم...
#سیدعلی_صالحی
Iran, 1970-80s
#photo by michael setboun
🔶️🔸️@third_script
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- ژینا یعنی چی؟
- یعنی زندگی...
"درخت گردو"
کارگردان: محمدحسین مهدویان
۱۳۹۸
#دیالوگ
#سکانس
#مهسا_امینی
🔶️🔸️@third_script
- یعنی زندگی...
"درخت گردو"
کارگردان: محمدحسین مهدویان
۱۳۹۸
#دیالوگ
#سکانس
#مهسا_امینی
🔶️🔸️@third_script
❤3😢2
سقف آزادی، رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت، کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند. مردم عوام هم، برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآیند. و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
بیچارگان
#فئودور_داستایفسکی
🔶️🔸️@third_script
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند. مردم عوام هم، برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآیند. و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
بیچارگان
#فئودور_داستایفسکی
🔶️🔸️@third_script
👍2
یارانِ ناشناختهام
چون اخترانِ سوخته
چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد
که گفتی
دیگر
زمین
همیشه
شبی بیستاره ماند.
آنگاه
من
که بودم
جغدِ سکوتِ لانهی تاریکِ دردِ خویش،
چنگِ زهمگسیختهزه را
یک سو نهادم
فانوس برگرفته به معبر درآمدم
گشتم میانِ کوچهی مردم
این بانگ با لبام شررافشان:
«ــ آهای!
از پُشتِ شیشهها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید!...
این خونِ صبحگاه است گویی به سنگفرش
کاینگونه میتپد دلِ خورشید
در قطرههای آن...»
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
چون اخترانِ سوخته
چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد
که گفتی
دیگر
زمین
همیشه
شبی بیستاره ماند.
آنگاه
من
که بودم
جغدِ سکوتِ لانهی تاریکِ دردِ خویش،
چنگِ زهمگسیختهزه را
یک سو نهادم
فانوس برگرفته به معبر درآمدم
گشتم میانِ کوچهی مردم
این بانگ با لبام شررافشان:
«ــ آهای!
از پُشتِ شیشهها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید!...
این خونِ صبحگاه است گویی به سنگفرش
کاینگونه میتپد دلِ خورشید
در قطرههای آن...»
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
❤2🕊1
ای بسا کارا که اول صَعب گشت
بعد از آن بگشوده شد سختی گذشت
بعدِ نومیدی بسی اومّیدهاست
از پسِ ظلمت بسی خورشیدهاست...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
بعد از آن بگشوده شد سختی گذشت
بعدِ نومیدی بسی اومّیدهاست
از پسِ ظلمت بسی خورشیدهاست...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
❤2🕊1
زوال حكومت ١٢٠ ساله مغولها در ایران از یک روستا شروع شد.
۱۲۰ سال مغولها هرچه خواستند در ایران کردند، جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشد. از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل.
مغولها پس از فتح ایران ساکن خراسان شدند ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند.
مغولها همه گونه حقی داشتند، مجاز بودند هرکه را خواستند بکشند، به هرکه خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول چنان یأسی میان مردم ایران وجود داشت که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند
ابن اثیر مینویسد:
یک مغول درصحرایی به ۱۷ نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که همان یک نفر او را کشت...!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود چند مغول بیابانگرد به خانهٔ این دو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند برخلاف رویه ۱۲۰ سال قبلش دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند مردم باشتین اول میترسند ولی مرد شجاعی بنام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی میکند.
خبر به قریههای اطراف میرسد حاکم سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را نیز میکشد.
در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چندصد نفره را به باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند.
عبدالرزاق فرمانده قیام میشود در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای "مغولکشی" کمکم زیاد میشود.
عبدالرزاق نام سربداران را بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوج فوج مردمانِ بستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد و پس از ۱۲۰ سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند.
آنروز حتماً پرشکوه بوده است.
طغای تیمور ایلخان مغول یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند سربداران او را هم میکشند و به جنگ طغای میروند و او را شکست میدهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است.
سیف فرغانی که از شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود، این قصیده را خطاب به سپاهیان مغول سروده است:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
بادِ سُم خران شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد...
🔶️🔸️@third_script
۱۲۰ سال مغولها هرچه خواستند در ایران کردند، جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشد. از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل.
مغولها پس از فتح ایران ساکن خراسان شدند ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند.
مغولها همه گونه حقی داشتند، مجاز بودند هرکه را خواستند بکشند، به هرکه خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول چنان یأسی میان مردم ایران وجود داشت که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند
ابن اثیر مینویسد:
یک مغول درصحرایی به ۱۷ نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که همان یک نفر او را کشت...!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود چند مغول بیابانگرد به خانهٔ این دو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند برخلاف رویه ۱۲۰ سال قبلش دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند مردم باشتین اول میترسند ولی مرد شجاعی بنام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی میکند.
خبر به قریههای اطراف میرسد حاکم سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را نیز میکشد.
در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چندصد نفره را به باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند.
عبدالرزاق فرمانده قیام میشود در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای "مغولکشی" کمکم زیاد میشود.
عبدالرزاق نام سربداران را بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوج فوج مردمانِ بستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد و پس از ۱۲۰ سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند.
آنروز حتماً پرشکوه بوده است.
طغای تیمور ایلخان مغول یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند سربداران او را هم میکشند و به جنگ طغای میروند و او را شکست میدهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است.
سیف فرغانی که از شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود، این قصیده را خطاب به سپاهیان مغول سروده است:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
بادِ سُم خران شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد...
🔶️🔸️@third_script
❤1🔥1🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تیتراژ سریال سربداران
موسیقی متن: استاد #فرهاد_فخرالدینی
سربداران سریال تلویزیونی به کارگردانی محمدعلی نجفی بوده و کیهان رهگذار نویسندگی و مشاور کارگردانی آن را بر عهده داشته است. فیلم برداری این سریال تلویزیونی از شهریورماه ۱۳۶۰ آغاز شد و تا ۳ آبان ۱۳۶۲ ادامه و پایان یافت.
سربداران، سریال تلویزیونی تاریخی است که بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده است. گوشههایی از این فیلم هم مربوط به رهبری پیشین شیخ خلیفه مازندرانی مؤسس این جنبش است...
#موسیقی_فیلم
🔶️🔸️@third_script
موسیقی متن: استاد #فرهاد_فخرالدینی
سربداران سریال تلویزیونی به کارگردانی محمدعلی نجفی بوده و کیهان رهگذار نویسندگی و مشاور کارگردانی آن را بر عهده داشته است. فیلم برداری این سریال تلویزیونی از شهریورماه ۱۳۶۰ آغاز شد و تا ۳ آبان ۱۳۶۲ ادامه و پایان یافت.
سربداران، سریال تلویزیونی تاریخی است که بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده است. گوشههایی از این فیلم هم مربوط به رهبری پیشین شیخ خلیفه مازندرانی مؤسس این جنبش است...
#موسیقی_فیلم
🔶️🔸️@third_script
🕊2❤1
این مردم
گاهی در تنهاییِ خود
از تشنگی سخن میگویند،
نگراناند
حق دارند.
این مردم
گاهی در ازدحامِ جهان
از قیامِ آب سخن میگویند،
نگراناند
حق دارند.
این مردم
گاهی در اندوهِ آدمی
از بارشِ نیزه و از گلوی بریده سخن میگویند
نگراناند
حق دارند.
حق دارند از تَحَکُم بیدلیلِ کلمات بترسند،
حق دارند از کیفرِ بیهودهٔ خستگی بترسند.
آنها برای اثباتِ صبوریِ خویش
نیازی به سوگندِ صبح و
صحیفهٔ نینوا ندارند،
غریبانا...تو بگو!
این مردم خسته
چرا از همین مردمِ خسته میترسند..!؟
#سیدعلی_صالحی
🔶️🔸️@third_script
گاهی در تنهاییِ خود
از تشنگی سخن میگویند،
نگراناند
حق دارند.
این مردم
گاهی در ازدحامِ جهان
از قیامِ آب سخن میگویند،
نگراناند
حق دارند.
این مردم
گاهی در اندوهِ آدمی
از بارشِ نیزه و از گلوی بریده سخن میگویند
نگراناند
حق دارند.
حق دارند از تَحَکُم بیدلیلِ کلمات بترسند،
حق دارند از کیفرِ بیهودهٔ خستگی بترسند.
آنها برای اثباتِ صبوریِ خویش
نیازی به سوگندِ صبح و
صحیفهٔ نینوا ندارند،
غریبانا...تو بگو!
این مردم خسته
چرا از همین مردمِ خسته میترسند..!؟
#سیدعلی_صالحی
🔶️🔸️@third_script
👍2😢1
ما
نسلِ بوسههای ممنوع بودیم
عشق را
میانِ لبهای هم
پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما
نسلِ آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را
با لبهایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند...
#افشین_یداللهی
#عکس هایی از ایران
دهه هفتاد شمسی
Iran, 1990s.
#photo by Barry Iverson
🔶️🔸️@third_script
نسلِ بوسههای ممنوع بودیم
عشق را
میانِ لبهای هم
پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما
نسلِ آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را
با لبهایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند...
#افشین_یداللهی
#عکس هایی از ایران
دهه هفتاد شمسی
Iran, 1990s.
#photo by Barry Iverson
🔶️🔸️@third_script
🕊2
ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمانِ باور خود خواهند دید؟
ای مادر ما، ایران!
جانِ زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو...
نون نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
🔶️🔸️@third_script
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمانِ باور خود خواهند دید؟
ای مادر ما، ایران!
جانِ زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو...
نون نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
🔶️🔸️@third_script
🕊1