- I don't believe in love without friendship...
Claires knee 1970
Dir: eric rohmer
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
Claires knee 1970
Dir: eric rohmer
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
❤1👍1
There is no worse hell
than to remember vividly
a kiss that
never occurred...
Richard Brautigan
چه فلاکتی بدتر از این
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
#poem
🔶🔸@third_script
than to remember vividly
a kiss that
never occurred...
Richard Brautigan
چه فلاکتی بدتر از این
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
#poem
🔶🔸@third_script
❤3😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه شود گر بدهی جواب نامهی مرا
بنویسی دو سه جمله با کلام بیریا
که در آنجا ز خیال من نمیشوی رها
پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه
مینویسم امشب از صفای دل
نامهای پر آرزو برای تو
که به دیدنم بیا
دور از این بهانهها
تو طنین شعر عاشقانهای
همچو روح شادی زمانهای
تو بیا که بشکفد به لبم ترانهای...
نامهای برای تو
#محمدرضا_شجریان
آهنگساز: سلیم فرزان
ترانه سرا: آذر صرافپور
دستگاه، آواز دشتی
اجرا دهه ۱۳۵۰
🔶🔸@third_script
بنویسی دو سه جمله با کلام بیریا
که در آنجا ز خیال من نمیشوی رها
پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه
مینویسم امشب از صفای دل
نامهای پر آرزو برای تو
که به دیدنم بیا
دور از این بهانهها
تو طنین شعر عاشقانهای
همچو روح شادی زمانهای
تو بیا که بشکفد به لبم ترانهای...
نامهای برای تو
#محمدرضا_شجریان
آهنگساز: سلیم فرزان
ترانه سرا: آذر صرافپور
دستگاه، آواز دشتی
اجرا دهه ۱۳۵۰
🔶🔸@third_script
❤1
Saz o Avaz III [ArtMent.IR]
M.R.Shajarian
آواز: سینه مالامال درد است
#محمدرضا_شجريان
سنتور: پرویز مشکاتیان
تنبک: ناصر فرهنگ فر
غزل از #حافظ
از آلبوم آستان جانان 1362
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی...
🔶🔸@third_script
#محمدرضا_شجريان
سنتور: پرویز مشکاتیان
تنبک: ناصر فرهنگ فر
غزل از #حافظ
از آلبوم آستان جانان 1362
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی...
🔶🔸@third_script
❤1
به نظرم آمد که تمام هستی من سر یک چنگک باریک آویخته شده و در ته چاه عمیق و تاریکی آویزان بودم - بعد از سر چنگک رها شدم، میلغزیدم و دور میشدم ولی به هیچ مانعی برنمیخوردم - یک پرتگاه بیپایان در یک شب جاودانی بود...
#صادق_هدایت
بوف کور
🔶🔸@third_script
#صادق_هدایت
بوف کور
🔶🔸@third_script
❤1
Tasnife Dar Feragh
Mohammadreza Shajarian
تصنیف شور ، در فراق
#محمدرضا_شجریان
#همايون
غزل از #سعدی
از آلبوم غوغای عشقبازان
1385
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی...
🔶🔸@third_script
#محمدرضا_شجریان
#همايون
غزل از #سعدی
از آلبوم غوغای عشقبازان
1385
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی...
🔶🔸@third_script
❤1👍1
منِ رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد
نگوید چون شد آخر آن دلِ بیمار چتوان کرد
دلا بر من همین باشد که جان در راه او بازم
اگر آن ماه ننماید مرا رخسار چتوان کرد
سحرگاهان به کوی او بسی رفتم به بوی او
بسی گفتم قبولم کن، نکرد آن یار چتوان کرد...
#فخرالدین_عراقی
🔶🔸@third_script
نگوید چون شد آخر آن دلِ بیمار چتوان کرد
دلا بر من همین باشد که جان در راه او بازم
اگر آن ماه ننماید مرا رخسار چتوان کرد
سحرگاهان به کوی او بسی رفتم به بوی او
بسی گفتم قبولم کن، نکرد آن یار چتوان کرد...
#فخرالدین_عراقی
🔶🔸@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نازنين
#داريوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نازنین ۱۳۶۹
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
#داريوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نازنین ۱۳۶۹
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
Nazanin
Dariush
نازنين
#داريوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نازنین ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
#داريوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظيم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نازنین ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
❤1
❤3
❤2
کاش از عمر شبی
تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نَبَرَد...
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نَبَرَد...
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
❤2
❤1👍1
سَرای بیکَسی
استاد محمدرضا شجریان
در کوچهسار شب
#محمدرضا_شجریان
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
موسیقی: فریدون شهبازیان
از آلبوم جام تهی
در آواز دشتی ۱۳۸۳
درین سرای بیکسی، کسی به در نمیزند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشستهام در انتظارِ این غبارِ بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود
که خنجر غمت از این خراب تر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند!
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند...
🔶🔸@third_script
#محمدرضا_شجریان
شعر از #هوشنگ_ابتهاج
موسیقی: فریدون شهبازیان
از آلبوم جام تهی
در آواز دشتی ۱۳۸۳
درین سرای بیکسی، کسی به در نمیزند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشستهام در انتظارِ این غبارِ بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود
که خنجر غمت از این خراب تر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند!
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند...
🔶🔸@third_script
❤1
دیدی آرام، آرام، آرام
دلمان به بیکسی
صدایمان به سکوت
و چشمهایمان به تاریکی عادت کردهاند...
#سیدعلی_صالحی
🔶🔸@third_script
دلمان به بیکسی
صدایمان به سکوت
و چشمهایمان به تاریکی عادت کردهاند...
#سیدعلی_صالحی
🔶🔸@third_script
❤1
به نام تو امروز آواز دادم سحر را
به نام تو خواندم
درخت و پل و باد و نیلوفر صبحدم را
تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
🔶🔸@third_script
به نام تو خواندم
درخت و پل و باد و نیلوفر صبحدم را
تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
🔶🔸@third_script
❤3