من فکر میکنم که تو خواهی آمد
وقتی که باد نیست
وقتی که صبح میگذرد در دور
و بر دو راه ساکت خورشید و ماهتاب
روییده در تزلزل بیرنگی
روزی، درشت، شوم، پلاسیده
مثل پلاس برگ گلی بیرنگ
و خواب نیست
نیست
و بیخوابی
کفتاروار میخورد از لاشههای چشم
وقتی که باد نیست
وقتی که صبح میگذرد در دور
من فکر میکنم که تو خواهی آمد...
#رضا_براهنی
(۲۱ آذر ۱۳۱۴ – ۵ فروردین ۱۴۰۱)
🔶🔸@third_script
من فکر میکنم که تو خواهی آمد
وقتی که باد نیست
وقتی که صبح میگذرد در دور
و بر دو راه ساکت خورشید و ماهتاب
روییده در تزلزل بیرنگی
روزی، درشت، شوم، پلاسیده
مثل پلاس برگ گلی بیرنگ
و خواب نیست
نیست
و بیخوابی
کفتاروار میخورد از لاشههای چشم
وقتی که باد نیست
وقتی که صبح میگذرد در دور
من فکر میکنم که تو خواهی آمد...
#رضا_براهنی
(۲۱ آذر ۱۳۱۴ – ۵ فروردین ۱۴۰۱)
🔶🔸@third_script
👍1
جشن شصتمین سالروز تولد مهدی اخوان ثالث
از راست احمد وثوق احمدی،
#رضا_براهنی (۲۱ آذر ۱۳۱۴ – ۵ فروردین ۱۴۰۱)
علی دهباشی، #مهدی_اخوان_ثالث
و ملک ابراهیمی در منزل علیاصغر خبرهزاده
ـ اسفند ۱۳۶۷
🔶🔸@third_script
از راست احمد وثوق احمدی،
#رضا_براهنی (۲۱ آذر ۱۳۱۴ – ۵ فروردین ۱۴۰۱)
علی دهباشی، #مهدی_اخوان_ثالث
و ملک ابراهیمی در منزل علیاصغر خبرهزاده
ـ اسفند ۱۳۶۷
🔶🔸@third_script
❤2
تصمیم گرفتهام شما را فراموش کنم و مطمئن باشید فراموش خواهم کرد. به عقیده و فکر شما بیاندازه اهمیت میدادم ولی بیثباتی آن بر من ثابت شد.
دنیا خیلی بزرگ است. من اگر شما را که صورت آرزوها و امیال باطنم بودید از دست دادهام مسلماً در این دنیای بزرگ کسی را پیدا خواهم کرد که به عواطف و احساساتم بیاعتنا نباشد و قدر مرا بداند و بهعلاوه اگر من شما را از دست دادهام شما هم در عوض دلی را از دست دادهاید که تپشهایِ عاشقانهٔ آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت. بیش از این حرفی ندارم...
#فروغ_فرخزاد
از نامههای فروغ به پرویز شاپور
اولین تپشهای عاشقانهٔ قلبم
🔶🔸@third_script
دنیا خیلی بزرگ است. من اگر شما را که صورت آرزوها و امیال باطنم بودید از دست دادهام مسلماً در این دنیای بزرگ کسی را پیدا خواهم کرد که به عواطف و احساساتم بیاعتنا نباشد و قدر مرا بداند و بهعلاوه اگر من شما را از دست دادهام شما هم در عوض دلی را از دست دادهاید که تپشهایِ عاشقانهٔ آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت. بیش از این حرفی ندارم...
#فروغ_فرخزاد
از نامههای فروغ به پرویز شاپور
اولین تپشهای عاشقانهٔ قلبم
🔶🔸@third_script
❤2
❤1
وقتی که عشق مییاد
حمیرا
وقتی که عشق مییاد
#حميرا
ترانهسرا: معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
تنظيم: احمد پژمان
از آلبوم گلبرگ (۱۳۷۲)
🔶🔸@third_script
#حميرا
ترانهسرا: معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
تنظيم: احمد پژمان
از آلبوم گلبرگ (۱۳۷۲)
🔶🔸@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خراش
نويسنده و كارگردان: مجيد اميني
بازيگران: ساره رشيدي، مهيار پوربابايي، روميسا طاهري
مدير فيلمبرداري: كيوان شهباني
تدوين: فروغ عزيزي
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
نويسنده و كارگردان: مجيد اميني
بازيگران: ساره رشيدي، مهيار پوربابايي، روميسا طاهري
مدير فيلمبرداري: كيوان شهباني
تدوين: فروغ عزيزي
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
محبوب من!
شما دست روی هر درختی میگذارید بهارنارنج میشود.
شما نیستید آسمان بیحوصله است، درخت انجیر گیج است. آینه گریه میکند. زیرا که هم من و هم آینه هر دو دلتنگیم...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
شما دست روی هر درختی میگذارید بهارنارنج میشود.
شما نیستید آسمان بیحوصله است، درخت انجیر گیج است. آینه گریه میکند. زیرا که هم من و هم آینه هر دو دلتنگیم...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤1👍1
از خود گذشتن
آنقدر خاطرش را میخواست که حاضر بود هر کاری برایش بکند. برایش دزدی میکرد که کرد. برایش آدم میکشت که کشت. برایش میمرد. قرار بود فردا صبح ساعت پنج با صندلی الکتریکی اعدامش کنند.
اما او کجا بود..؟
آنانتا نرایان
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
آنقدر خاطرش را میخواست که حاضر بود هر کاری برایش بکند. برایش دزدی میکرد که کرد. برایش آدم میکشت که کشت. برایش میمرد. قرار بود فردا صبح ساعت پنج با صندلی الکتریکی اعدامش کنند.
اما او کجا بود..؟
آنانتا نرایان
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بیآب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
از شاه بیآغاز من پران شدم چون باز من
تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کردهام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راه پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را
گر ذرهای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گستردهای مهمان خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم
نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو
جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند
من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم...
#ديوان_شمس
#مولانا
🔶🔸@third_script
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بیآب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
از شاه بیآغاز من پران شدم چون باز من
تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کردهام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راه پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را
گر ذرهای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گستردهای مهمان خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم
نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو
جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند
من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم...
#ديوان_شمس
#مولانا
🔶🔸@third_script
❤1
محبوب من!
این زنبیلی است که من در صف گذاشتهام.
اگر این صف به ترتیب حروف الفبایی نام عاشقهاست، اسم من عباس کیارستمی است.
اگر به ترتیب ورود به این دنیاست، من حضرت آدمم.
اگر به ترتیب آنهاست که مقتول گشتهاند، من هابیلم.
اگر به ترتیب قد است، من برج بابلم.
اگر به ترتیب داستان است، من گیلگمشم.
اگر به ترتیب عاشقان است، من فرهادم.
اگر به ترتیب مظلومیت است، من یوسفم.
اگر به ترتیب غزل است، صلاح کار کجا و من خراب کجایم.
اگر به بلندی راه است، من راه ابریشمم.
اگر به بلندی دیوار است، دیوار چینم....
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
این زنبیلی است که من در صف گذاشتهام.
اگر این صف به ترتیب حروف الفبایی نام عاشقهاست، اسم من عباس کیارستمی است.
اگر به ترتیب ورود به این دنیاست، من حضرت آدمم.
اگر به ترتیب آنهاست که مقتول گشتهاند، من هابیلم.
اگر به ترتیب قد است، من برج بابلم.
اگر به ترتیب داستان است، من گیلگمشم.
اگر به ترتیب عاشقان است، من فرهادم.
اگر به ترتیب مظلومیت است، من یوسفم.
اگر به ترتیب غزل است، صلاح کار کجا و من خراب کجایم.
اگر به بلندی راه است، من راه ابریشمم.
اگر به بلندی دیوار است، دیوار چینم....
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤1
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از دردِ بیامید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از دردِ بیامید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
❤2
عاشق شدهای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد...
#مولانا
🔶🔸@third_script
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شدهای کلی حلوات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد...
#مولانا
🔶🔸@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زني پوشيده با گردنبند
کارگردان: ابراهیم ایرج زاد
بازیگران: رویا نونهالی، مهرداد صدیقیان
۱۳۹۲
داستان برخورد پسری جوان با زنی که بیست سال پیش همسایه آنها بوده و حالا به واسطه یک گردنبند، تمام اتفاقهای گذشتهشان بر ملا میشود...
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
کارگردان: ابراهیم ایرج زاد
بازیگران: رویا نونهالی، مهرداد صدیقیان
۱۳۹۲
داستان برخورد پسری جوان با زنی که بیست سال پیش همسایه آنها بوده و حالا به واسطه یک گردنبند، تمام اتفاقهای گذشتهشان بر ملا میشود...
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script