ادبیات_ایران_برنامه_دوازدهم_اخوان_ثالث.Mp3
12.9 MB
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه دوازدهم: شاعران خوشنویس
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه دوازدهم: شاعران خوشنویس
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
❤1
مدال طلا
نسیم خنکی میوزید و قایق تاب بر میداشت. پدر به آرامی پارو میزد و پسر دمغ بود. در مسابقهی شنای مدرسه نفس کم آورده بود.
از زیر پل که گذشتند شیشه نوشابهای محکم به سر پدر خورد. پدر فریادی کشید و پارو از دستش افتاد. پسر ترسید. پدر از او خواست که پارو بزند، اما تعادلش را از دست داد و با پارو داخل آب افتاد. هر کاری کرد نتوانست او را توی قایق بکشد. با ناامیدی چند بار فریاد زد و کمک خواست، اما کسی صدایش را نشنید.
به ساحل نگاه کرد. به سرعت لباسهایش را درآورد. در آب شیرجه زد و پدر را با فرق شکافته گرفت و کشاند.
باز مثل مسابقهی شنا نفس کم آورد، اما جان پدر در خطر بود. خود را به گروه امداد رساند.
روز بعد در مدرسه مدال طلا را به او دادند...
ویکتور ژودیس
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
نسیم خنکی میوزید و قایق تاب بر میداشت. پدر به آرامی پارو میزد و پسر دمغ بود. در مسابقهی شنای مدرسه نفس کم آورده بود.
از زیر پل که گذشتند شیشه نوشابهای محکم به سر پدر خورد. پدر فریادی کشید و پارو از دستش افتاد. پسر ترسید. پدر از او خواست که پارو بزند، اما تعادلش را از دست داد و با پارو داخل آب افتاد. هر کاری کرد نتوانست او را توی قایق بکشد. با ناامیدی چند بار فریاد زد و کمک خواست، اما کسی صدایش را نشنید.
به ساحل نگاه کرد. به سرعت لباسهایش را درآورد. در آب شیرجه زد و پدر را با فرق شکافته گرفت و کشاند.
باز مثل مسابقهی شنا نفس کم آورد، اما جان پدر در خطر بود. خود را به گروه امداد رساند.
روز بعد در مدرسه مدال طلا را به او دادند...
ویکتور ژودیس
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Steamboat willie
1928
Mickey mouse
Writers & directors: ub iwerks & walt disney
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶🔸@third_script
1928
Mickey mouse
Writers & directors: ub iwerks & walt disney
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶🔸@third_script
محبوب من!
در میان همه برگهای پاییزی تنها شما سبز میمانید. به قول سنت اگزوپری؛ شما زیباترین گل عالم هستید. زیرا که شما گل سرخ منید. شما تنها گل زیبای من هستید و من دیگر گلی را از میان گلهای دیگر سوا نمیکنم. زیرا که پیشتر زیباترین گل دنیا را انتخاب کردهام. اکنون دیگر کار من این است که از گل زیبای خود مراقبت کنم...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
در میان همه برگهای پاییزی تنها شما سبز میمانید. به قول سنت اگزوپری؛ شما زیباترین گل عالم هستید. زیرا که شما گل سرخ منید. شما تنها گل زیبای من هستید و من دیگر گلی را از میان گلهای دیگر سوا نمیکنم. زیرا که پیشتر زیباترین گل دنیا را انتخاب کردهام. اکنون دیگر کار من این است که از گل زیبای خود مراقبت کنم...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
👍1
❤2
مسابقه لاکپشت و خرگوش
لاکپشت و خرگوش مسابقه دادند. خرگوش شکست خورد. علت ماجرا این بود که خرگوش به پیروزی خود اطمینان داشت. وسط راه چرتی زد اما خوابش برد. لاکپشت برنده شد.
خرگوش اعتراض کرد و خواستار دور دیگری از مسابقه شد. اما اینبار نخوابید و برنده شد. اما لاکپشت دبه کرد و به خرگوش گفت: دوباره مسابقه بدهیم. خرگوش جواب داد: خوب، به هر حال من تندتر میدوم. لاکپشت گفت: در اولین و دومین مسابقه تو مسیر را انتخاب کردی، این بار من این کار را میکنم. خرگوش موافقت کرد.
مسابقه سوم آغاز شد. خرگوش جلوتر از لاکپشت میدوید، اما رودخانه راه او را مسدود کرده بود. لاکپشت شنا کرد و از رودخانه رد شد. از این رو، لاکپشت در مسابقه سوم موفق شد...
فنگ جی کای
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸 @third_script
لاکپشت و خرگوش مسابقه دادند. خرگوش شکست خورد. علت ماجرا این بود که خرگوش به پیروزی خود اطمینان داشت. وسط راه چرتی زد اما خوابش برد. لاکپشت برنده شد.
خرگوش اعتراض کرد و خواستار دور دیگری از مسابقه شد. اما اینبار نخوابید و برنده شد. اما لاکپشت دبه کرد و به خرگوش گفت: دوباره مسابقه بدهیم. خرگوش جواب داد: خوب، به هر حال من تندتر میدوم. لاکپشت گفت: در اولین و دومین مسابقه تو مسیر را انتخاب کردی، این بار من این کار را میکنم. خرگوش موافقت کرد.
مسابقه سوم آغاز شد. خرگوش جلوتر از لاکپشت میدوید، اما رودخانه راه او را مسدود کرده بود. لاکپشت شنا کرد و از رودخانه رد شد. از این رو، لاکپشت در مسابقه سوم موفق شد...
فنگ جی کای
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸 @third_script
👍1
Audio
به حریم خلوت خود
#پریسا
شعر از هاتف اصفهانی
در دستگاه ماهور
#موسیقی
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم
من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران
که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم
به هزار خنجرم ار عیان زند از دلم رود آن زمان
که نوازد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم
شدهام چو هاتف بینوا به بلای هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا گر از این بلا برهانیم...
🔶🔸@third_script
#پریسا
شعر از هاتف اصفهانی
در دستگاه ماهور
#موسیقی
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم
من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران
که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم
به هزار خنجرم ار عیان زند از دلم رود آن زمان
که نوازد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم
شدهام چو هاتف بینوا به بلای هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا گر از این بلا برهانیم...
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
sand castle 2015
(Chateau De Sable)
Writer & director: quentin deleau
a group of soldiers who are protecting a beautiful pear in the middle of the desert. The only problem is that there is a giant crab plotting to take it for its own...
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶🔸@third_script
(Chateau De Sable)
Writer & director: quentin deleau
a group of soldiers who are protecting a beautiful pear in the middle of the desert. The only problem is that there is a giant crab plotting to take it for its own...
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶🔸@third_script
❤1
کارگر فصلی
تازه وارد شرکت شدهام. نمیدانم کارم چقدر طول میکشد. توی هر شرکتی که وارد میشوم، باید جمع کنند بروند. قبل از آنکه من در اداره حاضر شوم، کارها خوابیده، قرارداد یا گزینشی در کار نیست.
من مدیران یا حتی روسای ادارات را نمیشناسم. پروندهها، پوشهها، میزها، و صندلیها را بستهبندی کردهاند. من هم همراه وسایل، تجهیزات و کارکنان قدیمی شرکت جابهجا میشوم. کارها که تمام میشود، از شرکت چیزی نمیماند. من کارگر فصلی حمل بار هستم...
آندره نولان
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
تازه وارد شرکت شدهام. نمیدانم کارم چقدر طول میکشد. توی هر شرکتی که وارد میشوم، باید جمع کنند بروند. قبل از آنکه من در اداره حاضر شوم، کارها خوابیده، قرارداد یا گزینشی در کار نیست.
من مدیران یا حتی روسای ادارات را نمیشناسم. پروندهها، پوشهها، میزها، و صندلیها را بستهبندی کردهاند. من هم همراه وسایل، تجهیزات و کارکنان قدیمی شرکت جابهجا میشوم. کارها که تمام میشود، از شرکت چیزی نمیماند. من کارگر فصلی حمل بار هستم...
آندره نولان
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
أحضنی و کأنی سَأموتُ غداً
-و ماذا عَنِ الغَد؟
أحضنی و کاننی عُدتُ...
مرا طوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
-و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام...
#نزار_قبانی
#عربیات
🔶🔸@third_script
-و ماذا عَنِ الغَد؟
أحضنی و کاننی عُدتُ...
مرا طوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
-و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام...
#نزار_قبانی
#عربیات
🔶🔸@third_script
❤1
Javani
Hossein Ghavami
جوانی
#حسین_قوامی
(۱۷ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۱۷ اسفند ۱۳۶۸)
شعر از نواب صفا
آهنگساز حسین یاحقی
#موسیقی
🔶🔸@third_script
#حسین_قوامی
(۱۷ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۱۷ اسفند ۱۳۶۸)
شعر از نواب صفا
آهنگساز حسین یاحقی
#موسیقی
🔶🔸@third_script
Audio
Ain't Going Down This Time
Tony Joe White
July 4, 1991
Genre: Rock, blues
song by Tony Joe White
#music
🔶🔸@third_script
Tony Joe White
July 4, 1991
Genre: Rock, blues
song by Tony Joe White
#music
🔶🔸@third_script
"Ain't Going Down This Time"
I've been laying low
Living in the shadows
Spending time alone
Conversations with the wall
Hanging on
I'm just trying to matter
And I remain
Trying to make some sense of it all
I've been here before I'm familiar with the pain
But I ain't running no more there's one thing changed
Ain't going down this time
This time I ain't going down
Like an undertow
I feel the promise of the nighttime
But I've been down that road
And my search came to an end
I hit the motherload
Enough blues for a lifetime
Now I'm digging deep inside
Trying to find my way back again
You know you've entered the danger zone
When you look in the eyes and there's no one home
Ain't going down this time
This time I ain't going down
Deep in the night
I miss a woman's touch
The fire burns strong
And I'm drawn to the flame
But I pay the price
When I get caught up in the heartbeat
And passion flows
Unrestrained
No one left to blame I'm faced with the truth
And it's all too plain when there's nothing left to lose
Ain't going down this time
This time I ain't goin'
#lyrics
🔶🔸@third_script
I've been laying low
Living in the shadows
Spending time alone
Conversations with the wall
Hanging on
I'm just trying to matter
And I remain
Trying to make some sense of it all
I've been here before I'm familiar with the pain
But I ain't running no more there's one thing changed
Ain't going down this time
This time I ain't going down
Like an undertow
I feel the promise of the nighttime
But I've been down that road
And my search came to an end
I hit the motherload
Enough blues for a lifetime
Now I'm digging deep inside
Trying to find my way back again
You know you've entered the danger zone
When you look in the eyes and there's no one home
Ain't going down this time
This time I ain't going down
Deep in the night
I miss a woman's touch
The fire burns strong
And I'm drawn to the flame
But I pay the price
When I get caught up in the heartbeat
And passion flows
Unrestrained
No one left to blame I'm faced with the truth
And it's all too plain when there's nothing left to lose
Ain't going down this time
This time I ain't goin'
#lyrics
🔶🔸@third_script
❤1👍1
4_5869438990305723050.gif
69.3 KB
زن نه تفریح است و نه طعمه. شیء در برابر نفس نیست، بلکه قطبی است که برای وجود قطب دیگر ضرورت دارد. مردانی که این حقیقت را نشناختهاند -مثلاً ناپلئون- سرنوشت مردانهٔ ناقصی داشتهاند؛ افراد تلفشدهای هستند...
جنس دوم
#سیمون_دوبووار
#gif
Anouk aimée
Les mauvaises rencontres (1955)
dir: Alexandre Astruc
🔶🔸@third_script
جنس دوم
#سیمون_دوبووار
#gif
Anouk aimée
Les mauvaises rencontres (1955)
dir: Alexandre Astruc
🔶🔸@third_script
❤2
دوست داشتن، دلِ آدم را روشن میکند...
سووشون
#سیمین_دانشور
(۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰)
🔶🔸@third_script
سووشون
#سیمین_دانشور
(۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰)
🔶🔸@third_script
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلهای اطلسی
#سيمين_غانم
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگسازي و تنظيم: فریبرز لاچینی
از آلبوم ماتم ۱۳۵۷
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
#سيمين_غانم
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگسازي و تنظيم: فریبرز لاچینی
از آلبوم ماتم ۱۳۵۷
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
❤1
simin qhanem
golhaye atlasi
گلهای اطلسی
#سيمين_غانم
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگسازي و تنظيم: فریبرز لاچینی
از آلبوم ماتم ۱۳۵۷
🔶🔸@third_script
#سيمين_غانم
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگسازي و تنظيم: فریبرز لاچینی
از آلبوم ماتم ۱۳۵۷
🔶🔸@third_script
❤1
محبوب من!
همیشه روزها به موقع شب میشدند. آفتاب به موقع غروب میکرد و شب به هنگام سحر میشد. اما...وقتی که عاشقی شبها صبح نمیشوند، روزها هم به موقع شب نمیشوند. خورشید هر وقت که دلش بخواهد غروب میکند. امان از روزگار عاشقی...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
همیشه روزها به موقع شب میشدند. آفتاب به موقع غروب میکرد و شب به هنگام سحر میشد. اما...وقتی که عاشقی شبها صبح نمیشوند، روزها هم به موقع شب نمیشوند. خورشید هر وقت که دلش بخواهد غروب میکند. امان از روزگار عاشقی...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤2
بچه سر راهی
در زدند. سگها توی حیاط پشتی پارس کردند. گرسنه بودند.
لرد آرتور داد زد: "خفه! هنوز وقت شام نشده!"
سگها بلندتر پارس کردند. آرتور رفت دم در و در را باز کرد. نگاه کرد. بچهای را توی سبد گذاشته بودند. هیچ یادداشتی هم همراه آن نبود.
آرتور گفت: "اسم نداری بچه؟ خوب بگذار ببینم میتوانم اسمی برایت پیدا کنم."
سبد را با خود به حیاط پشتی برد. بچه را پرت کرد جلوی سگهای گرسنه: "اسم تو را میگذارم شام"
سبد را هم برد و توی دستشویی گذاشت تا در آن مجله باطله بگذارد.
الیزابت الیسون
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
در زدند. سگها توی حیاط پشتی پارس کردند. گرسنه بودند.
لرد آرتور داد زد: "خفه! هنوز وقت شام نشده!"
سگها بلندتر پارس کردند. آرتور رفت دم در و در را باز کرد. نگاه کرد. بچهای را توی سبد گذاشته بودند. هیچ یادداشتی هم همراه آن نبود.
آرتور گفت: "اسم نداری بچه؟ خوب بگذار ببینم میتوانم اسمی برایت پیدا کنم."
سبد را با خود به حیاط پشتی برد. بچه را پرت کرد جلوی سگهای گرسنه: "اسم تو را میگذارم شام"
سبد را هم برد و توی دستشویی گذاشت تا در آن مجله باطله بگذارد.
الیزابت الیسون
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
❤1