Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
چه آتشی تو ، ندانیم واین چه تأثیر است
که هر که دورتر از توست بیشتر سوزد...

روشنی همدانی
#شعر
🔶🔸@third_script
2
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم...

#حافظ
🔶🔸@third_script
1
شاید بهتر بود که خداوند ما را هم مثل گیاه خلق می‌کرد، یعنی اینکه پای‌مان محکم توی زمین باشد، آن‌وقت هیچکدام از این کثافت‌ کاری‌های مربوط به جنگ و مرز و این چیز‌ها اصلا پیش نمی‌آمد...

بازمانده‌ی روز
کازوئو ایشی گورو
نجف‌ دریابندری
نشر کارنامه
🔶🔸@third_script

👍1
هوای روی تو دارم، نمی گذارندم
سایه
هوای روی تو دارم نمی‌گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که می‌سپارندم

مگر در این شب دیر انتظارِ عاشق‌کُش
به وعده‌های وصال تو زنده دارندم

غمم نمی‌خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی‌گذارندم

سری به سینه فرو برده‌ام مگر روزی
چو گنج گم‌شده زین کنج غم برآرندم

چه باک اگر به دل بی‌غمان نبردم راه
غم شکسته‌دلانم که می‌گسارندم

من آن ستارۀ شب زنده‌دار امّیدم
که عاشقان تو تا روز می‌شمارندم

چه جای خواب که هر شب محصّلان فراق
خیال روی تو بر دیده می‌گمارندم

هنوز دست نَشسته‌ست غم ز خون دلم
چه نقش‌ها که ازین دست می‌نگارندم

کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد
که همچو خوشۀ انگور می‌فشارندم...

#هوشنگ_ابتهاج
(زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶-رشت)
#صدای_شاعر
🔶🔸@third_script
👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Love Is Like Life But Longer 2011
Director: Poppy de Villeneuve
Writer: Simon Van Booy
Stars: Maya Kazan
Joan Copeland
Jeremy Strong
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
1
بیا که بی تو به‌جان آمدم ز جان دادن
به هر دقیقه که جانی نمی‌توان دادن

شد از تطاولِ شب‌هایِ هجر معلومم
که مرگ نیست مسلّم به‌صِرفِ جان دادن...

#عماد_خراسانی
🔶🔸@third_script
1
تمام من
داریوش
تمام من
#داريوش
ترانه‌سرا: شهیار قنبری
آهنگ‌‌سازي و تنظيم: عبدی یمینی
از آلبوم امان از...
🔶🔸@third_script
1
تولد من، تولد تو کودک پیر

پیر مرد ادای کودکان را در می‌آورد. گاهی هم با هم‌سن و سالان خود در آسایشگاه سالمندان به بی‌کسی خود می‌گریست. به بازی بی‌انتهای زندگی رنگ فراموشی می‌زد. انگار خود را برای مرگ آماده می‌کرد.
صبحانه‌اش را که روی میز گذاشته بودند، دست نخورده برگرداند. راستی برای ورزش صبحگاهی هم نیامده بود...

آرتور دوناوان
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
👍1
فراق
محمدابراهیم جعفری
می‌خواهی بمان،
می‌خواهی برو،
رفتنِ تو
دل‌انگیز تر از
آمدنِ دیگریست...

محمدابراهیم جعفری
#صدای_شاعر
🔶🔸@third_script
1
Return to Me
Dean Martin
Return to Me
Dean Martin
lyrics by Danny Di Minno
released in 1958
#lyrics
Return to me
Oh my dear I'm so lonely
Hurry back, hurry back
Oh my love hurry back I'm yours

Return to me
For my heart wants you only
Hurry home, hurry home
Won't you please hurry home to my heart

My darling, if I hurt you I'm sorry
Forgive me and please say you are mine

Return to me
Please come back bella mia
Hurry back, hurry home to my arms
To my lips and my heart

Retorna me
Cara mia ti amo
Solo tu, solo tu, solo tu, solo tu
Mio cuore
🔶🔸@third_script
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

مِی وصلم بچشان تا درِ زندان ابد
از سرِ عربده مستانه به هم درشکنم...

#مولانا
🔶🔸@third_script
1
محبوب من!
عاشق بودن دوست داشتن چیزی است که به همه مربوط است. نباید تنها عده‌ای عاشق باشند. عشق یک سرمایه‌ی جهانی است. گنجی است باد‌آورده. پیش از شما خیال می‌کردم عشق در سیاره‌ی دیگری است. نمی‌دانستم همین جاست کنار شما، در قلب خودم همین قلبی که هنوز در سینه‌ام می‌تپد. شما همیشه اینجا بوده‌اید. عشق گنجی باد‌آورده است، یغما نیست، باید جست، پیدا کرد با سختی با رنج. عشقِ آماده گوارا نیست. اجرت عاشق رنج‌هایی است که می‌کشد...

حیف حوصله‌ام پیر شده
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
1
امیدواران دستِ طلب ز دامن دوست
اگر فرو گسلانند در که آویزند...

#سعدی
🔶🔸@third_script
1
I Want You
Bob Dylan
I Want You
Bob Dylan
Songwriter: Bob Dylan
Released: June 20, 1966
#music
🔶🔸@third_script
👍1
"I Want You"
Bob Dylan
#lyrics
The guilty undertaker sighs
The lonesome organ grinder cries
The silver saxophones say I should refuse you
The cracked bells and washed-out horns
Blow into my face with scorn
But it's not that way
I wasn't born to lose you
I want you, I want you
I want you so bad
Honey, I want you.

The drunken politician leaps
Upon the street where mothers weep
And the saviors who are fast asleep
They wait for you
And I wait for them to interrupt
Me drinkin' from my broken cup
And ask for me
Open up the gate for you
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.

Now all my fathers they've gone down
True love they've been without it
But all their daughters put me down
'Cause I don't think about it.

Well, I return to the Queen of Spades
And talk with my chambermaid
She knows that I'm not afraid
To look at her
She is good to me
And there's nothing she doesn't see
She knows where I'd like to be
But it doesn't matter
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.

Now your dancing child with his Chinese suit
He spoke to me, I took his flute
No, I wasn't very cute to him - Was I ?
But I did though because he lied
Because he took you for a ride
And because time was on his side
And because I ..
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you...
🔶🔸@third_script
👍1
گم شده، پیدا شده

لورا در مدرسه به کرم کتاب معروف بود. همیشه سرش توی کتاب بود. می‌گفت: دانش گنج است.
امروز آخرین رمان نویسنده محبوب خود را می‌خواند که از کتابخانه امانت گرفته بود. صفحه آخر را که برگرداند، یک برگ بلیت بخت‌آزمایی از لای کتاب سر خورد و چرخان کف اتاق افتاد. فردا میلیاردر می‌شود...

الن هی‌لند
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
1
محبوب من!
ببخشید که من پیر شده‌ام و شما همچنان جوان و تازه‌اید. شما می‌روید، همه پنجره‌ها برای شما دست تکان می‌دهند. بوی گیسوی شما اینجا چه می‌کند؟
باز هم نسیمی راهش را گم کرده است. شما رفته‌اید و اشکهایم دلتنگی را به روی من می‌آورند...

#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
2
ادبيات ايران
اخوان ثالث
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه‌ یازدهم: پرسش‌های شاعران درباره شب و آسمان
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
1
فقیری از کنار دکان کبابی می‌گذشت. دید کبابی گوشت ها را در سیخ کرده و به روی آتش نهاده، باد می‌زد و بوی کباب در بازار پی‌چیده بود. فقیری گرسنه بود و سکه ای نداشت پس تکه نانی از توبره‌اش در آورد و در مسیر دود کباب گرفته به دهان گذاشت. به همین ترتیب چند تکه نان خورد و به راه افتاد. کباب فروش که او را دیده بود به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت: کجا..؟ پول دود کبابی را که خورده‌ای بده. رندی آنجا حاضر بود و دید که فقیر التماس میکند. دلش سوخت و جلو رفته به کبابی گفت: این مرد را رها کن، من پول دود کبابی را که او خورده می‌دهم. کباب فروش قبول کرد. مرد کیسه پولش را در آورد و زیر گوش کبابی شروع به تکان دادن کرد و صدای جرینک جرینگ سکه‌ها به گوش کبابی خورد و بعد به او گفت : بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده بشمار و تحویل بگیر.
کباب فروش گفت : این چه پول دادن است..؟ گفت: کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد...

امثال و حکم
علی اکبر دهخدا
🔶🔸@third_script
👍1
لوکوموتیو

روزگاری لوکوموتیو، ریل‌های راه‌آهن تازه تاسیس را در می‌نوردید؛ صیقل می‌داد و چرخ‌هایش صیقل می‌خورد. سال‌ها گذشت و همچنان کار می‌کرد تا آن‌که بر اثر خوردگی فرسوده شد. آن را به انبار اسقاط فرستادند. می‌دانست زندگی‌اش به پایان رسیده. شهرداری آن را تحویل گرفت، رنگ کرد و زیر سایباتی در پارک گذاشت. لوکوموتیو حالا زندگی تازه‌ای پیدا کرده. بازی قایم‌باشک بچه‌ها شادی گذشته را به او برگردانده است.

ادوارد مارتین
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
1