Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
يادته يه بار با اميد تو كارخونه سر كيفيت غذاي كارگرها اعتراض كردين و بازداشت شدين؟
يادته از بازداشت كه دراومدي چي به من گفتي؟
گفتي به اين نتيجه رسيدي كه تو اين مملكت يا بايد ظالم باشي يا مظلوم چون گزينه ديگه اي وجود نداره...

لرد
نویسنده و كارگردان: محمد رسول‌اف
1395
#ديالوگ
🔶🔸@third_script
👍1
مسکینی و غریبی از حد گذشت ما را
بر ما اگر ببخشی وقتست وقت یارا

هر چند ما خموشیم ای چرخ بی مروت
حدی بود ستم را ، اندازه ای جفا را...

#طبيب_اصفهاني
#شعر
🔶🔸@third_script
5
ماجرا از این قرار است که «کِن هَریسن» مجسمه‌ساز و استاد دانشگاه در پی یک سانحه رانندگی از گردن به پایین برای همیشه فلج شده است. او دیگر درمان نمی‌شود و هرگز نمی‌تواند کارهایی را که دوست دارد انجام دهد بنابراین تصمیم می‌گیرد که بمیرد. مبارزه هریسن برای به دست آوردن حق مرگ موضوع این نمایشنامه پرقدرت است که خواننده در سراسر آن به عنوان کتاب هم فکر می‌کند.

هریسن شش ماه پیش به بخش مراقبت‌های ویژه آورده شده و دکترها تصمیم دارند پس از اینکه وضعیتش را کاملا تثبیت کردند او را به یک بیمارستان دائمی منتقل کنند. اما حالا همه‌چیز برای هریسن عوض شده و او به شکل آگاهانه می‌خواهد که از بیمارستان مرخص شود. نتیجه این تصمیم مساوی است با مرگ...

برایان کلارک پرسش بزرگی را درباره زندگی پیش می‌کشد، پرسشی که از محدوده شخصی که نمایشنامه توصیف می‌کند فراتر می‌رود:
آیا من اراده آزاد دارم؟
چه کسی می‌داند که چه چیزی برای من مناسب‌تر است؟
آیا من مناسب‌ترین شخصی هستم که می‌تواند تشخیص دهد چه کاری می‌توانم یا نمی‌توانم انجام دهم..؟

#پیشنهاد_کتاب
#نمایشنامه
🔶🔸@third_script
👍2
من به مرگ تمایل ندارم. اما اینو هم نمی‌خوام که به هر قیمتی زنده بمونم. معلومه که دلم می‌خواد زندگی کنم، ولی تا جایی که به من مربوط می‌شه، من دیگه مرده‌م. من فقط از پزشکا می‌خوام این واقعیتو به رسمیت بشناسن. من اصلاً نمی‌تونم بپذیرم که در چنین وضعیتی بشه به معنای حقیقیِ کلمه زندگی کرد...

بالاخره این زندگی مال کیه
برایان کلارک
ترجمه احمد کسایی‌پور
نشر کارنامه
#نمایشنامه
🔶🔸@third_script
👍1
ای آرزوی گمشده، مهمان کیستی؟
درد منی؛ بگو که درمان کیستی؟

دامانِ من به اشکِ ندامت، پُر آتش است
ای نوگلِ شکفته، به دامان کیستی..؟

سید عمادالدین حسنی برقعی، معرف به #عماد_خراسانی (۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲)

🔶🔸@third_script
👍21
بعضی وقتها اون جای دنجی که دنبالشیم درست وسط جمعیته، میون شلوغی و سر و صدا و هزار جور چیز دیگه...

سازهای ناکوک
نویسنده و کارگردان: علی حضرتی
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
1
چشم می‌بندم و دیگر نمی‌خوانمت.
می‌روم و از هر چه هستم نیست می‌شوم...

درخت خون
مهدی جواهریان

🔶🔸@third_script
👍2
Audio
می گریزم (گریز)
#مرضيه
ترانه سرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگسازي و تنظيم: حبیب الله بدیعی
در دستگاه دشتي
#موسيقي
🔶🔸@third_script
1
وَ ما دلیلُ الحُبِّ؟
أن تملکَ ألفَ سببٍ لِرَحیلٍ وَ لاترحَلُ

نشانه ی عشق چیست؟
اینکه هزار دلیل برای رفتن داشته باشی و نروی...

#عربیات
🔶🔸@third_script
3
فرانسوی‌ ها ضرب‌المثلی دارند که می‌گویند خداحافظی کردن اندکی مردن است. بد مسبا برای همه چیز ضرب‌المثل دارند عالی و ظریف...

شراب خام
#اسماعیل_فصیح
(۲ اسفند ۱۳۱۳ تهران - ۲۵ تیر ۱۳۸۸ تهران)
🔶🔸@third_script
1
‏بلاتکلیف تر از اسفند دیده ای؟
معشوقه‌ی زمستانست
اما عطر بهار را به پیراهنش می‌زند...

مهسا مجیدی پور
🔶🔸@third_script
👍2
ادبیات ایران اخوان ثالث.Mp3
13.9 MB
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه‌ی دهم: خلیل الله خلیلی (شاعر افغانستانی)
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
1
Yeki Az Moulole Khorasan Mahmoud Saboktakin Ra Be Khaab Chenan Did…
Khosro Shakibaei
حكايتي از گلستان #سعدي
با صداي خسرو #شكيبايي
موسيقي: كارن همايونفر
آرش بادپا
🔶🔸@third_script
👍21
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد...

#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
👍1
مرگ و تولد هیچ‌وقت خسته‌کننده نمی‌شوند. هر دو فقط یک‌بار اتفاق می‌افتند، اما… مرگ قابل‌تحمل‌تر است؛ اگر کسی بخواهد، می‌تواند محل، نحوه و زمانش را انتخاب کند. درست خلاف تولد که به اجبار می‌رود توی پاچه‌ی آدم و راه گریزی هم نیست...

آداب دنیا
یعقوب یادعلی
(۱ خرداد ۱۳۴۹ – ۳ اسفند ۱۴۰۰)
🔶🔸@third_script
👍1
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست...

#هوشنگ_ابتهاج
🔶🔸@third_script
3
چه آتشی تو ، ندانیم واین چه تأثیر است
که هر که دورتر از توست بیشتر سوزد...

روشنی همدانی
#شعر
🔶🔸@third_script
2
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم...

#حافظ
🔶🔸@third_script
1
شاید بهتر بود که خداوند ما را هم مثل گیاه خلق می‌کرد، یعنی اینکه پای‌مان محکم توی زمین باشد، آن‌وقت هیچکدام از این کثافت‌ کاری‌های مربوط به جنگ و مرز و این چیز‌ها اصلا پیش نمی‌آمد...

بازمانده‌ی روز
کازوئو ایشی گورو
نجف‌ دریابندری
نشر کارنامه
🔶🔸@third_script

👍1