از دروغ بپرهیز، از همهی دروغها، مخصوصا دروغ به خودت. مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن.
و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران. آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد.
و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس...
برادران کارامازوف
#فئودور_داستایوفسکی
🔶🔸@third_script
و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران. آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد.
و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس...
برادران کارامازوف
#فئودور_داستایوفسکی
🔶🔸@third_script
سلامٌ لِلذین أُحبُّهم عبثاً...
سلام بر آنان که بيهوده دوستشان داریم...
#محمود_درویش
#عربيات
🔶🔸@third_script
سلام بر آنان که بيهوده دوستشان داریم...
#محمود_درویش
#عربيات
🔶🔸@third_script
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The wimp (بی عرضه)
1968
Director: sergei eisenstein
Writer: anton chekhov
چخوف در این #داستان_کوتاه وضعیت زنی خدمتکار به نام یولیا را روایت میکند که در کمال بی دست و پایی در برابر دروغ و زورگویی کارفرمای خود سکوت و سپاسگزاری میکند...
چخوف این داستان را در سال 1885 منتشر نموده است.
#فیلم_کوتاه
#آنتوان_چخوف
🔶🔸@third_script
1968
Director: sergei eisenstein
Writer: anton chekhov
چخوف در این #داستان_کوتاه وضعیت زنی خدمتکار به نام یولیا را روایت میکند که در کمال بی دست و پایی در برابر دروغ و زورگویی کارفرمای خود سکوت و سپاسگزاری میکند...
چخوف این داستان را در سال 1885 منتشر نموده است.
#فیلم_کوتاه
#آنتوان_چخوف
🔶🔸@third_script
می خوام برم
شادمهر
میخوام برم
#شادمهر_عقيلي
ترانهسرا: فرید احمدی
آهنگسازي و تنظيم: شادمهر عقيلي
از آلبوم آدم و حوا (۱۳۸۰)
🔶🔸@third_script
#شادمهر_عقيلي
ترانهسرا: فرید احمدی
آهنگسازي و تنظيم: شادمهر عقيلي
از آلبوم آدم و حوا (۱۳۸۰)
🔶🔸@third_script
👍1
Listen To Your Heart
Roxette
Listen to Your Heart
Roxette
Released: September 1988
Genre: Pop rock
#music
#lyrics
I know there's something in the wake of your smile
I get a notion from the look in your eyes, yeah
You've built a love, but that love falls apart
Your little piece of Heaven turns too dark
Listen to your heart, when he's calling for you
Listen to your heart, there's nothing else you can do
I don't know where you're going and I don't know why
But listen to your heart
Before you tell him goodbye...
🔶🔸@third_script
Roxette
Released: September 1988
Genre: Pop rock
#music
#lyrics
I know there's something in the wake of your smile
I get a notion from the look in your eyes, yeah
You've built a love, but that love falls apart
Your little piece of Heaven turns too dark
Listen to your heart, when he's calling for you
Listen to your heart, there's nothing else you can do
I don't know where you're going and I don't know why
But listen to your heart
Before you tell him goodbye...
🔶🔸@third_script
👍1
مَن غَریبَم و ذِکر تو غَریب
و مَن با ذِکرِ تو اُلفَت گِرِفتهام
زیرا که غَریب با غَریب اُلفَت گیرَد...
#تذکرة_الاولیا
ذکرِ یحیی معاذ رازی
🔶🔸@third_script
و مَن با ذِکرِ تو اُلفَت گِرِفتهام
زیرا که غَریب با غَریب اُلفَت گیرَد...
#تذکرة_الاولیا
ذکرِ یحیی معاذ رازی
🔶🔸@third_script
❤4
پرده از چهره بر افکن که چو خورشیدِ سحر
بهرِ دیدارِ تو لبریزِ نگاه آمدهایم...
#اقبال_لاهوری
#شعر
🔶🔸@third_script
بهرِ دیدارِ تو لبریزِ نگاه آمدهایم...
#اقبال_لاهوری
#شعر
🔶🔸@third_script
❤2👍1
تنهایی یعنی ساعت نشون بده وقت خوابیدن نیست، تو خوابت نیاد اما بخوابی که زمان رو بکشی، بخوابی تا ساعتها بگذرن؛ اون روز تو مُردی...
Cinderella Man
2005
Director: Ron Howard
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
Cinderella Man
2005
Director: Ron Howard
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتیست که از روزگار هجران گفت
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز
که هر چه گفت بَریدِ صبا پریشان گفت
فغان که آن مهِ نامهربانِ مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت...
#حافظ
🔶🔸@third_script
فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتیست که از روزگار هجران گفت
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز
که هر چه گفت بَریدِ صبا پریشان گفت
فغان که آن مهِ نامهربانِ مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت...
#حافظ
🔶🔸@third_script
❤3
در سینهام
سرمایی از زمستانی ناشناخته
رخنه کرده است،
من فردای روزِ رفتنت هستم...
#ایلهان_برک
#شعر
🔶🔸@third_script
سرمایی از زمستانی ناشناخته
رخنه کرده است،
من فردای روزِ رفتنت هستم...
#ایلهان_برک
#شعر
🔶🔸@third_script
👍1
تمرکز نشئه
چقدر و چند ازین پرندهها بغلات داری بپروازان همه را من آمدهام
آمادهام
از آسمان کاغذ خالی میبارد آغشته کردی آغشته مرا به خونِ خود بپروازان حالا
کاشکاش آمد کلاغهای جهان نیستند و آسمان میباراند روحِ تو را بر روی من
چقدر و چند ببینم و هیچگاه سیر نشوم
میآمدهای انگار با غنچهها از گوشهایت هرچه با چشمهایم تو را بخورم سیر نمیشوم
بسیرانم
بگو بپرانَندم و دور خود دور تو چرخانَندم و دامنهایت را بهتکان بریزانم من میوههایم را
که پیش مرگ تو باشم که بوی گردن آهو را بپیچانم به جانم که پیش پیش مرگ تو باشم
بیِ شکسته با الفِ قد تو میرقصد حالا همه کلمه آن تو میان من بالای ما
چقدر و چند ازین چیزها بغلات داری چقدر و چند
به خودت او گفتی مرا به او در خیالاش بغلتان که خواباش با خوابام آید
حرامیانِ رؤیاهایم را بیدار کن که دروازههای زمان باز شده زن و زمان و زبان همسفر
و شهر را خبر نکن که جنوناش بر سطح رنگ میساید جنونِ من نگرانی است
مرا به روی انگشتات بچرخان بچرخانم بچرخاننمان که هر دو بیماریم
به کجا که برگردی کجا آن کجاست کجا هم نیست
در نهاد زن و شادیی او اوییدن
به گردنِ خود ببوسانم از کجاهایم به ساحل آمدهام حتا هنوز هم غرق طراوتِ نامات
یارم نباش، خودت باشم خودم باش خود پیش مرگِ تو بودن
خبر کن موسیقی را که گرههای انگشتانات به ماه گره خوردهاند
که ناخنات هلال ماه شده چیزی نیست هلالِ ماه در شب واحد بودی چیزی نیست
مرا به سوی خود بتابان بچین، رسیده و نرسیده بچین و پنجره را باز کن
جهان به سوی جهان است ببیندت حالا بچینام
برو به هوا، به هوای اینکه من از پشت پا نگرانات شوم
و آمدی که بیایی بیا و چنگوار منحنیام را بگیر و باز بغل کن بزن که بخواند
بِدَم به من پهلوهایت را و شانههایت را
بتوفانم و برنگردانام و هیچام کن که هیچ نداندمان
و شهر را خبر نکن که این که میگویم جنون نداند
و یادگارم کن به دیوارهای هیچ و بنویسانم
و بگو دیوارها را به زیر پاهایت دراز کنند
خود را به سوی آسمان مثل همیشهها بدرازان کسی نداندمان
من آمادهام...
#رضا_براهني
🔶🔸@third_script
چقدر و چند ازین پرندهها بغلات داری بپروازان همه را من آمدهام
آمادهام
از آسمان کاغذ خالی میبارد آغشته کردی آغشته مرا به خونِ خود بپروازان حالا
کاشکاش آمد کلاغهای جهان نیستند و آسمان میباراند روحِ تو را بر روی من
چقدر و چند ببینم و هیچگاه سیر نشوم
میآمدهای انگار با غنچهها از گوشهایت هرچه با چشمهایم تو را بخورم سیر نمیشوم
بسیرانم
بگو بپرانَندم و دور خود دور تو چرخانَندم و دامنهایت را بهتکان بریزانم من میوههایم را
که پیش مرگ تو باشم که بوی گردن آهو را بپیچانم به جانم که پیش پیش مرگ تو باشم
بیِ شکسته با الفِ قد تو میرقصد حالا همه کلمه آن تو میان من بالای ما
چقدر و چند ازین چیزها بغلات داری چقدر و چند
به خودت او گفتی مرا به او در خیالاش بغلتان که خواباش با خوابام آید
حرامیانِ رؤیاهایم را بیدار کن که دروازههای زمان باز شده زن و زمان و زبان همسفر
و شهر را خبر نکن که جنوناش بر سطح رنگ میساید جنونِ من نگرانی است
مرا به روی انگشتات بچرخان بچرخانم بچرخاننمان که هر دو بیماریم
به کجا که برگردی کجا آن کجاست کجا هم نیست
در نهاد زن و شادیی او اوییدن
به گردنِ خود ببوسانم از کجاهایم به ساحل آمدهام حتا هنوز هم غرق طراوتِ نامات
یارم نباش، خودت باشم خودم باش خود پیش مرگِ تو بودن
خبر کن موسیقی را که گرههای انگشتانات به ماه گره خوردهاند
که ناخنات هلال ماه شده چیزی نیست هلالِ ماه در شب واحد بودی چیزی نیست
مرا به سوی خود بتابان بچین، رسیده و نرسیده بچین و پنجره را باز کن
جهان به سوی جهان است ببیندت حالا بچینام
برو به هوا، به هوای اینکه من از پشت پا نگرانات شوم
و آمدی که بیایی بیا و چنگوار منحنیام را بگیر و باز بغل کن بزن که بخواند
بِدَم به من پهلوهایت را و شانههایت را
بتوفانم و برنگردانام و هیچام کن که هیچ نداندمان
و شهر را خبر نکن که این که میگویم جنون نداند
و یادگارم کن به دیوارهای هیچ و بنویسانم
و بگو دیوارها را به زیر پاهایت دراز کنند
خود را به سوی آسمان مثل همیشهها بدرازان کسی نداندمان
من آمادهام...
#رضا_براهني
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ادوارد مایبریج
مخترع، هنرمند، عکاسی ماجراجو و قاتل معشوقه همسرش. او را پدر تصاویر متحرک می نامند.
#عکاسی
#photography
Eadweard Muybridge
( 9 April 1830 – 8 May 1904,)
🔶🔸@third_script
مخترع، هنرمند، عکاسی ماجراجو و قاتل معشوقه همسرش. او را پدر تصاویر متحرک می نامند.
#عکاسی
#photography
Eadweard Muybridge
( 9 April 1830 – 8 May 1904,)
🔶🔸@third_script
👍3
- چقدر خرید کردی..!
+ کباب پزونی راه بندازم که بوش تا ده تا خونه اونورتر بره
- چه کاریه حالا، شاید یکی دلش خواست
+ بخواد، طرف شما ماشاللا دارن تهیه میکنن
طرف ما رو بگی یه چیزی، اونجا با بوش خودشونو سیر میکنن...
سورنجان
کارگردان: محمدرضا رسولی
۱۳۹۶
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
+ کباب پزونی راه بندازم که بوش تا ده تا خونه اونورتر بره
- چه کاریه حالا، شاید یکی دلش خواست
+ بخواد، طرف شما ماشاللا دارن تهیه میکنن
طرف ما رو بگی یه چیزی، اونجا با بوش خودشونو سیر میکنن...
سورنجان
کارگردان: محمدرضا رسولی
۱۳۹۶
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
همهی ما فکر میکنیم هنوز به اندازه کافی زمان داریم تا با دیگران یک سری کارها را انجام دهیم و به آن ها چیزهایی را که میخواهیم و باید، بگوییم و بعد ناگهان اتفاقی میافتد که باعث میشود بایستیم و به کلماتی مثل "اگر" و "ای کاش" فکر کنیم...
مردى به نام اوه
فردریک بکمن
#کتاب
🔶🔸@third_script
مردى به نام اوه
فردریک بکمن
#کتاب
🔶🔸@third_script
❤3