Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
و زخم های من همه از عشق است
از عشق ، عشق ، عشق...

#فروغ_فرخزاد
(۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
🔶🔸@third_script
دستخط #فروغ_فرخزاد

معشوق من
با آن تن برهنهٔ بی‌شرم
بر ساقهای نیرومندش
چون مرگ ایستاد

خط‌های بیقرار مورب
اندامهای عاصی او را
در طرح استوارش
دنبال میکنند...

معشوق من
همچون طبیعت
مفهوم دردناک صریحی دارد
او با شکست من
قانون صادقانۀ قدرت را
تأیید میکند...
🔶🔸@third_script
‏اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه می‌گوید:
"بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی‌گردی به سطح آب."
شرط اول، همان دست و پا نزدن است. گاهی باید واقعا بی‌خیال شد و رفت گوشه‌ای نشست. باید بی‌خیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند. شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی...

اتوبوسی بنام هوس
تنسی ویلیامز
🔶🔸@third_script
‌تا رفته‌ای، شمارِ شب و روز می‌کنم
ایّام عمر من، همه یوم‌الحساب بود...

میرزاصالح تبریزی
#شعر
🔶🔸@third_script
Yeki Az Mouloke Aajam Tabibi Hazegh Be Khedmat-e Hazrate Mohammad…
Khosro Shakibaei
حكايتي از گلستان #سعدي
با صداي خسرو #شكيبايي
موسيقي: كارن همايونفر
آرش بادپا
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
راوي
#هايده
ترانه‌سرا: ايرج رزمجو
آهنگسازي و تنظيم: صادق نوجوکی
از آلبوم خاطره ۲ (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
Ravy
Hayedeh
راوي
#هايده
ترانه‌سرا: ايرج رزمجو
آهنگسازي و تنظيم: صادق نوجوکی
از آلبوم خاطره ۲ (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
🔶🔸@third_script
#شهریار تخلص خود را بعد از تفأل زدن به دیوان #حافظ اینچنین یافت:

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم  
روم به شهر خود و شهریار خود باشم...

(۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
🔶🔸@third_script
سر کوه بلند
اخوان ثالث
سر کوه بلند

سر کوه بلند آمد سحر باد
ز توفانی که می‌آمد خبر داد
درخت سبزه لرزیدند و لاله
به خاک افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
سر کوه بلند ابر است و باران
زمین غرق گل و سبزهٔ بهاران
گل و سبزهٔ بهاران خاک و خشت است
برای آن که دور افتد ز یاران
سر کوه بلند آهوی خسته
شکسته دست و پا، غمگین نشسته
شکست دست و پا درد است، اما
نه چون درد دلش کز غم شکسته
سر کوه بلند افتان و خیزان
چکان خونش از دهان زخم و ریزان
نمی‌گوید پلنگ پیر مغرور
که پیروز آید از ره، یا گریزان
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله‌ای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
سر کوه بلند از ابر و مهتاب
گیاه و گل گهی بیدار و گه خواب
اگر خوابند اگر بیدار، گویند
که هستی سایهٔ ابر است، دریاب
سر کوه بلند آمد حبیبم
بهاران بود و دنیا سبز و خرم
در آن لحظه که بوسیدم لبش را
نسیم و لاله رقصیدند با هم...

#مهدی_اخوان_ثالث
#صدای_شاعر
🔶🔸@third_script
انسان عاشق
تنها
وقتی همه‌ی خدایان غایب شوند
ظاهر خواهد شد
ما
در روزگار غیبت عشقیم
از ماهیان بپرس
از ماهیان زندانی
در جام‌های رنگین
و تنگ‌های سرد بلورین
ما در شبیم
ما چهره‌های همدیگر را ندیده‌ایم
نمی بینیم
و چشمه‌های خالی از آفتاب و ماهی
غرق حباب های هوا
در ریگزارها گم می شوند...

#ضیا_موحد
( ۱۲ دی ۱۳۲۱ - اصفهان)
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Here Comes the Rain Again
Eurythmics
Album: Touch (Reissue - Deluxe Edition)
Released: 1983
#music_video
🔶🔸@third_script
Here Comes the Rain Again (Remastered Version)
Eurythmics
Here Comes the Rain Again
Eurythmics
Album: Touch (Reissue - Deluxe Edition)
Released: 1983
#music
#lyrics
Here comes the rain again
Falling on my head like a memory
Falling on my head like a new emotion
I want to walk in the open wind
I want to talk like lovers do
Want to dive into your ocean
Is it raining with you?

So, baby, talk to me
Like lovers do
Walk with me
Like lovers do
Talk to me
Like lovers do...
🔶🔸@third_script
.
با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمان
همه رفتند ازین خانه، خدا را تو بمان

منِ بی‌برگِ خزان دیده، دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری، تازه بهارا تو بمان

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش به خون شُسته، نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک
دلِ ما خوش به فریبی‌ست، غبارا تو بمان

هر دم از حلقه‌ی عشاق، پریشانی رفت
به سَرِ زلف بتان، سلسله دارا تو بمان

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا ، یارا ، اندوهگسارا تو بمان

سایه در پای تو چون موج دمی زار گریست
که سرِ سبزِ تو خوش باد، کنارا تو بمان...

شعری از #هوشنگ_ابتهاج خطاب به #شهریار
پس از درگذشت #نیما_یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)

#عکس : از سمت راست: هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، نیما یوشیج، احمد شاملو، مرتضی کیوان
🔶🔸@third_script
پس از درگذشت #نیما_یوشیج ، #هوشنگ_ابتهاج (سایه) غزلی را با مطلع «با من بی کس تنها شده یارا تو بمان» در رثای دوستش نیما، خطاب به #شهریار سرود. شهریار نیز در پاسخ به سایه غزلی با مطلع «سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه؟» سرود...

پاسخ شهریار:
«سایه» جان رفتنی استیم بمانیم که چه؟
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟

درسِ این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟

خود رسیدیم به جان، نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه؟

آری این زهر هلاهل به تَشَخُّص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه؟

دورِ سر هلهله و هاله‌ی شاهینِ اجل
ما به سرگیجه، کبوتر بپرانیم که چه؟

کشتی‌ای را که پیِ غرق شدن ساخته‌اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟

بدتر از خواستن، این لطمه‌ی نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟

ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه؟

گر رهایی است برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لُجِّه رهانیم که چه؟

ما که در خانه‌ی ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه؟

قاتل مرغ و خروسیم یکیمان کمتر
اینهمه جان گرامی بستانیم که چه؟

مرگ یک بار مَثَل دیدم و شیون یک بار
این قَدَر پای تعلل بکشانیم که چه؟

شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه..؟

🔶🔸@third_script
من آفتاب پرستم ، ولی نمی دانم
چگونه باید خورشید را شکار کنم

به صبح خنده‌ات آویزم ، ای امید محال
مگر تلافی شب‌های انتظار کنم...

#فریدون_مشیری
#photo by Michael Kagerer
🔶🔸@third_script
👍1
ﮐﺴﯽ ﺩﻳﮕﺮ ﻭﺻﻴﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ.
ﮔﻔﺖ: ﻫﻤّﺖِ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﻭ ﭘﺲ ﻣﻔﺮﺳﺖ.
ﮔﻔﺖ: ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﺷﺮﺣﯽ ﺩﻩ.
ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻣﮑﻦ ﻭ ﻧﻘﺪِ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ...

#تذکرة‌_الاولیا
ذکر ذالنون مصری
🔶🔸@third_script
4
آنقدر دوستت دارم
که هرچه بخواهی همان را بخواهم،
اگر بروی شادم
اگر بمانی شادتر...

تو را شادتر می‌خواهم
با من یا بی من
بی من اما
شادتر اگر باشی
کمی فقط کمی
ناشادم و این همان عشق است...

عشق همین تفاوت است
همین تفاوت که به مویی بسته است
و چه بهتر که به موی تو بسته باشد...

خواستن تو تنها یک مرز دارد
و آن نخواستن توست!

و فقط یک مرز دیگر
و آن آزادی توست،
تو را آزاد می‌خواهم...

#پابلو_نرودا

🔶🔸@third_script
👍3
1_5116544932852531487.gif
41.4 KB
جابه‌جایی، سفر یا دور شدن؟
این‌ها فقط مفاهیم جغرافیایی هستند. جابه‌جا شدن، آنچه که هستی را تغییر نمی‌دهد بلکه فقط منظره‌ی بیرون پنجره‌ات را تغییر می‌دهد.
تو باید انتخاب کنی که شاد و راضی باشی. اگر هر روز همین انتخاب را بکنی دیگر مهم نیست که کجا هستی یا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، در هر صورت تو شاد خواهی بود...

ریچل هالیس
خودت باش دختر
#کتاب
#gif
🔶🔸@third_script
👍21