و نیما بود که باز ما راتوانگر کرد و راه توانگری نیز به ما بنمود. او گویی هزار بار خود را در این گونه جشن های گلریزان جهانی دیده بود. همو بود که سبد خالی افتاده ی شعر ما را برداشت و به جنگل خویش برد و باز آورد پر از گلها و میوه ها و دیگر مواعید زمینی و آسمانی. او شعر ما را از تنگنا ی نصاب های محلی رهاند و با تکیه بر اصول اصیل ملیت ما، برای شعر امروزمان کسب حیثیت و آبروی جهانی کرد. امروز اگر دنیا بگوید ما فلان و فلان و فلان را داریم، شما که را ؟ می گوییم نیما یوشیج را، می گوییم و از عهده بر می آییم. زیرا که نیما هم، متعلق به عالم انسانیت بود. اگر در کنج دنج و خلوت خاموش خویش بر پوست تختش نشسته بود – کنار آتشی که تنش را گرم می کرد – دلش می لرزید با لرزش درختانی که در شهر ها و بیابانهای دور و نزدیک عالم می لرزیدند زیر برفها و بادها. زیرا که نیما سرما ها و آتش را می شناخت. و دوست داشت آتش را ،چون نیاکانش..
به بهانه تولد نیما (۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
از کتاب: بدعت ها و بدایع #نیما_یوشیج
به قلم #مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸 @third_script
به بهانه تولد نیما (۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
از کتاب: بدعت ها و بدایع #نیما_یوشیج
به قلم #مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸 @third_script
از زبان #احمد_شاملو درباره #نیما_یوشیج:
من کسی جز شاگردِ کوچکِ او نیستم. شعر را او به من آموخت و من هرگز آدمِ ناسپاسی نبوده ام. من در حضورِ نیما همان بودم که آقای انورخامه ای شهادت داده است: جوانی که به دو زانویِ ادب در محضرِ او نشسته بود.»
#عکس
از راست:
[ #هوشنگ_ابتهاج (سایه)، #سیاوش_کسرایی ،نیما یوشیج، احمدشاملو و مرتضی کیوان]
در منزل نیما یوشیج اوایل دهه ۱۳۳۰
🔶🔸@third_script
من کسی جز شاگردِ کوچکِ او نیستم. شعر را او به من آموخت و من هرگز آدمِ ناسپاسی نبوده ام. من در حضورِ نیما همان بودم که آقای انورخامه ای شهادت داده است: جوانی که به دو زانویِ ادب در محضرِ او نشسته بود.»
#عکس
از راست:
[ #هوشنگ_ابتهاج (سایه)، #سیاوش_کسرایی ،نیما یوشیج، احمدشاملو و مرتضی کیوان]
در منزل نیما یوشیج اوایل دهه ۱۳۳۰
🔶🔸@third_script
Orange Blossom - Ya Sidi
يا سيدي
مش هسمحلك تأذي مشاعري
أو تتسلى بسيرتي كتير
مش هسمحلك تبقى كرامتي
وسيلة رخيصة للتعبير
لو حتى قلبي تاه
لو حتى يصرخ آه
طول ما بيننا حياة
قلبي رافض يسمعلك
سيدي يا سيدي يا سيدي يا سيدي تبت يا سيدي
آقای عزیز
من بهت اجازه نمیدم احساساتم رو جریحهدار کنی
یا بخوای زندگی من رو به بازی بگیری
اجازه نمیدم شان و منزلتم رو کمارزش تلقی کنی
حتی اگه قلبم سرگردان بشه
حتی اگه قلبم آه و ناله کنه
تا وقتی که زندهایم
قلبم حاضر نیست صداتو بشنوه
هی آقا جان، هی آقا جان، هی آقا.. من دیگه نیستم (توبه کردم) آقا جان...
ترانه: يا سيدي
اجرا: هند الراوي به همراه گروه موسیقی Orange Blossom
لهجه: مصری
ترجمه: محمد حمادی
#عربيات
🔶🔸@third_script
مش هسمحلك تأذي مشاعري
أو تتسلى بسيرتي كتير
مش هسمحلك تبقى كرامتي
وسيلة رخيصة للتعبير
لو حتى قلبي تاه
لو حتى يصرخ آه
طول ما بيننا حياة
قلبي رافض يسمعلك
سيدي يا سيدي يا سيدي يا سيدي تبت يا سيدي
آقای عزیز
من بهت اجازه نمیدم احساساتم رو جریحهدار کنی
یا بخوای زندگی من رو به بازی بگیری
اجازه نمیدم شان و منزلتم رو کمارزش تلقی کنی
حتی اگه قلبم سرگردان بشه
حتی اگه قلبم آه و ناله کنه
تا وقتی که زندهایم
قلبم حاضر نیست صداتو بشنوه
هی آقا جان، هی آقا جان، هی آقا.. من دیگه نیستم (توبه کردم) آقا جان...
ترانه: يا سيدي
اجرا: هند الراوي به همراه گروه موسیقی Orange Blossom
لهجه: مصری
ترجمه: محمد حمادی
#عربيات
🔶🔸@third_script
Navaei Navaei
Ebrahim Sharifzadeh
نوایی
محمد ابراهیم شریف زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
شاعر: عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری)
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
مبادا غباری به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بهنازم به بزم محبّت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل، نشیند؟
#ابراهیم_شریف_زاده
🔶🔸@third_script
محمد ابراهیم شریف زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
شاعر: عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری)
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
مبادا غباری به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بهنازم به بزم محبّت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل، نشیند؟
#ابراهیم_شریف_زاده
🔶🔸@third_script
سرو خرامان
ابراهیم شریفزاده
پوشیده چون جان میروی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من...
سرو خرامان
محمد ابراهیم شریف زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
شاعر: #مولانا
نوازنده دوتار: غلامحسین سمندری
#ابراهیم_شریف_زاده
🔶🔸 @third_script
سرو خرامان منی ای رونق بستان من...
سرو خرامان
محمد ابراهیم شریف زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
شاعر: #مولانا
نوازنده دوتار: غلامحسین سمندری
#ابراهیم_شریف_زاده
🔶🔸 @third_script
دلبر رعنا
ابراهیم شریف زاده
دلبر رعنا
خواننده: #ابراهیم_شریف_زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
نوازنده دوتار: غلامحسین سمندری
روزی کاستی از آثار غلامحسین سمندری به دست #مهدی_اخوان_ثالث میرسد و وی را تحت تأثیر قرار میدهد به گونهای که مشتاق دیدارش میشود. سرانجام در مجلسی او را میبیند و زمانی که سمندری دوتار به دست میگیرد، اخوان به گریه میافتد و شعر معروف «خون پاش و نغمه ریز...» را در توصیف او میسراید:
قربان زخمههای تو خونپاش و نغمهریز
«سبزپری» است اینکه زنی، یا «شتر خُجو»؟
تو با دو سیم محشر کبری بپا کنی
شش تار خویش من شکنم، یا نه؟ هان بگو!
استاد بینظیر «حسین سمندری»
پُر از کدام چشمه و دریا کنی سَبُو؟
«سرحدی» عجیب تو «فریاد» قرنهاست
در آن دو تار گشته نهان، گرم هایوهو
ساز عزیز خویش شنیدم فروختی
کارزانتری از آن بخری، بر فلک تفو!
آقا «شریفزاده» که همراه ساز بود
بودش صدا مناسب و اشعار هم نکو
آقای شهر و این همه خوش ذوق و اهل دل
لطفی کن و سلام مرا عرض کن به او...
تهران، فروردین ۱۳۶۳
🔶🔸@third_script
خواننده: #ابراهیم_شریف_زاده
(۱۲۹۵ باخرز تربت جام - ۲۲ آبانماه ۱۳۹۵ باخرز تربت جام)
نوازنده دوتار: غلامحسین سمندری
روزی کاستی از آثار غلامحسین سمندری به دست #مهدی_اخوان_ثالث میرسد و وی را تحت تأثیر قرار میدهد به گونهای که مشتاق دیدارش میشود. سرانجام در مجلسی او را میبیند و زمانی که سمندری دوتار به دست میگیرد، اخوان به گریه میافتد و شعر معروف «خون پاش و نغمه ریز...» را در توصیف او میسراید:
قربان زخمههای تو خونپاش و نغمهریز
«سبزپری» است اینکه زنی، یا «شتر خُجو»؟
تو با دو سیم محشر کبری بپا کنی
شش تار خویش من شکنم، یا نه؟ هان بگو!
استاد بینظیر «حسین سمندری»
پُر از کدام چشمه و دریا کنی سَبُو؟
«سرحدی» عجیب تو «فریاد» قرنهاست
در آن دو تار گشته نهان، گرم هایوهو
ساز عزیز خویش شنیدم فروختی
کارزانتری از آن بخری، بر فلک تفو!
آقا «شریفزاده» که همراه ساز بود
بودش صدا مناسب و اشعار هم نکو
آقای شهر و این همه خوش ذوق و اهل دل
لطفی کن و سلام مرا عرض کن به او...
تهران، فروردین ۱۳۶۳
🔶🔸@third_script
عزيز من!
زندگی بدون روزهای بد نمیشود، بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما روزهای بد، همچون برگهای پاييزی، باور کن که شتابان فرو میريزند و در زير پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان میشکنند! و درخت، استوار و مقاوم برجای میماند.
عزيز من! برگهای پاييزی بی شک در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت، سهمی از ياد نرفتنی دارند...
چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر_ابراهیمی
#پاییز
🔶🔸@third_script
زندگی بدون روزهای بد نمیشود، بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما روزهای بد، همچون برگهای پاييزی، باور کن که شتابان فرو میريزند و در زير پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان میشکنند! و درخت، استوار و مقاوم برجای میماند.
عزيز من! برگهای پاييزی بی شک در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت، سهمی از ياد نرفتنی دارند...
چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر_ابراهیمی
#پاییز
🔶🔸@third_script
آیدا، نازنین ترین چیز من...
چه قدر جای تو، این جا، در کنار من، توی نگاه من، خالی است… گو این که لحظه یی بی تو نیستم. خودت بهتر می دانی: من، برای آن که از خودم خبری بگیرم، باید از تو شروع کنم! -نفسی نمی کشم مگر این که با یاد تو باشد؛ قلبم نمی تپد مگر این که یادش باشد زندگی دوباره را از کجا شروع کرده است؛ مگر این که یادش باشد برای چه می تپد.
آه که اگر فقط این دوری اجباری از تو نبود، اگر فقط تو را در کنار خود داشتم، می توانستم بگویم که آرام ترین، شادترین و امیدوارترین روزهای عمرم را می گذرانم.….
#احمد_شاملو
"مثل خون در رگهای من"
ریتا آتانث «آیدا» سرکیسیان
( ۲۳ آبان ۱۳۱۸ - کرمانشاه )
🔶🔸@third_script
چه قدر جای تو، این جا، در کنار من، توی نگاه من، خالی است… گو این که لحظه یی بی تو نیستم. خودت بهتر می دانی: من، برای آن که از خودم خبری بگیرم، باید از تو شروع کنم! -نفسی نمی کشم مگر این که با یاد تو باشد؛ قلبم نمی تپد مگر این که یادش باشد زندگی دوباره را از کجا شروع کرده است؛ مگر این که یادش باشد برای چه می تپد.
آه که اگر فقط این دوری اجباری از تو نبود، اگر فقط تو را در کنار خود داشتم، می توانستم بگویم که آرام ترین، شادترین و امیدوارترین روزهای عمرم را می گذرانم.….
#احمد_شاملو
"مثل خون در رگهای من"
ریتا آتانث «آیدا» سرکیسیان
( ۲۳ آبان ۱۳۱۸ - کرمانشاه )
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعهی «نغمه نو»
خواننده: بانو #دلکش
بخشی از فیلم «فردا روشن است»
کارگردان: اسماعیل کوشان
محصول ۱۳۳۹ خورشیدی
🔶🔸@third_script
خواننده: بانو #دلکش
بخشی از فیلم «فردا روشن است»
کارگردان: اسماعیل کوشان
محصول ۱۳۳۹ خورشیدی
🔶🔸@third_script
Bahare Dokhtar Amoo - Doholchi.com
Mohammad Ebrahim Sharifzade - Doholchi.com
بهاره دختر عمو
#ابراهيم_شريف_زاده
دوتار: غلام حسین سمندری
اثر مشهور دختر عمو، با نام کامل "بهاره، دختر عمو" از آثار مشهور محمد ابراهیم شریف زاده است، این اثر داستان عاشقانه مردی با دختر عمویش، بهاره، است که او را به ازدواج با شخص دیگری وا داشتهاند…
🔶🔸@third_script
#ابراهيم_شريف_زاده
دوتار: غلام حسین سمندری
اثر مشهور دختر عمو، با نام کامل "بهاره، دختر عمو" از آثار مشهور محمد ابراهیم شریف زاده است، این اثر داستان عاشقانه مردی با دختر عمویش، بهاره، است که او را به ازدواج با شخص دیگری وا داشتهاند…
🔶🔸@third_script
من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
از جام عافیت مِی نابی نخوردهام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیدهام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدهام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریدهام
گر میگریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردم ندیدهام...
#رهی_معیری
( ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران – ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران)
🔶🔸@third_script
از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
از جام عافیت مِی نابی نخوردهام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیدهام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدهام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریدهام
گر میگریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردم ندیدهام...
#رهی_معیری
( ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران – ۲۴ آبان ۱۳۴۷ تهران)
🔶🔸@third_script
Audio
کاروان
این تصنیف نخستین بار در برنامهٔ رادیویی گلهای رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۷، با همکاری مرتضی محجوبی (آهنگساز) و #رهی_معیری (شاعر) در آواز دشتی و با صدای غلامحسین #بنان اجرا شدهاست...
همه شب نالم چون نی که غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی، بی ما رفتی
چو بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود...
🔶🔸@third_script
این تصنیف نخستین بار در برنامهٔ رادیویی گلهای رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۷، با همکاری مرتضی محجوبی (آهنگساز) و #رهی_معیری (شاعر) در آواز دشتی و با صدای غلامحسین #بنان اجرا شدهاست...
همه شب نالم چون نی که غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی، بی ما رفتی
چو بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود...
🔶🔸@third_script
دیدی که رسوا شد دلم http://taranehhayeman.blogsky.com/
مرضیه
دیدی که رسوا شد دلم
#مرضیه
شاعر #رهی_معیری
آهنگسازی و تنظیم: علی تجویدی
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر، از کوی خود
وز رشته گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم
وای به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد...
🔶🔸@third_script
#مرضیه
شاعر #رهی_معیری
آهنگسازی و تنظیم: علی تجویدی
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر، از کوی خود
وز رشته گیسوی خود
بازم رهاند
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم
وای به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد...
🔶🔸@third_script
یکروز
در پیراهنی که پوشیدهای خواهی مُرد
و بوی تنت را
صابون خواهد برد
و دندانها
سالها بعد از ریختن گوشت تنت
لبخند خواهد زد...
#بیژن_نجدی
( ۲۴ آبان ۱۳۲۰ خاش - ۴ شهریور ۱۳۷۶ لاهیجان)
🔶🔸@third_script
در پیراهنی که پوشیدهای خواهی مُرد
و بوی تنت را
صابون خواهد برد
و دندانها
سالها بعد از ریختن گوشت تنت
لبخند خواهد زد...
#بیژن_نجدی
( ۲۴ آبان ۱۳۲۰ خاش - ۴ شهریور ۱۳۷۶ لاهیجان)
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دنبال چه میگردی
#مهستي
افتخار دَدِهبالا (۲۵ آبان ۱۳۲۵ – ۴ تیر ۱۳۸۶)
ترانهسرا و آهنگساز: ایرج طاهری
از آلبوم موج (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
#مهستي
افتخار دَدِهبالا (۲۵ آبان ۱۳۲۵ – ۴ تیر ۱۳۸۶)
ترانهسرا و آهنگساز: ایرج طاهری
از آلبوم موج (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
#موزيك_ويدئو
🔶🔸@third_script
Donbale Che Migardi
Mahasti
دنبال چه میگردی
#مهستي
افتخار دَدِهبالا (۲۵ آبان ۱۳۲۵ – ۴ تیر ۱۳۸۶)
ترانهسرا و آهنگساز: ایرج طاهری
از آلبوم موج (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
🔶🔸@third_script
#مهستي
افتخار دَدِهبالا (۲۵ آبان ۱۳۲۵ – ۴ تیر ۱۳۸۶)
ترانهسرا و آهنگساز: ایرج طاهری
از آلبوم موج (۱۳۶۲ / ۱۹۸۳)
🔶🔸@third_script