Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
روایت شده است که ابراهیمِ خلیل بر قلّه کوهی نشسته بود و به گوسفندانش که می‌چریدند نگاه می‌کرد، چهارصد گله گوسفند در پایین کوه بود و با هر گله‌ای، بنده‌ای و سگی با قلاده طلایی بود.
گفت: فرشتگان گفتند: ای پروردگار! چرا ابراهیم را دوست خود گرفتی و او از دنیا این همه دارد؟
خداوند به جبرئیل فرمود: نزد ابراهیم برو بایست و مرا یاد کن.
گفت: جبرئیل به صورت مردی آمد و پشت سر ابراهیم ایستاد و گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم متوجه شد و گفت: ای بنده خدا یک بار دیگر آن را بگو تا گله‌ای گوسفند با سگ و بنده آن به تو ببخشم.
جبرئیل بار دوم گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم گفت: گله‌ای مثل آن از آنِ تو.
جبرئیل چهارصد بار خدا را ذکر گفت و ابراهیم تمام گله‌هایش را به او بخشید.
سپس گفت: یک بار دیگر نام خدا را ذکر کن، مرا بنده خود ساز و بفروش.
جبرئیل به او گفت: خداوند به حق تو را دوست خود خواند.

عطف الاف المالوف علی اللام المعطوف
ابوالحسن علی‌بن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2👍1
از شوقِ آن بر و دوش، روزی بغل گشودم
آغوشِ من چو محراب، دیگر به هم نیامد

#صائب_تبریزی

Embrace
Helsinki, Finland, 1983.
#Photo by Pentti Sammallahti
🔶️🔸️@third_script
2
نقل است که نماز شامی (۱) حسن بصری به صومعه حبیب رسید و حبیب نماز درپیوسته بود. (۲) و الحَمد را الهمد می‌خواند حسن گفت: نماز از پَیِ او درست نباشد. تنها نماز کرد.
آن شب خدای را - جَلٌ جَلاله - به خواب دید گفت: الهی رضای تو در چیست؟
گفت: ای حسن! رضای ما یافته بودی قدرش ندانستی.
گفت: بار خدایا! آن چه بود؟
گفت: نماز از پی حبیب گزاردن که آن نماز، مُهرِ نمازهای (۳) عمر تو خواست بود. اما تو را راستیِ عبارت از صحّتِ نیّت بازداشت. بسی تفاوت است از زبان راست کردن، تا دل راست کردن.

۱) نماز شام: نماز مغرب
۲) درپیوستن: آغاز کردن، سخن سر دادن
۳) مُهرِ نماز: مهری از خاک که در سجده پیشانی بر آن نهند.

#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
3
حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست

اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
هم پرتو تست هر کجا دلداریست

#مولانا
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
2
بی‌خیالِ سردی آغوش‌ها
من به آغوشِ خودم چسبیده‌ام
من شما را بارها و بارها
لا‌به‌لای هر دعا بخشیده‌ام...

فریدون مشیری

New York City, 1962.
#Photo by Dave Heath (1931-2016)
🔶️🔸️@third_script
2
مردی زنی خواست، پیش از آنکه زن به خانه شوهر آمد، وی را آبله برآمد و یک چشم وی بخلل شد. مرد نیز چون آن بشنید، گفت: مرا چشم درد آمد. پس از آن گفت نابینا شدم.
آن زن به خانه وی آوردند و بیست سال با آن زن بود. آن‌گاه زن بمرد، مرد چشم باز کرد.
گفتند: این چه حال است؟
گفت: خویشتن نابینا ساخته بودم تا آن زن از من اندوهگین نشود.
گفتند: تو بر همه‌ی جوانمردان سبقت کردی.

رساله قُشِیریِّه
ابولقاسم قُشِیری
(۳۷۴-۴۶۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2🤨1
Asemoon
Afshin Moghadam
آسمون
افشين مقدم
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگسازی و تنظيم: پرويز مقصدی
از آلبوم زمستون
#موسيقی
🔶🔸@third_script
1
تأثیر ناشی از تغییر عادت‌های‌تان، مشابه تأثیر ناشی از تغییر جهت چند درجه‌ای یک هواپیماست.
تصور کنید که از لس‌آنجلس به نیویورک پرواز می‌کنید. اگر خلبانی که از لس‌آنجلس حرکت می‌کند جهت جنوب را تنها ۳٫۵ درجه تغییر دهد، سرانجام به‌جای فرود در نیویورک در واشنگتن دی‌سی فرود می‌آیید.
این تغییر در زمان پرواز ناچیز به نظر می‌رسد؛ زیرا دماغه‌ی هواپیما تنها چند سانتی‌متر تغییر می‌کند؛ اما اگر بر فراز ایالات متحده در پرواز باشید، سرانجام از مقصد تعیین شده چندین کیلومتر فاصله خواهید داشت.
تغییری کوچک در عادت‌های روزانه می‌تواند به همین صورت زندگی‌تان را به مقصدی متفاوت هدایت کند اتخاذ تصمیمی که اوضاع را یک درصد بهتر یا بدتر می‌کند شاید در لحظه بی‌اهمیت به نظر برسد؛ اما در مجموع لحظاتی که یک عمر را تشکیل می‌دهند این انتخابها می‌توانند تفاوت ایجاد کنند؛ تفاوت میان کسی که هستید و کسی که می‌توانستید باشید. موفقیت، محصول عادت‌های روزانه است.

خرده عادت‌ها
جیمز کلییر
ترجمه زهرا صادقی
نشر میلکان
🔶️🔸️@third_script
👍1💯1
روز پزشک بر طبیبان کانال خط سوّم
فرخنده باد

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت...


#حافظ

The Doctor's Visit, 1660s.
#painting Jan Steen
🔶️🔸️@third_script
2
این روزها و سال‌ها معلوم نیست چرا اینقدر تند می‌گذرند و بدتر، تباه و تهی می‌گذرند، حال آنکه در تمام طولشان حسِ گرفتارِ کاری‌ بودن داری، بی‌آنکه کاری که کار باشد، داشته باشی.

ابراهیم گلستان
نامه به سیمین دانشور

روحش شاد
( ۲۶ مهر ۱۳۰۱ – ۳۱ مرداد ۱۴۰۲)
🔶️🔸️@third_script
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن قصر که با چرخ همی زد پهلو
بر درگه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای
بنشسته همی گفت که کوکوکوکو

#خیام
ابراهیم گلستان
🔶️🔸️@third_script
2
صبح است و گل در آینه بیدار می‌شود
خورشید در نگاهِ تو تکرار می‌شود...

حسین منزوی

Iran. 1971.
#Photo by Jay Maisel
🔶️🔸️@third_script
4
- ترنت کریم: از روزنامه ایندیپندنت:
کنجکاوم که بپرسم میشه قانون آفساید رو توضیح بدید.

+ تد لسو: ترنت میخوام همونجوری بهت بگم که دیوان عالی آمریکا در سال ۱۹۶۴ پورنوگرافی رو توصیف کرد. توضیحش آسون نیست ولی وقتی ببینی می‌فهمی.

تد لسو
فصل اول
اپیزود دوم
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
😁21
نجات غریق

دو زنِ ملا یک روز اصرار داشتند که بگو از ما دو تا، کدام‌یک را بیشتر دوست داری؟
زن جوان پرسید: روزی اگر در دریا هر دو در حال غرق شدن باشیم، تو اول به فکر نجات کدام‌مان می‌افتی؟
ملا مدتی سرش را خاراند و بعد رو کرد به زن قدیمش و گفت: تو به گمانم مختصر شنایی بلد باشی!

هزاربیشه ملا نصرالدین
منوچهر انور
نشر کارنامه
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
😁2
Talkhi Nakonad (www.VavMusic.com)
Mohsen Namjoo (www.VavMusic.com)
تلخی نکند
محسن نامجو
آهنگسازي و تنظيم: محسن نامجو
شعر از #مولانا
از آلبوم ترنج
#موسيقي
🔶🔸@third_script
👍2
دل، خود به روزگار جوانی کباب بود
موی سفید شد نمکی بر کباب ما...


میرالهی اسد آبادی
🔶️🔸️@third_script
👌2👍1
بگذار تو هم رفته باشی
بگذار همه رفته باشند
توفان عظیم
صدای ربوده را
باز نخواهد آورد...

هوشنگ ایرانی
🔶️🔸️@third_script
👍31
ابتدای توبه او آن بود که یک روز مست می‌رفت، در راه کاغذی دید افتاده، و بر آنجا بسم الله الرحمن الرحيم نوشته، در حال، بوی خوش خرید و آن کاغذ را معطر گردانید و بوسید و بر دیده‌ها مالید و به تعظیمِ تمام جایی بنهاد.
آن شب بزرگی به خواب دید که گفتند: برو و بِشر را بگوی که:
طَيَّبتَ اسمَنا ،فَطَيِّبناک،
و بَجّلتَ اسمَنا فبَجَّلْناک
و طَهِّرتَ اسمَنا فطَهِّرناک،
فَبِعِزَّتِی لَأَطْيَبَنَّ اسمک في الدنيا و الآخرة.*
آن بزرگ گفت: او مردی فاسق است. من غلط می‌بینم! طهارت کرد و نماز گزارد و در خواب شد.
همین خطاب شنید، تا بار سیوم.
بامداد برخاست وی را طلب کرد.
گفتند: به مجلس شراب است.
رفت و بر دَر آن شرابخانه - و او مست بود - گفت: بِشر را بگویید که به تو پیغامی دارم. گفت بشر که: بروید و بگویید که پیغام که دارد؟
گفت: پیغام خدای - عَزّوجَلٌ-.
بشر گریان شد و گفت: او با من عتابی دارد؟
شیخ گفت: نه.
گفت: پس باش تا با یاران بگویم.
پیشِ یاران درآمد.
گفت: ای یاران ما را خواندند. رفتیم و شما را بدرود کردیم و دیگر هرگز ما را در این کار نخواهید یافت.
پس چنان شد که هیچ‌کس نام وی نشنود، الا که راحتی به دل وی رسید پس همچنان شوریده و سر و پا برهنه بیرون آمد و توبه کرد، و طریق زهد پیش گرفت، و دستِ همّت در دامن اولیا زد، و دیگر هرگز کفش در پای نکرد. از اینجا وی را حافی خواندندی.
او را گفتند: چرا کفش در پای نمی‌کنی؟
گفت: آن روز که آشتی کردم، پای برهنه بودم. اکنون شرم دارم که کفش در پای کنم.

* خوشبوی کردی نام ما را
ما نیز تو را خوشبوی گرداندیم،
و اسم ما را بزرگ داشتی
ما نیز تو را بزرگ داشتیم،
و نام ما را پاک کردی
ما نیز تو را پاک گردانیدیم،
و سوگند به عزتم
که نامت را در دو جهان پاک گردانم.

#تذكرة_الاوليا
ذکر بِشر حافی
🔶️🔸️@third_script
2❤‍🔥1🔥1
اگر دوریم اگر نزدیک
بیا با هم بِگِرییم ای چو من تاریک.

#مهدی_اخوان_ثالث
صبوحی
از این اوستا
🔶️🔸️@third_script
2🔥1
مَثَلِ مومن در دنیا چون مرغکی است در قفسی بازداشته. اگرچه نکوش دارند، آخر هم زندانی است، و هم آرزوی او آن باشد که یک‌باری از زندان خلاص یابد.

شرح تَعَرُّف
ابوابراهیم‌بن اسماعیل مستملی بُخاری
(درگذشته ۴۳۴ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2