Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
Interior with Book, 1959.
By Richard Diebenkorn
(1922 – 1993)
#painting
🔶️🔸️@third_script
1👍1
هستی می‌گفت همه چیز با چند بار تعریف کردن راست می‌شود، وقتی چیزی را تعریف می‌کنی آن چیز در تو و شنونده اتفاق می‌افتد، پس بار دوم از اتفاقی حرف می‌زنی که افتاده. هر دروغی در نقل دوم و سوم راست است. من گفته بودم دوست‌ات دارم و او این‌ها را گفته بود. من آن‌قدر مست حرف خودم شده بودم که نفهمیدم هستی چه می‌گوید. فکرش را هم نمی‌کردم که به زبان آوردن دوست‌ات دارم می‌تواند این‌قدر لذت‌بخش باشد. اصلا سبک شده بودم و حال‌ام حال پرواز بود.
بعدها که فهمیدم هستی چه می‌گفته و چرا می‌گفته، دیگر دیر شده بود. همان موقع نفهمیده بودم که حرف من فقط یک جواب دارد و آن هم این است: من هم دوست‌ات دارم. بقیه جواب‌ها یعنی تمام. یعنی هوا. یعنی رابطه‌ای که در یک نفر اتفاق افتاده. یعنی خواری...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
2💔1
جُنید می‌گوید: حقیقتِ شُکر، ناتوانی از شکر است.

تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
1👍1
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاکِ درِ دوست پادشاه من است...

#حافظ
خط: اکبرنژاد
#خوشنویسی
🔶️🔸️@third_script
4👍1
نمی‌دانم چگونه بگویمت که چه میزان دلتنگ توام. چنان دوست دارمت که قلبم شرحه‌شرحه می‌شود.
تمام تمنای من، تمام چیزی که می‌خواهم و نیاز دارم، تو هستی. داشتن تو برای همیشه.
می‌خواهم جایی باشم که تو هستی، و کسی شوم که تو می‌خواهی.
می‌دانم خوب نیست که من اغلب دیر میکنم ولی به تو قول می‌دهم که هزاران بار بیشتر سعی خودم را بکنم. قول می‌دهم...

با عشق، مرلین
نامه "مرلین مونرو" به "جو دی‌ماگی"

“I don’t know how to tell you just how much I miss you. I love you till my heart could burst. All I love, all I want, all I need is you—forever. I want to be just where you are and be just what you want me to be. I know it’s lousy of me to be so late so often, and I promise to try a million times harder, I promise.

Love, Marilyn

On Sunday night, February 28th 1954 at 11:38 PM Marilyn wrote a love letter to Joe DiMaggio

🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥2👍1
نقل است که بایزید یک نوبت خرقه خویش را غسلی داده بود، خواست که بر درخت اندازد تا خشک شود. اندیشه کرد که میان آفتاب و درخت مردمان و منفعت درخت حایل اندازم، مشروع نباشد. و اگر میخ بر دیوار زنم بی اجازت خداوند دیوار روا نباشد. خرقه درپوشید و پشت در آفتاب داشت تا یک طرف خرقه خشک شد. آن‌گاه پهلو به آفتاب داشت، بعد از آن پهلویی دیگر. و هم‌چنین تا تمام خرقه خشک شد. بعد از آن برفت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1😐1
دلْ آتشِ غصه در میان داشت
آب از مژه در میان شکستم

از بس که زدم درِ سحرگاه
آخر درِ آسمان شکستم...

#خاقانی
🔶️🔸️@third_scriptْ
😢21
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
غمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفت

دوش چون مشعله‌ی شوق تو بگرفت وجود
سایه‌ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت

به دم سرد سحرگاهی من بازنشست
هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت

الغیاث از من دل‌سوخته ای سنگین‌دل
در تو نگرفت که خون در دلِ خارا بگرفت

بربود انده تو صبرم و نیکو بربود
بگرفت انده تو جانم و زیبا بگرفت

دلِ سعدی همه ز ایام بلا پرهیزد
سر زلف تو ندانم به چه یارا بگرفت...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
1🕊1
گویند که هر هزار سال از عالَم
آید به‌ وجود اهلِ وفایی مَحرَم

آمد زین پیش و ما نزاده ز عدم
آید پس از این و ما فرورفته به‌ غم

#خاقانی
دیوان خاقانی شروانی،
انتشارات زوّار،
به‌کوشش:ضیاءالدّین سجّادی
🔶️🔸️@third_script
1💔1
نقل است که بایزید گفت : شخصی را دیدم که می‌گفت: عجب دارم از آن‌کس که خدای را داند و آن‌گاه او را نافرمانی کند.
شیخ گفت: من عجب دارم از آن‌کس که او را داند و فرمان‌برداری کند.
و این مناظره بر اصلی عظیم است و آن‌چنان است که رحمت حق تعالی ازلی است و معصیت بنده وقتی.
هر آینه ازلی بر وقتی غالب باشد، نه وقتی بر ازلی. پس هر کس که به قیامت مطیع آمد " تلك الجنة التي نورث من عبادنا من كان تقيا" [مريم، ٦٣] یعنی: این بهشت آن است که میراث دهیم ما آن‌ را به بندگان ما، آن بنده‌ای که پرهیزکار باشد.
و هر که عاصی و مفلس آمد " قل بفضل الله و برحمته" [یونس، ۵۸]،
الآیة- " لا تقنطوا من رحمة الله" [زمر، ۵۳]، یعنی: ناامید مشوید از رحمت خداوند.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
3
شتابِ خواستنت این چنین که می‌بالد
به دوری تو مگر می‌توان شکیبا شد..؟

#حسین_منزوی
🔶️🔸️@third_script
1👌1
خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
من آسمان تو باشم تو ماه من باشی

تو را دو زلف شب‌آسا برای آن دادند
که واقف از من و روز سیاه من باشی

من از دو نرگس مست تو چشمِ آن دارم
که آگه از نگه گاه‌گاه من باشی...

#فروغی_بسطامی

Reverences To The Moon, 1890.
#painting Georges-Marie-Julien Girardot (1856-1914)

🔶️🔸️@third_script
3
گر خوب و گر نه خوب، نوازشگرم تویی
چون نغمهٔ نهفته به تاری نشسته‌ام...

#سیمین_بهبهانی
🔶️🔸️@third_script
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Easy on Me
Adele
Released: October 2021
Genre: Pop
Songwriters: Adele Adkins Greg Kurstin
#music_video
🔶🔸@third_script
1
شاید یک روز آوارگی‌ام را کول کنم و
کورمال کورمال بروم
و تاریکی جنگلی را بغل کنم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
3
- لیلا ( ترانه علیدوستی): تو میدونستی پولدارها همه همدیگه رو میشناسن؟
من تو شرکتمون زیاد میبینم.
+ علیرضا ( نوید محمدزاده): چرا؟
- چون کمن. عوضش بدبختا چون زیادن همدیگه رو نمیشناسن ولی از روی قیافه‌ی هم میفهمن که بدبختن.
+ نمیدونم، شاید...

برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1
بایزید گفت: دل عارف خندان باشد و چشم او گریان.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2
ای یار جفاپیشه! وفا نیز گَهی کن
بر جانب دل‌سوختگان هم نظری کن

ای ناله! به آن شاه ز حالم خبری ده
وی آه! به آن ماه به هر حیله رهی کن...

صفای شیرازی
🔶️🔸️@third_script

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
4
مَکُن سرگشته آن دل را که دست‌آموزِ غم کردی
به زیرِ پای هجرانش لگدکوبِ ستم کردی...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
2😢1
با چشم‌هایی که دنبال‌ام می‌کنند احاطه شده‌ام توی شرکت. انگار یک‌هو افتاده‌ام وسط صحنه‌ی یک نمایش. جایی برای قایم شدن نیست.
بیرون آمدن از لاک خودم سخت است. این چند ماه آخر بیشتر تنها بودم. جانی که فکر می‌کردم به غریبی خو کرده، تشنه‌ی رفتن میان آدم‌هاست حالا.
تفاوت‌شان خواسته‌ام را بیشتر می‌کند. محیط جدید، آدم‌های جدید.
آشنایی‌ها یک جایی کنار جریان عادی زندگی پا می‌گیرند. به موازات آن. یک وقت هم شاید یکی از خط بیرون بزند و راه‌اش کج شود به جریان زندگی‌ات.
زیاد غریبه نمی‌مانم. به خاطر کار. کار آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. با هم کار کردن. بیش‌تر از چیز‌های دیگر. حتی بیشتر از با هم سفر کردن، با هم سر یک کلاس نشستن. این را نمی‌دانستم. تازه فهمیدم...

جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
2👍1