ای دل چه شد که یار فراموش کرده است ؟
ما عهدهای خویش ز خاطر نبردهایم
عمری گذشت و قصّه ما ناتمام ماند
ای داد از تو داد، بگو تا چه کردهایم؟
قصه ناتمام
ارغنون
اردیبهشت ۱۳۲۹
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
ما عهدهای خویش ز خاطر نبردهایم
عمری گذشت و قصّه ما ناتمام ماند
ای داد از تو داد، بگو تا چه کردهایم؟
قصه ناتمام
ارغنون
اردیبهشت ۱۳۲۹
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
❤2
سرما آدم را ترسو میکند.
سرما لرز میاندازد به جان آدم.
کاش سردم نبود. تنم منقبض شده و انگار بین لباس و تنام یک هوا فاصله افتاده....
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
سرما لرز میاندازد به جان آدم.
کاش سردم نبود. تنم منقبض شده و انگار بین لباس و تنام یک هوا فاصله افتاده....
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2
- لیلا (ترانه علیدوستی): من دارم تمام حقوقمو میدم که فقط گشنه نمونیم.
+ علیرضا (نوید محمدزاده): مگه من حقوقمو ندادم؟
- وقتی حقوق من و تو و بابا کفافمونُ نمیده بفهم چه خبره.
+ اینا یه عمرِ دارن درجا میزنن.
- اینا نه، ما. ما درجا نمیزنیم؟ همش پسرفته.
+ ما اصلا چیزی داشتیم که بخواد کم شه که پسرفت کنیم؟ چی داشتیم؟
- جوونی، که دیگه داره میره. لااقل یه فکری کنیم که تو پیری به گدایی نیفتیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ علیرضا (نوید محمدزاده): مگه من حقوقمو ندادم؟
- وقتی حقوق من و تو و بابا کفافمونُ نمیده بفهم چه خبره.
+ اینا یه عمرِ دارن درجا میزنن.
- اینا نه، ما. ما درجا نمیزنیم؟ همش پسرفته.
+ ما اصلا چیزی داشتیم که بخواد کم شه که پسرفت کنیم؟ چی داشتیم؟
- جوونی، که دیگه داره میره. لااقل یه فکری کنیم که تو پیری به گدایی نیفتیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍3
نقل است که چون مرتبهی معرفت و مشاهدت، بایزید را مسلم شد، جمعی از قرّاآن* بسطام و عوام کالانعام به خصمی وی برخاستند و در سخن وی چون درنمییافتند، طعن میکردند. چنین منقول است که او را هفت بار از بسطام بیرون کردند.
یک نوبت پرسید: سبب ازعاج** من از این شهر چیست؟ گفتند: تو مردی بدی.
شیخ گفت: خُرّما شهری که بدِ او بایزدی باشد.
*قرّا: قاری
**ازعاج: طرد کردن، بیرون کردن
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
یک نوبت پرسید: سبب ازعاج** من از این شهر چیست؟ گفتند: تو مردی بدی.
شیخ گفت: خُرّما شهری که بدِ او بایزدی باشد.
*قرّا: قاری
**ازعاج: طرد کردن، بیرون کردن
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤4
- بزار حکایتی برات تعریف کنم. اقلیم دنیا گهواره هفت برادر بود. از هفت برادر پنج تاشون به پنج بلای مختلف مردند و دو تا ماندند. یکی به باختر عریان ماند، یکی به خاور پوشیده. همیشه پی هم دویدند و هیچوقت نشانی از هم پیدا نکردند. روزی برادر کوچکتر خسته شد، سر به آسمان کرد و فریاد زد: کاش تو هم مرده بودی برادر تا آزاد بودم از پی تو دویدن. برادر بزرگتر شنید و در دم مرد. برادر کوچکتر سالهاست که آواره است پی قبر برادر... غریب کارش رفتنه تا سرچشمهی غربت رو پیدا کنه.
+ سرچشمهی غربت کجاست؟ در قبر عزیزان؟
- نه. سرچشمهی غربت درون خود آدمه. ولی آدمیزاد قبرها رو با خودش میبره. حتی قبرهای خالی رو.
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
+ سرچشمهی غربت کجاست؟ در قبر عزیزان؟
- نه. سرچشمهی غربت درون خود آدمه. ولی آدمیزاد قبرها رو با خودش میبره. حتی قبرهای خالی رو.
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤4👍1
- علیرضا (نوید محمدزاده): کس دیگهای هم میدونه که من بیکار شدم؟
+ لیلا (ترانه علیدوستی): مامانت روزی هزار مرتبه شکر میکرد که تو یکی قراره یک روز حقوق بازنشستگی بگیری. اونم از دیروز که فهمیده بیکار شدی قبلهشُ گم کرده.
- چجوری فهمید؟
+ من گفتم.
- زود کار پیدا میکنم. خودمم از بیکاری خوشم نمیاد.
+ با کار کردن هیچی درست نمیشه، باید یه کاری کرد...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ لیلا (ترانه علیدوستی): مامانت روزی هزار مرتبه شکر میکرد که تو یکی قراره یک روز حقوق بازنشستگی بگیری. اونم از دیروز که فهمیده بیکار شدی قبلهشُ گم کرده.
- چجوری فهمید؟
+ من گفتم.
- زود کار پیدا میکنم. خودمم از بیکاری خوشم نمیاد.
+ با کار کردن هیچی درست نمیشه، باید یه کاری کرد...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍2👏1
من غریبهام. همیشه بودهام. حتی در شهر خودم هم احساس غربت کردهام گاهی...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2👍2
اندوه
پدر اندوهگین و عزادار گفت: زندگی کوتاه است. خدا را شکر..!
بروس هالند راجرز
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
پدر اندوهگین و عزادار گفت: زندگی کوتاه است. خدا را شکر..!
بروس هالند راجرز
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍2👌1
نقل است که بایزید از مادر پرسید که در تربیت من چه خلل افتاده است که در بعضی اوقات حلاوت طاعت نمییابم.
مادر گفت: خللی دیگر نمیدانم جز آنکه در وقت طفلی میگریستی، یک انگشت آبکامهی* همسایه بیاجازتِ او در دهان تو کردم.
شیخ مدتی اجتهاد نمود تا تدارکِ** آن کرد.
* آبکامه: آش، خورشی مخلوط از شیر و ماست.
** تدارک کردن: جبران کردن، عوض چیزی را فراهم کردن
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
مادر گفت: خللی دیگر نمیدانم جز آنکه در وقت طفلی میگریستی، یک انگشت آبکامهی* همسایه بیاجازتِ او در دهان تو کردم.
شیخ مدتی اجتهاد نمود تا تدارکِ** آن کرد.
* آبکامه: آش، خورشی مخلوط از شیر و ماست.
** تدارک کردن: جبران کردن، عوض چیزی را فراهم کردن
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
جانِ من در دوستی نامهربان میبینمت
آنچه بودی پیش ازین اکنون نه آن میبینمت
با منِ دلخسته تا درسر چه داری از جفا
کاینچنین ای شوخ با خود سرگران میبینمت
گرچه ای مقصودِ دل گویی که در یاری ترا
این چنین یارم ولی کم آنچنان میبینمت...
اهلی شیرازی
🔶️🔸️@third_script
آنچه بودی پیش ازین اکنون نه آن میبینمت
با منِ دلخسته تا درسر چه داری از جفا
کاینچنین ای شوخ با خود سرگران میبینمت
گرچه ای مقصودِ دل گویی که در یاری ترا
این چنین یارم ولی کم آنچنان میبینمت...
اهلی شیرازی
🔶️🔸️@third_script
❤1💔1
Audio
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی، حدیث خود بر که افکنی؟
هر کجا روی وصله ی منی، ساغر وفا از چه بشکنی؟
شِکوه
محسن نامجو
آهنگسازی و تنطیم: محسن نامجو
(بر اساس ترانهای از نادر گلچین)
آواز، گیتار و سهتار: محسن نامجو
پیانو: شیدا بهرامیان
اجرا 2012
#موسیقی
🔶🔸@third_script
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی، حدیث خود بر که افکنی؟
هر کجا روی وصله ی منی، ساغر وفا از چه بشکنی؟
شِکوه
محسن نامجو
آهنگسازی و تنطیم: محسن نامجو
(بر اساس ترانهای از نادر گلچین)
آواز، گیتار و سهتار: محسن نامجو
پیانو: شیدا بهرامیان
اجرا 2012
#موسیقی
🔶🔸@third_script
❤2
Nader Golchin {Melovy.ir}
Nader Golchin
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی، امید خود بر که افکنی؟
هر کجا روی وصله ی منی، ساغر وفا از چه بشکنی؟
ساغر وفا
نادر گلچین
#موسیقی
🔶🔸@third_script
به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو
ولی ز من دل چو برکنی، امید خود بر که افکنی؟
هر کجا روی وصله ی منی، ساغر وفا از چه بشکنی؟
ساغر وفا
نادر گلچین
#موسیقی
🔶🔸@third_script
❤2
- علیرضا (نوید محمدزاده): من از عصبیبازی خونواده بدم میاد.
+ لیلا (ترانه علیدوستی): عصبیَن چون خاصیت شغل کاذبه. هر چی بیشتر کار میکنی بیپولتر میشی. نداری غذای مونده نیست که بخوریش بالاخره تموم شه.
نداری رو هر چی بیشتر میخوری، بدتر، بیشتر میشه...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ لیلا (ترانه علیدوستی): عصبیَن چون خاصیت شغل کاذبه. هر چی بیشتر کار میکنی بیپولتر میشی. نداری غذای مونده نیست که بخوریش بالاخره تموم شه.
نداری رو هر چی بیشتر میخوری، بدتر، بیشتر میشه...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤3
نقل است که بایزید روزی با اصحاب خود در راهی میرفت. سگی میآمد و راه تنگ بود. شیخ بازگشت و راه به سگ بازگذاشت. در خاطر یکی از مریدان بگذشت که حق تعالی آدمی را بر قضیهی:"ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر"
یعنی: به درستی که ما مکرّم گردانیدیم بنیآدم را و برداشتیم ایشان را در برّ و بحر، عجب است که شیخ سگی را از این همه اعتبار میکند و راه بر او ایثار میکند و مریدان را در زحمت میاندازد.
شیخ گفت: ای عزیزان، سگ به زبان حال با بایزید میگوید که در ازل از من چه تقصیر و از تو چه توفیر در وجود آمد که پوست سگی در من پوشانیدند و خلعت سلطانالعارفینی در تو. پس من از این سبب راه را بر او ایثار کردم.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
یعنی: به درستی که ما مکرّم گردانیدیم بنیآدم را و برداشتیم ایشان را در برّ و بحر، عجب است که شیخ سگی را از این همه اعتبار میکند و راه بر او ایثار میکند و مریدان را در زحمت میاندازد.
شیخ گفت: ای عزیزان، سگ به زبان حال با بایزید میگوید که در ازل از من چه تقصیر و از تو چه توفیر در وجود آمد که پوست سگی در من پوشانیدند و خلعت سلطانالعارفینی در تو. پس من از این سبب راه را بر او ایثار کردم.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👏2❤1
- لیلا (ترانه علیدوستی): من هنوز نمیدونم چی شد یهو وضعمون به اینجا کشید. تو بچگی تصورم از الانمون اصلا این نبود.
+ علیرضا (نوید محمدزاده): من که فهمیدم بزرگ شدن یعنی هر چی زمان میگذره بیشتر میفهمی قرار نیست به اون چیزی که دوست داشتی برسی...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ علیرضا (نوید محمدزاده): من که فهمیدم بزرگ شدن یعنی هر چی زمان میگذره بیشتر میفهمی قرار نیست به اون چیزی که دوست داشتی برسی...
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1
تازگیها همین که دلام میگیرد یک شعر مثل بختک میافتد روی زبانام و آنقدر میچرخد توی مغزم و حفرههای مغزم را پر میکند که احساس میکنم کلهام عنقریب میترکد.
عصری هم بیخبر افتاد روی زبانام:
سه غم آمد سراغم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یارم غم یارم غم یار...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
عصری هم بیخبر افتاد روی زبانام:
سه غم آمد سراغم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یارم غم یارم غم یار...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2😢1