غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ (مولانا)
دکتر سروش
ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبهای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم
من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم
در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو
اینها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم
ای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را
هر چند از تو کم شود از خود تمامت می کنم
ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم
گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف
یک لحظه پخته می شوی یک لحظه خامت می کنم
گر سالها ره می روی چون مهرهای در دست من
چیزی که رامش می کنی زان چیز رامت می کنم...
#مولانا
#صدای_شاعر
#دکتر_سروش
🔶️🔸️@third_script
تو کعبهای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم
من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم
من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم
در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو
اینها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم
ای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را
هر چند از تو کم شود از خود تمامت می کنم
ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم
گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف
یک لحظه پخته می شوی یک لحظه خامت می کنم
گر سالها ره می روی چون مهرهای در دست من
چیزی که رامش می کنی زان چیز رامت می کنم...
#مولانا
#صدای_شاعر
#دکتر_سروش
🔶️🔸️@third_script
❤2
یار آنجا و من اینجا
وه! چه باشد گر فلک
یار را این جا رساند
یا برد آنجا مرا...
#هلالی_جغتایی
🔶️🔸️@third_script
وه! چه باشد گر فلک
یار را این جا رساند
یا برد آنجا مرا...
#هلالی_جغتایی
🔶️🔸️@third_script
❤2👏1
ای زاهدِ ظاهربین
از قُرب چه میپرسی
او در من و من در وی
چو بو به گلاب اندر...
نصیرالدین محمود اودهی
چِراغِ دِهْلی، لقب نصیرالدین محمود اودهی
(۶۷۵ ه.ق - ۱۸ رمضان ۷۵۷)
🔶️🔸️@third_script
از قُرب چه میپرسی
او در من و من در وی
چو بو به گلاب اندر...
نصیرالدین محمود اودهی
چِراغِ دِهْلی، لقب نصیرالدین محمود اودهی
(۶۷۵ ه.ق - ۱۸ رمضان ۷۵۷)
🔶️🔸️@third_script
❤2
اشتباه است اگر فکر کنیم رنج های مسیح همین بوده. ما بیشتر به شکنجههای جسمانی فکر میکنیم. این عذابها نمیتوانند آنقدرها سخت باشند. پشت این درد جسمانی، مسیح درد بسیار بزرگتری داشته است. مسیح سه سال تمام برای حواریون صحبت میکرد ولی منظور او را نفهمیدند. همهشان ترکش کردند و مسیح تنها ماند. درک این نکته که هیچکس درکت نکرده یک رنج وحشتناک است. با این وجود تنها شدن بدترین چیز نبود. وقتی مسیح روی صلیب به میخ کشیده شد و همانجا با دردش رها شد با همه وجودش فریاد کشید، خدایا، خدای من چرا رهایم کردی؟ و با صدای بلند گریه میکرد. فکر میکرد پدر آسمانیاش او را رها کرده. باور کرد هر چیزی که تا الان موعظه کرده، دروغی بیش نبوده. یعنی چند لحظه قبل از مرگ، دچار شک عمیقی شده بود. این باید وحشتناکترین رنج زندگیاش بوده باشد؛ سکوت خدا...
نور زمستانی 1963
اینگمار برگمان
Christ crucified
1632
by Diego Velázquez
(1599-1660)
Oil on canvas. 248 × 169 cm.
Prado Museum, Madrid
#painting
🔶️🔸️@third_script
نور زمستانی 1963
اینگمار برگمان
Christ crucified
1632
by Diego Velázquez
(1599-1660)
Oil on canvas. 248 × 169 cm.
Prado Museum, Madrid
#painting
🔶️🔸️@third_script
😢1
Avaze Negarina Delo Janam Te Dari [ArtMent.IR]
MohammadReza Shajarian
نگارینا دل و جانم ته دیری
همه پیدا و پنهانم ته دیری
نمیدانم که این درد از که دیرم
همیدانم که درمانم ته دیری
نگارینا
#محمدرضا_شجریان
#بابا_طاهر
پیانو: جواد معروفی
آلبوم جان عشاق، گنبد مینا
۱۳۷۴
🔶️🔸️@third_script
همه پیدا و پنهانم ته دیری
نمیدانم که این درد از که دیرم
همیدانم که درمانم ته دیری
نگارینا
#محمدرضا_شجریان
#بابا_طاهر
پیانو: جواد معروفی
آلبوم جان عشاق، گنبد مینا
۱۳۷۴
🔶️🔸️@third_script
❤1
برخیز و به نزدِ آن نکونام درآی
در صحبتِ آن یارِ دلارام درآی
زین دام برون جه و در آن دام درآی
از در اگرت براند از بام درآی...
#مولانا
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
در صحبتِ آن یارِ دلارام درآی
زین دام برون جه و در آن دام درآی
از در اگرت براند از بام درآی...
#مولانا
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
❤2
Nobate Asheghi-(IRMP3.IR)
Javad Badizadeh
دادِ دل (نوبت عاشقی)
خواننده و آهنگساز: جواد بدیعزاده (۱۳۵۸-۱۲۸۱)
شعر: نورالله همایون (۱۳۷۰-۱۲۸۶)
در مایه اصفهان
۱۳۱۶ ارکستر آلمان
دوره جوانی و نوبت عاشقی و هنگام شادی و موسم بهار است
نعره میزند بلبل از شعف
غنچه میکند به روی بلبل چو خنده زان لبان شيرين باده رنگ
دلبر بی مهر و وفا
از چه کنی جور و جفا
از چه کنی جور و جفا
دلبر بی مهر و وفا
اين دو روز زندگی غنيمت شمار و کم ستمگری کن به عاشقان
ساقي بيا بيا تر کن لبم ز مِی
مطرب بيا بيا يک دم بدم به نی
تا به نای و نی بر آرم از روز غم دمار
روزی بینی بی ما طرف گلشن را
پس دادِ دل گیر از عمر...
#موسیقی
🔶🔸@third_script
خواننده و آهنگساز: جواد بدیعزاده (۱۳۵۸-۱۲۸۱)
شعر: نورالله همایون (۱۳۷۰-۱۲۸۶)
در مایه اصفهان
۱۳۱۶ ارکستر آلمان
دوره جوانی و نوبت عاشقی و هنگام شادی و موسم بهار است
نعره میزند بلبل از شعف
غنچه میکند به روی بلبل چو خنده زان لبان شيرين باده رنگ
دلبر بی مهر و وفا
از چه کنی جور و جفا
از چه کنی جور و جفا
دلبر بی مهر و وفا
اين دو روز زندگی غنيمت شمار و کم ستمگری کن به عاشقان
ساقي بيا بيا تر کن لبم ز مِی
مطرب بيا بيا يک دم بدم به نی
تا به نای و نی بر آرم از روز غم دمار
روزی بینی بی ما طرف گلشن را
پس دادِ دل گیر از عمر...
#موسیقی
🔶🔸@third_script
❤1
"و كل نصيبي منك قلبٌ مروع"
و قلبی هراسان،
تمامِ سهمِ من از توست...
محمد مهدی الجواهری
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
The autopsy
1890
by Enrique Simonet
(1866 –1927) Spanish painter
Oil on canvas. 177 × 291 cm.
Museo de Málaga
#painting
When Simonet visited Rome in the late 1880's, he wanted to paint a something that grasped the spirit of scientific progress. He visited a morgue where a doctor performed an autopsy on the body of a young woman found in the river Tiber. In 1890 he made this painting based on his visit and aptly called it 'La Autopsia'.
🔶️🔸️@third_script
و قلبی هراسان،
تمامِ سهمِ من از توست...
محمد مهدی الجواهری
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
The autopsy
1890
by Enrique Simonet
(1866 –1927) Spanish painter
Oil on canvas. 177 × 291 cm.
Museo de Málaga
#painting
When Simonet visited Rome in the late 1880's, he wanted to paint a something that grasped the spirit of scientific progress. He visited a morgue where a doctor performed an autopsy on the body of a young woman found in the river Tiber. In 1890 he made this painting based on his visit and aptly called it 'La Autopsia'.
🔶️🔸️@third_script
دختری از تو پرسید:
شعر چیست؟
دلت میخواست بگویی
خودِ تویی، آری
خودِ تو...
ولادیمیر هولان
🔶️🔸️@third_script
شعر چیست؟
دلت میخواست بگویی
خودِ تویی، آری
خودِ تو...
ولادیمیر هولان
🔶️🔸️@third_script
❤3
و بدانید که مَلِک ایدون* باید که اندرو سه خصلت بوَد یکی راست گوی بوَد و دروغ نگوید.
دُ دیگر با سخاوت بوَد و بخیلی نکند.
سه دیگر خشم نگیرد زیرا که خَلق همه اندر دست وی است، و دست او بر ایشان دراز است هر چه خواهد بر ایشان توانَد کردن و فرمودن. و ایدون باید که هر چیزی او را بوَد از نعمت و خواسته و فراخی نعمت، رعیت را همچنان بدهد، مگر آن چیزی که مَلِک را بوَد خاصه، که رعیت را بکار نیاید...
*ایدون: اینگونه، اینچنین
#تاریخ_بلعمی
اندر خطبه منوچهرالملک
🔶🔸@third_script
دُ دیگر با سخاوت بوَد و بخیلی نکند.
سه دیگر خشم نگیرد زیرا که خَلق همه اندر دست وی است، و دست او بر ایشان دراز است هر چه خواهد بر ایشان توانَد کردن و فرمودن. و ایدون باید که هر چیزی او را بوَد از نعمت و خواسته و فراخی نعمت، رعیت را همچنان بدهد، مگر آن چیزی که مَلِک را بوَد خاصه، که رعیت را بکار نیاید...
*ایدون: اینگونه، اینچنین
#تاریخ_بلعمی
اندر خطبه منوچهرالملک
🔶🔸@third_script
👍1
❤2👍1
این جهان همچون درخت است ای کرام
ما بر او چون میوههای نیمخام
سخت گیرد میوهها مر شاخ را
زان که در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لبگزان
سست گیرد شاخ را او بعد از آن
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی، کار خونآشامی است...
#مولانا
#مثنوی_معنوی
🔶️🔸️@third_script
ما بر او چون میوههای نیمخام
سخت گیرد میوهها مر شاخ را
زان که در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لبگزان
سست گیرد شاخ را او بعد از آن
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی، کار خونآشامی است...
#مولانا
#مثنوی_معنوی
🔶️🔸️@third_script
👍2
سراب
هایده
👍1
در درون هر کسی
نغمهای است که او را
این سو و آن سو میدواند
تا نِیزنی بیاید که
نغمهی او را بنوازد
و او خودش را
در نغمهی خویش
فراموش کند...
#بیژن_الهی
🔶️🔸️@third_script
نغمهای است که او را
این سو و آن سو میدواند
تا نِیزنی بیاید که
نغمهی او را بنوازد
و او خودش را
در نغمهی خویش
فراموش کند...
#بیژن_الهی
🔶️🔸️@third_script
❤3