کجای جهان رفتهای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است.
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد...
#شمس_لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است.
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد...
#شمس_لنگرودی
🔶️🔸️@third_script
❤2😢1
صبح زود برخاستن، طعم تمام روز را عوض میکند. کارها هم چقدر جلو میافتد.
میدانی؟ صبح زود عطر غریبی دارد، عطری که در انتهای صبح زود تمام میشود، و هرگز به مشام آن ها که تا کَمرکِش ظهر میخوابند، نمیرسد. کسالت، کسالت میآورد؛ خواب،خواب!
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
🔶️🔸️@third_script
میدانی؟ صبح زود عطر غریبی دارد، عطری که در انتهای صبح زود تمام میشود، و هرگز به مشام آن ها که تا کَمرکِش ظهر میخوابند، نمیرسد. کسالت، کسالت میآورد؛ خواب،خواب!
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
❤3
ضیافت
عید برای من روز غمانگیزی است. با زنگ ساعت از خواب بیدار میشوم.
پنجره هنوز تیره و تار است. روی تختخواب مینشینم. بین میلیونها جمعیت شهر، باید ساعت شش صبح روز تعطیل بیدار شوم.
بله، من تنها آدم شهرم که باید بیدار باشد.
سرایدار یک برج هستم. کریسمس تنها روزی است که همهی ساکنان برج مهربان میشوند. هر کس تا میتواند به من خوردنی و نوشیدنی میدهد.
شب با کارتنخوابها و گربهها ضیافت دارم...
الکساندر بوخلر
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
عید برای من روز غمانگیزی است. با زنگ ساعت از خواب بیدار میشوم.
پنجره هنوز تیره و تار است. روی تختخواب مینشینم. بین میلیونها جمعیت شهر، باید ساعت شش صبح روز تعطیل بیدار شوم.
بله، من تنها آدم شهرم که باید بیدار باشد.
سرایدار یک برج هستم. کریسمس تنها روزی است که همهی ساکنان برج مهربان میشوند. هر کس تا میتواند به من خوردنی و نوشیدنی میدهد.
شب با کارتنخوابها و گربهها ضیافت دارم...
الکساندر بوخلر
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
❤3🕊2
💔3❤1
میخواهم حادثهای را گزارش کنم
-"سلیا، همهاش تقصیر توست. سرانجام جسد متورم مرا در استخر پیدا میکنی. بدرود."
او یادداشت در مشت و با گامهای متزلزل بیرون دوید، مرا دید، شناور با چهرهای درون آب. چون مگسی غولپیکر که در ژله غرق شده باشد.
وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، از آب بیرون آمدم.
محکوم شماره ۳۳۸۴۱۲
تام فورد
ترجمه اسدالله امرایی
🔶️🔸️@third_script
-"سلیا، همهاش تقصیر توست. سرانجام جسد متورم مرا در استخر پیدا میکنی. بدرود."
او یادداشت در مشت و با گامهای متزلزل بیرون دوید، مرا دید، شناور با چهرهای درون آب. چون مگسی غولپیکر که در ژله غرق شده باشد.
وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یاد آورد بلد نیست شنا کند، از آب بیرون آمدم.
محکوم شماره ۳۳۸۴۱۲
تام فورد
ترجمه اسدالله امرایی
🔶️🔸️@third_script
😐2
❤2👌1
- تیتی (الناز شاکردوست):
ابراهیم مرد خوبیه، کاش اونطوری بهش نمیگفتی.
+ امیر ساسان (هوتن شکیبا):
منم خوبم، همهی مردها خوبن اگه پول داشته باشن. فرق خوب بودن و گُه بودن همین پول سگ مصب صاحابه...
تیتی
کارگردان: آیدا پناهنده
نویسنده: ارسلان امیری
۱۳۹۹
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
ابراهیم مرد خوبیه، کاش اونطوری بهش نمیگفتی.
+ امیر ساسان (هوتن شکیبا):
منم خوبم، همهی مردها خوبن اگه پول داشته باشن. فرق خوب بودن و گُه بودن همین پول سگ مصب صاحابه...
تیتی
کارگردان: آیدا پناهنده
نویسنده: ارسلان امیری
۱۳۹۹
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
⚡1👍1👎1
بندی به پای دارم و باری گران به دوش
در حیرتم که شهره به بیبند و باریام...
غلامرضا شکوهی
🔶️🔸️@third_script
در حیرتم که شهره به بیبند و باریام...
غلامرضا شکوهی
🔶️🔸️@third_script
👍3
میدونی، عشق یه اتفاقه نه یک انتخاب،
چون اگه انتخاب باشه با یک اتفاق از بین میره...
سلفی با دموکراسی
کارگردان: علی عطشانی
۱۳۹۸
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
چون اگه انتخاب باشه با یک اتفاق از بین میره...
سلفی با دموکراسی
کارگردان: علی عطشانی
۱۳۹۸
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1👎1
مرگ بر اثر دخانیات
فرانک توماس به بخت و طالع اعتقاد زیادی داشت. خیلی سیگار میکشید، اما میدانست که نه سکته میکند و نه سرطان ریه میگیرد. یک بند آتش به آتش دود میکرد.
یک روز که توی آشپزخانهاش گاز نشت میکرد، با آنکه از لولهکشی گاز سررشته نداشت رفت که درستش کند.
از سیگار مُرد، اما نه از سکته و نه از سرطان ریه...
آلکس کیگان
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
فرانک توماس به بخت و طالع اعتقاد زیادی داشت. خیلی سیگار میکشید، اما میدانست که نه سکته میکند و نه سرطان ریه میگیرد. یک بند آتش به آتش دود میکرد.
یک روز که توی آشپزخانهاش گاز نشت میکرد، با آنکه از لولهکشی گاز سررشته نداشت رفت که درستش کند.
از سیگار مُرد، اما نه از سکته و نه از سرطان ریه...
آلکس کیگان
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍1🔥1
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میون جنگلا تاقم میکنه...
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میون جنگلا تاقم میکنه...
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
❤3
❤3
اگر واقعا عاشق کسی هستید، هرگز نگران معنای زندگی نخواهید شد...
یووال نوح هراری
۲۱ درس برای قرن ۲۱
🔶️🔸️@third_script
اگر واقعا عاشق کسی هستید، هرگز نگران معنای زندگی نخواهید شد...
یووال نوح هراری
۲۱ درس برای قرن ۲۱
🔶️🔸️@third_script
❤3
❤2