_ ما هو حُلمكَ؟
_ أن أعانقكِ تحت المَطَر، وأنتِ؟
_ أن تُمطِر...
_ چه آرزویی داری؟
_ زیر باران بغلت کنم، تو چی؟
_ باران ببارد...
🔶🔸@third_script
_ أن أعانقكِ تحت المَطَر، وأنتِ؟
_ أن تُمطِر...
_ چه آرزویی داری؟
_ زیر باران بغلت کنم، تو چی؟
_ باران ببارد...
🔶🔸@third_script
اول يک جمله بگويم
راستش
گاهي از شدت علاقه به زندگي
حتي سنگها را هم ميبوسم
کلمهها را
کتابها را
آدمها را
دارم ديوانه ميشوم از حلول
از ميل حلول در هر چه هست در هر چه نيست
در هر چه که هر چه
و هي فکر ميکنم
مخصوصا به تو فکر ميکنم
آنقدر فکر ميکنم
که يادم ميرود به چه فکر ميکنم
به تو فکر ميکنم
مثل مومني که به ايمانِ باد و به تکليف بيد
به تو فکر ميکنم
مثل مسافر به راه
مثل علف به ابر
مثل شکوفه به صبح و مثل واژه به شعر
به تو فکر ميکنم
مثل خسته به خواب و نرگس به ارديبهشت
به تو فکر ميکنم
مثل کوچه به روز
مثل نوشتن به ني
مثل خدا به کافر خويش و مثل زندان به زندگي
به تو فکر ميکنم
مثل برهنگي به لمس و تن به شست و شو
به تو فکر ميکنم
مثل کليد به قفل
مثل قصه به کودک
مثل پري به چشمه و پسين به پروانه
به تو فکر ميکنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر ميکنم
مثل اَبونواس به مي
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفباء به عين
مثل حروف الفباء به شين
مثل حروف الفباء به قاف
همين
هر چه گفتم
انگار انتظارِ آسان رسيدن به همين سه حرف آخر بود
حالا بايد بخوابم
فردا باز هم به تو فکر خواهم کرد
سید علی صالحی
🔶🔸@third_script
راستش
گاهي از شدت علاقه به زندگي
حتي سنگها را هم ميبوسم
کلمهها را
کتابها را
آدمها را
دارم ديوانه ميشوم از حلول
از ميل حلول در هر چه هست در هر چه نيست
در هر چه که هر چه
و هي فکر ميکنم
مخصوصا به تو فکر ميکنم
آنقدر فکر ميکنم
که يادم ميرود به چه فکر ميکنم
به تو فکر ميکنم
مثل مومني که به ايمانِ باد و به تکليف بيد
به تو فکر ميکنم
مثل مسافر به راه
مثل علف به ابر
مثل شکوفه به صبح و مثل واژه به شعر
به تو فکر ميکنم
مثل خسته به خواب و نرگس به ارديبهشت
به تو فکر ميکنم
مثل کوچه به روز
مثل نوشتن به ني
مثل خدا به کافر خويش و مثل زندان به زندگي
به تو فکر ميکنم
مثل برهنگي به لمس و تن به شست و شو
به تو فکر ميکنم
مثل کليد به قفل
مثل قصه به کودک
مثل پري به چشمه و پسين به پروانه
به تو فکر ميکنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر ميکنم
مثل اَبونواس به مي
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفباء به عين
مثل حروف الفباء به شين
مثل حروف الفباء به قاف
همين
هر چه گفتم
انگار انتظارِ آسان رسيدن به همين سه حرف آخر بود
حالا بايد بخوابم
فردا باز هم به تو فکر خواهم کرد
سید علی صالحی
🔶🔸@third_script
مطالعه به ما جایی می دهد برای رفتن، هنگامیکه مجبوریم در همانجا که هستیم بمانیم...
🔶🔸@third_script
🔶🔸@third_script
■ زیاد خوشحال به نظر نمیرسی؟
● نه
■ خسته ای؟
● آره
■ چرا!؟
● با بد کسی طرفم!
■ منظورت دستیارته؟
● نه… اون نه
■ پس کی؟
● خودم…
مهر هفتم 1957
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
● نه
■ خسته ای؟
● آره
■ چرا!؟
● با بد کسی طرفم!
■ منظورت دستیارته؟
● نه… اون نه
■ پس کی؟
● خودم…
مهر هفتم 1957
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
خودنگاره با گوش باندپیچی شده
اثرِ ونسان ون گوگ "1889"
30مارس زادروز «ونسان ون گوگ» نقاش نامدار هلندی...
🔶🔸@third_script
اثرِ ونسان ون گوگ "1889"
30مارس زادروز «ونسان ون گوگ» نقاش نامدار هلندی...
🔶🔸@third_script
ماجرای بریده شدن گوش ونسان ون گوگ:
دربارهٔ اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در دو خودنگاره تصویر خود را با گوش باند پیچی شده کشیدهاست. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درسته داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش راست او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمده است. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:
اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش راست خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد....
🔶🔸@third_script
دربارهٔ اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در دو خودنگاره تصویر خود را با گوش باند پیچی شده کشیدهاست. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درسته داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش راست او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمده است. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:
اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش راست خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد....
🔶🔸@third_script
آورده اند که: دو دوست مدتها با هم بودند. روزی نزدیک شیخی رسیدند.
شیخ گفت: چند سال است که شما هر دو هم صحبتید؟
گفتند: چندین سال
گفت: هیچ میان شما درین مدت منازعتی بود؟
گفتند: نی الا موافقت
گفت: بدانید که شما به نفاق زیستید...
#شمس
🔶🔸@third_script
شیخ گفت: چند سال است که شما هر دو هم صحبتید؟
گفتند: چندین سال
گفت: هیچ میان شما درین مدت منازعتی بود؟
گفتند: نی الا موافقت
گفت: بدانید که شما به نفاق زیستید...
#شمس
🔶🔸@third_script
یه نگاه اجمالی به دنیا ثابت میکنه که فیلمهای ترسناک، چیزی جز واقعیت نیست...
آلفرد هیچکاک
🔶🔸@third_script
آلفرد هیچکاک
🔶🔸@third_script
آماندا: تو نمیتونی تردید داشته باشی. تنها چیزی که بدتر از بی عرضه گی و نامهربونی و خباثته مردد بودنه...
#دیالوگ
Thoroughbreds, 2017
🔶🔸@third_script
#دیالوگ
Thoroughbreds, 2017
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شوی رنگارنگ - 258
"دیوونتم"
با صدای : #حمیرا
ترانه سرا : هما میرافشار
اهنگساز : محمد حیدری
تکنواز ویلن: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
"دیوونتم"
با صدای : #حمیرا
ترانه سرا : هما میرافشار
اهنگساز : محمد حیدری
تکنواز ویلن: مجتبی میرزاده
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
In a Heartbeat (2017)
writers & Directors: Esteban Bravo, Beth David
پسر بچه اي به يكي از دوستان خود علاقمند است ولي از گفتن اين موضوع خجالت مي كشد...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
writers & Directors: Esteban Bravo, Beth David
پسر بچه اي به يكي از دوستان خود علاقمند است ولي از گفتن اين موضوع خجالت مي كشد...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
countless faint stars
Artist: Subdream
Album: Intra-Dimensional
Released: 2017
Genre: Dance/Electronic
🔶🔸@third_script
Artist: Subdream
Album: Intra-Dimensional
Released: 2017
Genre: Dance/Electronic
🔶🔸@third_script
Audio
countless faint stars
Artist: Subdream
Album: Intra-Dimensional
Released: 2017
#موسيقي_بيكلام
#موسيقي_شبانه
🔶🔸@third_script
Artist: Subdream
Album: Intra-Dimensional
Released: 2017
#موسيقي_بيكلام
#موسيقي_شبانه
🔶🔸@third_script
حق با بودایی هاست آدم های گناهکار به مرگ محکوم نمی شوند؛ به زندگی محکوم می شوند...
جزء از کل
استیو تولتز
🔶🔸@third_script
جزء از کل
استیو تولتز
🔶🔸@third_script
بهترین نوازنده و ترانه سرایان دهه سی و چهل شمسی ، پرویز یاحقی و بیژن ترقی....
🔶🔸@third_script
🔶🔸@third_script