Audio
Artist: I.M.D
Album: Prismatic Perceptions
Released: 2019
Genre: Dance/Electronic
🔶🔸@third_script
#موسيقي_شبانه
Album: Prismatic Perceptions
Released: 2019
Genre: Dance/Electronic
🔶🔸@third_script
#موسيقي_شبانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخون بخون
خواننده: نوش آفرين
ترانه سرا: اردلان سرافراز
آهنگساز: فريدون خوشنود
تنظيم: منوچهر چشم آذر
🔶🔸@third_script
#موزيك_ويدئو
خواننده: نوش آفرين
ترانه سرا: اردلان سرافراز
آهنگساز: فريدون خوشنود
تنظيم: منوچهر چشم آذر
🔶🔸@third_script
#موزيك_ويدئو
Johnny Dorelli (real name Giorgio Guidi; born 20 February 1937, in Meda) is an Italian actor, singer and Television host.
🔶🔸@third_script
🔶🔸@third_script
Parla più piano e nessuno sentirà
آهسته تر صحبت کن، کسي نميشنوه
il nostro amore lo viviamo io e te
من و تو با عشقمان زندگی می کنیم
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
neppure il cielo che ci guarda da lassù
حتي آسمان که از بالا ما را نگاه ميکند
Insieme a te io restero
من با تو خواهم ماند
amore mio, sempre cosi
عاشقم باش، تا هميشه
Parla più piano e vieni più vicino a me
آهسته تر صحبت کن و به من نزديک تر شو
Voglio sentire gli occhi miei dentro di te
ميخواهم چشم های من تو رو از درون احساس کنه
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
è un grande amore e mai più grande esisterà
که عشق بزرگ است و بزرگتر از آن هرگز وجود نخواهد داشت
Insieme a te io restero
من با تو خواهم ماند
amore mio, sempre cosi
عاشقم باش، تا هميشه
Parla più piano e vieni più vicino a me
آهسته تر صحبت کن و به من نزديک تر شو
Voglio sentire gli occhi miei dentro di te
ميخواهم چشم های من تو رو از درون احساس کنه
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
è un grande amore e mai più grande esisterà
که عشق بزرگ است و بزرگتر از آن هرگز وجود نخواهد داشت
🔶🔸@third_script
آهسته تر صحبت کن، کسي نميشنوه
il nostro amore lo viviamo io e te
من و تو با عشقمان زندگی می کنیم
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
neppure il cielo che ci guarda da lassù
حتي آسمان که از بالا ما را نگاه ميکند
Insieme a te io restero
من با تو خواهم ماند
amore mio, sempre cosi
عاشقم باش، تا هميشه
Parla più piano e vieni più vicino a me
آهسته تر صحبت کن و به من نزديک تر شو
Voglio sentire gli occhi miei dentro di te
ميخواهم چشم های من تو رو از درون احساس کنه
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
è un grande amore e mai più grande esisterà
که عشق بزرگ است و بزرگتر از آن هرگز وجود نخواهد داشت
Insieme a te io restero
من با تو خواهم ماند
amore mio, sempre cosi
عاشقم باش، تا هميشه
Parla più piano e vieni più vicino a me
آهسته تر صحبت کن و به من نزديک تر شو
Voglio sentire gli occhi miei dentro di te
ميخواهم چشم های من تو رو از درون احساس کنه
nessuno sa la verità
هيچ کس حقیقت را نمي داند
è un grande amore e mai più grande esisterà
که عشق بزرگ است و بزرگتر از آن هرگز وجود نخواهد داشت
🔶🔸@third_script
عرصه سخن، بس تنگ است
عرصه معنی فراخ است
از سخن، پیش تر آ
تا فراخ بینی و عرصه بینی...
#شمس
🔶🔸@third_script
عرصه معنی فراخ است
از سخن، پیش تر آ
تا فراخ بینی و عرصه بینی...
#شمس
🔶🔸@third_script
بزرگی گفت: پیش بِشْر بودم و سرمایی سخت عظیم بود. او را برهنه دیدم که می لرزید. گفتم: یا بانصر این چه حال است؟ گفت: درویشان را یاد کردم. مال نداشتم که با ایشان مواسا کنم، به تن موافقت کردم...
*مواسا: نیکویی و یاری و احسان کردن
تذکرة الاولیا
ذکر بِشْر حافی رحمة الله علیه
🔶🔸@third_script
*مواسا: نیکویی و یاری و احسان کردن
تذکرة الاولیا
ذکر بِشْر حافی رحمة الله علیه
🔶🔸@third_script
هنوز ما را اهلیتِ گفت نیست
کاشکی اهلیت شنودن بودی
تمامْ گفتن می باید
و تمام شنودن.
بر دلها مهر است،
بر زبانها مهر است
و بر گوشها
مهر...
#شمس
🔶🔸@third_script
کاشکی اهلیت شنودن بودی
تمامْ گفتن می باید
و تمام شنودن.
بر دلها مهر است،
بر زبانها مهر است
و بر گوشها
مهر...
#شمس
🔶🔸@third_script
ای کاش آب بودم…
به مفتون امینی
وسواسِ مهربانِ شعر
ای کاش آب بودم
گر میشد آن باشی که خود میخواهی. ــ
آدمی بودن
حسرتا!
مشکلیست در مرزِ ناممکن. نمیبینی؟
ای کاش آب بودم ــ به خود میگویم ــ
نهالی نازک به درختی گَشن رساندن را
(ــ تا به زخمِ تبر بر خاکاش افکنند
در آتش سوختن را؟)
یا نشای سستِ کاجی را سرسبزی جاودانه بخشیدن
(ــ از آن پیشتر که صلیبیش آلوده کنند
به لختهلختهی خونی بیحاصل؟)
یا به سیراب کردنِ لبتشنهیی
رضایتِ خاطری احساس کردن
(ــ حتا اگرش به زانو نشاندهاند
در میدانی جوشان از آفتاب و عربده
تا به شمشیری گردنش بزنند؟
حیرتات را بر نمیانگیزد
قابیلِ برادرِ خود شدن
یا جلادِ دیگراندیشان؟
یا درختی بالیدهنابالیده را
حتا
هیمهیی انگاشتن بیجان؟)
میدانم میدانم میدانم
با اینهمه کاش ایکاش آب میبودم
گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است.
آه
کاش هنوز
به بیخبری
قطرهیی بودم پاک
از نَمباری
به کوهپایهیی
نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بیداد
سرگشتهموجِ بیمایهیی.
۳۰ شهریورِ ۱۳۶۸
خانهی دهکده
#شعر
#شاملو
🔶🔸@third_script
به مفتون امینی
وسواسِ مهربانِ شعر
ای کاش آب بودم
گر میشد آن باشی که خود میخواهی. ــ
آدمی بودن
حسرتا!
مشکلیست در مرزِ ناممکن. نمیبینی؟
ای کاش آب بودم ــ به خود میگویم ــ
نهالی نازک به درختی گَشن رساندن را
(ــ تا به زخمِ تبر بر خاکاش افکنند
در آتش سوختن را؟)
یا نشای سستِ کاجی را سرسبزی جاودانه بخشیدن
(ــ از آن پیشتر که صلیبیش آلوده کنند
به لختهلختهی خونی بیحاصل؟)
یا به سیراب کردنِ لبتشنهیی
رضایتِ خاطری احساس کردن
(ــ حتا اگرش به زانو نشاندهاند
در میدانی جوشان از آفتاب و عربده
تا به شمشیری گردنش بزنند؟
حیرتات را بر نمیانگیزد
قابیلِ برادرِ خود شدن
یا جلادِ دیگراندیشان؟
یا درختی بالیدهنابالیده را
حتا
هیمهیی انگاشتن بیجان؟)
میدانم میدانم میدانم
با اینهمه کاش ایکاش آب میبودم
گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است.
آه
کاش هنوز
به بیخبری
قطرهیی بودم پاک
از نَمباری
به کوهپایهیی
نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بیداد
سرگشتهموجِ بیمایهیی.
۳۰ شهریورِ ۱۳۶۸
خانهی دهکده
#شعر
#شاملو
🔶🔸@third_script