Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
تعالي
نلعب ( الغميضة )
أنت تختبئين
وأنا أبحث في قلبي ...

صلاح ابو عباس

بیا بازی کنیم
تو قایم شو
و من در قلبم
دنبالت می‌گردم...

به فارسی
حمید حجازی
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥1
عشق در دل ماند و یار از دست رفت
دوستان دستی، که کار از دست رفت

ای عجب گر من رِسَم در کام دل
کِی رسم چون روزگار از دست رفت؟

بخت و رای و زور و زر بودم دریغ
کاندر این غم هر چهار از دست رفت

عشق و سودا و هوس در سر بماند
صبر و آرام و قرار از دست رفت

گر من از پای اندرآیم گو درآی
بهتر از من صد هزار از دست رفت

مرکب سودا جهانیدن چه سود؟
چون زمام اختیار از دست رفت

سعدیا با یار عشق آسان بود
عشق باز اکنون که یار از دست رفت

🔶️🔸️@third_script
1
روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم...

حافظ
🔶️🔸️@third_script
1
دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سرِ ما فرونیآید به کمانِ ابروی کَس
که درون گوشه‌گیران، ز جهان فَراغ دارد

شبِ ظلمت و بیابان، به کجا توان رسیدن؟
مگر آن که شمعِ روی‌ات به رَهَم چراغ دارد

من و شمعِ صبح‌گاهی سِزَد ار به هم بِگرییم
که بسوختیم و از ما بتِ ما فراغ دارد

سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ
که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد

🔶️🔸️@third_script
1
ای روی تو راحت دل من
چشم تو چراغ منزل من

آبی‌ست محبت تو گویی
کآمیخته‌اند با گِل من

شادم به تو مرحبا و اهلا
ای بخت سعید مقبل من

با تو همه برگ‌ها مهیاست
بی تو همه هیچ حاصل من

گویی که نشسته‌ای شب و روز
هر جا که تویی مقابل من

گفتم که مگر نهان بماند
آنچ از غم توست بر دل من

بعد از تو هزار نوبت افسوس
بر دور حیات باطل من

هر جا که حکایتی و جمعی
هنگامهٔ توست و محفل من

گر تیغ زند به دست سیمین
تا خون چکد از مفاصل من

کس را به قصاص من مگیرید
کز من بِحِل است قاتل من

سعدی
🔶🔸@third_script
1
نورِ دلی ار چه جُفتِ نارم داری
تاجِ سری ار چه خاکسارم داری
آرامِ دلی و بی‌قرارم داری
چون دیده عزیزی ار چه خوارم داری

سنایی
رباعیات
🔶️🔸️@third_script
1
دلت گر به راه خطا مایلست
ترا دشمن اندر جهان خود دلست

بیست و پنجم اردیبهشت
روز بزرگداشت فردوسی
گرامی باد
🔶️🔸️@third_script
I Can't Believe That You're In Love With Me
Billie Holiday
I Can't Believe That You're in Love With Me
Song by Billie Holiday

Lyrics
Your eyes are blue, your kisses too
I never knew what they could do
I can't believe that you're in love with me
You're telling everyone I know
I'm on your mind, each place you go
They can't believe you're in love with me
I have always placed you far above me
I just can't imagine that you love me
And after all is said and done it looks like I'm the lucky one
I can't believe that you're in love with me

🔶🔸@third_script
یک چند بر این امید پیمودم راه
کردم همه عمر خود به یک‌بار تباه
از ابرِ امید من چو بر نامد ماه
کردیم درِ سرای امیّد سیاه

سنایی
رباعیات
🔶️🔸️@third_script
🕊1
Man Gholaame Ghamaram Gheyre Ghamar Hich Magu
Ahmad Shamlou
من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو
پیش من، جز سخن شمع و شکر، هیچ مگو

مولانا
با صدای شاملو
🔶🔸@third_script
بیست و هشتم اردیبهشت ماه
روز بزرگداشت خیام
گرامی باد
🔶️🔸️@third_script
1
مشتاق تو به هیچ جمالی نظر نکرد
بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست

بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت
ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست

امیرحسن دهلوی
(۶۴۹ – ۷۳۷ هجری قمری)
🔶️🔸️@third_script
1
آیا ما سزاوار بودیم
تمام خیابان را،
در باران برویم
و در انتهای خیابان،
کسی در انتظار ما نباشد؟

احمدرضا احمدی
(۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ – ۲۰ تیر ۱۴۰۲)
🔶️🔸️@third_script
❤‍🔥1
این در نه به اختیار خویش آمده‌ایم
از هستْ کم و ز نیست بیش آمده‌ایم
از پس نرویم زآنکه پیش آمده‌ایم
بیگانه نگردیم که خویش آمده‌ایم

معزی نیشابوری
رباعیات
🔶️🔸️@third_script
1
گذار بر ظلمات است
خِضْرِ راهی کو؟
مباد کآتش محرومی
آبِ ما ببرد...

حافظ
🔶🔸@third_script
❤‍🔥1
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوششِ بسیار نامد سودمند

عشقْ دریایی، کرانه ناپدید
کِی توان کردن شنا ای هوش‌مند

عشق را خواهی که تا پایان بری
بس بباید ساخت با هر ناپسند

زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند

توسَنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن تنگ‌تر گردد کمند

رابعه بلخی
🔶🔸@third_script
1
سپیدی یك دست زاده‌ی شب است
شعر از فریدون رهنما
( ۲ خرداد ۱۳۰۹ – ۱۷ مرداد ۱۳۵۴)
مترجم: فریده رهنما

روزی خواهم رفت به كرانه‌های بزرگ عشق
فرو خواهم رفت در شن‌های خواستن
با خود راز شام‌گاهان را خواهم برد
جنگل هم‌چون چلچراغی بر ما فرود خواهد آمد

روزی لبخند خواهم زد به تولد روزها
آسمان را خواهم دید آن‌سان كه یك دست را
دست‌ات بر من خواهد بود آن‌سان كه بر كرانه‌ی دریا
تابستان مرا در برخواهد گرفت و دریا دل‌اش را خواهد گشود


اندوهی عظیم می‌روید در سطح فضا
خطی از اشك می‌پیوندد به رودهای بزرگ
خورشید دو تن نمودار می‌شود از میان همگان
درخت می‌گرید بر سینه‌ی زنی تنها

دست‌ات را می‌گیرم ای مسافر یادبودها
می‌پایم تو را در لحظه‌های درد و دل‌تنگی
می‌پرورانم تو را با آتش و زمین و آواز
گسترده می‌شوم در خاكستر گام‌های‌ام كه برمی داری
سپیدی یك دست زاده شب است...
🔶🔸@third_script
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحانه با زرافه‌ها

نویسنده:
سروش صحت
ایمان صفایی
کارگردان: سروش صحت

هوتن شکیبا
هادی حجازی فر
1403
🔶🔸@third_script
گفتم: اگر خدا واقعاً وجود دارد، در بازی قایم‌موشک با آفریده‌هایش بسیار هوشمند است.
گفت: شاید پس از دیدن آنچه خلق کرده ترسیده و از همه چیز دوری گزیده است!
به آسانی نمی ‌توان گفت که از میان خدا و آدم کدام یک بیشتر ترسیده‌اند. به گمان من ، چنین عمل آفرینشی هر دو طرف را می‌‌ترساند ...

یوستین گوردر
دنیای سوفی
مترجم: حسن کامشاد
(۴ تیر ۱۳۰۴ – ۱ خرداد ۱۴۰۴)
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکنون
سروش صحت
حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان
مثنوی معنوی
مولانا
🔶🔸@third_script
پرسیدند در حقّ دنیا چه گویی؟
گفت: چه گویم که به رنج به دست آرند و به زحمت نگاه دارند و به حسرت بگذارند.

مجموعه رسائل فارسی
خواجه عبدالله انصاری
🔶️🔸️@third_script