ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری...
سعدی
🔶️🔸️@third_script
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری...
سعدی
🔶️🔸️@third_script
مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی
که هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندی
دهند پندم و من هیچ پند نپذیرم
که پند سود ندارد به جای سوگندی
شنیدهام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی
هزار کبک ندارد دل یکی شاهین
هزار بنده ندارد دل خداوندی
تو را اگر مَلِک چینیان بدیدی روی
نماز بردی و دینار برپراکندی
و گر تو را مَلِک هندوان بدیدی موی
سجود کردی و بتخانه هاش برکندی
به منجنیق عذاب اندرم چو ابراهیم
به آتش حسراتم فکند خواهندی
تو را سلامت باد ای گل بهار و بهشت
که سوی قبلهی رویت نماز خوانندی
شهید بلخی
🔶️🔸️@third_script
که هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندی
دهند پندم و من هیچ پند نپذیرم
که پند سود ندارد به جای سوگندی
شنیدهام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی
هزار کبک ندارد دل یکی شاهین
هزار بنده ندارد دل خداوندی
تو را اگر مَلِک چینیان بدیدی روی
نماز بردی و دینار برپراکندی
و گر تو را مَلِک هندوان بدیدی موی
سجود کردی و بتخانه هاش برکندی
به منجنیق عذاب اندرم چو ابراهیم
به آتش حسراتم فکند خواهندی
تو را سلامت باد ای گل بهار و بهشت
که سوی قبلهی رویت نماز خوانندی
شهید بلخی
🔶️🔸️@third_script
هر که فریادرسِ روز مصیبت خواهد
گو در ایّامِ سلامت به جوانمردی کوش
بندهٔ حلقهبهگوش اَر ننوازی بِرَوَد
لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقهبهگوش
سعدی
🔶🔸@third_script
گو در ایّامِ سلامت به جوانمردی کوش
بندهٔ حلقهبهگوش اَر ننوازی بِرَوَد
لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقهبهگوش
سعدی
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عباس کیارستمی
🔶️🔸️@third_script
🔶️🔸️@third_script
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار
بر بام و در دوست پریشان نظری هست
منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشق
این نشأ مرا گر نبود با دگری هست
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
در دامنش آویز که با وی خبری هست
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودست
شادیست که او را سر و برگ سفری هست
تا گفت خموشی به تو راز دل عرفی
دانست که از ناصیه غمازتری هست
عرفی شیرازی
🔶️🔸️@third_script
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار
بر بام و در دوست پریشان نظری هست
منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشق
این نشأ مرا گر نبود با دگری هست
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
در دامنش آویز که با وی خبری هست
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودست
شادیست که او را سر و برگ سفری هست
تا گفت خموشی به تو راز دل عرفی
دانست که از ناصیه غمازتری هست
عرفی شیرازی
🔶️🔸️@third_script
❤1
مشتاق تو به هیچ جمالی نظر نکرد
بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست
بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت
ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست
حسن دهلوی
🔶️🔸️@third_script
بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست
بر ما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت
ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست
حسن دهلوی
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر بمانیم زنده بر دوزیم
جامهای کز فراق چاک شده
ور نمانیم، عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده...
شیخ بهایی
کشکول
🔶🔸@third_script
جامهای کز فراق چاک شده
ور نمانیم، عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده...
شیخ بهایی
کشکول
🔶🔸@third_script
❤1
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود...
خیام
#رباعیات
🔶🔸@third_script
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود...
خیام
#رباعیات
🔶🔸@third_script
❤1
ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
مولانا
🔶️🔸️@third_script
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
مولانا
🔶️🔸️@third_script
❤1
اگه توی دریا غرق شده باشی، و اون لحظهای که داره جون از تنت در میره، یه نهنگ پیدا بشه و نجاتت بده شکلش به چشمت از ستارههای سینما هم خوشگلتر میاد!
فقط میخواستم بگم
اگه لیلی با پوری رفت،
تو چیز مهمی گم نکردی!
اگه قرار باشه یک روزی به خاطر عبدالقادر بغدادی یا موصلی، ولت کنه، چه بهتر که از همین حالا با پوری بره...! بره!
اینجا لیلی خیلی مهم نیست...
این خیلی مهمه که تو عشق رو شناختی!
دایی جان ناپلئون
ایرج پزشکزاد
(۸ بهمن ۱۳۰۵ – ۲۲ دی ۱۴۰۰)
🔶️🔸️@third_script
فقط میخواستم بگم
اگه لیلی با پوری رفت،
تو چیز مهمی گم نکردی!
اگه قرار باشه یک روزی به خاطر عبدالقادر بغدادی یا موصلی، ولت کنه، چه بهتر که از همین حالا با پوری بره...! بره!
اینجا لیلی خیلی مهم نیست...
این خیلی مهمه که تو عشق رو شناختی!
دایی جان ناپلئون
ایرج پزشکزاد
(۸ بهمن ۱۳۰۵ – ۲۲ دی ۱۴۰۰)
🔶️🔸️@third_script
روزی که ز تو سلام باشد ما را
آن روز فلک غلام باشد ما را
از تو که کُند توقع پرسیدن؟
اندیشهی تو تمام باشد ما را
سنایی غزنوی
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
آن روز فلک غلام باشد ما را
از تو که کُند توقع پرسیدن؟
اندیشهی تو تمام باشد ما را
سنایی غزنوی
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
Morpheus: This is your last chance. After this, there is no turning back. You take the blue pill - the story ends, you wake up in your bed and believe whatever you want to believe. You take the red pill - you stay in Wonderland and I show you how deep the rabbit hole goes.
The Matrix
1999
Writers and Directors:
Lilly Wachowski & Lana Wachowski
🔶️🔸️@third_script
The Matrix
1999
Writers and Directors:
Lilly Wachowski & Lana Wachowski
🔶️🔸️@third_script
جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم
سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالم
ملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم
اگر چه سست بود عهد نیکوان اما
به سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم
دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم
ز من بریدی و مهر از تو بیوفا نبریدم
زدی به تیغ جفایم فغان که نیست گناهی
جز این که بار جفایت به دوش خویش کشیدم
تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم
از آن زمان که شراب محبت تو چشیدم
کنون ز ریزش ابر عطاش رشحه چه حاصل
چنین که برق غمش سوخت کشتزار امیدم
ز جام عشق چو بیخود شدم چه جای شرابم
ز مدح شاه چو سر خوش شدم چه جای نبیدم
بیگم دختر هاتف اصفهانی
متخلص به رشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟)
شاعر ایرانی در دوران قاجار بود.
🔶️🔸️@third_script
که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم
سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالم
ملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم
اگر چه سست بود عهد نیکوان اما
به سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم
دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم
ز من بریدی و مهر از تو بیوفا نبریدم
زدی به تیغ جفایم فغان که نیست گناهی
جز این که بار جفایت به دوش خویش کشیدم
تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم
از آن زمان که شراب محبت تو چشیدم
کنون ز ریزش ابر عطاش رشحه چه حاصل
چنین که برق غمش سوخت کشتزار امیدم
ز جام عشق چو بیخود شدم چه جای شرابم
ز مدح شاه چو سر خوش شدم چه جای نبیدم
بیگم دختر هاتف اصفهانی
متخلص به رشحه (۱۱۹۸ قمری - ؟)
شاعر ایرانی در دوران قاجار بود.
🔶️🔸️@third_script
❤1