Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
به آغوشم فشردم! گفت مُردم
چه لذت‌ها که از آغوش تو بُردم!
شبی دیگر در آغوش دگر بود
خدایا کاش کمتر می‌فشردم

کارو دردریان
🔶️🔸️@third_script
1
خدایا چون نوشتی سرنوشتم
که بخت از من رمید از بس که زشتم
زبانم لال، اگر خط تو بد بود
تو می‌گفتی خود من می‌نوشتم

کارو دردریان
🔶️🔸️@third_script
😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Once Upon a Time... in Hollywood
2019
writer & Director: Quentin Tarantino

🔶️🔸️@third_script
👏1
نقل است که بایزید گفت: یک‌بار به حج می‌رفتم به کنار دجله رسیدم. خواستم که به کشتی بگذرم، دجله لب به هم آورد. گفتم: من بدین غره نشوم که مرا به نیم دانگ بگذرانند و من سی سال عمر خویش به نیم دانگ به زیان ببرم. من طالب کریم‌ام نه کرامت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1
کسی نگشاید از یاری در کاشانه‌ی ما را
به چاه افکنده‌اند آری کلید خانه‌ی ما را

منم صید به دام افتاده‌ی صیادِ بی‌رحمی
که با خون جگر آمیخت آب و دانه‌ی ما را...

رباب تمدن

۱۷ آبان ۱۳۰۷
۱۶ مرداد ۱۳۸۶
🔶️🔸️@third_script
1
در اسارت با که گوید، سوز درد خویشتن ؟
آن که چون من داده از کف ،هم نبرد خویشتن

در میان آتش تنهایی و غم چون سپند
سوختم چندان که خو کردم به درد خویشتن

رباب تمدن

۱۷ آبان ۱۳۰۷
۱۶ مرداد ۱۳۸۶
🔶️🔸️@third_script
1
خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر نقاره می زند.
تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود...

آسمان و ریسمان
محمدعلی جمالزاده
(۲۳ دی ۱۲۷۰– ۱۷ آبان ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
1
رفیق اگر راستی راستی میخواهی چیزی بفهمی بیش از همه چیز باید از خر تقلید و تلقین پیاده شوی و چنین گفته‌اند و چنین می‌گویند را بدور بیندازی و مردِ شعور و فهم خودت بشوی واِلا می‌ترسم قافلهٔ فکرت تا بحشر لنگ بماند.

دارالمجانین
محمدعلی جمالزاده
(۲۳ دی ۱۲۷۰– ۱۷ آبان ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
1
شاپور بنیاد
(۱۸ آبان ۱۳۲۶ – ۱۲ بهمن ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قصه شمرون (شوالیه سیاه)
کارگردان: عماد آل ابراهیم دهکردی
🔶️🔸️@third_script
من از آنجا و اینجایم
ولیکن نیستم حتی
نه در آنجا
نه در اینجا...

#محمود_درویش
به فارسی
#حمیدحجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
1
مردی که خودش را تمام روز
در یک اتاق زندانی می‌کند
اصلاً دیوانه نیست
یا انار متراکمی‌ است
که در پوست خودش جا خوش کرده
یا پیاز متورمی‌ست
که لایه‌لایه پرده برنمی‌دارد از تنهایی‌اش

علی باباچاهی
(زادهٔ ۲۰ آبان ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
1
به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبحِ عید
پرستویی به ظهرِ بهار
و من به دیدن تو
چنان در آینه‌ات مشغولم
که جهان از کنارم می‌گذرد
بی آن که سر برگردانم...

علی باباچاهی
(زادهٔ ۲۰ آبان ۱۳۲۱)
🔶️🔸️@third_script
1
جز من شوریده را كه چاره نیست
بایدم تا زنده‌ام در درد زیست
عاشقم من ، عاشقم من ، عاشقم
عاشقی را لازم آید درد و غم

راست گویند این كه: من دیوانه‌ام
در پی اوهام یا افسانه‌ام
زان كه بر ضد جهان گویم سخن
یا جهان دیوانه باشد یا كه من...

نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)

🔶️🔸️@third_script
1
نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
🔶️🔸️@third_script
گویند به دل غمش نیندوخته بِه
از آتشِ عشق دیده بردوخته بِه
من حکمت این ندانم، اما دانم
در ظلمتِ راه شمع افروخته بِه

نیما یوشیج
(۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸)
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
آنچه در خواب نشد، چشمِ من و فکرِ تو بود...

سعدی
🔶️🔸️@third_script
1
نه دل مفتون دلبندی
نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی
نه بر لب‌های من آهی
نه جان بی‌نصیبم را
پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را
نشانی از سحرگاهی...

رهی معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۲۴ آبان ۱۳۴۷)
🔶️🔸️@third_script
1
آفتاب را دوست دارم؛
به خاطرِ پیراهنت
روی طنابِ رخت.
باران را،
اگر می‌بارد
بر چترِ آبی تو.
و چون تو نماز خوانده‌ای،
خداپرست شده‌ام.

بیژن نجدی
( ۲۴ آبان ۱۳۲۰ - ۴ شهریور ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
1
بگو که مست کدامین شراب ناب شدی
که بی ملاحظه روی سرم خراب شدی
تو از میان تمام زنان روی زمین
برای کشتن این مرد ، انتخاب شدی...

حامد ابراهیم‌پور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
1
تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!
به پایان گرچه نزدیک است دیگر داستان من
تو را چون زخم‌های دیگرم در یاد خواهم داشت
مرا از یاد خواهی بُرد بانوی جوانِ من...

حامد ابراهیم‌پور
( ۲۴ آبان ۱۳۵۸ )
🔶️🔸️@third_script
1