Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
نقل است که بایزید در استغراق* چنان بود که مریدی داشت که بیست سال در خدمت او به سر برده بود و هر وقت که شیخ او را طلب داشتی از او پرسیدی که نام تو چیست.
روزی آن مرید گفت که من بیست سال است که از ملازمان توام. هر نوبتی که مرا می‌بینی از نام من می‌پرسی؛ این چراست؟
گفت: ای پسر، همچنان که دست او همه دست‌ها فروبسته است، نامِ او آمده است و همه‌ی نام‌ها از دلِ من بیرون برده است.

تا حلقه بندگیت در گوشم شد
جز نامِ تو نام‌ها فراموشم شد

*استغراق: توجه کامل سالک به گفتن ذکر چنان‌که از خود بیخود شود، مقام بیخودی و فنا.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶🔸@third_script
1
و شب‌هنگام
چون جرم سایه‌ها
در هرم تیرگی
تبخیر می‌شدیم

در پرسه‌های شبان‌گاهی
بر جاده‌های پرت مه‌آلود
چون برگ‌های مرده‌ی پاییز
دنبال یک‌دیگر
زنجیر می‌شدیم
در زیر پای ره‌گذر مست لحظه‌ها
تسلیم می‌شدیم، لگدکوب می‌شدیم
نابود می‌شدیم

با اشک‌های‌مان
تهمت به جاودانه‌گی درد می‌زدیم
با دردهای‌مان
بهتان به عشق
بیگانه‌گی رسالت ما بود.


نصرت رحمانی
🔶️🔸️@third_script
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شب دهم

اکرم محمدی
ثریا قاسمی
کارگردان: حسن فتحی
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نخستین باده کاندر جام کردند
ز چشم مست ساقی وام کردند

فخرالدین عراقی

محمد اصفهانی
شهریار فریوسفی
ساز و آواز ماهور
🔶️🔸️@third_script
1
اگر
بودن و نبودنت
با هم فرقی نداره
بهتره که نباشی...

نجیب محفوظ

#عربیات
🔶️🔸️@third_script
1
از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند.
چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.
آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند.
کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی‌انگیزانند
و شریفترین افراد اداره می‌کنند.

آندره مالرو
🔶️🔸️@third_script
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیه‌های زمینی
فربد
فیلمنامه و کارگردانی:
علی عسگری
علیرضا خاتمی
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیه‌های زمینی
مهری
فیلمنامه و کارگردانی:
علی عسگری
علیرضا خاتمی
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیه‌های زمینی
سیامک
فیلمنامه و کارگردانی:
علی عسگری
علیرضا خاتمی
🔶️🔸️@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیه‌های زمینی
دیوید
فیلمنامه و کارگردانی:
علی عسگری
علیرضا خاتمی
🔶️🔸️@third_script
نه از مسجد فتوحی شد
نه از میخانه امدادی

به هر جانب که رفتم
پای امیدم به سنگ آمد...

صائب تبریزی
🔶️🔸️@third_script
1
آنِ مايی تو همه
اما بگو آنِ تو كيست...

امیرحسن دهلوی
🔶️🔸️@third_script
1
جز مسخره نیست، عشق تا بوده و هست
با مسخرگی، جهانی انداخته دست

ای کاش که در دل طبیعت می‌مُرد
این طفل حرامزاده، از روز الست

کارو دِردِریان
(۱۶ آبان ۱۳۰۴ – ۲۷ تیر ۱۳۸۶)
🔶️🔸️@third_script
1
به آغوشم فشردم! گفت مُردم
چه لذت‌ها که از آغوش تو بُردم!
شبی دیگر در آغوش دگر بود
خدایا کاش کمتر می‌فشردم

کارو دردریان
🔶️🔸️@third_script
1
خدایا چون نوشتی سرنوشتم
که بخت از من رمید از بس که زشتم
زبانم لال، اگر خط تو بد بود
تو می‌گفتی خود من می‌نوشتم

کارو دردریان
🔶️🔸️@third_script
😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Once Upon a Time... in Hollywood
2019
writer & Director: Quentin Tarantino

🔶️🔸️@third_script
👏1
نقل است که بایزید گفت: یک‌بار به حج می‌رفتم به کنار دجله رسیدم. خواستم که به کشتی بگذرم، دجله لب به هم آورد. گفتم: من بدین غره نشوم که مرا به نیم دانگ بگذرانند و من سی سال عمر خویش به نیم دانگ به زیان ببرم. من طالب کریم‌ام نه کرامت.

دستور الجمهور
احمد‌بن الحسین‌بن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
1
کسی نگشاید از یاری در کاشانه‌ی ما را
به چاه افکنده‌اند آری کلید خانه‌ی ما را

منم صید به دام افتاده‌ی صیادِ بی‌رحمی
که با خون جگر آمیخت آب و دانه‌ی ما را...

رباب تمدن

۱۷ آبان ۱۳۰۷
۱۶ مرداد ۱۳۸۶
🔶️🔸️@third_script
1
در اسارت با که گوید، سوز درد خویشتن ؟
آن که چون من داده از کف ،هم نبرد خویشتن

در میان آتش تنهایی و غم چون سپند
سوختم چندان که خو کردم به درد خویشتن

رباب تمدن

۱۷ آبان ۱۳۰۷
۱۶ مرداد ۱۳۸۶
🔶️🔸️@third_script
1
خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر نقاره می زند.
تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود...

آسمان و ریسمان
محمدعلی جمالزاده
(۲۳ دی ۱۲۷۰– ۱۷ آبان ۱۳۷۶)
🔶️🔸️@third_script
1