نگه داشتنِ خشم، سمّ است.
آن سم تو را از درون از بین میبرد. ما تصور میکنیم تنفر سلاحی است که با آن به شخصی که به ما آزار رسانده است حمله میکنیم. در حالی که تنفر تیغهای قوسدار است. آن آزاری را که با آن به دیگری میدهیم، به خودمان بر میگردد...
میچ آلبوم
پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید
🔶️🔸️@third_script
آن سم تو را از درون از بین میبرد. ما تصور میکنیم تنفر سلاحی است که با آن به شخصی که به ما آزار رسانده است حمله میکنیم. در حالی که تنفر تیغهای قوسدار است. آن آزاری را که با آن به دیگری میدهیم، به خودمان بر میگردد...
میچ آلبوم
پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید
🔶️🔸️@third_script
❤4
راوی میگوید:
از جنید شنیدم که میگفت: فرزندان، کیفرِ شهوتِ حلالاند، پس دربارهی کیفر شهوت حرام چه میاندیشید.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
از جنید شنیدم که میگفت: فرزندان، کیفرِ شهوتِ حلالاند، پس دربارهی کیفر شهوت حرام چه میاندیشید.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
👍3❤1
😢3🕊1
از بایزید پرسیدند که اسم اعظم خدای تعالی کدام است. بایزید گفت: "اسم الله الأعظم ليس له الحدّ المحدود، ولكن فرغ قلبك لو حدانيّته. فإذا كنت كذلك فاذكر أيّ إسم شئت."
یعنی تو دل از غیر حق خالی گردان. آنگاه، هر نام که بر زبان تو بگذرد اسم اعظم باشد در تاثیر.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
یعنی تو دل از غیر حق خالی گردان. آنگاه، هر نام که بر زبان تو بگذرد اسم اعظم باشد در تاثیر.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
🔥2❤1
در کلبهی بیدلان نیازاندیش آی
هرچند که سلطانمَنِشی، درویش آی
از صحبتِ ما تا به حضوری برسی
خود را بیرونِ در گذار و پیش آی
#بیدل_دهلوی
گزیدهی رباعیاتِ بیدل.
به کوشش محمدکاظم کاظمی.
با مقدمهی سید علی میرافضلی.
🔶️🔸️@third_script
هرچند که سلطانمَنِشی، درویش آی
از صحبتِ ما تا به حضوری برسی
خود را بیرونِ در گذار و پیش آی
#بیدل_دهلوی
گزیدهی رباعیاتِ بیدل.
به کوشش محمدکاظم کاظمی.
با مقدمهی سید علی میرافضلی.
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
از اولین بازداشتشدگان اعتراض به حجاب اجباری.
پاستور تهران، تابستان ۱۳۵۹
#عکس از کاوه کاظمی
🔶️🔸️@third_script
پاستور تهران، تابستان ۱۳۵۹
#عکس از کاوه کاظمی
🔶️🔸️@third_script
👍1
سبحان آن خدایی که هر که بر درگاه وی مخلصتر او را بلا بیشتر و هر که متقیتر عقوبت وی زیادتر کما قال رسوالله علیه و آله:
"إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ بَلاَءً اَلْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ اولیاء ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ."
(سخت ترين مردم از لحاظ بلا و گرفتارى پيغمبرانند، سپس اولیا، سپس كسى كه از ديگران بهتر است بترتيب).
سیرتِ ابن خَفیف
(درگذشته ۳۷۱ ه.ق)
ابوالحسن علیبن محمد دیلمی
🔶️🔸️@third_script
"إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ بَلاَءً اَلْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ اولیاء ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ."
(سخت ترين مردم از لحاظ بلا و گرفتارى پيغمبرانند، سپس اولیا، سپس كسى كه از ديگران بهتر است بترتيب).
سیرتِ ابن خَفیف
(درگذشته ۳۷۱ ه.ق)
ابوالحسن علیبن محمد دیلمی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1🔥1
دل من سخت میگیرد وقتی میبینم آدمها به همدیگر آزار میرسانند، و بهویژه جوانان، جایی که میتوانند در بهار زندگیشان در قبال همهی شادیها بیشترین گشادهرویی را داشته باشند، این چند روزهی شیرین را با بدخلقی برای هم خراب میکنند و روزی میفهمند چه گوهر جبرانناپذیری از دستشان رفته که دیگر دیر شده است...
اول ژوییه
رنجهای ورتر جوان
یوهان ولفگانگ فون گوته
🔶️🔸️@third_script
اول ژوییه
رنجهای ورتر جوان
یوهان ولفگانگ فون گوته
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Two men and a wardrobe
1958
Dir & writer: roman polanski
Stars:
Jakub goldberg, henryk kluba
دو مرد در حالیکه یک کمد را که آینهای بر روی آن نصب شده است از دریا به ساحل میآورند و وارد شهر میشوند تا جایی را بیابند و کمی استراحت کنند ولی بجای مهماننوازی و خوشرفتاری ساکنین با خشونت و نامهربانی آنها مواجه میشوند.
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
1958
Dir & writer: roman polanski
Stars:
Jakub goldberg, henryk kluba
دو مرد در حالیکه یک کمد را که آینهای بر روی آن نصب شده است از دریا به ساحل میآورند و وارد شهر میشوند تا جایی را بیابند و کمی استراحت کنند ولی بجای مهماننوازی و خوشرفتاری ساکنین با خشونت و نامهربانی آنها مواجه میشوند.
#فیلم_کوتاه
🔶🔸@third_script
❤1👍1
+ رامبد، بنظرم شادی این برنامه رو تقدیم کنیم به پشهها
- چرا؟
+ چون به اندازه نیازشون از خون مردم میمکن...
خندوانه
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
- چرا؟
+ چون به اندازه نیازشون از خون مردم میمکن...
خندوانه
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👏2
درست است که به راستی معشوق همواره برای عاشق ارزشمند است، با این حال، درک این ارزش به هیچوجه یکی از شروط لازمِ تکوینی یا بنیادبخش عشق نیست.
لازم نیست عاشق را درکی از ارزش آنچه بدان عشق میورزد به عشق به آن وادارد.
رابطهی حقیقتا ضروری میان عشق و ارزش معشوق در جهت خلاف پیش میرود.
اینکه به چیزها عشق میورزیم ضرورتا نتیجه تشخیص ارزش آنها و مفتونِ آن ارزش بودن نیست، بلکه آنچه بدان عشق میورزیم ضرورتا نزد ما ارزش مییابد، چون ما به آن عشق میورزیم.
عاشق همواره و ضرورتا معشوق را ارزشمند میداند، اما ارزشی که از دید او معشوق از آن برخوردار است ارزشی است منبعث از عشق او و مبتنی بر آن.
دلایل عشق
هری فرانکفورت
🔶️🔸️@third_script
لازم نیست عاشق را درکی از ارزش آنچه بدان عشق میورزد به عشق به آن وادارد.
رابطهی حقیقتا ضروری میان عشق و ارزش معشوق در جهت خلاف پیش میرود.
اینکه به چیزها عشق میورزیم ضرورتا نتیجه تشخیص ارزش آنها و مفتونِ آن ارزش بودن نیست، بلکه آنچه بدان عشق میورزیم ضرورتا نزد ما ارزش مییابد، چون ما به آن عشق میورزیم.
عاشق همواره و ضرورتا معشوق را ارزشمند میداند، اما ارزشی که از دید او معشوق از آن برخوردار است ارزشی است منبعث از عشق او و مبتنی بر آن.
دلایل عشق
هری فرانکفورت
🔶️🔸️@third_script
👌1
در دلِ تنگم
خموشی میکند
انبار حرف...
فیض کاشانی
Nighthawk, 1943.
#photo by Esther Bubley
🔶️🔸️@third_script
خموشی میکند
انبار حرف...
فیض کاشانی
Nighthawk, 1943.
#photo by Esther Bubley
🔶️🔸️@third_script
❤3
روایت شده است که ابراهیمِ خلیل بر قلّه کوهی نشسته بود و به گوسفندانش که میچریدند نگاه میکرد، چهارصد گله گوسفند در پایین کوه بود و با هر گلهای، بندهای و سگی با قلاده طلایی بود.
گفت: فرشتگان گفتند: ای پروردگار! چرا ابراهیم را دوست خود گرفتی و او از دنیا این همه دارد؟
خداوند به جبرئیل فرمود: نزد ابراهیم برو بایست و مرا یاد کن.
گفت: جبرئیل به صورت مردی آمد و پشت سر ابراهیم ایستاد و گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم متوجه شد و گفت: ای بنده خدا یک بار دیگر آن را بگو تا گلهای گوسفند با سگ و بنده آن به تو ببخشم.
جبرئیل بار دوم گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم گفت: گلهای مثل آن از آنِ تو.
جبرئیل چهارصد بار خدا را ذکر گفت و ابراهیم تمام گلههایش را به او بخشید.
سپس گفت: یک بار دیگر نام خدا را ذکر کن، مرا بنده خود ساز و بفروش.
جبرئیل به او گفت: خداوند به حق تو را دوست خود خواند.
عطف الاف المالوف علی اللام المعطوف
ابوالحسن علیبن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
گفت: فرشتگان گفتند: ای پروردگار! چرا ابراهیم را دوست خود گرفتی و او از دنیا این همه دارد؟
خداوند به جبرئیل فرمود: نزد ابراهیم برو بایست و مرا یاد کن.
گفت: جبرئیل به صورت مردی آمد و پشت سر ابراهیم ایستاد و گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم متوجه شد و گفت: ای بنده خدا یک بار دیگر آن را بگو تا گلهای گوسفند با سگ و بنده آن به تو ببخشم.
جبرئیل بار دوم گفت: «یا قدّوس».
ابراهیم گفت: گلهای مثل آن از آنِ تو.
جبرئیل چهارصد بار خدا را ذکر گفت و ابراهیم تمام گلههایش را به او بخشید.
سپس گفت: یک بار دیگر نام خدا را ذکر کن، مرا بنده خود ساز و بفروش.
جبرئیل به او گفت: خداوند به حق تو را دوست خود خواند.
عطف الاف المالوف علی اللام المعطوف
ابوالحسن علیبن محمد الدیلمی
(درگذشته ۳۹۱ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2👍1
از شوقِ آن بر و دوش، روزی بغل گشودم
آغوشِ من چو محراب، دیگر به هم نیامد
#صائب_تبریزی
Embrace
Helsinki, Finland, 1983.
#Photo by Pentti Sammallahti
🔶️🔸️@third_script
آغوشِ من چو محراب، دیگر به هم نیامد
#صائب_تبریزی
Embrace
Helsinki, Finland, 1983.
#Photo by Pentti Sammallahti
🔶️🔸️@third_script
❤2
نقل است که نماز شامی (۱) حسن بصری به صومعه حبیب رسید و حبیب نماز درپیوسته بود. (۲) و الحَمد را الهمد میخواند حسن گفت: نماز از پَیِ او درست نباشد. تنها نماز کرد.
آن شب خدای را - جَلٌ جَلاله - به خواب دید گفت: الهی رضای تو در چیست؟
گفت: ای حسن! رضای ما یافته بودی قدرش ندانستی.
گفت: بار خدایا! آن چه بود؟
گفت: نماز از پی حبیب گزاردن که آن نماز، مُهرِ نمازهای (۳) عمر تو خواست بود. اما تو را راستیِ عبارت از صحّتِ نیّت بازداشت. بسی تفاوت است از زبان راست کردن، تا دل راست کردن.
۱) نماز شام: نماز مغرب
۲) درپیوستن: آغاز کردن، سخن سر دادن
۳) مُهرِ نماز: مهری از خاک که در سجده پیشانی بر آن نهند.
#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
آن شب خدای را - جَلٌ جَلاله - به خواب دید گفت: الهی رضای تو در چیست؟
گفت: ای حسن! رضای ما یافته بودی قدرش ندانستی.
گفت: بار خدایا! آن چه بود؟
گفت: نماز از پی حبیب گزاردن که آن نماز، مُهرِ نمازهای (۳) عمر تو خواست بود. اما تو را راستیِ عبارت از صحّتِ نیّت بازداشت. بسی تفاوت است از زبان راست کردن، تا دل راست کردن.
۱) نماز شام: نماز مغرب
۲) درپیوستن: آغاز کردن، سخن سر دادن
۳) مُهرِ نماز: مهری از خاک که در سجده پیشانی بر آن نهند.
#تذكرة_الاوليا
ذکر حبیب عَجَمی
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤3
حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست
اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
هم پرتو تست هر کجا دلداریست
#مولانا
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست
اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
هم پرتو تست هر کجا دلداریست
#مولانا
#رباعیات
🔶️🔸️@third_script
❤2
بیخیالِ سردی آغوشها
من به آغوشِ خودم چسبیدهام
من شما را بارها و بارها
لابهلای هر دعا بخشیدهام...
فریدون مشیری
New York City, 1962.
#Photo by Dave Heath (1931-2016)
🔶️🔸️@third_script
من به آغوشِ خودم چسبیدهام
من شما را بارها و بارها
لابهلای هر دعا بخشیدهام...
فریدون مشیری
New York City, 1962.
#Photo by Dave Heath (1931-2016)
🔶️🔸️@third_script
❤2