Parandeye Mohajer
پرنده مهاجر
#سياوش_قميشي
ترانهسرا: احسان یاورانی
آهنگساز: سياوش قميشي
تنظيم: رامون
از آلبوم رگبار (۱۳۸۷/۲۰۰۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#سياوش_قميشي
ترانهسرا: احسان یاورانی
آهنگساز: سياوش قميشي
تنظيم: رامون
از آلبوم رگبار (۱۳۸۷/۲۰۰۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
❤4
گفت: اگر خواهی که دنیا را بینی که بعد از تو چون خواهد بود، بنگر که بعد از مرگِ دیگران چون است...
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
#تذكرة_الاوليا
ذکر حسن بصری
(۲۱ هجری - مدینه _ ۱۱۰ ه.ق - بصره)
وی یکی از اولین پیشگامان زهد و تصوف در اسلام است.
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
ضمرةبن حنظل سماك گوید: حلاج برای کاری به واسِط(۱) آمد. نخستین دکانی که پیش روی او پدیدار شد، از آنِ پنبهفروشی بود که دکانی پر از پنبه داشت. حلاج به پنبهفروش گفت: تو برای انجام دادن کار من روانه شو تا من نیز در این کارت یاری دهم. مرد پنبهفروش در پی کار حلاج رفت و چون برگشت همهی پنبههای میان دکان را که بیستوچهار هزار رَطل (۲) بود وازده یافت. از آن روز حسینبن منصور را حلاج (۳) نامیدند.
۱) واسِط: نام دهی است.
۲) رَطل:صد مثقال، نیم من، عدل.
۳) حلاج: پنبه زن. کسیکه پنبه را با کمان از پنبهدانه جدا میکند.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
۱) واسِط: نام دهی است.
۲) رَطل:صد مثقال، نیم من، عدل.
۳) حلاج: پنبه زن. کسیکه پنبه را با کمان از پنبهدانه جدا میکند.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2
Audio
Delkash [SariMusic.IR]
ياد من كن
#دلكش
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
در دستگاه ماهور
#موسيقی
🔶🔸@third_script
#دلكش
ترانهسرا: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگساز: علی تجویدی
در دستگاه ماهور
#موسيقی
🔶🔸@third_script
❤2
❤4
راوی میگوید از جنید شنیدم که گفت:
تا هنگامی که از گناهت بیمناک هستی و پس از انجامش احساس پشیمانی میکنی، از خود نومید مشو.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
تا هنگامی که از گناهت بیمناک هستی و پس از انجامش احساس پشیمانی میکنی، از خود نومید مشو.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
❤2👍1
شاد زی با سیاهچشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده تنگدل نباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعدموی غالیهبوی
من و آن ماهروی حورنژاد
نیکبخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آنکه او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهان و فسوس
باده پیش آر، هرچه باداباد...
#رودکی
🔶️🔸️@third_script
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده تنگدل نباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعدموی غالیهبوی
من و آن ماهروی حورنژاد
نیکبخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آنکه او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهان و فسوس
باده پیش آر، هرچه باداباد...
#رودکی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار مُحِبّان بادْپیما را
جز این قَدَر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست روی زیبا را..
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
به یاد دار مُحِبّان بادْپیما را
جز این قَدَر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست روی زیبا را..
#حافظ
🔶️🔸️@third_script
❤1💔1
سرو را قامتِ خوبست و قمر را رخِ زیبا
تو نه آنی و نه اینی که هم این است و هم آنت
#سعدی
🔶️🔸️@third_script
تو نه آنی و نه اینی که هم این است و هم آنت
#سعدی
🔶️🔸️@third_script
❤3🔥1
به روایت مشهورترین اسطورهی خاستگاه عشق، در آغاز یکایک انسانها جانورانی مدوّر بودهاند که دو چهره، دو پشت، چهار دست و چهار پا داشتهاند.
این جانوران دوگانه به جنسیتِ نیمههای تشکیل دهنده آنها بر سه گونه بودند: مرد، زن، دوجنسی.
"قوّت و بُنیهای که داشتند آنها را بسیار هیبتانگیز مینمود و غرورشان بیحد و حصر بود. آنان با خدایان درآویختند."
زئوس برای اینکه ایشان را ضعیف سازد و به گستاخیشان پایان دهد - اما نه اینکه به کلی نابودشان کند - آنان را به دو نیم کرد.
"اگر این ساکتشان نکند بازهم آنان را به دو نیم خواهم کرد تا بر یک پا بایستند و جَست زنند"
عشق اشتیاقی است که هر پاره به یافتنِ یار نخستینش و بازگشت به حالتِ کاملِ اولیه دارد. عشّاقِ کامل کسانی هستند که در آغاز بههم پیوسته بودهاند. اگر آنها یکدیگر را پیدا کنند، هرگز خواستار جدایی نخواهند شد و میکوشند کاملا با هم یکی شوند، میکوشند بار دیگر همان موجود یکتایی شوند که در آغاز بودند.
این اسطوره که در دهان آریستوفانس* گذاشته شده است در رساله مهمانی افلاطون نقل میشود.
*آریستوفانس: کمدینویس آتنی
(۴۴۸ - ۳۸۰ ق.م)
شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمه مسعود اولیا
🔶️🔸️@third_script
این جانوران دوگانه به جنسیتِ نیمههای تشکیل دهنده آنها بر سه گونه بودند: مرد، زن، دوجنسی.
"قوّت و بُنیهای که داشتند آنها را بسیار هیبتانگیز مینمود و غرورشان بیحد و حصر بود. آنان با خدایان درآویختند."
زئوس برای اینکه ایشان را ضعیف سازد و به گستاخیشان پایان دهد - اما نه اینکه به کلی نابودشان کند - آنان را به دو نیم کرد.
"اگر این ساکتشان نکند بازهم آنان را به دو نیم خواهم کرد تا بر یک پا بایستند و جَست زنند"
عشق اشتیاقی است که هر پاره به یافتنِ یار نخستینش و بازگشت به حالتِ کاملِ اولیه دارد. عشّاقِ کامل کسانی هستند که در آغاز بههم پیوسته بودهاند. اگر آنها یکدیگر را پیدا کنند، هرگز خواستار جدایی نخواهند شد و میکوشند کاملا با هم یکی شوند، میکوشند بار دیگر همان موجود یکتایی شوند که در آغاز بودند.
این اسطوره که در دهان آریستوفانس* گذاشته شده است در رساله مهمانی افلاطون نقل میشود.
*آریستوفانس: کمدینویس آتنی
(۴۴۸ - ۳۸۰ ق.م)
شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمه مسعود اولیا
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
اين منم تنها و حيران نيمهشب
كردهام همراز خود مهتاب را
گويم: امشب بينم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بينم خواب را
پرتو نور خيالانگيز ماه
روح را تا آسمانها میبرد
هر كجا زيبايی و لطف و صفاست
روحِ عاشق را به آنجا میبرد...
#فریدون_مشیری
🔶️🔸️@third_script
كردهام همراز خود مهتاب را
گويم: امشب بينم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بينم خواب را
پرتو نور خيالانگيز ماه
روح را تا آسمانها میبرد
هر كجا زيبايی و لطف و صفاست
روحِ عاشق را به آنجا میبرد...
#فریدون_مشیری
🔶️🔸️@third_script
❤3
بایزید گفت: چون بنده حق را بداند اسیر شود و چون اسیر شود امیر شود.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
❤3
بسر شوقِ سرِ کوی ته دیرُم
بدل مهرِ مه روی ته دیرُم
بتِ من کعبهٔ من قبلهٔ من
ته ای هر سو نظر سوی ته دیرم
#بابا_طاهر
🔶️🔸️@third_script
بدل مهرِ مه روی ته دیرُم
بتِ من کعبهٔ من قبلهٔ من
ته ای هر سو نظر سوی ته دیرم
#بابا_طاهر
🔶️🔸️@third_script
❤3
- قُل لي كيفَ تُحبُّني؟
+ إذا مسّكِ الضر مَسّني...
- چگونه دوستم داری؟
+ اگر دردی تو را آید
به داد آید تن و جانم...
#عربیات
به فارسی
حمید حجازی
#Photo by mady lykeridou
🔶️🔸️@third_script
+ إذا مسّكِ الضر مَسّني...
- چگونه دوستم داری؟
+ اگر دردی تو را آید
به داد آید تن و جانم...
#عربیات
به فارسی
حمید حجازی
#Photo by mady lykeridou
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
کلمهی عشق در صدر قاموس اخلاقی ما جای دارد. عشق را غالبا به صورت مهرآمیزترین مواجههای که میتوانیم با شخصی یا چیزی داشته باشیم مینمایانند. اما نوای غمبارتری هم هست که باید به وجود آن اذعان کرد.
آلبر کامو در بیگانه مردی را توصیف میکند که پیوسته سگی کوچک که یگانه همراه و انیس اوست، پشت سرش حرکت میکند. مرد یکریز به این جانور بیچاره دشنام میدهد و لگد میزند و او را مسخره میکند. با اینحال، وقتی سگ میمیرد، مرد بیکس و ناامید میشود-او عاشق سگ بود.
این نمونهی یکی از هولناکترین و تناقضآمیزترین حالات است:
زنی بیوقفه از معشوقش خرده میگیرد و او را ملامت میکند-زیرا زن به او عشق میورزد؛ مردی همسرش را کتک میزند وقتی که ظن میبرد به او خیانت کرده است- زیرا سخت عاشق اوست. این برخورد را میتوان در قالب حکمی خلاصه کرد: من از سر عشقی که به تو دارم از تو متنفرم.
هراس از تنهاافتادگی، هراس از تنها بودن با خود، چه بسا سررشتهای باشد برای درک آنچه اینجا روی میدهد.
در این موارد شخصی که بدرفتاری میکند دلبستگی عمیقی به قربانیاش دارد.
بی تردید این قسم کژیهای هولناک عشق گهگاه - و به درجهای کمتر- در هر عشقی رخ مینماید.
اینها با بیآلایشی هولناکی عیان میکنند که چگونه همان نیازهایی که ما را به عشق میرسانند ممکن است در فاسد شدن عشق نقشی داشته باشند.
شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمهی مسعود علیا
🔶️🔸️@third_script
آلبر کامو در بیگانه مردی را توصیف میکند که پیوسته سگی کوچک که یگانه همراه و انیس اوست، پشت سرش حرکت میکند. مرد یکریز به این جانور بیچاره دشنام میدهد و لگد میزند و او را مسخره میکند. با اینحال، وقتی سگ میمیرد، مرد بیکس و ناامید میشود-او عاشق سگ بود.
این نمونهی یکی از هولناکترین و تناقضآمیزترین حالات است:
زنی بیوقفه از معشوقش خرده میگیرد و او را ملامت میکند-زیرا زن به او عشق میورزد؛ مردی همسرش را کتک میزند وقتی که ظن میبرد به او خیانت کرده است- زیرا سخت عاشق اوست. این برخورد را میتوان در قالب حکمی خلاصه کرد: من از سر عشقی که به تو دارم از تو متنفرم.
هراس از تنهاافتادگی، هراس از تنها بودن با خود، چه بسا سررشتهای باشد برای درک آنچه اینجا روی میدهد.
در این موارد شخصی که بدرفتاری میکند دلبستگی عمیقی به قربانیاش دارد.
بی تردید این قسم کژیهای هولناک عشق گهگاه - و به درجهای کمتر- در هر عشقی رخ مینماید.
اینها با بیآلایشی هولناکی عیان میکنند که چگونه همان نیازهایی که ما را به عشق میرسانند ممکن است در فاسد شدن عشق نقشی داشته باشند.
شرایط عشق
جان آرمسترانگ
ترجمهی مسعود علیا
🔶️🔸️@third_script
❤2👍1