جنید میگوید: شناخت آن است که بنده در همان هنگام که علمی مییابد، بداند، که نادانستههایش بسیار است.
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
تاج العارفین
سخنان و احوال جنید بغدادی
(۱۸۸_ ۲۶۱ ه.ق)
تالیف مسعود انصاری
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
- آقا خونهی خودشه، نمیخواد بده، به من و تو چه.
+ تو هم بد موقع رگت میگیره آدم خوبه بشیها.
- ما یه عده گاویم که یاد نگرفتیم نباید تو زندگی هم دخالت کنیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ تو هم بد موقع رگت میگیره آدم خوبه بشیها.
- ما یه عده گاویم که یاد نگرفتیم نباید تو زندگی هم دخالت کنیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤2
نگهام داشت ... من هم موندم دیگه.
موندم که یک روز برمیگرده، اینهمه سال!... حرومام کرد...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
موندم که یک روز برمیگرده، اینهمه سال!... حرومام کرد...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2
پیرِ ریاضت ما عشق تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
تا کِی خَلی درین دل پیوسته خار هجران
مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگِ خارا
آخر مرا ببینی در پای خویش مُرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را...
#اوحدی
🔶️🔸️@third_script
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
تا کِی خَلی درین دل پیوسته خار هجران
مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگِ خارا
آخر مرا ببینی در پای خویش مُرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را...
#اوحدی
🔶️🔸️@third_script
💔2❤1
بایزید گفت که نَفْس به دنیا نِگرَد، و روح به عقبی، و دل به مولی.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2❤🔥1
گفت: ای فرزند برخی از مردم به کفر من گواهی میدهند، و برخی به ولایت من.
آنان که به کفر من گواهی میدهند، نزد من و خدا گرامیترند از آنانی که به ولایت من اذعان دارند.
گفتم ای شیخ برای چه؟
گفت: برای اینکه گواهی کسانی که به ولایت من گواهی میدهند از روی حسن ظن آنان نسبت به من و گواهی کسانی که به کفر من گواهی میدهند از روی تعصب آنان نسبت به دینشان است و کسی که در دین خود تعصب ورزد از کسی که نسبت به دیگری حسن ظن داشته باشد، گرامیتر است.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
آنان که به کفر من گواهی میدهند، نزد من و خدا گرامیترند از آنانی که به ولایت من اذعان دارند.
گفتم ای شیخ برای چه؟
گفت: برای اینکه گواهی کسانی که به ولایت من گواهی میدهند از روی حسن ظن آنان نسبت به من و گواهی کسانی که به کفر من گواهی میدهند از روی تعصب آنان نسبت به دینشان است و کسی که در دین خود تعصب ورزد از کسی که نسبت به دیگری حسن ظن داشته باشد، گرامیتر است.
اخبارالحلاج
در سیرت حسینبن منصور حلاج
(۲۴۴-۳۹۹ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
اگر فوتبال جنبه مقدسی داشته باشد، من آن را در پیشپاافتادگی و بلاهت بیچون و چرای این بازی میبینم.
علاقه فراوانی که من به فوتبال دارم - در واقع خیلی از ما داریم- واقعا احمقانه است و بخشی از جذابیت بیحد و حصر این بازی هم ناشی از همین سرسپردگی خودخواستهی ما به چیزی تا این حد ابلهانه است. حال بگذریم که چه حجم عظیمی از وقت ما را هم به خود اختصاص میدهد.
ولی من هیچ چیز غلطی در ابله بودن نمیبینم...
به چه فکر میکنیم وقتی به فوتبال فکر میکنیم
سایمون کریچلی
🔶️🔸️@third_script
علاقه فراوانی که من به فوتبال دارم - در واقع خیلی از ما داریم- واقعا احمقانه است و بخشی از جذابیت بیحد و حصر این بازی هم ناشی از همین سرسپردگی خودخواستهی ما به چیزی تا این حد ابلهانه است. حال بگذریم که چه حجم عظیمی از وقت ما را هم به خود اختصاص میدهد.
ولی من هیچ چیز غلطی در ابله بودن نمیبینم...
به چه فکر میکنیم وقتی به فوتبال فکر میکنیم
سایمون کریچلی
🔶️🔸️@third_script
👍1
و مرا در جمع کردن این کتاب چند چیز باعث (۱) بود: اول باعث، رغبت برادران دین، که التماس میکردند، دیگر باعث، آن بود تا از من یادگاری مانَد تا هر که برخوانَد از آنجا گشایشی یابد، مرا به دعای خیر یاد دارد. بُوَد که سببِ گشایش او، مرا در خاکْ گشایش دهند. چنانکه یحیبن عمار که امام هری بود و استاد شیخ عبدالله انصاری بود -رحمهماالله- چون وفات کرد، او را به خواب دیدند و پرسیدند که: " خدای -عزّوجلّ- با تو چه کرد؟" گفت: " خطاب کرد که یحیی! با تو خطابها داشتم سخت، لکن روزی در مجلس، ما را میستودی، دوستی از دوستان ما آنجا بگذشت و بشنید، وقتش خوش گشت. تو را در کارِ خوشآمدِ او کردم(۲). و اگر نه آن بودی، دیدی با تو چه کردمی."
۱) باعث: برانگیزنده، سبب
۲) در کار کسی یا چیزی کردن: به جهت آن کس یا چیز او را بخشیدن.
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
۱) باعث: برانگیزنده، سبب
۲) در کار کسی یا چیزی کردن: به جهت آن کس یا چیز او را بخشیدن.
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
😢2❤1
شیخ ابوعلی دقّاق را گفتند -رحمهالله- که: " در سخن مردان شنیدن هیچ فایده هست، چون بر آن نمیتوانیم کرد؟' گفت: " بلی، در وی دو فایده است اول آنکه: اگر مرد طالب بوَد، قوی همت گردد و طلبش زیادت شود، دوم آنکه: اگر در وی دِماغی* بیند، آن دِماغ فروشکند و دعوی از سر بیرون کند و نیکِ او بد نماید و اگر کور نیست خود مشاهده کند.
کما قال الشیخ -رحمهالله- :"لاتَزِن الخلقَ بميزانِكَ و زِن نفسك بميزان الموقنين لِتعلَم فضلَهُم و إفلاسِك"
یعنی: خلق را به ترازوی خود وزن مکن، اما به ترازوی مردان راه، خود را بسنج تا بدانی فضل ایشان و افلاس خود.
*دِماغ: تکبر، غرور، خودبینی
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
کما قال الشیخ -رحمهالله- :"لاتَزِن الخلقَ بميزانِكَ و زِن نفسك بميزان الموقنين لِتعلَم فضلَهُم و إفلاسِك"
یعنی: خلق را به ترازوی خود وزن مکن، اما به ترازوی مردان راه، خود را بسنج تا بدانی فضل ایشان و افلاس خود.
*دِماغ: تکبر، غرور، خودبینی
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست تُرد ثانیههاست.
و او و ثانیهها میروند آن طرفِ روز.
و او و ثانیهها روی نور میخوابند.
و او و ثانیهها بهترین کتابِ جهان را
به آب میبخشند.
و خوب میدانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود...
#سهراب_سپهری
🔶️🔸️@third_script
و دست عاشق در دست تُرد ثانیههاست.
و او و ثانیهها میروند آن طرفِ روز.
و او و ثانیهها روی نور میخوابند.
و او و ثانیهها بهترین کتابِ جهان را
به آب میبخشند.
و خوب میدانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود...
#سهراب_سپهری
🔶️🔸️@third_script
❤4
جُنبشِ اوّل که قلم برگرفت
حرفِ نخستین ز سخن درگرفت
پردهى خلوت چو برانداختند
جَلوتِ اوّل به سخن ساختند
تا سخنْ آوازهی دل درنداد
جانْ تنِ آزاده به گِل درنداد
بیسخن آوازهی عالم نبود
اینهمه گفتند و سخن کم نبود
در لغتِ عشقْ زبان جانِ ماست
ما سخنیم، این طَلَل* ایوانِ ماست
خطّ هر اندیشه که پیوستهاند
بر پرِ مرغانِ سخن بستهاند
گرچه سخنْ خود ننماید جمال
پیشِ پرستندهی مُشتی خیال
ما که نظر بر سخن افکندهایم
مُردهی اوییم و بدو زندهایم...
*طَلَل: نشان خانه یا سرای ویران شده، اثر خانه.
#نظامی_گنجوی
مخزن الاسرار
🔶️🔸️@third_script
حرفِ نخستین ز سخن درگرفت
پردهى خلوت چو برانداختند
جَلوتِ اوّل به سخن ساختند
تا سخنْ آوازهی دل درنداد
جانْ تنِ آزاده به گِل درنداد
بیسخن آوازهی عالم نبود
اینهمه گفتند و سخن کم نبود
در لغتِ عشقْ زبان جانِ ماست
ما سخنیم، این طَلَل* ایوانِ ماست
خطّ هر اندیشه که پیوستهاند
بر پرِ مرغانِ سخن بستهاند
گرچه سخنْ خود ننماید جمال
پیشِ پرستندهی مُشتی خیال
ما که نظر بر سخن افکندهایم
مُردهی اوییم و بدو زندهایم...
*طَلَل: نشان خانه یا سرای ویران شده، اثر خانه.
#نظامی_گنجوی
مخزن الاسرار
🔶️🔸️@third_script
❤🔥3
أنتِ لستِ شمسا ً
وأنا لستُ زهرةَ دَوّار ِ الشمس ِ
لماذا إذنْ لا يتجهُ قلبي
إلآ نحوك ؟
نه تو خورشیدی
و نه من
گُلِ آفتابگردانم
پس تنها چرا
به سمتِ توست
توجه قلبم..؟
یحیی السماوی
به فارسی حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
وأنا لستُ زهرةَ دَوّار ِ الشمس ِ
لماذا إذنْ لا يتجهُ قلبي
إلآ نحوك ؟
نه تو خورشیدی
و نه من
گُلِ آفتابگردانم
پس تنها چرا
به سمتِ توست
توجه قلبم..؟
یحیی السماوی
به فارسی حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
👍2
امام یوسف همدانی -رحمةالله- را پرسیدند که: چون این روزگار بگذرد و این طایفه روی در نقابِ تَواری آرند* چه کنیم تا به سلامت مانیم؟
گفت: هر روز هشت ورق از سخن ایشان میخوانید. پس وردی ساختن، اهل غفلت را فرضِ عین دیدم.
*تواری: پنهان شدن
روی در نقاب تواری آوردن: کنایه از مردن
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
گفت: هر روز هشت ورق از سخن ایشان میخوانید. پس وردی ساختن، اهل غفلت را فرضِ عین دیدم.
*تواری: پنهان شدن
روی در نقاب تواری آوردن: کنایه از مردن
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
حالِ بدی است.
انگار جا مانده باشی.
جا مانده باشی از قافلهای که تلاش کردی میاناش پنهان شوی، هر کاری دیگران کردند تو هم کردی.
رفتی و آمدی. سعی کردی فراموش کنی از جنس دیگری هستی.
ولی باز تنها ماندی. انگار پردهها افتاد و غریبگیات لو رفت...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
انگار جا مانده باشی.
جا مانده باشی از قافلهای که تلاش کردی میاناش پنهان شوی، هر کاری دیگران کردند تو هم کردی.
رفتی و آمدی. سعی کردی فراموش کنی از جنس دیگری هستی.
ولی باز تنها ماندی. انگار پردهها افتاد و غریبگیات لو رفت...
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤3
دیگر باعث آن بود که چون میدیدم که روزگار سختی پدید آمده است که الخَیرُ شَرٌ، و اشرار الناس*، اخیار الناس** را فراموش کردهاند، تذکرهای ساختم اولیاء را و این کتاب را "تذکرة الاولياء" نام نهادم تا اهل خُسران، روزگار اهل دولت را فراموش نکنند و گوشهنشینان و خلوتگرفتگان را طلب کنند و با ایشان رغبت نمایند تا در نسیمِ دولت ایشان به سعادت ابدی پیوسته گردند.
*اشرارالناس: بدکاران، ج شریر
**اخیارالناس: برگزیدگان، نیکان. ج خیر
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
*اشرارالناس: بدکاران، ج شریر
**اخیارالناس: برگزیدگان، نیکان. ج خیر
#تذكرة_الاوليا
عطار نیشابوری
🔶️🔸️@third_script
👍2❤🔥1
بریده شد رگِ جانم زِ تیغِ فرقتِ تو
تو آن نگر که هنوز از تو دل بریده نیَم...
اثیرالدین اخسیکتی
🔶️🔸️@third_script
تو آن نگر که هنوز از تو دل بریده نیَم...
اثیرالدین اخسیکتی
🔶️🔸️@third_script
❤3😢1
مرا دریاب
ستار
مرا دریاب
#ستار
ترانهسرا: اردلان سرافراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم همسفر
۱۳۵۷
#موسیقی
🔶️🔸️@third_script
#ستار
ترانهسرا: اردلان سرافراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم همسفر
۱۳۵۷
#موسیقی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1
وقتی ذاالنون مصری (۱) از شهر بیرون آمد، گَبری (۲) را دید که برف همیرُفت (۳) و گاوَرْس (۴) همیشانید. (۵) ذالنون گفت: یا دهقان! این چیست که همیکنی؟ نه روزِ تخم کِشتن است.
وی گفت: ای استاد! تخم نمیکارم. امروز روز سردی است و مرغکان چیزی نیابند، این گاوَرس از بهر ایشان میشانم.
ذالنون گفت: از تو نپذیرد.
گفت: اگر نپذیرد، باری بیند.
چون وقتِ موسمِ حج درآمد، ذاالنون به حجّ شد. آن مرد را دید در موقفگاه، گفت: ای دهقان! این چه جای توست؟
گفت: ای استاد! آن روز به یاد داری گفتی: از تو نپذیرد، من گفتم: باری بیند اگر نپذیرد؟!
آگاه باش که دید و پسندید و پذیرفت و بنواخت و مسلمانی کرامت کرد و به درگاه بار داد تا جهانیان بدانند که: " إنّا لا نُضيعُ أجرَ مَن أحسنَ عملاً" [کهف، ۳۰] (۶)
۱) ذوالنون مصری: (شیخ ابوالفیض ثوبان ابن ابراهیم ۱۸۰-۲۴۶ ه.ق) از بزرگان صوفیه در مصر
۲) گبر: کافر
۳) رُفتن: شستشو کردن، روبیدن
۴) گاوَرس: دانهای مانند ارزن
۵) شانیدن: مخفف نشاندن
۶) همانا که ما ضایع نمیکنیم پاداش کسی را که عملش نیکوست.
منتخب رونق المجالس
ابوحفص عمربن حسن سمرقندی
(متولد ۳۷۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
وی گفت: ای استاد! تخم نمیکارم. امروز روز سردی است و مرغکان چیزی نیابند، این گاوَرس از بهر ایشان میشانم.
ذالنون گفت: از تو نپذیرد.
گفت: اگر نپذیرد، باری بیند.
چون وقتِ موسمِ حج درآمد، ذاالنون به حجّ شد. آن مرد را دید در موقفگاه، گفت: ای دهقان! این چه جای توست؟
گفت: ای استاد! آن روز به یاد داری گفتی: از تو نپذیرد، من گفتم: باری بیند اگر نپذیرد؟!
آگاه باش که دید و پسندید و پذیرفت و بنواخت و مسلمانی کرامت کرد و به درگاه بار داد تا جهانیان بدانند که: " إنّا لا نُضيعُ أجرَ مَن أحسنَ عملاً" [کهف، ۳۰] (۶)
۱) ذوالنون مصری: (شیخ ابوالفیض ثوبان ابن ابراهیم ۱۸۰-۲۴۶ ه.ق) از بزرگان صوفیه در مصر
۲) گبر: کافر
۳) رُفتن: شستشو کردن، روبیدن
۴) گاوَرس: دانهای مانند ارزن
۵) شانیدن: مخفف نشاندن
۶) همانا که ما ضایع نمیکنیم پاداش کسی را که عملش نیکوست.
منتخب رونق المجالس
ابوحفص عمربن حسن سمرقندی
(متولد ۳۷۵ ه.ق)
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤🔥2👍1
بی گلِ رویِ تو ذرّاتِ جهان در خوابند
رخ برافروز و جهان را به سرِ کار بیار
دل بپرداز ز هر نقش که در عالم هست
بعد از آن آینه پیشِ نظرِ یار بیار
طوطی از صحبت آیینه سخنساز شود
روی بنما و مرا بر سر گفتار بیار
#صائب_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
رخ برافروز و جهان را به سرِ کار بیار
دل بپرداز ز هر نقش که در عالم هست
بعد از آن آینه پیشِ نظرِ یار بیار
طوطی از صحبت آیینه سخنساز شود
روی بنما و مرا بر سر گفتار بیار
#صائب_تبریزی
🔶️🔸️@third_script
❤3