ای خواجه! بدان کین فلک بیهُده دو
همچون من و تو دید بسی کهنه و نو
آغاز و سرانجامِ جهان را چه کنی؟
از عمر نصیبِ خویش برگیر و برو!
#خیام
🔶️🔸️@third_script
همچون من و تو دید بسی کهنه و نو
آغاز و سرانجامِ جهان را چه کنی؟
از عمر نصیبِ خویش برگیر و برو!
#خیام
🔶️🔸️@third_script
❤3👍2
پیش از من و تو لیل و نهاری بودهاست
وین دَور فلک برای کاری بودهاست
پایی که تو بر خاک نهی، نرمک نه
کآن مردمکِ چشمِ نگاری بودهاست
#خیام
🔶️🔸️@third_script
وین دَور فلک برای کاری بودهاست
پایی که تو بر خاک نهی، نرمک نه
کآن مردمکِ چشمِ نگاری بودهاست
#خیام
🔶️🔸️@third_script
❤3
در جُستن جام جم جهان پیمودم
روزی ننشستم و شبی نغنودم
ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم
آن جام جهاننمایِ جم من بودم
#خیام
🔶️🔸️@third_script
روزی ننشستم و شبی نغنودم
ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم
آن جام جهاننمایِ جم من بودم
#خیام
🔶️🔸️@third_script
❤2👍2
عزیزی گفت که زینهار اگر خاری در پایت شود، به درگاه هیچ مخلوقی مرو که کارت برنیاید و شماتت کنند. به درگاه الله رو و بَرو بگوی، چنانکه کودک بر مادر گرید.
[ تا مرادت برآید چنانکه دلِ تو خواهد]
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
[ تا مرادت برآید چنانکه دلِ تو خواهد]
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
🔶️🔸️@third_script
❤🔥3👍1
❤2😢2
و نقل است که بایزید شخصی را دید میگفت: الهی، در من نگاه کن!
شیخ اعلی در غَلَبات* وجد و شوق گفت: نیکو سر و روی داری که حق در تو نگاه کند.
گفت: ای شیخ، نظر از برای آن میخواهم تا سر و رویم نیکو شود.
شیخ را عظیم خوش آمد. گفت راست میگویی.
*غلبات: تسلط، استیلا. کثرت، بسیاری
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
شیخ اعلی در غَلَبات* وجد و شوق گفت: نیکو سر و روی داری که حق در تو نگاه کند.
گفت: ای شیخ، نظر از برای آن میخواهم تا سر و رویم نیکو شود.
شیخ را عظیم خوش آمد. گفت راست میگویی.
*غلبات: تسلط، استیلا. کثرت، بسیاری
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2👎1😐1
ای جوان ندانستهای که حُجرهی عشق نام ندارد و صبحِ محبت شام...
مقامات حمیدی
قاضی حمیدالدین بلخی
🔶️🔸️@third_script
مقامات حمیدی
قاضی حمیدالدین بلخی
🔶️🔸️@third_script
❤3
گویند اخفش* زشت چهره بود و در زمان تحصیل کسی با او مباحثه نمیکرد. او نیز وقتی کسی پیدا نمیکرد که با او مباحثه کند، با بزی که داشت بنای صحبت و تقریرات علمی مینهاد. بز هم گاهگاهی بر حسب اتفاق ، چنانکه عادت او بر آنست، سری تکان میداد و اخفش از همین صورت ظاهر عملی که شبیه تصدیق قول او بود خوشحال میشده است.
این مثل و داستان آنرا در مورد دوست و مصاحبی که هیچ فایده از مصاحبت او جز همان تنفس و همراهی او با انسان وجود ندارد، بکار میبرند.
*اخفش(اخفش اوسط):
ابوالحسن سعیدبن مَسعَده
(فوت ۲۲۱ ه.ق)
معجم الادبا
یاقوتبن عبدالله حَمَوی
(۵۷۴-۶۲۶ ه.ق)
#حکایت
#ضرب_المثل
🔶️🔸️@third_script
این مثل و داستان آنرا در مورد دوست و مصاحبی که هیچ فایده از مصاحبت او جز همان تنفس و همراهی او با انسان وجود ندارد، بکار میبرند.
*اخفش(اخفش اوسط):
ابوالحسن سعیدبن مَسعَده
(فوت ۲۲۱ ه.ق)
معجم الادبا
یاقوتبن عبدالله حَمَوی
(۵۷۴-۶۲۶ ه.ق)
#حکایت
#ضرب_المثل
🔶️🔸️@third_script
👍2
در این وحشتسرایم گوشهی امنی نشد روزی
که همچون شمع هر جا میروم سر در خطر باشد...
کلیم همدانی
مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمد قهرمان
🔶️🔸️@third_script
که همچون شمع هر جا میروم سر در خطر باشد...
کلیم همدانی
مقدمه، تصحیح و تعلیقات از محمد قهرمان
🔶️🔸️@third_script
👍2😢1
ادبیات_ایران_۱۸_عین_القضات_همدانی
<unknown>
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه هجدهم: درباره عین القضات همدانی
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه هجدهم: درباره عین القضات همدانی
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
❤🔥1👍1
نقل است که شیخ بایزید را قُلقُلی و اضطرابی در باطن میبود. هر کس بدو رسیدی این درد خود را دوایی طلبیدی. هر کس به قدر عِلم خود [او را] گفتی که این بخور و آن مخور. تا روزی قافلهای از حج میآمدند و به بسطام رسیدند و به زیارت شیخ تقرب کردند. این حال با ایشان در میان نهاد و عالمی در میان ایشان بود گفت: من در کتاب دیدهام که چون حق تعالی بنده را به دوستی گیرد اندرون او را به آتش محبت بسوزاند و او را با هیچ مخلوق آرام و انس نباشد.
شیخ چون این بشنید وقتش خوش گشت و دردش درمان شد.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
شیخ چون این بشنید وقتش خوش گشت و دردش درمان شد.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
👍2❤1
- محمد بروجردی (بابک حمیدیان):
باید کینه رو کنار بزاریم تا بتونیم دوباره شروع کنیم. راهی جز بخشیدن نداریم. نه اینکه فراموش کنیم ولی باید ببخشیم تا بتونیم زندگی کنیم. خدا کنه حرفمو درست گفته باشم...
- محمد بروجردی (بابک حمیدیان):
حال این مردمُ باید خوب کرد. مردم امنیت داشته باشن عزت نداشته باشن بازم حالشون بده. دین و عزت و احترام شکم سیر میخواد.
ول کن این گزارش و اون گزارشُ.
مردم باید آروم باشن، نفس بکشن، زندگی کنن. باید زندگی کنن...
غریب
کارگردان: محمدحسین لطیفی
تهیه کننده و نویسنده: حامد عنقا
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
باید کینه رو کنار بزاریم تا بتونیم دوباره شروع کنیم. راهی جز بخشیدن نداریم. نه اینکه فراموش کنیم ولی باید ببخشیم تا بتونیم زندگی کنیم. خدا کنه حرفمو درست گفته باشم...
- محمد بروجردی (بابک حمیدیان):
حال این مردمُ باید خوب کرد. مردم امنیت داشته باشن عزت نداشته باشن بازم حالشون بده. دین و عزت و احترام شکم سیر میخواد.
ول کن این گزارش و اون گزارشُ.
مردم باید آروم باشن، نفس بکشن، زندگی کنن. باید زندگی کنن...
غریب
کارگردان: محمدحسین لطیفی
تهیه کننده و نویسنده: حامد عنقا
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
❤1
Audio
مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم
شراب لطف پر در جام میریزی و میترسم
که زود آخر شود این باده و من در خمار افتم
به مجلس میروم اندیشناک ای عشق آتش دم
بدم بر من فسونی تا قبول طبع یار افتم
ز یمن عشق بر وضع جهان خوش خندهها کردم
معاذالله اگر روزی به دست روزگار افتم
تظلم آنقدر دارم میان راهت افتاده
که چندانی نگه داری که من بر یک کنار افتم
عجب کیفیتی دارم بلند از عشق و میترسم
که چون منصور حرفی گویم و در پای دار افتم
دگر روز سواری آمد و شد وقت آن وحشی
که او تازد به صحرا من به راه انتظار افتم...
#وحشی_بافقی
غریب
کارگردان: محمدحسین لطیفی
تهیه کننده و نویسنده: حامد عنقا
تیتراژ پایانی
صدای بابک حمیدیان
موسیقی: حامد عابدی
#صدای_شاعر
🔶️🔸️@third_script
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم
شراب لطف پر در جام میریزی و میترسم
که زود آخر شود این باده و من در خمار افتم
به مجلس میروم اندیشناک ای عشق آتش دم
بدم بر من فسونی تا قبول طبع یار افتم
ز یمن عشق بر وضع جهان خوش خندهها کردم
معاذالله اگر روزی به دست روزگار افتم
تظلم آنقدر دارم میان راهت افتاده
که چندانی نگه داری که من بر یک کنار افتم
عجب کیفیتی دارم بلند از عشق و میترسم
که چون منصور حرفی گویم و در پای دار افتم
دگر روز سواری آمد و شد وقت آن وحشی
که او تازد به صحرا من به راه انتظار افتم...
#وحشی_بافقی
غریب
کارگردان: محمدحسین لطیفی
تهیه کننده و نویسنده: حامد عنقا
تیتراژ پایانی
صدای بابک حمیدیان
موسیقی: حامد عابدی
#صدای_شاعر
🔶️🔸️@third_script
❤1
نقل است که گبری بود در عهد بایزید.
او را گفتند مسلمان شو.
گفت: اگر مسلمانی این است که بایزید میورزد من نتوانم.
و اگر این است که شما میورزید، من آرزومند این نیستم.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
او را گفتند مسلمان شو.
گفت: اگر مسلمانی این است که بایزید میورزد من نتوانم.
و اگر این است که شما میورزید، من آرزومند این نیستم.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
گرگومیش است هنوز هوا و از پنجرههایی که کمی لایشان باز مانده، دم و بوی خواب بیرون میزند. پاچههای سرد شلوار جین به ساقهای لختم چسبیده است و ریشهای بلند شدهام وز خورده. باد نم دارد. آسمان ابری است. مثل شمال. منظرِ آشنایش دلم را فشرده میکند. یکی زیر آفتاب قد میکشد، یکی مثل من زیر ابر. نمیدانم آفتاب آدم را صبورتر میکند یا ابر. نفس بلندی میکشم.
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤3
نقل است که شخصی بایزید را گفت: ای شیخ پارهای از پوستین خویشتن به من بده تا برکات تو به من رسد.
شیخ گفت: اگر پوست بایزید درپوشی، سودت ندارد تا عمل بایزید نکنی.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
شیخ گفت: اگر پوست بایزید درپوشی، سودت ندارد تا عمل بایزید نکنی.
دستور الجمهور
احمدبن الحسینبن الشیخ خرقانی
درباره احوال و زندگانی و اقوال بایزید بسطامی (۱۶۱-۲۳۴ ه.ق)
۷۰۰- ۷۳۰ ه.ق
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
❤2
ای دل چه شد که یار فراموش کرده است ؟
ما عهدهای خویش ز خاطر نبردهایم
عمری گذشت و قصّه ما ناتمام ماند
ای داد از تو داد، بگو تا چه کردهایم؟
قصه ناتمام
ارغنون
اردیبهشت ۱۳۲۹
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
ما عهدهای خویش ز خاطر نبردهایم
عمری گذشت و قصّه ما ناتمام ماند
ای داد از تو داد، بگو تا چه کردهایم؟
قصه ناتمام
ارغنون
اردیبهشت ۱۳۲۹
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶️🔸️@third_script
❤2
سرما آدم را ترسو میکند.
سرما لرز میاندازد به جان آدم.
کاش سردم نبود. تنم منقبض شده و انگار بین لباس و تنام یک هوا فاصله افتاده....
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
سرما لرز میاندازد به جان آدم.
کاش سردم نبود. تنم منقبض شده و انگار بین لباس و تنام یک هوا فاصله افتاده....
جانِ غریب
ملاحت نیکی
🔶️🔸️@third_script
❤2
- لیلا (ترانه علیدوستی): من دارم تمام حقوقمو میدم که فقط گشنه نمونیم.
+ علیرضا (نوید محمدزاده): مگه من حقوقمو ندادم؟
- وقتی حقوق من و تو و بابا کفافمونُ نمیده بفهم چه خبره.
+ اینا یه عمرِ دارن درجا میزنن.
- اینا نه، ما. ما درجا نمیزنیم؟ همش پسرفته.
+ ما اصلا چیزی داشتیم که بخواد کم شه که پسرفت کنیم؟ چی داشتیم؟
- جوونی، که دیگه داره میره. لااقل یه فکری کنیم که تو پیری به گدایی نیفتیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
+ علیرضا (نوید محمدزاده): مگه من حقوقمو ندادم؟
- وقتی حقوق من و تو و بابا کفافمونُ نمیده بفهم چه خبره.
+ اینا یه عمرِ دارن درجا میزنن.
- اینا نه، ما. ما درجا نمیزنیم؟ همش پسرفته.
+ ما اصلا چیزی داشتیم که بخواد کم شه که پسرفت کنیم؟ چی داشتیم؟
- جوونی، که دیگه داره میره. لااقل یه فکری کنیم که تو پیری به گدایی نیفتیم.
برادران لیلا
نویسنده و کارگردان: سعید روستایی
۱۴۰۱
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍3