Third script (خط سوّم)
4 subscribers
1.53K photos
800 videos
48 files
4 links
آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر. یکی را هم او خواندی هم غیر او. یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من...
#شمس
Download Telegram
«در هر گوشه‌ای
از این ولایت که بمیرم 
می توانم دوباره زنده شوم اما؛
هراس من از غربت است 
غربت در چشمان تو 
که چون بیگانه‌ای مرا می‌نگرند...»

فریاد شیری
🔶️🔸️@third_script
2😢1
نوبهارست و دلِ پُر هوس و بادهٔ ناب
حبذا روی نگار و لب کِشت و سَر آب

صبح برخیز و بَرِ گل به صبوحی بنشین
چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب...

#اوحدی
🔶️🔸️@third_script
1👍1
با عشق، قرار درنگُنجد...

#عراقی
🔶️🔸️@third_script
4
آقو وقتی یکی تلفنشو جواب نمیده
پیام نمیده
مسیجاتو جواب نمیده
مثبت فکر کن... حتما مُرده!

#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
😁4
آمد رمضان نه صاف داريم و نه دُرد
از چهرۀ ما گرسنگی رنگ ببُرد
در خانۀ ما ز خوردنی چيزی نيست
ای روزه! برو، ورنه ترا خواهم خورد..!

عبدی شوشتری
سدۀ یازدهم ه.ق
عرفات العاشقين، ج ۴، ص ۲۵۷۹
🔶️🔸️@third_script
😐2👍1
شده آیا که شبی تا به سحر آه کنی
یادِ آن دلبرِ زیبا رخٍ چون ماه کنی..؟

بهرام قربانی
🔶️🔸️@third_script
3
یادم باشد عاشق کسی شوم
که شعر را بلد باشد.
کسی که بفهمد وقتی
ستاره را به چشمهایش
زمین را به آغوشش
و بهار را به بودنش تشبیه میکنم
یعنی
دیوانه‌وار دوستش دارم...

مرتضی شالی
🔶️🔸️@third_script
2👌2
آدم از برکت عشق خوب می‌شود، از وحشت روحش نجات پیدا می‌کند و انسان می‌شود.
من شبی هستم که او ستاره‌های من است.
بی او ظلمت محضم و در این تاریکی گم می‌شوم و دیگر حتی خودم را نمی‌توانم بیابم و به دست بیاورم.
نمی‌خواهم بپذیرم ولی در حقیقت بی عشق از دست رفته‌ام...

#شاهرخ_مسکوب
در‌ حال و هوای جوانی‌
🔶️🔸️@third_script
6
آنچه که هست
مرا به یادِ
آنچه که نیست
می‌اندازد...

#بیژن_جلالی
مجموعه شعر سکوت / کِنزو
🔶️🔸️@third_script
4
بیمارِ فراق بِهْ نگردد
تا بو نکند بِهِ زنخدان...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
1🔥1👏1
هر عشقی، اگر برخوردار از طهارت باشد، بخشی از عشق به خداست، و عشقی‌ست خدایی امّا عشقِ به خدا را می‌توان در مکتبِ عاشقانِ به خدا یافت و با آن سیراب شد؛ امّا «عشق به دیگرى»، ضرورتى‌ست که از حادثه برمى‌خیزد نه از اراده به انتخاب، و همین، کار را مشکل مى‌کند.
در به در که نمی‌توان به‌ دنبالِ محبوبِ خاکى گشت. در هر خانه را که نمی‌توان کوبید و پرسید: "آیا یار من، اینجا منزل نکرده است؟" سرِ هر گذر، همچو اُوباش، نمی‌توان اِستاد و در انتظار عبور یار، زمان را کُشت و همین‌هاست که کار را مشکل مى‌کند.

#نادر_ابراهیمى
مردی در تبعید ابدی
🔶️🔸️@third_script
👍2
جهان بِستُد ز ما طوفان عشقت
امانی ده که ما را بیمِ غرق است
تو هم هستی در این طوفان و لکن
تو را تا کَعب* و ما را تا به فرق است...

#خاقانی
*کعب: پاشنه پا
🔶️🔸️@third_script
1💔1
شیفت کاری

اتاق اورژانس غلغله بود. پزشک کشیش عصبانی بود. مدام غر می‌زد و فحش می‌داد.
گفت: این دکتر جونز کجاست؟ لعنتی شیفت من تمام شده.
گفتم: دوباره دیر کرده.
دکتر با عصبانیت گفت: هی جونز لامذهب بجنب. گاز بده زودتر بیا.
بعد در حالیکه زیر لب فحش می‌داد بر سر پرستار فریاد کشید: دوباره دکتر جونز رو پیج کن.
صدای پیجر دکتر جونز را از کمر یک بیمار بد حال شنیدم...

اریکاشالو
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍2👌1
فکر کن،
پنجره را باز کند صبح!
گنجشکی صدای تو را برايم بنوازد
و نگاهت،
بر دلتنگی پلک‌های بسته‌ام، موج بزند.
شايد باز هم خدا تو را از سوی بهشت
برايم نازل کرده است،
که آفتاب را
به صحن آغوشم کشانده‌ای...

عرفان یزدانی
🔶️🔸️@third_script
2
هرچه در حُسن تو گویند، چنانی به‌ حقیقت
عیبت آن است که با ما به ارادت نه چنانی...

#سعدی
🔶️🔸️@third_script
2💔1
#دیالوگ
Before sunset
2004
Dir: richard linklater
🔶️🔸️@third_script
👍3
وقتی کسی را دوست داریم عمیقاً به درون ماهیت آن عشق بنگریم. اینکه کسی را بخواهیم که با او احساس امنیت می‌کنیم قابل درک است امّا عشق حقیقی نیست. عشق حقیقی رنج یا وابستگی نمی‌پرورد. برعکس شاد بودن با خود و دیگری را به ارمغان می‌آورد. عشق حقیقی از درون شکل می‌گیرد برای داشتن عشق حقیقی باید از درون احساس کامل بودن بکنی، نه اینکه نیازمند چیزهای بیرونی باشی. عشق حقیقی مثل خورشید است. با نور خود می‌درخشد و آن را به دیگران هدیه میدهد...

تیک نات هان
راه و رسم عشق
🔶️🔸️@third_script
2👍1
هر چه مرهم می‌گذاری زخمها کاری‌ترند...
سعید اصغری
#خوشنویسی
🔶️🔸️@third_script
2
ندانم در کجا این قصه دیدم
و یا از قصه‌پردازی شنیدم
که دو روبه یکی ماده یکی نر
بهم بودند چندی یار و همسر
مَلِک با خیل، تازان شد به نخجیر
کشیدند آن دو روبه را به زنجیر
چو پیدا گشت آثار جدایی
عیان شد روزِ ختم آشنایی
یکی مویه‌کنان با جفت خود گفت
که دیگر در کجا خواهیم شد جفت
جوابش داد آن یک از سر سوز
همانا در دکان پوستین دوز...

#ایرج_میرزا
#حکایت
🔶️🔸️@third_script
2