شما مردم را گرسنه نگه داشتهايد و آنها را از هم جدا كرده ايد تا عصيان و شورش آن ها را از بين ببريد... شـما آن ها را ضعـيف و درمانده مى كنيد و وحشيانه نيرو آنها را مى بلعيد و اوقات شان را مشغول مى كنيد تا از وحشت نه جوشش بكنند و نـه مجالى بـراى جوشش داشته باشند. آنها يكجا ايستاده اند و «درجا» مى زنند...
راضى باشيد! عليرغم جمعـيتى كه دارند تنها هستند. من هم تنها هستم.
«همهى ما» تنها هستيم
زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آن ها خوار و پسـت
شده ام، به شما اعلام مى كنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كهتا چشم كار ميكند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى»كشانده است؛
چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه به روى قطعه خاكى سنگينى میكند و بر اثر «بادیخشمگين» نابود میشود...
حکومت نظامی
#آلبر_کامو
🔶️🔸️@third_script
راضى باشيد! عليرغم جمعـيتى كه دارند تنها هستند. من هم تنها هستم.
«همهى ما» تنها هستيم
زيرا ديگران ترسو هستند، امّا با وجـود تنهايى و اسارت، با وجود اينكه مانند آن ها خوار و پسـت
شده ام، به شما اعلام مى كنم كه شما هــيچ نيستيد. و اين كه اين قدرتى كهتا چشم كار ميكند گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به «سـياهى» و «تاريكى»كشانده است؛
چيزى نيست مگر سايه كوچكى كه به روى قطعه خاكى سنگينى میكند و بر اثر «بادیخشمگين» نابود میشود...
حکومت نظامی
#آلبر_کامو
🔶️🔸️@third_script
🕊2
Moein Chekonam Asheghe Iranam Man [BibakMusic.com]
Moein [BibakMusic.com]
ایران
#معين
ترانهسرا: علیرضا میبدی
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
تنظيم: کاظم عالمی
سه گاه
از آلبوم نماز (۱۳۷۱)
🔶🔸@third_script
#معين
ترانهسرا: علیرضا میبدی
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
تنظيم: کاظم عالمی
سه گاه
از آلبوم نماز (۱۳۷۱)
🔶🔸@third_script
🔥1
Sam: how strong are you?
Joe: I still very strong, you saw that, but not like i ones was.
Things start to fall apart when you stop caring, and I stopped caring a long time ago...
Samaritan
2022
Dir: julius avery
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
Joe: I still very strong, you saw that, but not like i ones was.
Things start to fall apart when you stop caring, and I stopped caring a long time ago...
Samaritan
2022
Dir: julius avery
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Nuggets
Writer and director: andreas hykade
2014
This is a clever short animation showing the impact of addiction on someone's life...
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶️🔸️@third_script
Writer and director: andreas hykade
2014
This is a clever short animation showing the impact of addiction on someone's life...
#فیلم_کوتاه
#انیمیشن
🔶️🔸️@third_script
👏1
ژو بوسکه؛ شاعر و نویسنده فرانسوی؛
که در بیست سالگی بر اثر مجروح شدن در جنگ جهانی اول، برای همیشه زمینگیر شد مینویسد:
«جراحتم قبل از من بود، به دنیا آمدم تا تندارش کنم...»
Joë Bousquet ( 1897 – 1950 )
🔶️🔸️@third_script
که در بیست سالگی بر اثر مجروح شدن در جنگ جهانی اول، برای همیشه زمینگیر شد مینویسد:
«جراحتم قبل از من بود، به دنیا آمدم تا تندارش کنم...»
Joë Bousquet ( 1897 – 1950 )
🔶️🔸️@third_script
بازی
شهری بود که در آن همهچیز ممنوع بود، و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الکدولک بود، اهالی شهر هرروز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با بازی الکدولک میگذراندند. و چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه بهتدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی هم مشکلی برای سازگاری با این قوانین نداشتند.
سالها گذشت. یک روز بزرگان شهر دیدند ضرورتی وجود ندارد که همهچیز ممنوع باشد، و جارچیها را روانۀ کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند.
جارچیها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند: «آهای مردم! آهای… بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست».
مردم که دُور جارچیها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الکدولکشان را از سر گرفتند.
جارچیها دوباره اعلام کردند: «میفهمید؟ شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد بکنید».
اهالی جواب دادند: «خب! ما داریم الکدولک بازی میکنیم».
جارچیها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الکدولکشان ادامه دادند؛ بدون لحظهای درنگ.
جارچیها که دیدند تلاششان بینتیجه است، رفتند که به اُمرا اطلاع دهند.
اُمرا گفتند: «کاری ندارد! الکدولک را ممنوع میکنیم».
آنوقت بود که مردم دست به شورش زدند و همۀ امرای شهر را کُشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الکدولکشان را از سر گرفتند....
نویسنده: #ایتالو_کالوینو
برگردان فرزاد همتی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
شهری بود که در آن همهچیز ممنوع بود، و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الکدولک بود، اهالی شهر هرروز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با بازی الکدولک میگذراندند. و چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه بهتدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی هم مشکلی برای سازگاری با این قوانین نداشتند.
سالها گذشت. یک روز بزرگان شهر دیدند ضرورتی وجود ندارد که همهچیز ممنوع باشد، و جارچیها را روانۀ کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند.
جارچیها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند: «آهای مردم! آهای… بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست».
مردم که دُور جارچیها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الکدولکشان را از سر گرفتند.
جارچیها دوباره اعلام کردند: «میفهمید؟ شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد بکنید».
اهالی جواب دادند: «خب! ما داریم الکدولک بازی میکنیم».
جارچیها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الکدولکشان ادامه دادند؛ بدون لحظهای درنگ.
جارچیها که دیدند تلاششان بینتیجه است، رفتند که به اُمرا اطلاع دهند.
اُمرا گفتند: «کاری ندارد! الکدولک را ممنوع میکنیم».
آنوقت بود که مردم دست به شورش زدند و همۀ امرای شهر را کُشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الکدولکشان را از سر گرفتند....
نویسنده: #ایتالو_کالوینو
برگردان فرزاد همتی
#داستان_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
❤2👍1
- کَیفَ بَنَیتَ نفسک؟
جُرحا علی جُرح...
- خویشتن چگونه ساختهای؟
زخم بر زخم...
#محمود_درویش
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
جُرحا علی جُرح...
- خویشتن چگونه ساختهای؟
زخم بر زخم...
#محمود_درویش
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار زن، زندگی، آزادی از زبان کاراکترها در فیلم «دختران آفتاب» با بازی گلشیفته فراهانی...
Girls of the sun
Writer & director: eva husson
2018
#سکانس
🔶️🔸️@third_script
Girls of the sun
Writer & director: eva husson
2018
#سکانس
🔶️🔸️@third_script
🕊2👍1
عَلِّمتَني ضَربة الجَلاد
أن أمشي على جُرحي
و أمشي
ثُمَّ أمشي
و أقاوم...
آموختم
از گوشمالی شکنجهگرم
که همراه شَوَم
پا به پای جراحتم
و گامی به روبهرو
بردارم
و بردارم
و استواری
پیشه کنم...
#محمود_درویش
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
أن أمشي على جُرحي
و أمشي
ثُمَّ أمشي
و أقاوم...
آموختم
از گوشمالی شکنجهگرم
که همراه شَوَم
پا به پای جراحتم
و گامی به روبهرو
بردارم
و بردارم
و استواری
پیشه کنم...
#محمود_درویش
به فارسی: حمید حجازی
#عربیات
🔶️🔸️@third_script
👏1
در هوايت بي قرارم روز و شب
دكتر سروش
غزل شمارهٔ ۳۰۲
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب...
#مولانا
#دکتر_سروش
#صدای_شاعر
🔶🔸@third_script
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب...
#مولانا
#دکتر_سروش
#صدای_شاعر
🔶🔸@third_script
❤2
دوستَت دارم ولی درماندهام
تا که آگاهَت کنم از حالِ خویش...
#جداریات
به فارسی: حمید حجازی
🔶️🔸️@third_script
تا که آگاهَت کنم از حالِ خویش...
#جداریات
به فارسی: حمید حجازی
🔶️🔸️@third_script
❤1👍1😢1
جلوهها کردم و نشناخت مرا اهل دلی
منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید...
#رهی_معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۲۴ آبان ۱۳۴۷ )
🔶️🔸️@third_script
منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید...
#رهی_معیری
(۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ – ۲۴ آبان ۱۳۴۷ )
🔶️🔸️@third_script
👍2
نگذارید آنها که به شما فرمان میرانند و وعده میدهند و شما را میترسانند فریبتان بدهند . فریب آنهایی را که میخواهند ارباب تازهای به جای ارباب قبلی بگذارند نخورید، شما را به خدا گوسفند نباشید. زیر چتر عذر و بهانهی گناه دیگران نروید، مبارزه کنید، با مغزتان استدلال کنید. به یاد داشته باشید که هرکس برای خود انسانی است، فردی است ارزنده، مسئول خلاق شخص خود. از فردیت خود دفاع کنید، هستهى آزادی در آنجا نهفته است. آزادی وظیفه است، آزادی بیش از آنچه حق باشد وظیفه است...
#اوریانا_فالاچی
یک مرد
#photo by eamonn Mccabe
🔶️🔸️@third_script
#اوریانا_فالاچی
یک مرد
#photo by eamonn Mccabe
🔶️🔸️@third_script
🕊2
صبح شد
برخیز و بنشین روبروی آینه
تا ببینی
بهتر از خورشید، رویارویِ توست...
#حسین_منزوی
🔶️🔸️@third_script
برخیز و بنشین روبروی آینه
تا ببینی
بهتر از خورشید، رویارویِ توست...
#حسین_منزوی
🔶️🔸️@third_script
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیش از طلوع
نویسنده و کارگردان: تهمینه بهرامعلیان
فیلمبردار: میثم ریاحی
بازیگران: بهاره ریاحی، امیر جدیدی، سارا بهرامی، نوید محمدزاده، سید محسن نبوی
۱۳۹۱
ترانه و سامان، شب قبل از عروسیشان در یک میهمانی دوستانه حضور پیدا میکنند و بازیای که با یک شوخی تلفنی شروع میشود، جمع دوستانه آنها را به هم میریزد.
تمام وقایع این فیلم پیش از طلوع آفتاب رخ میدهد و با طلوع خورشید روزی آغاز میشود که شخصیت اصلی فیلم باید برای آینده و زندگیاش تصمیمی جدی بگیرد.
این فیلم برداشتی آزاد از یک داستان کوتاه ایرلندی به نام «بازی تلفنی» نوشته ویلیام ترور است.
#فیلم_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
نویسنده و کارگردان: تهمینه بهرامعلیان
فیلمبردار: میثم ریاحی
بازیگران: بهاره ریاحی، امیر جدیدی، سارا بهرامی، نوید محمدزاده، سید محسن نبوی
۱۳۹۱
ترانه و سامان، شب قبل از عروسیشان در یک میهمانی دوستانه حضور پیدا میکنند و بازیای که با یک شوخی تلفنی شروع میشود، جمع دوستانه آنها را به هم میریزد.
تمام وقایع این فیلم پیش از طلوع آفتاب رخ میدهد و با طلوع خورشید روزی آغاز میشود که شخصیت اصلی فیلم باید برای آینده و زندگیاش تصمیمی جدی بگیرد.
این فیلم برداشتی آزاد از یک داستان کوتاه ایرلندی به نام «بازی تلفنی» نوشته ویلیام ترور است.
#فیلم_کوتاه
🔶️🔸️@third_script
👍1
رُزا، میدانی چه اتفاقی افتاده؟ آنها هفتهای دو ساعت کمتر به ما حقوق میدهند. این مقدار با پنج قرص نانی که اصلا نداریم برابر است. من کار کنم، بچههایم از گرسنگی میمیرند؛ اعتصاب کنم، بچههایم از گرسنگی میمیرند. هر کاری بکنیم، از گرسنگی میمیریم. اما آدم مبارزه کند و از گرسنگی بمیرد بهتراست تا کار کند و از گرسنگی بمیرد...
نان و گل سرخ
کاترین پیترسون
Paris. May 1968
#photo by Henri Cartier-Besson.
🔶️🔸️@third_script
نان و گل سرخ
کاترین پیترسون
Paris. May 1968
#photo by Henri Cartier-Besson.
🔶️🔸️@third_script
🕊3❤1
درسِ مشق
حالا تو هی
شکل "نوشتن" را عوض میکنی پیاپی و آنها شکل "کشتن" را
اما همیشه تو
کمی
عقبی
*
روزی یا شبی جایی (شاید سیصد سال پیش)
باید میگفتی: "کافی است!"
و … سوار می شدی
*
تمام عمر
تمام کوشش ما
این شد که شکل نوشتن به اعتبار شکل کشتن نباشد
اما
مهلت ندادند آنها
سواره آمدند و کشتند و بردند و
نرفتند
و شکل کشتن را پاسدار شکل نوشتن کردند.
........
اول قرار بود بروند
قرار بود
بیایند و بکشند و بردارند و بروند
اما
ماندند
و شکل کشتن را تندیس میدان کردند
تا زندگی را در اختیار شیوهی مردن ، بر ما
شیرین کنند
تا مرگ
زیباترین کلام خانگی ما باشد
تا مرگ رمز جاودانگی ما باشد
و ما
شکل نوشتنش را
تمرین کنیم
(این را ما
من و ابولحسن و بوالقاسم[۱]
هشدار داده بودیم قبلا
تا بعد، حضرت مولانا...)
*
حالا تو هی
شکل نوشتن مرگ را عوض میکنی پیاپی و آنها شکل کشتن را
و من
- امروز و اینجا - میگویم:
"کافی است!
یک چند نیز
شکل نوشتن "زندگی" را
تمرین کن..!"
۱. ابولحسن خرقانی و ابولقاسم فردوسی
اتفاق آخر
#منوچهر_آتشی
۷۵/۸/۱۵
🔶️🔸️@third_script
حالا تو هی
شکل "نوشتن" را عوض میکنی پیاپی و آنها شکل "کشتن" را
اما همیشه تو
کمی
عقبی
*
روزی یا شبی جایی (شاید سیصد سال پیش)
باید میگفتی: "کافی است!"
و … سوار می شدی
*
تمام عمر
تمام کوشش ما
این شد که شکل نوشتن به اعتبار شکل کشتن نباشد
اما
مهلت ندادند آنها
سواره آمدند و کشتند و بردند و
نرفتند
و شکل کشتن را پاسدار شکل نوشتن کردند.
........
اول قرار بود بروند
قرار بود
بیایند و بکشند و بردارند و بروند
اما
ماندند
و شکل کشتن را تندیس میدان کردند
تا زندگی را در اختیار شیوهی مردن ، بر ما
شیرین کنند
تا مرگ
زیباترین کلام خانگی ما باشد
تا مرگ رمز جاودانگی ما باشد
و ما
شکل نوشتنش را
تمرین کنیم
(این را ما
من و ابولحسن و بوالقاسم[۱]
هشدار داده بودیم قبلا
تا بعد، حضرت مولانا...)
*
حالا تو هی
شکل نوشتن مرگ را عوض میکنی پیاپی و آنها شکل کشتن را
و من
- امروز و اینجا - میگویم:
"کافی است!
یک چند نیز
شکل نوشتن "زندگی" را
تمرین کن..!"
۱. ابولحسن خرقانی و ابولقاسم فردوسی
اتفاق آخر
#منوچهر_آتشی
۷۵/۸/۱۵
🔶️🔸️@third_script
🕊2👍1