تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
❤4
❤3
❤2
ديدی جهان همه از مگویِ من است و
مويههايی همه از مپرسِ تو
تو چه میدانی
که بر ميهنِ من چه رفته است
در حيرتم از تحمل پروردگاری
که گويی ترکهی کهنسالِ خويش را
تنها بر گُردهی فلکزدگانِ زمين میشکند...
#سید_علی_صالحی
🔶🔸@third_script
مويههايی همه از مپرسِ تو
تو چه میدانی
که بر ميهنِ من چه رفته است
در حيرتم از تحمل پروردگاری
که گويی ترکهی کهنسالِ خويش را
تنها بر گُردهی فلکزدگانِ زمين میشکند...
#سید_علی_صالحی
🔶🔸@third_script
❤3
بدترين بلايي كه ممكن است گريبان يك ملت را بگيرد اين است كه فاسدترين قشر و اراذل و اوباش جامعه به حكومت برسند...
#آرتور_شوپنهاور
در باب طبيعت انسان
🔶🔸@third_script
#آرتور_شوپنهاور
در باب طبيعت انسان
🔶🔸@third_script
👍2😢1
به درک، تو زندگی هیچ چیز نیس که قد شرف و حیثیت آدم برابر باشه؛ حتی جون آدم.حتی زن و بچه آدم.
دُرُسه که چشمشون به دَس ماس و ما باید به فکرشون باشیم و زیر پر و بال خودمون بزرگشون کنیم، اما نه با بی آبرویی.
این خوبه که فردا که بچه هامون بزرگ شدن مردم بشون بگن، باباتون نامرد بود و رفت زیر بار زور؟ این خوبه که بشون بگن، چندتا پاچه ورمالیده بندری، دار و ندارشو بالا کشیدن و مسخرش کردن و اونم مث بیوه زنا زیر بار ظلم رفت و رفت زیر چادر ننت کر شد؟
این خوبه یا خوبه بشون بگن، باباتون رفت حقشو بگیره، کشتنش؟
خالو، اگه بخوای بدونی، من این کار را برای خاطر بچه هام میکنم که دیگه کسی پیدا نشه به اونا ظلم کنه و اگه یه دفعه کسی خواس بِشون زور بگه و حقشون پامال کنه، اونام بدونن که تکلیفشون چیه...
تنگسیر
صادق چوبک
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
دُرُسه که چشمشون به دَس ماس و ما باید به فکرشون باشیم و زیر پر و بال خودمون بزرگشون کنیم، اما نه با بی آبرویی.
این خوبه که فردا که بچه هامون بزرگ شدن مردم بشون بگن، باباتون نامرد بود و رفت زیر بار زور؟ این خوبه که بشون بگن، چندتا پاچه ورمالیده بندری، دار و ندارشو بالا کشیدن و مسخرش کردن و اونم مث بیوه زنا زیر بار ظلم رفت و رفت زیر چادر ننت کر شد؟
این خوبه یا خوبه بشون بگن، باباتون رفت حقشو بگیره، کشتنش؟
خالو، اگه بخوای بدونی، من این کار را برای خاطر بچه هام میکنم که دیگه کسی پیدا نشه به اونا ظلم کنه و اگه یه دفعه کسی خواس بِشون زور بگه و حقشون پامال کنه، اونام بدونن که تکلیفشون چیه...
تنگسیر
صادق چوبک
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍1👏1
Massacre in Korea
is an expressionistic painting completed on 18 January 1951 by pablo picaso.
It is Picasso's third anti-war painting and depicts a scene of a massacre of a group of naked women and children by a firing squad. It has been considered to be a condemnation of American intervention in the korean war.
#painting
🔶️🔸️@third_script
is an expressionistic painting completed on 18 January 1951 by pablo picaso.
It is Picasso's third anti-war painting and depicts a scene of a massacre of a group of naked women and children by a firing squad. It has been considered to be a condemnation of American intervention in the korean war.
#painting
🔶️🔸️@third_script
👍1🤔1
Ghafas Bas
Mehdi Yarrahi
قفس بس
خواننده: مهدی یراحی
آهنگساز و ترانهسرا: #شهیار_قنبری
تنظیم و میکس: کوشان حداد، مهدی یراحی
#موسیقی
🔶️🔸️@third_script
خواننده: مهدی یراحی
آهنگساز و ترانهسرا: #شهیار_قنبری
تنظیم و میکس: کوشان حداد، مهدی یراحی
#موسیقی
🔶️🔸️@third_script
👍1👏1
"The final speech of great dictator"
To those who can hear me, I say - do not despair. The misery that is now upon us is but the passing of greed - the bitterness of men who fear the way of human progress. The hate of men will pass, and dictators die, and the power they took from the people will return to the people. And so long as men die, liberty will never perish…
به کسانی که صدای مرا میشوند میگویم، امید خود را از دست ندهید. شوربختی که امروز بر ما حاکم است تنها نتیجه ظلم کسانی است که از پیشرفت انسان هراس دارند. نفرت ماندگار نیست و دیکتاتورها خواهند مُرد و قدرتی که آنها به زور از مردم گرفتهاند دوباره به مردم باز خواهد گشت و مادامیکه انسانیت نمرده است آزادی از بین نخواهد رفت...
The great dictator
Director & writer: charles chaplin
1940
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
To those who can hear me, I say - do not despair. The misery that is now upon us is but the passing of greed - the bitterness of men who fear the way of human progress. The hate of men will pass, and dictators die, and the power they took from the people will return to the people. And so long as men die, liberty will never perish…
به کسانی که صدای مرا میشوند میگویم، امید خود را از دست ندهید. شوربختی که امروز بر ما حاکم است تنها نتیجه ظلم کسانی است که از پیشرفت انسان هراس دارند. نفرت ماندگار نیست و دیکتاتورها خواهند مُرد و قدرتی که آنها به زور از مردم گرفتهاند دوباره به مردم باز خواهد گشت و مادامیکه انسانیت نمرده است آزادی از بین نخواهد رفت...
The great dictator
Director & writer: charles chaplin
1940
#دیالوگ
🔶️🔸️@third_script
👍3👏1
باشد که روزگار ظلم به سرآید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهی مردم بدرخشد و عشق آن سپیده دمی گردد که به سوی آن گام بر میداریم.
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد...
#فریدون_فرخزاد
مقدمه کتاب "در نهایت جمله آغاز است عشق"
لسآنجلس
۱۲ ژانویه ۱۹۸۹
🔶️🔸️@third_script
من با عشق به دنیا آمدهام، با عشق زندگی کردهام، و با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند فقط عشق باشد...
#فریدون_فرخزاد
مقدمه کتاب "در نهایت جمله آغاز است عشق"
لسآنجلس
۱۲ ژانویه ۱۹۸۹
🔶️🔸️@third_script
👍3👏1
نه کشتارِ کبوتر
و نه قتل عامِ قناری،
ما از رسیدن به رؤیای آزادی
هرگز ناامید نمیشویم...
#سیدعلی_صالحی
Iran, 1970-80s
#photo by michael setboun
🔶️🔸️@third_script
و نه قتل عامِ قناری،
ما از رسیدن به رؤیای آزادی
هرگز ناامید نمیشویم...
#سیدعلی_صالحی
Iran, 1970-80s
#photo by michael setboun
🔶️🔸️@third_script
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- ژینا یعنی چی؟
- یعنی زندگی...
"درخت گردو"
کارگردان: محمدحسین مهدویان
۱۳۹۸
#دیالوگ
#سکانس
#مهسا_امینی
🔶️🔸️@third_script
- یعنی زندگی...
"درخت گردو"
کارگردان: محمدحسین مهدویان
۱۳۹۸
#دیالوگ
#سکانس
#مهسا_امینی
🔶️🔸️@third_script
❤3😢2
سقف آزادی، رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت، کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند. مردم عوام هم، برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآیند. و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
بیچارگان
#فئودور_داستایفسکی
🔶️🔸️@third_script
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند. مردم عوام هم، برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآیند. و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
بیچارگان
#فئودور_داستایفسکی
🔶️🔸️@third_script
👍2
یارانِ ناشناختهام
چون اخترانِ سوخته
چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد
که گفتی
دیگر
زمین
همیشه
شبی بیستاره ماند.
آنگاه
من
که بودم
جغدِ سکوتِ لانهی تاریکِ دردِ خویش،
چنگِ زهمگسیختهزه را
یک سو نهادم
فانوس برگرفته به معبر درآمدم
گشتم میانِ کوچهی مردم
این بانگ با لبام شررافشان:
«ــ آهای!
از پُشتِ شیشهها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید!...
این خونِ صبحگاه است گویی به سنگفرش
کاینگونه میتپد دلِ خورشید
در قطرههای آن...»
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
چون اخترانِ سوخته
چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد
که گفتی
دیگر
زمین
همیشه
شبی بیستاره ماند.
آنگاه
من
که بودم
جغدِ سکوتِ لانهی تاریکِ دردِ خویش،
چنگِ زهمگسیختهزه را
یک سو نهادم
فانوس برگرفته به معبر درآمدم
گشتم میانِ کوچهی مردم
این بانگ با لبام شررافشان:
«ــ آهای!
از پُشتِ شیشهها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید!...
این خونِ صبحگاه است گویی به سنگفرش
کاینگونه میتپد دلِ خورشید
در قطرههای آن...»
#احمد_شاملو
🔶️🔸️@third_script
❤2🕊1
ای بسا کارا که اول صَعب گشت
بعد از آن بگشوده شد سختی گذشت
بعدِ نومیدی بسی اومّیدهاست
از پسِ ظلمت بسی خورشیدهاست...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
بعد از آن بگشوده شد سختی گذشت
بعدِ نومیدی بسی اومّیدهاست
از پسِ ظلمت بسی خورشیدهاست...
#مولانا
🔶️🔸️@third_script
❤2🕊1
زوال حكومت ١٢٠ ساله مغولها در ایران از یک روستا شروع شد.
۱۲۰ سال مغولها هرچه خواستند در ایران کردند، جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشد. از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل.
مغولها پس از فتح ایران ساکن خراسان شدند ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند.
مغولها همه گونه حقی داشتند، مجاز بودند هرکه را خواستند بکشند، به هرکه خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول چنان یأسی میان مردم ایران وجود داشت که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند
ابن اثیر مینویسد:
یک مغول درصحرایی به ۱۷ نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که همان یک نفر او را کشت...!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود چند مغول بیابانگرد به خانهٔ این دو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند برخلاف رویه ۱۲۰ سال قبلش دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند مردم باشتین اول میترسند ولی مرد شجاعی بنام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی میکند.
خبر به قریههای اطراف میرسد حاکم سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را نیز میکشد.
در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چندصد نفره را به باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند.
عبدالرزاق فرمانده قیام میشود در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای "مغولکشی" کمکم زیاد میشود.
عبدالرزاق نام سربداران را بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوج فوج مردمانِ بستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد و پس از ۱۲۰ سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند.
آنروز حتماً پرشکوه بوده است.
طغای تیمور ایلخان مغول یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند سربداران او را هم میکشند و به جنگ طغای میروند و او را شکست میدهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است.
سیف فرغانی که از شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود، این قصیده را خطاب به سپاهیان مغول سروده است:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
بادِ سُم خران شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد...
🔶️🔸️@third_script
۱۲۰ سال مغولها هرچه خواستند در ایران کردند، جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشد. از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل.
مغولها پس از فتح ایران ساکن خراسان شدند ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند.
مغولها همه گونه حقی داشتند، مجاز بودند هرکه را خواستند بکشند، به هرکه خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول چنان یأسی میان مردم ایران وجود داشت که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند
ابن اثیر مینویسد:
یک مغول درصحرایی به ۱۷ نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که همان یک نفر او را کشت...!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود چند مغول بیابانگرد به خانهٔ این دو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند برخلاف رویه ۱۲۰ سال قبلش دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند مردم باشتین اول میترسند ولی مرد شجاعی بنام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی میکند.
خبر به قریههای اطراف میرسد حاکم سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را نیز میکشد.
در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چندصد نفره را به باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند.
عبدالرزاق فرمانده قیام میشود در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای "مغولکشی" کمکم زیاد میشود.
عبدالرزاق نام سربداران را بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوج فوج مردمانِ بستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد و پس از ۱۲۰ سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند.
آنروز حتماً پرشکوه بوده است.
طغای تیمور ایلخان مغول یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند سربداران او را هم میکشند و به جنگ طغای میروند و او را شکست میدهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است.
سیف فرغانی که از شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود، این قصیده را خطاب به سپاهیان مغول سروده است:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
بادِ سُم خران شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد...
🔶️🔸️@third_script
❤1🔥1🕊1