تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
مِی وصلم بچشان تا درِ زندان ابد
از سرِ عربده مستانه به هم درشکنم...
#مولانا
🔶🔸@third_script
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
مِی وصلم بچشان تا درِ زندان ابد
از سرِ عربده مستانه به هم درشکنم...
#مولانا
🔶🔸@third_script
❤1
محبوب من!
عاشق بودن دوست داشتن چیزی است که به همه مربوط است. نباید تنها عدهای عاشق باشند. عشق یک سرمایهی جهانی است. گنجی است بادآورده. پیش از شما خیال میکردم عشق در سیارهی دیگری است. نمیدانستم همین جاست کنار شما، در قلب خودم همین قلبی که هنوز در سینهام میتپد. شما همیشه اینجا بودهاید. عشق گنجی بادآورده است، یغما نیست، باید جست، پیدا کرد با سختی با رنج. عشقِ آماده گوارا نیست. اجرت عاشق رنجهایی است که میکشد...
حیف حوصلهام پیر شده
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
عاشق بودن دوست داشتن چیزی است که به همه مربوط است. نباید تنها عدهای عاشق باشند. عشق یک سرمایهی جهانی است. گنجی است بادآورده. پیش از شما خیال میکردم عشق در سیارهی دیگری است. نمیدانستم همین جاست کنار شما، در قلب خودم همین قلبی که هنوز در سینهام میتپد. شما همیشه اینجا بودهاید. عشق گنجی بادآورده است، یغما نیست، باید جست، پیدا کرد با سختی با رنج. عشقِ آماده گوارا نیست. اجرت عاشق رنجهایی است که میکشد...
حیف حوصلهام پیر شده
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤1
❤1
"I Want You"
Bob Dylan
#lyrics
The guilty undertaker sighs
The lonesome organ grinder cries
The silver saxophones say I should refuse you
The cracked bells and washed-out horns
Blow into my face with scorn
But it's not that way
I wasn't born to lose you
I want you, I want you
I want you so bad
Honey, I want you.
The drunken politician leaps
Upon the street where mothers weep
And the saviors who are fast asleep
They wait for you
And I wait for them to interrupt
Me drinkin' from my broken cup
And ask for me
Open up the gate for you
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.
Now all my fathers they've gone down
True love they've been without it
But all their daughters put me down
'Cause I don't think about it.
Well, I return to the Queen of Spades
And talk with my chambermaid
She knows that I'm not afraid
To look at her
She is good to me
And there's nothing she doesn't see
She knows where I'd like to be
But it doesn't matter
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.
Now your dancing child with his Chinese suit
He spoke to me, I took his flute
No, I wasn't very cute to him - Was I ?
But I did though because he lied
Because he took you for a ride
And because time was on his side
And because I ..
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you...
🔶🔸@third_script
Bob Dylan
#lyrics
The guilty undertaker sighs
The lonesome organ grinder cries
The silver saxophones say I should refuse you
The cracked bells and washed-out horns
Blow into my face with scorn
But it's not that way
I wasn't born to lose you
I want you, I want you
I want you so bad
Honey, I want you.
The drunken politician leaps
Upon the street where mothers weep
And the saviors who are fast asleep
They wait for you
And I wait for them to interrupt
Me drinkin' from my broken cup
And ask for me
Open up the gate for you
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.
Now all my fathers they've gone down
True love they've been without it
But all their daughters put me down
'Cause I don't think about it.
Well, I return to the Queen of Spades
And talk with my chambermaid
She knows that I'm not afraid
To look at her
She is good to me
And there's nothing she doesn't see
She knows where I'd like to be
But it doesn't matter
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you.
Now your dancing child with his Chinese suit
He spoke to me, I took his flute
No, I wasn't very cute to him - Was I ?
But I did though because he lied
Because he took you for a ride
And because time was on his side
And because I ..
I want you, I want you
Yes, I want you so bad
Honey, I want you...
🔶🔸@third_script
👍1
گم شده، پیدا شده
لورا در مدرسه به کرم کتاب معروف بود. همیشه سرش توی کتاب بود. میگفت: دانش گنج است.
امروز آخرین رمان نویسنده محبوب خود را میخواند که از کتابخانه امانت گرفته بود. صفحه آخر را که برگرداند، یک برگ بلیت بختآزمایی از لای کتاب سر خورد و چرخان کف اتاق افتاد. فردا میلیاردر میشود...
الن هیلند
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
لورا در مدرسه به کرم کتاب معروف بود. همیشه سرش توی کتاب بود. میگفت: دانش گنج است.
امروز آخرین رمان نویسنده محبوب خود را میخواند که از کتابخانه امانت گرفته بود. صفحه آخر را که برگرداند، یک برگ بلیت بختآزمایی از لای کتاب سر خورد و چرخان کف اتاق افتاد. فردا میلیاردر میشود...
الن هیلند
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
❤1
محبوب من!
ببخشید که من پیر شدهام و شما همچنان جوان و تازهاید. شما میروید، همه پنجرهها برای شما دست تکان میدهند. بوی گیسوی شما اینجا چه میکند؟
باز هم نسیمی راهش را گم کرده است. شما رفتهاید و اشکهایم دلتنگی را به روی من میآورند...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
ببخشید که من پیر شدهام و شما همچنان جوان و تازهاید. شما میروید، همه پنجرهها برای شما دست تکان میدهند. بوی گیسوی شما اینجا چه میکند؟
باز هم نسیمی راهش را گم کرده است. شما رفتهاید و اشکهایم دلتنگی را به روی من میآورند...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤2
ادبيات ايران
اخوان ثالث
ادبیات ایران
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه یازدهم: پرسشهای شاعران درباره شب و آسمان
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
نویسنده و کارشناس: زنده یاد مهدی اخوان ثالث
مجری: بانو آذر پژوهش
برنامه یازدهم: پرسشهای شاعران درباره شب و آسمان
#ادبیات_ایران
#مهدی_اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
❤1
فقیری از کنار دکان کبابی میگذشت. دید کبابی گوشت ها را در سیخ کرده و به روی آتش نهاده، باد میزد و بوی کباب در بازار پیچیده بود. فقیری گرسنه بود و سکه ای نداشت پس تکه نانی از توبرهاش در آورد و در مسیر دود کباب گرفته به دهان گذاشت. به همین ترتیب چند تکه نان خورد و به راه افتاد. کباب فروش که او را دیده بود به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت: کجا..؟ پول دود کبابی را که خوردهای بده. رندی آنجا حاضر بود و دید که فقیر التماس میکند. دلش سوخت و جلو رفته به کبابی گفت: این مرد را رها کن، من پول دود کبابی را که او خورده میدهم. کباب فروش قبول کرد. مرد کیسه پولش را در آورد و زیر گوش کبابی شروع به تکان دادن کرد و صدای جرینک جرینگ سکهها به گوش کبابی خورد و بعد به او گفت : بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده بشمار و تحویل بگیر.
کباب فروش گفت : این چه پول دادن است..؟ گفت: کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد...
امثال و حکم
علی اکبر دهخدا
🔶🔸@third_script
کباب فروش گفت : این چه پول دادن است..؟ گفت: کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد...
امثال و حکم
علی اکبر دهخدا
🔶🔸@third_script
👍1
لوکوموتیو
روزگاری لوکوموتیو، ریلهای راهآهن تازه تاسیس را در مینوردید؛ صیقل میداد و چرخهایش صیقل میخورد. سالها گذشت و همچنان کار میکرد تا آنکه بر اثر خوردگی فرسوده شد. آن را به انبار اسقاط فرستادند. میدانست زندگیاش به پایان رسیده. شهرداری آن را تحویل گرفت، رنگ کرد و زیر سایباتی در پارک گذاشت. لوکوموتیو حالا زندگی تازهای پیدا کرده. بازی قایمباشک بچهها شادی گذشته را به او برگردانده است.
ادوارد مارتین
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
روزگاری لوکوموتیو، ریلهای راهآهن تازه تاسیس را در مینوردید؛ صیقل میداد و چرخهایش صیقل میخورد. سالها گذشت و همچنان کار میکرد تا آنکه بر اثر خوردگی فرسوده شد. آن را به انبار اسقاط فرستادند. میدانست زندگیاش به پایان رسیده. شهرداری آن را تحویل گرفت، رنگ کرد و زیر سایباتی در پارک گذاشت. لوکوموتیو حالا زندگی تازهای پیدا کرده. بازی قایمباشک بچهها شادی گذشته را به او برگردانده است.
ادوارد مارتین
ترجمه اسدالله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
❤1
راه های زیادی برای مُردن وجود داره؛ بدترینش اینه که به زندگی کردن ادامه بدی.
This Must Be the Place (2011)
Director: Paolo Sorrentino
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
This Must Be the Place (2011)
Director: Paolo Sorrentino
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
👍1👎1
محبوب من!
من هنوز شما را در آن سالها پنهان کردهام. سالهایی که باران کج میبارید. برف کج میبارید، مهتاب کج میتابید. بوی گیسوی شما بود و دلی بیقرار.
یادش بخیر! عشق شما را با آسمان در میان گذاشتم، پرسیدم: " نخستین بار چه کسی گفت که مرد گریه نمیکند..؟"
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
من هنوز شما را در آن سالها پنهان کردهام. سالهایی که باران کج میبارید. برف کج میبارید، مهتاب کج میتابید. بوی گیسوی شما بود و دلی بیقرار.
یادش بخیر! عشق شما را با آسمان در میان گذاشتم، پرسیدم: " نخستین بار چه کسی گفت که مرد گریه نمیکند..؟"
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤1
يحتاج الرجل الى دقيقة واحدة
ليعشق امراة
و يَحتاج الى عُصور لِنسيانها...
مرد یک دقیقه نیاز دارد
تا عاشق زنی شود
و روزگاران بسیار تا فراموشش کند...
#نزار_قبانی
#عربیات
🔶🔸@third_script
ليعشق امراة
و يَحتاج الى عُصور لِنسيانها...
مرد یک دقیقه نیاز دارد
تا عاشق زنی شود
و روزگاران بسیار تا فراموشش کند...
#نزار_قبانی
#عربیات
🔶🔸@third_script
👍1
هر حکایت دارد آغازی و انجامی
جز حدیث رنج انسان
غربت انسان
آه! گویی
هرگز این غمگین حکایت را
هر چه باشد، نهایت نیست...
#مهدی_اخوان_ثالث
(۱۰ اسفند ۱۳۰۷ – ۴ شهریور ۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
جز حدیث رنج انسان
غربت انسان
آه! گویی
هرگز این غمگین حکایت را
هر چه باشد، نهایت نیست...
#مهدی_اخوان_ثالث
(۱۰ اسفند ۱۳۰۷ – ۴ شهریور ۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
❤1
❤1
خجالتی
مارمولکی رفت پیش ماری که چشم پزشک بود.
از او خواست که برایش عینکی تهیه کند.
مار گفت: عینک به چه درد تو میخورد؟ مگر با عینک و بی عینک فرقی هم میکند؟ تو که جایی را نمیبینی.
مارمولک گفت: عینک بزنم دیده میشوم...
وولف دیتریش شنوره
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
مارمولکی رفت پیش ماری که چشم پزشک بود.
از او خواست که برایش عینکی تهیه کند.
مار گفت: عینک به چه درد تو میخورد؟ مگر با عینک و بی عینک فرقی هم میکند؟ تو که جایی را نمیبینی.
مارمولک گفت: عینک بزنم دیده میشوم...
وولف دیتریش شنوره
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
❤1
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشقِ دیدنِ تو هواخواه غربتم
دورم به صورت از در دولتسرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم...
#حافظ
🔶🔸@third_script
مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشقِ دیدنِ تو هواخواه غربتم
دورم به صورت از در دولتسرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم...
#حافظ
🔶🔸@third_script
❤1
محبوب من!
من شما را از ترانهها به دست آوردهام. شما را که نمیبینم، دو برابر میشوم. دلتنگی به سر شانههایم میرسد. دردِ دوری نه در آب حل میشود و نه در هوا. هر حرفی را تنها یک بار میگویند بعضی چیزها را دو بار یا سه بار میگویند مثل: ای داد بیداد... ای داد بیداد... ای داد بیداد...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
من شما را از ترانهها به دست آوردهام. شما را که نمیبینم، دو برابر میشوم. دلتنگی به سر شانههایم میرسد. دردِ دوری نه در آب حل میشود و نه در هوا. هر حرفی را تنها یک بار میگویند بعضی چیزها را دو بار یا سه بار میگویند مثل: ای داد بیداد... ای داد بیداد... ای داد بیداد...
#محمد_صالح_علا
🔶🔸@third_script
❤2
مبارک است، مبارک
جان با عجله خودش را به بیمارستان رساند. نه پساندازی داشت و نه پول و پَلهای. با سابقهی کار یک روزه از کجا باید میآورد هزینه بیمارستان را بدهد؟
اما مهم نبود. از پس آن بر میآمدند. شیرینی بچه به دردسرش میارزید.
در بخش زنان و زایمان نگاهش به شریل افتاد که دو تا قنداق بغلش بود. جابجا غش کرد...
جی ماروتی
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script
جان با عجله خودش را به بیمارستان رساند. نه پساندازی داشت و نه پول و پَلهای. با سابقهی کار یک روزه از کجا باید میآورد هزینه بیمارستان را بدهد؟
اما مهم نبود. از پس آن بر میآمدند. شیرینی بچه به دردسرش میارزید.
در بخش زنان و زایمان نگاهش به شریل افتاد که دو تا قنداق بغلش بود. جابجا غش کرد...
جی ماروتی
ترجمه اسدلله امرایی
#داستان_کوتاه
🔶🔸@third_script