در سینهام
سرمایی از زمستانی ناشناخته
رخنه کرده است،
من فردای روزِ رفتنت هستم...
#ایلهان_برک
#شعر
🔶🔸@third_script
سرمایی از زمستانی ناشناخته
رخنه کرده است،
من فردای روزِ رفتنت هستم...
#ایلهان_برک
#شعر
🔶🔸@third_script
👍1
تمرکز نشئه
چقدر و چند ازین پرندهها بغلات داری بپروازان همه را من آمدهام
آمادهام
از آسمان کاغذ خالی میبارد آغشته کردی آغشته مرا به خونِ خود بپروازان حالا
کاشکاش آمد کلاغهای جهان نیستند و آسمان میباراند روحِ تو را بر روی من
چقدر و چند ببینم و هیچگاه سیر نشوم
میآمدهای انگار با غنچهها از گوشهایت هرچه با چشمهایم تو را بخورم سیر نمیشوم
بسیرانم
بگو بپرانَندم و دور خود دور تو چرخانَندم و دامنهایت را بهتکان بریزانم من میوههایم را
که پیش مرگ تو باشم که بوی گردن آهو را بپیچانم به جانم که پیش پیش مرگ تو باشم
بیِ شکسته با الفِ قد تو میرقصد حالا همه کلمه آن تو میان من بالای ما
چقدر و چند ازین چیزها بغلات داری چقدر و چند
به خودت او گفتی مرا به او در خیالاش بغلتان که خواباش با خوابام آید
حرامیانِ رؤیاهایم را بیدار کن که دروازههای زمان باز شده زن و زمان و زبان همسفر
و شهر را خبر نکن که جنوناش بر سطح رنگ میساید جنونِ من نگرانی است
مرا به روی انگشتات بچرخان بچرخانم بچرخاننمان که هر دو بیماریم
به کجا که برگردی کجا آن کجاست کجا هم نیست
در نهاد زن و شادیی او اوییدن
به گردنِ خود ببوسانم از کجاهایم به ساحل آمدهام حتا هنوز هم غرق طراوتِ نامات
یارم نباش، خودت باشم خودم باش خود پیش مرگِ تو بودن
خبر کن موسیقی را که گرههای انگشتانات به ماه گره خوردهاند
که ناخنات هلال ماه شده چیزی نیست هلالِ ماه در شب واحد بودی چیزی نیست
مرا به سوی خود بتابان بچین، رسیده و نرسیده بچین و پنجره را باز کن
جهان به سوی جهان است ببیندت حالا بچینام
برو به هوا، به هوای اینکه من از پشت پا نگرانات شوم
و آمدی که بیایی بیا و چنگوار منحنیام را بگیر و باز بغل کن بزن که بخواند
بِدَم به من پهلوهایت را و شانههایت را
بتوفانم و برنگردانام و هیچام کن که هیچ نداندمان
و شهر را خبر نکن که این که میگویم جنون نداند
و یادگارم کن به دیوارهای هیچ و بنویسانم
و بگو دیوارها را به زیر پاهایت دراز کنند
خود را به سوی آسمان مثل همیشهها بدرازان کسی نداندمان
من آمادهام...
#رضا_براهني
🔶🔸@third_script
چقدر و چند ازین پرندهها بغلات داری بپروازان همه را من آمدهام
آمادهام
از آسمان کاغذ خالی میبارد آغشته کردی آغشته مرا به خونِ خود بپروازان حالا
کاشکاش آمد کلاغهای جهان نیستند و آسمان میباراند روحِ تو را بر روی من
چقدر و چند ببینم و هیچگاه سیر نشوم
میآمدهای انگار با غنچهها از گوشهایت هرچه با چشمهایم تو را بخورم سیر نمیشوم
بسیرانم
بگو بپرانَندم و دور خود دور تو چرخانَندم و دامنهایت را بهتکان بریزانم من میوههایم را
که پیش مرگ تو باشم که بوی گردن آهو را بپیچانم به جانم که پیش پیش مرگ تو باشم
بیِ شکسته با الفِ قد تو میرقصد حالا همه کلمه آن تو میان من بالای ما
چقدر و چند ازین چیزها بغلات داری چقدر و چند
به خودت او گفتی مرا به او در خیالاش بغلتان که خواباش با خوابام آید
حرامیانِ رؤیاهایم را بیدار کن که دروازههای زمان باز شده زن و زمان و زبان همسفر
و شهر را خبر نکن که جنوناش بر سطح رنگ میساید جنونِ من نگرانی است
مرا به روی انگشتات بچرخان بچرخانم بچرخاننمان که هر دو بیماریم
به کجا که برگردی کجا آن کجاست کجا هم نیست
در نهاد زن و شادیی او اوییدن
به گردنِ خود ببوسانم از کجاهایم به ساحل آمدهام حتا هنوز هم غرق طراوتِ نامات
یارم نباش، خودت باشم خودم باش خود پیش مرگِ تو بودن
خبر کن موسیقی را که گرههای انگشتانات به ماه گره خوردهاند
که ناخنات هلال ماه شده چیزی نیست هلالِ ماه در شب واحد بودی چیزی نیست
مرا به سوی خود بتابان بچین، رسیده و نرسیده بچین و پنجره را باز کن
جهان به سوی جهان است ببیندت حالا بچینام
برو به هوا، به هوای اینکه من از پشت پا نگرانات شوم
و آمدی که بیایی بیا و چنگوار منحنیام را بگیر و باز بغل کن بزن که بخواند
بِدَم به من پهلوهایت را و شانههایت را
بتوفانم و برنگردانام و هیچام کن که هیچ نداندمان
و شهر را خبر نکن که این که میگویم جنون نداند
و یادگارم کن به دیوارهای هیچ و بنویسانم
و بگو دیوارها را به زیر پاهایت دراز کنند
خود را به سوی آسمان مثل همیشهها بدرازان کسی نداندمان
من آمادهام...
#رضا_براهني
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ادوارد مایبریج
مخترع، هنرمند، عکاسی ماجراجو و قاتل معشوقه همسرش. او را پدر تصاویر متحرک می نامند.
#عکاسی
#photography
Eadweard Muybridge
( 9 April 1830 – 8 May 1904,)
🔶🔸@third_script
مخترع، هنرمند، عکاسی ماجراجو و قاتل معشوقه همسرش. او را پدر تصاویر متحرک می نامند.
#عکاسی
#photography
Eadweard Muybridge
( 9 April 1830 – 8 May 1904,)
🔶🔸@third_script
👍3
- چقدر خرید کردی..!
+ کباب پزونی راه بندازم که بوش تا ده تا خونه اونورتر بره
- چه کاریه حالا، شاید یکی دلش خواست
+ بخواد، طرف شما ماشاللا دارن تهیه میکنن
طرف ما رو بگی یه چیزی، اونجا با بوش خودشونو سیر میکنن...
سورنجان
کارگردان: محمدرضا رسولی
۱۳۹۶
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
+ کباب پزونی راه بندازم که بوش تا ده تا خونه اونورتر بره
- چه کاریه حالا، شاید یکی دلش خواست
+ بخواد، طرف شما ماشاللا دارن تهیه میکنن
طرف ما رو بگی یه چیزی، اونجا با بوش خودشونو سیر میکنن...
سورنجان
کارگردان: محمدرضا رسولی
۱۳۹۶
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
همهی ما فکر میکنیم هنوز به اندازه کافی زمان داریم تا با دیگران یک سری کارها را انجام دهیم و به آن ها چیزهایی را که میخواهیم و باید، بگوییم و بعد ناگهان اتفاقی میافتد که باعث میشود بایستیم و به کلماتی مثل "اگر" و "ای کاش" فکر کنیم...
مردى به نام اوه
فردریک بکمن
#کتاب
🔶🔸@third_script
مردى به نام اوه
فردریک بکمن
#کتاب
🔶🔸@third_script
❤3
لا يقلقني الثلجُ،
ولا يُزعجني حِصارُ الصقيعِ
فأنا أقاومُه
حيناً بالشِعر
وحيناً بالحبِّ
فليسَ عندي وسيلةٌ أخرى للتدفئة
سوى أنْ أحبَّكِ
أو أكتبَ لكِ قصيدةَ حبّ...
نه برف آشفتهام میکند،
و نه محاصرهی صاعقهها، پریشانم
مقاومت میکنم
گاه با شعر
گاه با عشق
و دیگر در این سرما
هیچ چیزی جز آنکه
دوستات داشته باشم
و شعر عاشقانهای برایت بسرایم
مرا گرم نمیکند...
#نزار_قبانی
#عربیات
Breakfast with the Birds, 1934
#painting by Gabriele Münter
🔶🔸@third_script
ولا يُزعجني حِصارُ الصقيعِ
فأنا أقاومُه
حيناً بالشِعر
وحيناً بالحبِّ
فليسَ عندي وسيلةٌ أخرى للتدفئة
سوى أنْ أحبَّكِ
أو أكتبَ لكِ قصيدةَ حبّ...
نه برف آشفتهام میکند،
و نه محاصرهی صاعقهها، پریشانم
مقاومت میکنم
گاه با شعر
گاه با عشق
و دیگر در این سرما
هیچ چیزی جز آنکه
دوستات داشته باشم
و شعر عاشقانهای برایت بسرایم
مرا گرم نمیکند...
#نزار_قبانی
#عربیات
Breakfast with the Birds, 1934
#painting by Gabriele Münter
🔶🔸@third_script
👍3
❤1👍1
اگرم در نگشایی، ز رهِ بام درآیم
که زهی جانِ لطیفی، که تماشایِ تو دارد
به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم! آهویِ جانم، سرِ صحرایِ تو دارد...
#مولانا
🔶🔸@third_script
که زهی جانِ لطیفی، که تماشایِ تو دارد
به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم! آهویِ جانم، سرِ صحرایِ تو دارد...
#مولانا
🔶🔸@third_script
❤1👍1
نماند از سرد مهریهای دوران در جگر آهم
درختی را که سرما سوخت دودش برنمیآید...
#صائب_تبریزی
🔶🔸@third_script
درختی را که سرما سوخت دودش برنمیآید...
#صائب_تبریزی
🔶🔸@third_script
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نون و پنیر و سبزی
#ابي
#داريوش
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نون و پنیر و سبزی ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
#ابي
#داريوش
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نون و پنیر و سبزی ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
Noon O Panir O Sabzi
Dariush & Ebi
نون و پنیر و سبزی
#ابي
#داريوش
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نون و پنیر و سبزی ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
#ابي
#داريوش
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم: منوچهر چشمآذر
از آلبوم نون و پنیر و سبزی ۱۳۶۹
🔶🔸@third_script
Dariush Be Khiyalam [BibakMusic.com]
Dariush [BibakMusic.com]
تکیه بر باد
#داريوش
ترانهسرا: لیلا کسری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم : آندرانیک
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#داريوش
ترانهسرا: لیلا کسری
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم : آندرانیک
#موسيقي
🔶🔸@third_script
❤1
خانهی خالی
خانهی دلگیر
خانهی در بسته بر هجوم جوانی
خانهی تاریکی و تصور خورشید
خانهی تنهائی و تفال و تردید
خانهی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر...
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعههای ساکت متروک
در دل این خانههای خالی دلگیر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
خانهی دلگیر
خانهی در بسته بر هجوم جوانی
خانهی تاریکی و تصور خورشید
خانهی تنهائی و تفال و تردید
خانهی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر...
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعههای ساکت متروک
در دل این خانههای خالی دلگیر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...
#فروغ_فرخزاد
🔶🔸@third_script
👍1
رفتن هم حرف عجیبی است
شبیه اشتباه آمدن؛
گفت بر میگردم و رفت
و همه پلهای پشت سرش را ویران کرد
همه میدانستند دیگر باز نمیگردد
اما بازگشت
بی هیچ پلی در راه
او مسیر مخفی یادها را میدانست...
#سید_علی_صالحی
🔶🔸@third_script
شبیه اشتباه آمدن؛
گفت بر میگردم و رفت
و همه پلهای پشت سرش را ویران کرد
همه میدانستند دیگر باز نمیگردد
اما بازگشت
بی هیچ پلی در راه
او مسیر مخفی یادها را میدانست...
#سید_علی_صالحی
🔶🔸@third_script
👍1
مرز میان خواب و بیداری را میشناسی؟
همان نقطهای که در آن
هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد...
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستات خواهم داشت..!
جیمز متیو بری
#شعر
🔶🔸@third_script
همان نقطهای که در آن
هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد...
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستات خواهم داشت..!
جیمز متیو بری
#شعر
🔶🔸@third_script
❤2
Delsooze Man Bash
Moein
دلسوز من باش
#معين
ترانهسرا: مریم دلشاد
آهنگساز: علیرضا مهدوی
تنظیم: فرهاد فرهادی
از آلبوم ماندگار (۱۳۹۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
#معين
ترانهسرا: مریم دلشاد
آهنگساز: علیرضا مهدوی
تنظیم: فرهاد فرهادی
از آلبوم ماندگار (۱۳۹۸)
#موسيقي
🔶🔸@third_script
❤2
❤1👍1