انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد. رویا خوراک روح است. همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می بینیم، اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگرنه، روحمان میمیرد...
خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلو
#کتاب
🔶🔸@third_script
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می بینیم، اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگرنه، روحمان میمیرد...
خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلو
#کتاب
🔶🔸@third_script
آی آیندگان..!
شما که از دلِ توفانی بیرون می جهید که ما را بلعیده است، وقتی که از ضعف های ما حرف می زنید، یادتان باشد، از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید...
آه..! ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم، خود نتوانستیم مهربان باشیم. اما شما وقتی به روزی رسیدید که انسان یاور انسان بود، درباره ما با رأفت داوری کنید...
به آیندگان، 1939،دانمارک، در تبعید
برتولت برشت (1898-1956)
شاعر و نویسنده آلمانی
🔶🔸@third_script
شما که از دلِ توفانی بیرون می جهید که ما را بلعیده است، وقتی که از ضعف های ما حرف می زنید، یادتان باشد، از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید...
آه..! ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم، خود نتوانستیم مهربان باشیم. اما شما وقتی به روزی رسیدید که انسان یاور انسان بود، درباره ما با رأفت داوری کنید...
به آیندگان، 1939،دانمارک، در تبعید
برتولت برشت (1898-1956)
شاعر و نویسنده آلمانی
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
El empleo
The Employment (2008)
Directors: Santiago Bou Grasso, Patricio Plaza
این #انیمیشن تلخ و سیاه تنزل انسان به شیء و ابزار در جهان مدرن را با صراحت تند و تیزی در برابر چشمان تماشاگر قرار میدهد. فیلمساز دنیایی خلق میکند که در آن، انسانها در حال بهرهکشی از یکدیگرند. اختلاف طبقاتی وجود دارد اما در نهایت، معلوم میشود آن که از دیگران – اطرافیان – در حال بهرهکشی و استفاده ابزاری است، خود نیز در نهایت ابزار کسانی دیگر است. «شغل» دهها جایزه گرفته و با وجود تلخی درونمایهاش و فضایی که فیلمساز در کل اثر میسازد، تصویر پایان فیلم (پس از پایان عنوانبندی انتهایی) غیرمنتظره و کورسویی از امید است که انسان علیه این شیءوارگی طغیان میکند. فیلمی عمیق و تکاندهنده است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
The Employment (2008)
Directors: Santiago Bou Grasso, Patricio Plaza
این #انیمیشن تلخ و سیاه تنزل انسان به شیء و ابزار در جهان مدرن را با صراحت تند و تیزی در برابر چشمان تماشاگر قرار میدهد. فیلمساز دنیایی خلق میکند که در آن، انسانها در حال بهرهکشی از یکدیگرند. اختلاف طبقاتی وجود دارد اما در نهایت، معلوم میشود آن که از دیگران – اطرافیان – در حال بهرهکشی و استفاده ابزاری است، خود نیز در نهایت ابزار کسانی دیگر است. «شغل» دهها جایزه گرفته و با وجود تلخی درونمایهاش و فضایی که فیلمساز در کل اثر میسازد، تصویر پایان فیلم (پس از پایان عنوانبندی انتهایی) غیرمنتظره و کورسویی از امید است که انسان علیه این شیءوارگی طغیان میکند. فیلمی عمیق و تکاندهنده است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
شعر سيگار
شاعر: انديشه فولادوند
خمیازههای کشدار، سیگار پشت سیگار
شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست
لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار
پای چپ جهان را، با ارهای بریدند
چپ پاچههای شلوار، سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار، سیگار پشت سیگار
بر سنگفرش کوچه، خوابیده بیسرانجام
این مُرده ی کفن خوار، سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم، بیسرنشین کبودند
مردی تکیده بیزار، سیگار پشت سیگار
این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار
مُردم از این رهایی، در کوچههای بنبست
انگارها نه انگار، سیگار پشت سیگار
مبهوت رد دودم، این شکوهها قدیمیست
مومن به اصل تکرار، سیگار پشت سیگار
صد لنز بیترحم، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار، سیگار پشت سیگار
در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار، سیگار پشت سیگار
اسطورههای خائن، در لابلای تاریخ
خوابند عین کفتار، سیگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار
کوبیدمش به دیوار، سیگار پشت سیگار
هر شب همين بساط است، چای و سکوت و یک فیلم
بعد از مرور اشعار، سیگار پشت سیگار
ته ماندههای سیگار، در استکانی از چای
هاجند و واج انگار، سیگار پشت سیگار
کنسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد
سه، یک، ممیز چهار، سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمیست، گاهی نمینویسد
یک مارک بیخریدار، سیگار پشت سیگار
خمیازههای کشدار، سیگار پشت سیگار
شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست
لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار...
#شعر
🔶🔸@third_script
شاعر: انديشه فولادوند
خمیازههای کشدار، سیگار پشت سیگار
شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست
لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار
پای چپ جهان را، با ارهای بریدند
چپ پاچههای شلوار، سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار، سیگار پشت سیگار
بر سنگفرش کوچه، خوابیده بیسرانجام
این مُرده ی کفن خوار، سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم، بیسرنشین کبودند
مردی تکیده بیزار، سیگار پشت سیگار
این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار
مُردم از این رهایی، در کوچههای بنبست
انگارها نه انگار، سیگار پشت سیگار
مبهوت رد دودم، این شکوهها قدیمیست
مومن به اصل تکرار، سیگار پشت سیگار
صد لنز بیترحم، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار، سیگار پشت سیگار
در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار، سیگار پشت سیگار
اسطورههای خائن، در لابلای تاریخ
خوابند عین کفتار، سیگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار
کوبیدمش به دیوار، سیگار پشت سیگار
هر شب همين بساط است، چای و سکوت و یک فیلم
بعد از مرور اشعار، سیگار پشت سیگار
ته ماندههای سیگار، در استکانی از چای
هاجند و واج انگار، سیگار پشت سیگار
کنسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد
سه، یک، ممیز چهار، سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمیست، گاهی نمینویسد
یک مارک بیخریدار، سیگار پشت سیگار
خمیازههای کشدار، سیگار پشت سیگار
شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست
لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار...
#شعر
🔶🔸@third_script
آنچه می جویی تویی
وآنچه می خواهی تویی
پس ز تو تا آنچه گم کردی
رهِ بسیار نیست...
#عطار
#شعر
🔶🔸@third_script
وآنچه می خواهی تویی
پس ز تو تا آنچه گم کردی
رهِ بسیار نیست...
#عطار
#شعر
🔶🔸@third_script
تنها دو دسته آدم روی زمین هستن:
عده ای که پاشون رو میذارن جایی که باید بذارن
و عده ای که پاشون رو میذارن رو صورت بقیه..!
Sweeney Todd
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
عده ای که پاشون رو میذارن جایی که باید بذارن
و عده ای که پاشون رو میذارن رو صورت بقیه..!
Sweeney Todd
#دیالوگ
🔶🔸@third_script
وقتی بالا میروی مهربان باش و فروتن،
چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشوی...
برتراندراسل
🔶🔸@third_script
چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشوی...
برتراندراسل
🔶🔸@third_script
زندگی به حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای. چهار ستون بدن را به کثیف ترین طرزی می چرانیم و شبها به وسیلۀ دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت تعجب می بینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم. مسخره بازی ادامه دارد...
صادق هدایت
از میان نامه ها به نورایی
🔶🔸@third_script
صادق هدایت
از میان نامه ها به نورایی
🔶🔸@third_script
سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامت تفکر مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید؛ و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
#داستایفسکی
#بیچارگان
🔶🔸@third_script
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید؛ و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
#داستایفسکی
#بیچارگان
🔶🔸@third_script
حتی اگر عشق خریدنی هم بود،
باز هم نمیتوانستم آن را به دست بیاورم،
چون پول نداشتم..."
عقاید یک دلقک
هانریش بل
🔶🔸@third_script
باز هم نمیتوانستم آن را به دست بیاورم،
چون پول نداشتم..."
عقاید یک دلقک
هانریش بل
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Hotel 22 (2014)
Director & writer: Elizabeth Lo
خط 22 به مقصد سيليكون ولي (بخش جنوبي سانفرانسيسكو كه محله اي ثروتمند نشين است) به پناهگاهي براي بي خانمان ها تبديل شده است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
Director & writer: Elizabeth Lo
خط 22 به مقصد سيليكون ولي (بخش جنوبي سانفرانسيسكو كه محله اي ثروتمند نشين است) به پناهگاهي براي بي خانمان ها تبديل شده است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
27804Dar Fekre To Boodam by Marzieh
Www.IranMusicc.Com
در فكر تو بودم
خواننده: مرضيه
شعر و آهنگ: علي اكبر شيدا
در ماهور
«در فکر تو بودم» یک تصنیف عامیانهٔ ایرانی است. این تصنیف یک قطعهٔ فولکلور است که والنتین الکسیویچ ژوکوفسکی آن را در سال ۱۸۸۵ میلادی در اصفهان شنیده و ثبت کردهاست. نسخهای که توسط مرضیه اجرا شده بر اساس شعر و آهنگی از علیاکبر شیدا در دستگاه ماهور است. این تصنیف توسط خوانندگان دیگری از جمله شیدا جاهد نیز اجرا شدهاست...
🔶🔸@third_script
خواننده: مرضيه
شعر و آهنگ: علي اكبر شيدا
در ماهور
«در فکر تو بودم» یک تصنیف عامیانهٔ ایرانی است. این تصنیف یک قطعهٔ فولکلور است که والنتین الکسیویچ ژوکوفسکی آن را در سال ۱۸۸۵ میلادی در اصفهان شنیده و ثبت کردهاست. نسخهای که توسط مرضیه اجرا شده بر اساس شعر و آهنگی از علیاکبر شیدا در دستگاه ماهور است. این تصنیف توسط خوانندگان دیگری از جمله شیدا جاهد نیز اجرا شدهاست...
🔶🔸@third_script