Hog Wild (1930).mkv
140 MB
Hog Wild (1930)
Director: James Parrott
Writer: H.M. Walker
Stars: Stan Laurel, Oliver Hardy, Dorothy Granger
#لورل_هاردي
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
Director: James Parrott
Writer: H.M. Walker
Stars: Stan Laurel, Oliver Hardy, Dorothy Granger
#لورل_هاردي
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
دو تصویر از غزاله علیزاده در مجلس بزرگداشت مهدی اخوان ثالث. شهریور ۱۳۶۹.
#اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
#اخوان_ثالث
🔶🔸@third_script
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
صبح دمید...
#حمید_مصدق
#صبح
🔶🔸@third_script
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
صبح دمید...
#حمید_مصدق
#صبح
🔶🔸@third_script
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسیر
#مهستي
ترانهسرا: لیلا کسری (هدیه)
آهنگسازي و تنظيم: منوچهر چشم آذر
از آلبوم اسیر (۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
#مهستي
ترانهسرا: لیلا کسری (هدیه)
آهنگسازي و تنظيم: منوچهر چشم آذر
از آلبوم اسیر (۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
Asir
Mahasti
اسیر
#مهستي
ترانهسرا: لیلا کسری (هدیه)
آهنگسازي و تنظيم: منوچهر چشم آذر
از آلبوم اسیر (۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
#مهستي
ترانهسرا: لیلا کسری (هدیه)
آهنگسازي و تنظيم: منوچهر چشم آذر
از آلبوم اسیر (۱۳۶۹)
🔶🔸@third_script
تنها می رفتم ، می شنوی ؟ تنها.
من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتاده بودم.
آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند،
درها عبور غمناک مرا می جستند.
و من می رفتم ، می رفتم تا در پایان خودم فرو افتم.
ناگهان ، تو از بیراهه لحظه ها ، میان دو تاریکی ، به من پیوستی.
صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت در آمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد، چهره به شب پیوسته!
همه تپش هایم...
#سهراب_سپهری
🔶🔸@third_script
من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتاده بودم.
آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند،
درها عبور غمناک مرا می جستند.
و من می رفتم ، می رفتم تا در پایان خودم فرو افتم.
ناگهان ، تو از بیراهه لحظه ها ، میان دو تاریکی ، به من پیوستی.
صدای نفس هایم با طرح دوزخی اندامت در آمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد، چهره به شب پیوسته!
همه تپش هایم...
#سهراب_سپهری
🔶🔸@third_script
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Retouch (2017)
writer & Director: Kaveh Mazaheri
Stars: Sonia Sanjari, Mohammad Hossein Ziksari, Siamak Farsi
روتوش فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کاوه مظاهری، محصول سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۷) است که به تهیهکنندگی مشترک کاوه مظاهری و انجمن سینمای جوانان ایران ساخته شد. این فیلم یکی از موفقترین فیلمهای کوتاه ایرانی است که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر و بهترین فیلم جشنوارههای بینالمللی متعددی مانند ترایبکا، کراکوف، پالم اسپرینگز و تراورس سیتی شد. روتوش در عرض سه ماه، به خاطر کسب جایزه از سه جشنواره مورد تأیید آکادمی اسکار، سه بار متوالی برای شرکت در رقابت جایزه آکادمی اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد که در نوع خودش یک رکورد در تاریخ سینمای ایران است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
writer & Director: Kaveh Mazaheri
Stars: Sonia Sanjari, Mohammad Hossein Ziksari, Siamak Farsi
روتوش فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کاوه مظاهری، محصول سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۷) است که به تهیهکنندگی مشترک کاوه مظاهری و انجمن سینمای جوانان ایران ساخته شد. این فیلم یکی از موفقترین فیلمهای کوتاه ایرانی است که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر و بهترین فیلم جشنوارههای بینالمللی متعددی مانند ترایبکا، کراکوف، پالم اسپرینگز و تراورس سیتی شد. روتوش در عرض سه ماه، به خاطر کسب جایزه از سه جشنواره مورد تأیید آکادمی اسکار، سه بار متوالی برای شرکت در رقابت جایزه آکادمی اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد که در نوع خودش یک رکورد در تاریخ سینمای ایران است...
#فيلم_كوتاه
🔶🔸@third_script
فیلم روتوش به نویسندگی و کارگردانی کاوه مظاهری، پرافتخارترین فیلم کوتاه ایران، داستان زندگی زنی است که یک روز صبح، شوهرش هنگام تمرین بدنسازی در خانه و روی تخت خواب، زیر بار زیاد میله ،ناتوان می ماند، از زنش کمک می خواهد و زن هم ابتدا تلاش می کند نجاتش دهد اما انگار، آنقدر خشم فروخورده از او در ذهن و جسمش دارد که رهایش کند تا بمیرد و گردن مرد می شکند و می میرد.
بازی سونیا سنجری معرکه است. به خصوص جایی که ناگهان، انگار و در یک «آن» دلش می خواهد شوهرش بمیرد و این «آن» را عالی بازی کرده. لحظه دیگر بازی عالی او زمانی است که بعد از بازگشت از سر کار، ادای زن جا خورده از مرگ شوهر را برای همسایه ها با فریاد در می آورد که واقعا به داد او برسند!
شخصیت مریم به عنوان قهرمان داستان، به خوبی پرورانده شده. زنی که شوهرش به فکر ورز دادن به بازوهای خودش است که روی آن خالکوبی هم کرده و زندگی را رها کرده (طبق نشانه های فیلم) و همسرش به تنهایی، زندگی را می چرخاند و بچه اش را نگهداری می کند. گویی که صرفا کارگر خانه است و شوهر، ارباب خانه. مثلا در یک جا از او حوله می خواهد، در جایی دیگر دارو و سیگار، انگار که زن، علاوه بر کارگری، پرستار او هم هست!
او بعد از اینکه در واقع از شر شوهرش خلاص می شود، همه چیز را طوری جلوه می دهد که انگار از هیچ چیز اطلاع ندارد، برای شوهرش پیام صوتی می گذارد که چرا جواب نمی دهد، به مادرش زنگ می زند و به همکارش وانمود می کند که نگران است چرا شوهرش سر کار نرفته و در انتها ادای غافلگیری در می آورد و برای همسایه ها، داد و هوار راه می اندازد تا خیلی ظریف، انگیزه ها، کنش ها و واکنش های او متقاعدکننده باشد و در واقع بیننده با او همذات پنداری کند و در عین حال سکوت ها، دلهره ها و نگاه های خیره و هراسناکش، وقتی جدا از دیگران است نیز، همدلی برانگیز جلوه می کند.
در این راستا نشانه هایی که در روایت گنجانده شده، خیلی خوب مفهوم را منتقل می کند. مثلا کار زن، روتوش عکس بازیگران و یا روتوش و اصلاح عکس برای صفحه بندی است و به شکل موازی انگار با قتل شوهر، زندگی خودش را هم روتوش می کند. در همین صحنه روتوش عکس ها در محل کار، یک جا به بازوی لخت بازیگر مشهور هالیوود (آنجلینا جولی) اشاره می شود که باید پُر (سیاه) شود و یک جا به موهای بازیگر مشهور سینمای ایران (لیلا حاتمی) که باید مناسب چاپ شود که تاویل های خاص خودش را می تواند داشته باشد. مثلا نگاه مردسالارانه در جامعه از جنس شوهر مریم که بازوی خودش را برهنه و عیان و قوی دوست دارد اما بازوی زن حتی از نوع خارجی اش را پوشیده، یا موهای بازیگر ایرانی که می توان گفت از معدود نماهایی است که هنگام اشاره به آن، نمای نزدیک چهره خود مریم نشان داده می شود.
روتوش از نمونه فیلم هایی است که بعد از پایانش، در ذهن ما ادامه پیدا می کند و برای تکمیل پازل معنایی آن مشارکت می طلبد و این بزرگترین دستاورد آن است...
#فیلم_کوتاه
#نقد_فیلم
🔶🔸@third_script
بازی سونیا سنجری معرکه است. به خصوص جایی که ناگهان، انگار و در یک «آن» دلش می خواهد شوهرش بمیرد و این «آن» را عالی بازی کرده. لحظه دیگر بازی عالی او زمانی است که بعد از بازگشت از سر کار، ادای زن جا خورده از مرگ شوهر را برای همسایه ها با فریاد در می آورد که واقعا به داد او برسند!
شخصیت مریم به عنوان قهرمان داستان، به خوبی پرورانده شده. زنی که شوهرش به فکر ورز دادن به بازوهای خودش است که روی آن خالکوبی هم کرده و زندگی را رها کرده (طبق نشانه های فیلم) و همسرش به تنهایی، زندگی را می چرخاند و بچه اش را نگهداری می کند. گویی که صرفا کارگر خانه است و شوهر، ارباب خانه. مثلا در یک جا از او حوله می خواهد، در جایی دیگر دارو و سیگار، انگار که زن، علاوه بر کارگری، پرستار او هم هست!
او بعد از اینکه در واقع از شر شوهرش خلاص می شود، همه چیز را طوری جلوه می دهد که انگار از هیچ چیز اطلاع ندارد، برای شوهرش پیام صوتی می گذارد که چرا جواب نمی دهد، به مادرش زنگ می زند و به همکارش وانمود می کند که نگران است چرا شوهرش سر کار نرفته و در انتها ادای غافلگیری در می آورد و برای همسایه ها، داد و هوار راه می اندازد تا خیلی ظریف، انگیزه ها، کنش ها و واکنش های او متقاعدکننده باشد و در واقع بیننده با او همذات پنداری کند و در عین حال سکوت ها، دلهره ها و نگاه های خیره و هراسناکش، وقتی جدا از دیگران است نیز، همدلی برانگیز جلوه می کند.
در این راستا نشانه هایی که در روایت گنجانده شده، خیلی خوب مفهوم را منتقل می کند. مثلا کار زن، روتوش عکس بازیگران و یا روتوش و اصلاح عکس برای صفحه بندی است و به شکل موازی انگار با قتل شوهر، زندگی خودش را هم روتوش می کند. در همین صحنه روتوش عکس ها در محل کار، یک جا به بازوی لخت بازیگر مشهور هالیوود (آنجلینا جولی) اشاره می شود که باید پُر (سیاه) شود و یک جا به موهای بازیگر مشهور سینمای ایران (لیلا حاتمی) که باید مناسب چاپ شود که تاویل های خاص خودش را می تواند داشته باشد. مثلا نگاه مردسالارانه در جامعه از جنس شوهر مریم که بازوی خودش را برهنه و عیان و قوی دوست دارد اما بازوی زن حتی از نوع خارجی اش را پوشیده، یا موهای بازیگر ایرانی که می توان گفت از معدود نماهایی است که هنگام اشاره به آن، نمای نزدیک چهره خود مریم نشان داده می شود.
روتوش از نمونه فیلم هایی است که بعد از پایانش، در ذهن ما ادامه پیدا می کند و برای تکمیل پازل معنایی آن مشارکت می طلبد و این بزرگترین دستاورد آن است...
#فیلم_کوتاه
#نقد_فیلم
🔶🔸@third_script
ساخت آرامگاه فردوسی، چون شاهنامه، داستان طول و درازی دارد و در ۱۳۴۴ این آرامگاه یکی از مهمترین بازسازیهای خود را به پایان رسانده است. جرقه ساخت آرامگاهی برای فردوسی بزرگ را نخست محمدتقی بهار در دل رضاشاه انداخت اما یافتن محل دقیق دفن این شاعر از سوی کیخسرو شاهرخ و وقف باغ حاج میرزا محمدعلی قائممقام التولیه بود که باعث شد او بپذیرد برای ساخت این آرامگاه هزینه کند. فهرست طول و درازی از معماران دوره اول و دوم پهلوی نام خود را با این آرامگاه گره زدهاند؛ از ارنست امیل هرتسفلد که باستانشناسی آلمانی بود تا کریم طاهرزاده بهزاد و بعدها هم سیحون. واقعیت این است که طراحی این آرامگاه یکی از نخستین مسابقات معماری در ایران را شکل داده؛ البته مسابقهای که داستان عجیبی دارد. هرتسفلد و طاهرزاده طرح پیشنهادی برای ساخت مقبره را رد کردند و قرار شد برای انتخاب این طرح، مسابقهای برگزار شود اما این دو خود، هم بهعنوان داور و هم بهعنوان طراح در این رقابت حضور یافتند و طبیعی است که طرحهای شرکتکنندگان دیگری چون آندره گدار و مارکوف در این مسابقه برگزیده نشود و بهزاد کار ساخت طرح خودش را با تقلیدی از سرستونهای هخامنشی جلو ببرد. این طرح اما در میانه راه متوقف شد و از گدار خواستند طرح خودش را از فرانسه به ایران بفرستد. اینجا بود که تیمورتاش وارد شد و در طرح دستکاریهایی کرد که به مذاق انجمن آثار فرهنگی خوش نیامد. در نهایت معماری جدید آرامگاه ۷ سال بعد تصویب و با نظارت حسین لرزاده در طول یک سال ساخته شد. ۳۴سال بعد از آن، سقف آرامگاه نشت کرد و بنا در آستانه تخریب قرار گرفت. این بار از سیحون خواستند که بیاید و آن چه را باقی مانده بسازد و آن چه را ساخته شده بود، مرمت کند.
مساحت مجموعه آرامگاه فردوسی امروز برابر با ۶هکتار است که دربردارنده باغ آرامگاه، استخر، یادبود فردوسی، ساختمان اداری، کتابخانه، موزه و آرامگاه شاعر بزرگ مهدی اخوان ثالث است. تندیس ضلع جنوبی مجموعه که حکیم ابوالقاسم فردوسی را نشان میدهد، اثر ابوالحسن صدیقی است که در جلوی استخر قرار دارد. اکنون این باغ، مهمان تازهای هم دارد؛ محمدرضا شجریان که پهلو به پهلوی اخوان ثالث در خانه ابدی خود خفته است...
🔶🔸@third_script
مساحت مجموعه آرامگاه فردوسی امروز برابر با ۶هکتار است که دربردارنده باغ آرامگاه، استخر، یادبود فردوسی، ساختمان اداری، کتابخانه، موزه و آرامگاه شاعر بزرگ مهدی اخوان ثالث است. تندیس ضلع جنوبی مجموعه که حکیم ابوالقاسم فردوسی را نشان میدهد، اثر ابوالحسن صدیقی است که در جلوی استخر قرار دارد. اکنون این باغ، مهمان تازهای هم دارد؛ محمدرضا شجریان که پهلو به پهلوی اخوان ثالث در خانه ابدی خود خفته است...
🔶🔸@third_script
برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری میجویند. به هزاران زبان فریاد میزنند که تو نرو تا ایستادهی من، بر تو پیشی داشته باشد! اینگونه آدمها، از آن رو که در نقطهای جامد شده و ماندهاند؛ چشم دیدن هیچ رونده و هیچ راهی را ندارند. کینه توز؛ مار سر راه...
ای بسا که راه، همان فرجامی را بیابد که ایشان پیشگویی کردهاند؛ اما نمیتوان به گفت و نگاه ایشان خوشبین بود. گفتشان از بخلِشان برمیخیزد، گرچه برخوردار از پارهای حقایق هم باشد. پس در همه حال کینه است که در دلهاشان سر میجنباند. هراس از دست دادن جای خود...
جای خالی سلوچ
#محمود_دولت_آبادی
🔶🔸@third_script
ای بسا که راه، همان فرجامی را بیابد که ایشان پیشگویی کردهاند؛ اما نمیتوان به گفت و نگاه ایشان خوشبین بود. گفتشان از بخلِشان برمیخیزد، گرچه برخوردار از پارهای حقایق هم باشد. پس در همه حال کینه است که در دلهاشان سر میجنباند. هراس از دست دادن جای خود...
جای خالی سلوچ
#محمود_دولت_آبادی
🔶🔸@third_script
سینه ای سوخته
در حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهشِ سوزانِ وصال
چه رَه آورد سفر دارم
ای مایه عمر..؟!
#فروغ_فرخزاد
Woman from clark street station, 1975
#photo by joni sternbach
🔶🔸@third_script
در حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهشِ سوزانِ وصال
چه رَه آورد سفر دارم
ای مایه عمر..؟!
#فروغ_فرخزاد
Woman from clark street station, 1975
#photo by joni sternbach
🔶🔸@third_script
مسیحیان معتقدند : مسلمانان و یهودیان اشتباه میکنند !
یهودیان معتقدند : مسیحیان و مسلمانان اشتباه میکنند !
مسلمانان معتقدند : یهودیان و مسیحیان اشتباه میکنند !
من معتقدم : هر سه درست میگویند...
جرج کارلین
#گفتاورد
🔶🔸@third_script
یهودیان معتقدند : مسیحیان و مسلمانان اشتباه میکنند !
مسلمانان معتقدند : یهودیان و مسیحیان اشتباه میکنند !
من معتقدم : هر سه درست میگویند...
جرج کارلین
#گفتاورد
🔶🔸@third_script