💎TEXT💎
1.51K subscribers
1 photo
5 videos
1 file
7 links
💎واسہ نوشتڹ متنامـ مخمَـو آزاد مےڪنمـ از هـر ناحیہِ↻✘
💎☜بهتـریڹ ها رو تایپ مےڪنمـ همـراه با 💎قافیہِ↻✘
💎☜عیب و ایــرادے نـــدارڹ از هـر دیــــد و 💎زاویہِ↻✘
💎☜واسہ اینـِـڪہ تڪسامـ از هـر نظـر عالیہِ↻✘
💎 @TEXTT 💎
creator: @Nimix021
Addmins: @jrc1997
Download Telegram
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر است از خواب
من از تو راه برگشتی ندارم...
به سمت تو سرازیرم همیشه...
آه،
در ایثار سطح ها چه شکوهی است
ای سرطان شریف عزلت !
سطح من ارزانی تو باد !
یک نفر آمد؛
تا عضلات بهشت
دست مرا امتداد داد.. !
یک نفر آمد که نور صبح مذاهب،
در وسط دگمه های پیرهنش بود... !
#سهراب_سپهری
نزدیک تو می‌آیم بوی بیابان می‌شنوم
به تو می رسم تنها می‌شوم
کنار تو تنهاتر شدم
از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است

از من تا من؛ " تو " گسترده‌ای

با تو بر خوردم به راز پرستش پیوستم
از تو به راه افتادم به جلوه رنج رسیدم

و با این همه ای شفاف !
مرا راهی از تو بدر نیست...
#سهراب_سپهری
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
#سعدی
بشد، که یاد خوشش باد روزگار وصال‌
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا!
#حافظ
باورت بشود یا نه؛
روزی می‌رسد که دلت
برای هیچ‌کس به اندازه‌ی من تنگ نخواهد شد...
برای نگاه کردنم،
خندیدنم و حتی اذیت کردنم ، برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی...
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره ی من خواهی بود،
می‌دانم روزی که نباشم؛
هیچ‌کس تکرار من نخواهد شد...
دو صدا؛
نقش‌هایی خلوت آیینه را اکنون می‌آلایند
پرتوی بی‌رنگ می‌افتد به روی جاده‌های دور
روی انگشتان تُرد لحظه‌ها
تابوتِ سردی
نرم می‌لغزد
وهمی آیا نقش خود را در آب می‌بیند؟
پرسشی هرگونه بیهوده است
غبار ترس دارد می‌رود از حفره‌ها بالا
در نهفتِ خاک
شاید
زندگی را
مرده‌ای در خواب می‌بیند ...
#سهراب_سپهری
تو باشگاه به کسی ماشالله میگن که وزنه سنگین تر میزنه نه صحیح تر ، تو اجتماع کسی مورد احترامه که پول بیشتر در میاره نه حلال تر ، تو محافل کسی مورد توجهه که مدارک بالاتر داره نه سواد بیشتر

پس نه به تعریف این اجتماع دل ببند نه از تحقیرشون
اینجا همه معادلات معکوسه!!
به شوق نور در ظلمت قدم بردار
به این غم‌های جان آزار دل مسپار
#فریدون_مشیری
به قول دوستتون:
شهر من ، من به تو می اندیشم
نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را می بینیم
که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم
و تو را میخوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید
چشم براه می مانم
#کوروش_یغمایی
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهاییِ من بزرگ است!..
#سهراب_سپهری
به دو چشم تو که از جان اثری نماند با ما
ز نسیم جانفزایت، اثری فرست ما را
#خاقانی
مرا که عمر به وقت شراب می‌گذرد
به جز دمی که خرابم خراب می‌گذرد
#محمد_سهرابی
يكيو دوست داشتم
انقدر بهش فكر كردم كه
تصويري كه ازش داشتم
از خود واقعيش سبقت گرفت
بعدها ديگه خودشو دوست نداشتم!
تصور ذهني خودمو دوست داشتم
ریشه که داشته باشی؛
به لبه پرتگاه میایی
اما سقوط نمیکنی،
ریشه شعور، تربیت،
شخصیت و انسانیت
و شرف واقعی یک انسان است
و ربطی به پول و تحصیلات ندارد...
#گوته
من تو را زیستم؛ شب‌تابِ دوردست!
رها کردم
تا ریزشِ نور
شب را بر رفتارم بلغزاند...
#سهراب_سپهری