💎TEXT💎
1.51K subscribers
1 photo
5 videos
1 file
7 links
💎واسہ نوشتڹ متنامـ مخمَـو آزاد مےڪنمـ از هـر ناحیہِ↻✘
💎☜بهتـریڹ ها رو تایپ مےڪنمـ همـراه با 💎قافیہِ↻✘
💎☜عیب و ایــرادے نـــدارڹ از هـر دیــــد و 💎زاویہِ↻✘
💎☜واسہ اینـِـڪہ تڪسامـ از هـر نظـر عالیہِ↻✘
💎 @TEXTT 💎
creator: @Nimix021
Addmins: @jrc1997
Download Telegram
آیدای یگانه و بی‌همتای من!
یافتن تو، بزرگترین پیروزی زندگی من بود؛ این را به تو تنها اعتراف نمی‌کنم، بلکه با صدای بلند، با فریاد، همه‌جا گفته‌ام، و باشد که ببینی در آینده چگونه از این پیروزیِ خویش سخن بگویم.
[ احمد شاملو ]
ندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
[ شهریار ]
چیزهایی هم هست
لحظه‌های پر اوج
مثلا شاعره‌ای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود
که در چشمانش آسمان تخم گذاشت !...
[ سهراب سپهری ]
گر هزارت غم بود با کس نگویی زینهار
[ سعدی ]
تنهایی" هزار بار بهتر است از بودن با کسی که دلش که هیچ، حتی حواسش هم با تو نیست!
و فقط زمانی به یادت می افتد که کسی را ندارد
#آلن_بولیو
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
#داریوش
سه جور اشتباه داریم:
اشتباه بزرگ
اشتباه کوچیک
اعتماد
دلم میخواد این روزها هرکس حالم رو میپرسه مثل حسین دهلوی جوابش رو بدم که میگه:
«حال مرا هر کس که می‌پرسد بگو: خوب است.
اشکش روان،
اندوه جاری،
زخم‌ها کاری‌ست...»
Miss You
WASP
اندوهم را به هیچ‌کس نشان نمی‌دهم.
‏منی که روزها می‌خندم
‏و شب‌ها
‏در تنهایی گریه می‌کنم.
ما تماشاچیانی هستیم ،
که پشت درهای بسته مانده‌ایم !
دیر آمدیم !
خیلی دیر...
پس به ناچار
حدس می‌زنیم ،
شرط می‌بندیم ،
شک می‌کنیم...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه‌یی دیگر در جریان است !
#حسین_پناهی
"تو"
بلندتر از تمام درختان جنگل
در من رویيدی
و اكنون من توام
من يك درختم بلندتر از تمام درختان دنيا
هیچ نامی بی‌حقیقت دیده‌ای
یا ز گاف و لامِ گل، گل چیده‌ای؟
اسم خواندی، رُو مسمی را بجو
مه به بالا دان نه اندر آب جو
خویش را صافی کن از اوصاف خود
تا ببینی ذات پاک صاف خود
#مولانا
ستاره‌ها در سردیِ رگهایم لرزیدند
خاک تپید
هوا موجی زد
علف‌ها ریزش رویا را در چشمانم شنیدند
میان دو دست تمنایم روییدی
در من تراویدی
آهنگ تاریک اندامت را شنیدم...
#سهراب_سپهری
تنگدستی راست لازم گریه‌ی بی‌اختیار
وقت بی‌برگی سرشک از تاک می‌آید برون
#صائب_تبریزی
در من بِدمی، من زنده شوم!
یک جان چه بُود؟ صد جانِ منی
#مولانا
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم!...
#سهراب_سپهری