الان دیگه به جایی رسیدم که نه میتونم تورو دوست داشته باشم نه کسی جز تو رو!
بیدار شدی
جهان سر برداشت
جوی از جا جهید...
به راه افتادی
سیم جاده غرقِ نوا شد...
در کفِ تُست رشتهٔ دگرگونی!...
#سهراب_سپهری
جهان سر برداشت
جوی از جا جهید...
به راه افتادی
سیم جاده غرقِ نوا شد...
در کفِ تُست رشتهٔ دگرگونی!...
#سهراب_سپهری
فرانسویا به کسی دوسش دارن
میگن: "ma vie" یعنی زندگی من، کسی که زندگی بخشه، امید بخشه!
همینقدر کوتاه و جان بخش :)
میگن: "ma vie" یعنی زندگی من، کسی که زندگی بخشه، امید بخشه!
همینقدر کوتاه و جان بخش :)
درست نشه، تموم میشه. تموم شدن نوعی درست شدنه منتها در قالب غمانگیزش.
يك عمر ما را با
"دير رسيدن، بهتر از هرگز نرسيدن است" گول زدند.
دير رسيدن فايده اى نداشت؛
دير رسيدن يعنى وقتى چراغ ها را خاموش ميكنند
يعني وقتى كه چايى ات از هواى بيرون هم سردتر است
يعنى صندلى هاى برعكسِ روى ميز؛ در كافه ی آنطرف وليعصر.
دير رسيدن فايده اى نداشت.
كاش هرگز نمى رسيديم تا نمى ديدم
آن حجم تنهايى بزرگى را كه به انتظارمان نشسته بود تا دير برسيم .
[ پویان اوحدی ]
"دير رسيدن، بهتر از هرگز نرسيدن است" گول زدند.
دير رسيدن فايده اى نداشت؛
دير رسيدن يعنى وقتى چراغ ها را خاموش ميكنند
يعني وقتى كه چايى ات از هواى بيرون هم سردتر است
يعنى صندلى هاى برعكسِ روى ميز؛ در كافه ی آنطرف وليعصر.
دير رسيدن فايده اى نداشت.
كاش هرگز نمى رسيديم تا نمى ديدم
آن حجم تنهايى بزرگى را كه به انتظارمان نشسته بود تا دير برسيم .
[ پویان اوحدی ]
آیدای یگانه و بیهمتای من!
یافتن تو، بزرگترین پیروزی زندگی من بود؛ این را به تو تنها اعتراف نمیکنم، بلکه با صدای بلند، با فریاد، همهجا گفتهام، و باشد که ببینی در آینده چگونه از این پیروزیِ خویش سخن بگویم.
[ احمد شاملو ]
یافتن تو، بزرگترین پیروزی زندگی من بود؛ این را به تو تنها اعتراف نمیکنم، بلکه با صدای بلند، با فریاد، همهجا گفتهام، و باشد که ببینی در آینده چگونه از این پیروزیِ خویش سخن بگویم.
[ احمد شاملو ]
ندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
[ شهریار ]
باز امشب از دریچه زندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
[ شهریار ]
چیزهایی هم هست
لحظههای پر اوج
مثلا شاعرهای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود
که در چشمانش آسمان تخم گذاشت !...
[ سهراب سپهری ]
لحظههای پر اوج
مثلا شاعرهای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود
که در چشمانش آسمان تخم گذاشت !...
[ سهراب سپهری ]
تنهایی" هزار بار بهتر است از بودن با کسی که دلش که هیچ، حتی حواسش هم با تو نیست!
و فقط زمانی به یادت می افتد که کسی را ندارد
#آلن_بولیو
و فقط زمانی به یادت می افتد که کسی را ندارد
#آلن_بولیو