از کنارم رفته ای،
اما به یادم مانده است
خاطراتی که دلم را،
خوش به آنها کرده ام
اما به یادم مانده است
خاطراتی که دلم را،
خوش به آنها کرده ام
وقتی قرار است
از زندگی کسی خارج شوی
با شکوه چون رنگین کمان برو ...
بگذار بعد از تو تمام آدم ها را با تو مقایسه کند
بگذار عیار خوبی ها شوی
یقین بدان بعد از تو کسی به چشمش نخواهد آمد
و این تنها جزای آدم قدر ناشناس است
از زندگی کسی خارج شوی
با شکوه چون رنگین کمان برو ...
بگذار بعد از تو تمام آدم ها را با تو مقایسه کند
بگذار عیار خوبی ها شوی
یقین بدان بعد از تو کسی به چشمش نخواهد آمد
و این تنها جزای آدم قدر ناشناس است
این که کسی قصد دلگرم کردن آدمی را داشته باشد
اصلا چیز کمی نیست،
خصوصا اگر آدمی باشد
که به طور معجزه آسایی هنوز دوستت دارد...
اصلا چیز کمی نیست،
خصوصا اگر آدمی باشد
که به طور معجزه آسایی هنوز دوستت دارد...
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی
سایهی نارونی تا ابدیت جاریست...
به سراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینیِ نازکِ تنهاییِ من...
و در این تنهایی
سایهی نارونی تا ابدیت جاریست...
به سراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینیِ نازکِ تنهاییِ من...
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد
بیشتر تنهاست.
چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد
و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند،
تنهایی تو کامل میشود.
بیشتر تنهاست.
چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد
و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند،
تنهایی تو کامل میشود.
از پوستم
صدای تو می تراود
بر پاهای تو راه می روم
با چشم تو شعر می نویسم
من که ام
به جز تو
که در رگ و پوستم نهانی و
نام مرا به خود داده ای.
صدای تو می تراود
بر پاهای تو راه می روم
با چشم تو شعر می نویسم
من که ام
به جز تو
که در رگ و پوستم نهانی و
نام مرا به خود داده ای.
درختان کوچه
نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند
دستهای آنها را
همیشه قطع میکنند.
مثل دستهای من
که بیهوده کشیده شده است
در فاصله.
نمیتوانند یکدیگر را بغل کنند
دستهای آنها را
همیشه قطع میکنند.
مثل دستهای من
که بیهوده کشیده شده است
در فاصله.
الان دیگه به جایی رسیدم که نه میتونم تورو دوست داشته باشم نه کسی جز تو رو!
بیدار شدی
جهان سر برداشت
جوی از جا جهید...
به راه افتادی
سیم جاده غرقِ نوا شد...
در کفِ تُست رشتهٔ دگرگونی!...
#سهراب_سپهری
جهان سر برداشت
جوی از جا جهید...
به راه افتادی
سیم جاده غرقِ نوا شد...
در کفِ تُست رشتهٔ دگرگونی!...
#سهراب_سپهری
فرانسویا به کسی دوسش دارن
میگن: "ma vie" یعنی زندگی من، کسی که زندگی بخشه، امید بخشه!
همینقدر کوتاه و جان بخش :)
میگن: "ma vie" یعنی زندگی من، کسی که زندگی بخشه، امید بخشه!
همینقدر کوتاه و جان بخش :)
درست نشه، تموم میشه. تموم شدن نوعی درست شدنه منتها در قالب غمانگیزش.