اواخر قرن بیستم و اغاز قرن بیست و یکم انگار شانس با تو لج نمود،انگار خدایان و حتی اهورامزدا به تو پشت نمودند.سرنوشت عجیبی به وجود امد . تاج و رمز خسروانی از تو روگردان شدند و مردم در کوچه ها و خیابان ها به نام تو ولی بر علیه تو شوریدند.کنون روزگار دیگری است، نمی دانم بر تو تو چه خواهد گذشت؟ اما می دانم تو یادگار همه دوران و تاریخ هستی و دوباره جان خواهی گرفت.این بار زال زر از کوه قاف بازپایین خواهد امد و پر سیمرغ مشعل زندگیت خواهد گردید ! اوازت خواهیم داد ای ایران ای مرز پر گهر...
سرزمین من شبیه شهر بعد از زلزله ویران ، ویران است
برای هیچ مردمی و سرزمینی آرزوی چنین روزهای را نمی کنم
حدود بیست روز پیش در آخرین پست خود نوشتم قصد رفتن به سیستان و بلوچستان را دارم ،از مازندران حرکت کردم از راه تهران ، اصفهان ، شیراز ، بندرعباس به چابهار رسیدم ،ده روزی تو راه بودم و می خواستم ادامه دهم به زاهدان ، خاش ، سراوان ، سوران و گشت در آنجا دوستان بلوچی دارم در گذشته با آنها برای ساختن مدرسه برای کودکان کپرنشین همکاری می کردم دیدار دوباره داشته باشم .
در چابهار بودم دوستی که در شرکت نفت کار می کند زنگ زد اصرار و خواهش که برگردم ایشان بخاطر موقعیت شغلی هیچ توضیحی نمی داد فقط اصرار داشت برگردم و می گفت موقعیت و شرایط مساعد نیست ، نیمه شب روز قبل از حمله به ایران ۲۴ ساعت پشت فرمان نشستم شب حمله حدود ساعت دوازده و نیم به تهران رسیدم ، اندکی غذا خوردم و قهوه نوشیدم راه افتادم به سمت مازندران صبح در آش فروشی عمو غلام در گدوک بعد از فیروز کوه بودم اومد گفت ایران را زدند در همانجا بودم تومور مغزم (سرطان ) شروع به التهاب شدید کرد از شدت درد به خودم می پیچیدم به سختی خود را به خانه رساندم مانند کسانی بودم که پایش را بریده باشند و به جای پانسمان نمک ریخته باشند .
بعد از ظهر یازده نفر از سه خانواده از تهران اومدند تا پایان جنگ در خانه من بمانند ، اصرار آنها بود که تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم چهار روز در راه بودم سه روز آن را در ایران با هر وسیله ممکن خود را به مرز شهر وان ترکیه رساندم هوای منطقه مرزی استخوان سوز بود و مرز را بسته بودند شب در آنجا گذراندم صبح روز بعد مرز را باز کردند از ایران خارج شدم .
از ترمینال شرق تا آزادی ساختمانهای زیادی را دیدم ویران شده بود در ترمینال آزادی گرگ هایی کمین کرده بودند برای فریب مسافرین که دنبال وسیله نقلیه بودند که از تهران خارج شوند بیداد می کرد دوبار کم مانده بود حساب بانکی مرا خالی کنند با هزار مصیبت اتوبوسی پیدا کردم به مقصد خوی تازه از قزوین گذشته بودیم درست جلوی اتوبوس ما یک مجتمع استراحتگاه مسافرین را زدند ناچارا اتوبوس از بیراه ها حرکت می کرد چون راه اصلی بسته شده بود ، همسفری که در تلفن خود به اخبار ایران دسترسی داشت می گفت ۱۷ نفر کشته و ۱۲ نفر زخمی به جا مانده .
ترسم از صیاد تیرانداز نیست
طعنه تیرآورانم می کشد
ایران سرزمین و وطن همه ما است ویرانی آن ویرانی خانه همه ما است ، هر بار به ایران می روم مامورین لباس شخصی اذیتم می کنند و من هر بار میگم در اینجا قبر پدر و مادر قرار داره شما نمی توانید مرا محروم از دیدار قبر آنها بکنید .
هموطن عزیز من بر بیگانگان هورا نکشید آنها دمکراسی را در سینی طلایی به ما تقدیم نمی کنند ، این سرزمین بارها مورد هجوم بیگانگان گشته و هر بار ققنوس وار از خاکستر خود برخواسته و اینبار هم بر خواهد خواست هم حاکمان جانی را به گور تاریخ خواهد سپرد و هم بیگانگان حمله کننده به ما را.
پاینده ایران
فرهاد رمضانی
برای هیچ مردمی و سرزمینی آرزوی چنین روزهای را نمی کنم
حدود بیست روز پیش در آخرین پست خود نوشتم قصد رفتن به سیستان و بلوچستان را دارم ،از مازندران حرکت کردم از راه تهران ، اصفهان ، شیراز ، بندرعباس به چابهار رسیدم ،ده روزی تو راه بودم و می خواستم ادامه دهم به زاهدان ، خاش ، سراوان ، سوران و گشت در آنجا دوستان بلوچی دارم در گذشته با آنها برای ساختن مدرسه برای کودکان کپرنشین همکاری می کردم دیدار دوباره داشته باشم .
در چابهار بودم دوستی که در شرکت نفت کار می کند زنگ زد اصرار و خواهش که برگردم ایشان بخاطر موقعیت شغلی هیچ توضیحی نمی داد فقط اصرار داشت برگردم و می گفت موقعیت و شرایط مساعد نیست ، نیمه شب روز قبل از حمله به ایران ۲۴ ساعت پشت فرمان نشستم شب حمله حدود ساعت دوازده و نیم به تهران رسیدم ، اندکی غذا خوردم و قهوه نوشیدم راه افتادم به سمت مازندران صبح در آش فروشی عمو غلام در گدوک بعد از فیروز کوه بودم اومد گفت ایران را زدند در همانجا بودم تومور مغزم (سرطان ) شروع به التهاب شدید کرد از شدت درد به خودم می پیچیدم به سختی خود را به خانه رساندم مانند کسانی بودم که پایش را بریده باشند و به جای پانسمان نمک ریخته باشند .
بعد از ظهر یازده نفر از سه خانواده از تهران اومدند تا پایان جنگ در خانه من بمانند ، اصرار آنها بود که تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم چهار روز در راه بودم سه روز آن را در ایران با هر وسیله ممکن خود را به مرز شهر وان ترکیه رساندم هوای منطقه مرزی استخوان سوز بود و مرز را بسته بودند شب در آنجا گذراندم صبح روز بعد مرز را باز کردند از ایران خارج شدم .
از ترمینال شرق تا آزادی ساختمانهای زیادی را دیدم ویران شده بود در ترمینال آزادی گرگ هایی کمین کرده بودند برای فریب مسافرین که دنبال وسیله نقلیه بودند که از تهران خارج شوند بیداد می کرد دوبار کم مانده بود حساب بانکی مرا خالی کنند با هزار مصیبت اتوبوسی پیدا کردم به مقصد خوی تازه از قزوین گذشته بودیم درست جلوی اتوبوس ما یک مجتمع استراحتگاه مسافرین را زدند ناچارا اتوبوس از بیراه ها حرکت می کرد چون راه اصلی بسته شده بود ، همسفری که در تلفن خود به اخبار ایران دسترسی داشت می گفت ۱۷ نفر کشته و ۱۲ نفر زخمی به جا مانده .
ترسم از صیاد تیرانداز نیست
طعنه تیرآورانم می کشد
ایران سرزمین و وطن همه ما است ویرانی آن ویرانی خانه همه ما است ، هر بار به ایران می روم مامورین لباس شخصی اذیتم می کنند و من هر بار میگم در اینجا قبر پدر و مادر قرار داره شما نمی توانید مرا محروم از دیدار قبر آنها بکنید .
هموطن عزیز من بر بیگانگان هورا نکشید آنها دمکراسی را در سینی طلایی به ما تقدیم نمی کنند ، این سرزمین بارها مورد هجوم بیگانگان گشته و هر بار ققنوس وار از خاکستر خود برخواسته و اینبار هم بر خواهد خواست هم حاکمان جانی را به گور تاریخ خواهد سپرد و هم بیگانگان حمله کننده به ما را.
پاینده ایران
فرهاد رمضانی
👍3
متاسفانه دنیای کنونی دیگر با تئوری ها و نظریه های علمی در ساختار کشورداری و ارتباطات دیپلماسی جلو نمی رود . حتی سازمان ملل متحد نکاره شده است.
☑️ جهان و این تنگه
یادداشت زیر چکیده ای است از دو تحلیل مایکل فرومن (Michael Froman) درباره بحران انرژی و مایکل ورز (Michael Werz) درباره پیامدهای جنگ.
بسته شدن تنگه هرمز میتواند حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز (نزدیک به ۲۰٪ مصرف جهانی) را از بازار حذف کند؛ در حالی که شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ تنها حدود ۴ میلیون بشکه در روز (۷٪ مصرف جهانی) را مختل کرده بود.
برای رویارویی با شوک انرژی، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی تصمیم گرفتهاند حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت را آزاد کنند؛ که ۱۷۲ میلیون بشکه آن از ذخایر آمریکا تأمین میشود.
حتی با آزادسازی ذخایر و استفاده از مسیرهای جایگزین، جهان ممکن است با کمبود بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز روبهرو شود.
ظرفیت مسیرهای جایگزین مانند خط لوله خاوری–باختری عربستان و خط لوله نفت ابوظبی و محدود است (حدود ۱.۸ تا ۴.۵ میلیون بشکه در روز) و حتی ممکن است در معرض حملات نیروهای نیابتی قرار بگیرند.
جمهوری اسلامی میتواند با مینگذاری دریایی، حملات موشکی و پهپادی و استفاده از قایقهای بدون سرنشین عبور نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند.
نفتکشها به دلیل سرعت پایین و مسیرهای قابل پیشبینی،اهداف آسانی برای چنین حملاتی هستند و همین موضوع ریسک امد وشد کشتیها را افزایش میدهد.
با وجود تشدید تنشها، قیمت نفت هنوز به اوج نرسیده زیرا بازارها احتمال میدهند درگیری ممکن است کوتاهمدت باشد.
ایران همچنان در برخی موارد نفت خود را از همین مسیر صادر میکند و حتی از افزایش قیمتها سود میبرد، در حالی که افزایش قیمت نفت باعث شده روسیه روزانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی کسب کند.
افزونبر نفت، خلیج فارس، مسیر مهمی برای انتقال مواد غذایی و کودهای کشاورزی است و اختلال در کشتیرانی این منطقه میتواند بازار جهانی غذا را تحت تأثیر قرار دهد.
کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به شدت به واردات مواد غذایی وابستهاند؛ حدود ۷۷٪ برنج، ۸۹٪ ذرت، ۹۵٪ سویا و ۹۱٪ روغنهای گیاهی این منطقه وارداتی است.
هر اختلال در زنجیره تأمین میتواند به سرعت شوک غذایی در منطقه ایجاد کند؛ در ایران نیز طی یک سال گذشته تورم غذایی حدود ۴۰٪ افزایش یافته، قیمت برنج ۷ برابر و قیمت عدس و روغن حدود ۳ برابر شده است.
بسته شدن مسیرهای دریایی ممکن است تجارت غذا را به سمت کریدورهای زمینی جدید سوق دهد که در آن روسیه، ترکیه و سوریه میتوانند کنترل راهبردی مسیرهای تأمین را در اختیار بگیرند.
هم چنین حملات به تأسیسات آبشیرینکن در بحرین و نزدیکی تأسیسات عربستان نشان میدهد که آب نیز به بخشی از جنگ تبدیل شده است.
کشورهای خلیج فارس وابستگی شدیدی به آبشیرینکنها دارند؛ حدود ۹۰٪ آب آشامیدنی کویت، ۸۶٪ عمان و ۷۰٪ عربستان از این طریق تأمین میشود.
در مجموع حدود ۱۰۰ میلیون نفر در منطقه به این منابع وابستهاند و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با حدود ۴۰۰ تأسیسات آبشیرینکن، نزدیک به ۴۰٪ آب شیرینشده جهان را تولید میکنند.
کشورهای خلیج فارس صادرکنندگان مهم کودهایی مانند اوره، دیآمونیوم فسفات و آمونیاک هستند و جنگ میتواند یکسوم تجارت جهانی کود را مختل کند.
حدود یکچهارم تولید جهانی کود از مسیر تنگه هرمز عبور میکند و همین موضوع باعث افزایش قیمتها شده است؛ بهطور مثال قیمت اوره در خاورمیانه طی یک هفته ۱۹٪ افزایش یافته است.
افزایش قیمت کود باعث بالا رفتن هزینه تولید کشاورزی شده و در نتیجه میتواند عرضه جهانی مواد غذایی را کاهش دهد.
بحران تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست و میتواند همزمان بازارهای نفت، غذا، آب و کود کشاورزی را مختل کند.
اختلال در تجارت غذا و کود میتواند پیامدهایی مشابه اختلالات بازار جهانی غذا در جنگ اوکراین ایجاد کند.خ
افزایش شدید هزینههای نظامی در جهان باعث کاهش منابع برای کمکهای توسعهای و امنیت غذایی جهانی شده است.
لب کلام
ترکیب بحران انرژی، غذا، آب و کود، میتواند باعث شود یک درگیری منطقهای به یک بحران اقتصادی و انسانی تبدیل شود.
یداله کریمی پور
یادداشت زیر چکیده ای است از دو تحلیل مایکل فرومن (Michael Froman) درباره بحران انرژی و مایکل ورز (Michael Werz) درباره پیامدهای جنگ.
بسته شدن تنگه هرمز میتواند حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز (نزدیک به ۲۰٪ مصرف جهانی) را از بازار حذف کند؛ در حالی که شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ تنها حدود ۴ میلیون بشکه در روز (۷٪ مصرف جهانی) را مختل کرده بود.
برای رویارویی با شوک انرژی، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی تصمیم گرفتهاند حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت را آزاد کنند؛ که ۱۷۲ میلیون بشکه آن از ذخایر آمریکا تأمین میشود.
حتی با آزادسازی ذخایر و استفاده از مسیرهای جایگزین، جهان ممکن است با کمبود بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز روبهرو شود.
ظرفیت مسیرهای جایگزین مانند خط لوله خاوری–باختری عربستان و خط لوله نفت ابوظبی و محدود است (حدود ۱.۸ تا ۴.۵ میلیون بشکه در روز) و حتی ممکن است در معرض حملات نیروهای نیابتی قرار بگیرند.
جمهوری اسلامی میتواند با مینگذاری دریایی، حملات موشکی و پهپادی و استفاده از قایقهای بدون سرنشین عبور نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کند.
نفتکشها به دلیل سرعت پایین و مسیرهای قابل پیشبینی،اهداف آسانی برای چنین حملاتی هستند و همین موضوع ریسک امد وشد کشتیها را افزایش میدهد.
با وجود تشدید تنشها، قیمت نفت هنوز به اوج نرسیده زیرا بازارها احتمال میدهند درگیری ممکن است کوتاهمدت باشد.
ایران همچنان در برخی موارد نفت خود را از همین مسیر صادر میکند و حتی از افزایش قیمتها سود میبرد، در حالی که افزایش قیمت نفت باعث شده روسیه روزانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی کسب کند.
افزونبر نفت، خلیج فارس، مسیر مهمی برای انتقال مواد غذایی و کودهای کشاورزی است و اختلال در کشتیرانی این منطقه میتواند بازار جهانی غذا را تحت تأثیر قرار دهد.
کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به شدت به واردات مواد غذایی وابستهاند؛ حدود ۷۷٪ برنج، ۸۹٪ ذرت، ۹۵٪ سویا و ۹۱٪ روغنهای گیاهی این منطقه وارداتی است.
هر اختلال در زنجیره تأمین میتواند به سرعت شوک غذایی در منطقه ایجاد کند؛ در ایران نیز طی یک سال گذشته تورم غذایی حدود ۴۰٪ افزایش یافته، قیمت برنج ۷ برابر و قیمت عدس و روغن حدود ۳ برابر شده است.
بسته شدن مسیرهای دریایی ممکن است تجارت غذا را به سمت کریدورهای زمینی جدید سوق دهد که در آن روسیه، ترکیه و سوریه میتوانند کنترل راهبردی مسیرهای تأمین را در اختیار بگیرند.
هم چنین حملات به تأسیسات آبشیرینکن در بحرین و نزدیکی تأسیسات عربستان نشان میدهد که آب نیز به بخشی از جنگ تبدیل شده است.
کشورهای خلیج فارس وابستگی شدیدی به آبشیرینکنها دارند؛ حدود ۹۰٪ آب آشامیدنی کویت، ۸۶٪ عمان و ۷۰٪ عربستان از این طریق تأمین میشود.
در مجموع حدود ۱۰۰ میلیون نفر در منطقه به این منابع وابستهاند و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با حدود ۴۰۰ تأسیسات آبشیرینکن، نزدیک به ۴۰٪ آب شیرینشده جهان را تولید میکنند.
کشورهای خلیج فارس صادرکنندگان مهم کودهایی مانند اوره، دیآمونیوم فسفات و آمونیاک هستند و جنگ میتواند یکسوم تجارت جهانی کود را مختل کند.
حدود یکچهارم تولید جهانی کود از مسیر تنگه هرمز عبور میکند و همین موضوع باعث افزایش قیمتها شده است؛ بهطور مثال قیمت اوره در خاورمیانه طی یک هفته ۱۹٪ افزایش یافته است.
افزایش قیمت کود باعث بالا رفتن هزینه تولید کشاورزی شده و در نتیجه میتواند عرضه جهانی مواد غذایی را کاهش دهد.
بحران تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست و میتواند همزمان بازارهای نفت، غذا، آب و کود کشاورزی را مختل کند.
اختلال در تجارت غذا و کود میتواند پیامدهایی مشابه اختلالات بازار جهانی غذا در جنگ اوکراین ایجاد کند.خ
افزایش شدید هزینههای نظامی در جهان باعث کاهش منابع برای کمکهای توسعهای و امنیت غذایی جهانی شده است.
لب کلام
ترکیب بحران انرژی، غذا، آب و کود، میتواند باعث شود یک درگیری منطقهای به یک بحران اقتصادی و انسانی تبدیل شود.
یداله کریمی پور
پروفسور روبرت جان برایدوود ، باستانشناس آمریکایی می نویسد: “زندگی در هیچ کجای جهان نمی تواند همانند زندگی در دامنەهای هلال سلسلەکوههای زاگرس- توروس با معنا باشد”
سخنی بسیار حیرت انگیز است. من زادە همان پادامنەها هستم و اکنون در جستجوی یک زندگی بهتر، بە اروپا کوچ کردەام و روزانە، فراوان از دوست و آشنایان، بە من پیام می دهند کە خوش بە حالت، رفتی و راحت شدی!!!
گاهی با خود می گویم کە من از سرزمین الهە و آب و .. گریختەم و بە سزمین هایی کوچ کردەام کە چیزی بە نام دارنەزەرکەردە ندارند و لک لک حاجی نیست و قورباغە و مارمولک نام ندارند و با ما خویش نیستند… من گم شدەام
سخنی بسیار حیرت انگیز است. من زادە همان پادامنەها هستم و اکنون در جستجوی یک زندگی بهتر، بە اروپا کوچ کردەام و روزانە، فراوان از دوست و آشنایان، بە من پیام می دهند کە خوش بە حالت، رفتی و راحت شدی!!!
گاهی با خود می گویم کە من از سرزمین الهە و آب و .. گریختەم و بە سزمین هایی کوچ کردەام کە چیزی بە نام دارنەزەرکەردە ندارند و لک لک حاجی نیست و قورباغە و مارمولک نام ندارند و با ما خویش نیستند… من گم شدەام
در درون من نوعی ناراحتی و ناگواری شکل گرفته ، من ترسم از این است که گرگ ها می خواهند ایران را پاره پاره کنند ، به نظرم انهایی که خواهان دمکراسی و ازادی هستند باید به این فکر کنند که اول باید ایرانی با مرزهایش و با تمامیت ارضی ان وجود داشته باشد که در ان خواهان دمکراسی باشیم ، تمامیت ارضی ایران باید خدشه ناپذیر باشد. قدرت تمدنی ایران و فرهنگی ایران در حفظ چهارچوب ایران می باشد. البته ان چه که تمامیت ارضی ایران را سرپا نگر می دارد قدرت تمدنی و فرهنگی هزاران ساله ایران می باشد.
سلام مادرم، سلام پدرم
اکنون هردو نیستید تا بە یاد بیاورید کە بر شما و ما چە گذشت. خلخالی معروف بە کرماشان آمدە بود و پسر بزرگ شما، در پادگان قلعەشاهین زندانی شدە بود. موجودی چون شبح، با قد و ریش و شکمی عجیب…
او کی بود و چە می خواست و داستانش چە بود؟
کشتار را ازتهران و بام مدرسە رفاە شروع کردە بود و اکنون در خاک کورد، جولان می داد. معلم ها را می کشت و حتی در شهر سنندژ، بیمار را با ابزار کمک بە بیمار بە میدان تیر می فرستاد. چون پسر بزرگت از دام دیو جست و فراری شد، مادر گفت کە دیگر کسی حق افروختن چراغ در خانە را ندارد و فانوسها و چراغ توری را غبار پوشاند . روزگاری سپری شد تا اینکە شبی زن عمو گوهر سنگین و متین با پسر عمو آمدند و دوبارە چراغ را افروختند. در آن زمان در روستای گوار برق نبود و جادە نیز نیمە خاکی بود.
زندگی مخفی و شبهاو روزهای هراس…
مردانی کە با صورت های پوشیدە، هر شب بر خانە ما هجوم می آوردندو آن شبی را من بیاد دارم کە از آنها مجوز ورود بە خانە را خواستم و آنها مرا بە دیوار سنگی خانە کوبیدند. یکی گفت: این هم مجوز!!!
بابا وقتی وارد خانە شدند، خواهرانم ترسیدند، تو گفتی نترسید بچەها! اینها هم آدم هستند…
بابا، سالها بی خبری از فرزند خیلی سخت بود. آن روز بە مرحوم علی اکبر بسطامی گفتی: فرزند کاکەخان، در جام جهان بینت نگاە کن و از کریم من سراغی بگیر…
بابا ، علی اکبر، بە شمال ایران اشارە کرد و حتی رنگ پیراهن کریم و رفیقش را هم گفت و خبرداد کە سالم است و روزی با افتخار برمی گردد.
بابا چقدر چشم براە ماندی و چقدر زجر کشیدی و جای زخم روی دندەات ماندگار شد. جای لگد آن شب پاسدارانی بود کە شبانە ترا دزدیدند و بە کرند بردند…
بابا خودت گفتی: چمان کلیلدار شەفەق کوشیایە!!!؟
بابا حالا ببین، آن لشکر عنکبوتی، جایی برای گریز ندارند..
فردا بازهم بە شما نامە خواهم نوشت. بنیشنە خەیر…
اکنون هردو نیستید تا بە یاد بیاورید کە بر شما و ما چە گذشت. خلخالی معروف بە کرماشان آمدە بود و پسر بزرگ شما، در پادگان قلعەشاهین زندانی شدە بود. موجودی چون شبح، با قد و ریش و شکمی عجیب…
او کی بود و چە می خواست و داستانش چە بود؟
کشتار را ازتهران و بام مدرسە رفاە شروع کردە بود و اکنون در خاک کورد، جولان می داد. معلم ها را می کشت و حتی در شهر سنندژ، بیمار را با ابزار کمک بە بیمار بە میدان تیر می فرستاد. چون پسر بزرگت از دام دیو جست و فراری شد، مادر گفت کە دیگر کسی حق افروختن چراغ در خانە را ندارد و فانوسها و چراغ توری را غبار پوشاند . روزگاری سپری شد تا اینکە شبی زن عمو گوهر سنگین و متین با پسر عمو آمدند و دوبارە چراغ را افروختند. در آن زمان در روستای گوار برق نبود و جادە نیز نیمە خاکی بود.
زندگی مخفی و شبهاو روزهای هراس…
مردانی کە با صورت های پوشیدە، هر شب بر خانە ما هجوم می آوردندو آن شبی را من بیاد دارم کە از آنها مجوز ورود بە خانە را خواستم و آنها مرا بە دیوار سنگی خانە کوبیدند. یکی گفت: این هم مجوز!!!
بابا وقتی وارد خانە شدند، خواهرانم ترسیدند، تو گفتی نترسید بچەها! اینها هم آدم هستند…
بابا، سالها بی خبری از فرزند خیلی سخت بود. آن روز بە مرحوم علی اکبر بسطامی گفتی: فرزند کاکەخان، در جام جهان بینت نگاە کن و از کریم من سراغی بگیر…
بابا ، علی اکبر، بە شمال ایران اشارە کرد و حتی رنگ پیراهن کریم و رفیقش را هم گفت و خبرداد کە سالم است و روزی با افتخار برمی گردد.
بابا چقدر چشم براە ماندی و چقدر زجر کشیدی و جای زخم روی دندەات ماندگار شد. جای لگد آن شب پاسدارانی بود کە شبانە ترا دزدیدند و بە کرند بردند…
بابا خودت گفتی: چمان کلیلدار شەفەق کوشیایە!!!؟
بابا حالا ببین، آن لشکر عنکبوتی، جایی برای گریز ندارند..
فردا بازهم بە شما نامە خواهم نوشت. بنیشنە خەیر…
😢2
خرد ژئوپولیتیکی و منافع ملی را فدای توهمات ایده ئولوژیکی نمودن، چیزی جز عقب افتادگی و ویرانی و جنگ و بدبختی را دامنگیر مردم ننموده است.هیچ چیزی بر بنیاد عقل و دانش و دیپلماسی به عنوان یک هنر بنیاد گذاشته نشد و ادامه ان به فاجعه امروز که نابودی ساختار هزاره هاست انجامید. جنگ فاجعه بزرگی است ، نتیجه ان برای مردم ما و سرزمین ایران وحشتناک خواهد بود.
آخرین پنجشنبهٔ سال از راه رسید 🌷🌳🌺🍀🌻
وقت تنگ است و فروردین نزدیک ! باید آسمان ایران عزیزمان را
گردگیری کنم ، تمام خانه ها را از خشم و هزار چرا
دل تکانی کنم!
رخت سیاه را از تن مردم برکنم ، جامه شادی ،
بر تن مردم میهن کنم !
گلهای فرش خانه ها را آبیاری کنم !
مشتی گندم به نیت آبادانی کشورم ،
در کف دستانم سبز کنم!
با گنجشکهایم بنشینم
و نوید روزهای خوب خوب را بدهم !
روی تخم مرغها نقش چابکی و شادابی خرگوشها را بکشم
نامه ای به خدا بنویسم!
مرخصی والدین در بهشت آرمیده ام را وقت سال تحویل از خدا بگیرم !
آه چقدر کارهای نیمه تمام خوب دارم❤️
Mah naz.
وقت تنگ است و فروردین نزدیک ! باید آسمان ایران عزیزمان را
گردگیری کنم ، تمام خانه ها را از خشم و هزار چرا
دل تکانی کنم!
رخت سیاه را از تن مردم برکنم ، جامه شادی ،
بر تن مردم میهن کنم !
گلهای فرش خانه ها را آبیاری کنم !
مشتی گندم به نیت آبادانی کشورم ،
در کف دستانم سبز کنم!
با گنجشکهایم بنشینم
و نوید روزهای خوب خوب را بدهم !
روی تخم مرغها نقش چابکی و شادابی خرگوشها را بکشم
نامه ای به خدا بنویسم!
مرخصی والدین در بهشت آرمیده ام را وقت سال تحویل از خدا بگیرم !
آه چقدر کارهای نیمه تمام خوب دارم❤️
Mah naz.
👍1
در زمهریر و زمستان عجیب سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و تنگی و نگرانی زندگی مردم زیبا و پرحوصله و عزیز ایران زمین و جنگی که ناخواسته دامن سرزمینمان را فراگرفته . بهار و نوروز فرا رسیده است،قدمش را گرامی بداریم ، با همه سختی ها و نامعلومی ها و بی دادها به استقبالش می رویم و می گوییم سرزمین زیبا و هزاره ها ی تمدن بشریت،باور کن فرزندان تو در ایران و اقصی نقاط جهان گویای حال تو هستند و برای بهبودی و بهتر شدن حال تو کوشش می کنند،سربلند باش ، این روزها نیز بگذرند، سال نو و نوروز خجسته باد.
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
اما........
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست.
س.س.
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
اما........
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست.
س.س.
👍2
جنگ پروسه و منطق خاص خاص خود را دارد و پیش بینی در باره مسیرش ناممکن و گشایش و اغاز و پایان ان فاجعه اور است، یک انسان سالم نمی تواند تحت هیچ شرایطی با جنگ موافق باشد، چرا که جان انسان ها را می گیرد و زیر ساخت ها را به نابودی می کشاند و زندگی مردم در خطر قرار می گیرد..ضربه زدن و بمباران زیرساخت های ایران نوعی جنایت جنگی است.جهان باید از این جنایت جنگی جلوگیری نماید.
جنگ یک تراژدی وحشتناک است که مرگ، ویرانی، گرسنگی و خسارات جبرانناپذیری را به همراه دارد. زندگیها را فلج میکند، در غیرنظامیان، به ویژه کودکان، وحشت ایجاد میکند و باعث میشود مردم از آسیبهای روانی شدیدی رنج ببرند. این یک پدیده شرمآور است که ارزشهای جهانی انسانی را نابود میکند.Forwarded from اتچ بات
عمو جاسم، قامتی متوسط داشت. بینی خوش تراش و چشمهای سبز و سبیلی باریک. اما هیبتی در وی وجود داشت کە بخش زیادی از مردم کلهر، بە وی احترام می گذاشتند و حتی از وی حساب می بردند. وی توانایی خواندن و نوشتن را نداشت و اما بە طرز عجیبی علاقەمند بە خرید کتاب بود. در هر سفر بە کرمانشاە، کتابی می خرید و شبها در (دیواخان) وی کتابخوانی بود. شانامەی کوردی کە در ٱن سالها دستنویس بود و امیر ارسلان رومی و مهتر نسیم عیار و ...
زن عمویم نزدیک سماور می نشست و مرتب سینی چای جابجا می شد. بعد خواندن کتاب، نوبت بە عموعلی اکبر می رسید کە بسیار ماهرانە تقلید می کرد و همە ما، از تە دل می خندیدیم. ما فرزندان کار و تلاش روزانە بودیم و شبها تا پاسی از شب کتابخوانی بود و تیارت و زرەمشتەکی...
گاهی تابستانها، چند شب کولیها را برای اجرای موسیقی و (هەڵپەڕگە) دعوت می کردیم و عجیب رقصی بود در ٱبادی هفت کانی جهانشاە...
اکنون، از آن مردان و زنان نامجو، چند تن ماندە اند و عمو و زن عمو و عمەتاج و پدرم، در گذشتەاند و ما نیز در گوشەیی از جهان، رخت خود افکندەایم.
چرخ چی عالم، همچنان چرخ خود را می چرخاند و نسیم خنک دشت پرهیجان گواوڕ را در شهر کلن آلمان با همە هستی خود، می جویم و صدای چشمەهایش را می شنوم...
زن عمویم نزدیک سماور می نشست و مرتب سینی چای جابجا می شد. بعد خواندن کتاب، نوبت بە عموعلی اکبر می رسید کە بسیار ماهرانە تقلید می کرد و همە ما، از تە دل می خندیدیم. ما فرزندان کار و تلاش روزانە بودیم و شبها تا پاسی از شب کتابخوانی بود و تیارت و زرەمشتەکی...
گاهی تابستانها، چند شب کولیها را برای اجرای موسیقی و (هەڵپەڕگە) دعوت می کردیم و عجیب رقصی بود در ٱبادی هفت کانی جهانشاە...
اکنون، از آن مردان و زنان نامجو، چند تن ماندە اند و عمو و زن عمو و عمەتاج و پدرم، در گذشتەاند و ما نیز در گوشەیی از جهان، رخت خود افکندەایم.
چرخ چی عالم، همچنان چرخ خود را می چرخاند و نسیم خنک دشت پرهیجان گواوڕ را در شهر کلن آلمان با همە هستی خود، می جویم و صدای چشمەهایش را می شنوم...
Telegram
attach 📎
👍3
به راستی همیشه فکر می کنم که چرا ما در نقطه ای زیبا از جهان این همه دچار دردسر و سختی و رنج شده ایم ، مردم ما نیز سخت کوش و پر از تقلا و زحمت کش هستند با فرهنگ های رنگارنگ ، طبیعت سرزمینمان نیز داده های خدایی فراوان دارد و در هر پنجاه کیلومتر از دیارمان اب و هوا تغییر پیدا می کند ،علاوه بر ثروت های طلایی ما می توانستیم با جلب توریست ها در شمال و جنوب و هم چنین اثار کهن تاریخی خود زندگی مردم خود را بهبود بخشیم . متاسفانه حاکمان راه دیگری را رفتند که به دور از واقعیات و زندگی بود. انها مسیر ایده ئولوژی و ذهنیات را برگذیدند ، انها با تکیه به متون و ایده ال های پر از توهم می خواستند کشوری پهناور را با سابقه تاریخی بیش از چند هزار سال را اداره کنند ، شاید باورشان بر این بود ، اما جهان با رنسانس خود و با تکیه بر علم و دانش این دوران را از سر گذرانده بود ،حکومت اسقف ها با توبه گالیله پایان یافته بود. این ایده ئولوژی سبب عقب ماندگی و ضدیت با جهان در فاز پیشرفت اقتصادی و علمی شد و خسارت های جبران ناپذیری به بار اورد که حاصل ان جنگ و نابسامانی اقتصادی و نارضایتی اجتماعی و سیاسی گردید. مردم صبور ایران فراوان انتظار کشیدند که تغییری حاصل خواهد شد و یا تحولی صلح امیز صورت خواهد گرفت، در انتخاب های مختلف به این و ان دخیل می بستند . اما متاسفانه این ارزوها براورده نشد. حاکمان در هاله ای از پوشش و اعتقادات ایده ئولوژی و اتوپیایی خود قایم شده بودند و با تکیه به ثروت ملی هوای امپراطوری ایده ال های خود را داشتند که حتی از باخت های خود درس نگرفتند و به سوی مردم خود باز نگشتند.یک بار هم شده به این موضوع فکر ننمودند که چرا از ایران نزدیک به هفت ملیون انسان مهاجرت نموده اند؟ کنون ما با اقتصادی تحریم شده و ویران و با فقر و بیکاری و بحران و جنگ روبرو هستیم و این جنگ ادامه دارد و ما بیش از هر چیز نگران مردم و ضربه زدن به زیرساخت های جامعه هستیم و با همه توان ارزوی پایان جنگی را داریم که حتی به مدرسه ها هم رحم نکرد و کودکان را کشتار نمود .نمی دانم چه خواهد شد ؟ خواب ها برای سرزمین زیبایمان دیده شده است. اما من ایمان دارم که مردم با تجربه و پرحوصله و سخت کوش این دوران را خواهند گذراند و روزهای زیبا فراخواهد رسید.
❤1