This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم......
تسکین
❤24🔥4
رفتی ولی هنوز عکس چشات رو صفحه چتمه
هنوزم اسم تو تنها دلیلِ گریه هر شبمه😔🫠🥲🥀💔
هنوزم اسم تو تنها دلیلِ گریه هر شبمه😔🫠🥲🥀💔
😢24😭3❤2
سختترین نوع دلتنگی، دلتنگ کسی نیست که رفته...
دلتنگ کسیه که هنوز هست،
هنوز نفس میکشه،
هنوز گاهی آنلاین میشه؛
اما دیگر سهمی از زندگی تو ندارد.
و تو باید وانمود کنی
دیدن اسمش روی صفحه
هیچ اتفاقی در دلت نمیاندازد. 🖤
دلتنگ کسیه که هنوز هست،
هنوز نفس میکشه،
هنوز گاهی آنلاین میشه؛
اما دیگر سهمی از زندگی تو ندارد.
و تو باید وانمود کنی
دیدن اسمش روی صفحه
هیچ اتفاقی در دلت نمیاندازد. 🖤
تسکین
❤8💯3🔥1🎉1🤩1
یک روز متوجه میشوی دیگر منتظر پیامش نیستی. 📵
نه اینکه فراموشش کرده باشی؛
فقط آنقدر منتظر ماندهای
که خستگی جای امید را گرفته. 😔
و عجیب است...
آدم گاهی از کسی نمیبُرد؛
از انتظارِ برگشتنش میبُرد. 🍂
نه اینکه فراموشش کرده باشی؛
فقط آنقدر منتظر ماندهای
که خستگی جای امید را گرفته. 😔
و عجیب است...
آدم گاهی از کسی نمیبُرد؛
از انتظارِ برگشتنش میبُرد. 🍂
تسکین
😍5🎉4❤3🔥3👍2❤🔥2💯2🥰1🤩1
من هنوز بعضی آهنگها را رد میکنم.
نه چون آهنگ بدی هستند؛
چون یک نفر را یادم میاندازند
که دیگر نباید یادم بیاید.
عجیب نیست؟
گاهی یک آهنگ سه دقیقهای
میتواند تمام چیزی را برگرداند
که ماهها برای فراموش کردنش جنگیدهای. 🎧
نه چون آهنگ بدی هستند؛
چون یک نفر را یادم میاندازند
که دیگر نباید یادم بیاید.
عجیب نیست؟
گاهی یک آهنگ سه دقیقهای
میتواند تمام چیزی را برگرداند
که ماهها برای فراموش کردنش جنگیدهای. 🎧
تسکین
💯8❤4😍4🔥3🤩3🥰2👍1❤🔥1
📖 داستان کوتاه | «پیام ناتمام»
ساعت ۲:۱۷ شب بود.
گوشی را برداشت و صفحهی چت قدیمی را باز کرد.
آخرین پیامش هنوز همانجا بود.
چند لحظه تایپ کرد:
«دلم برات تنگ شده...»
مکث کرد.
پاکش کرد.
دوباره نوشت:
«کاش برمیگشتی.»
باز هم پاکش کرد.
آخر سر فقط صفحه را بست.
صبح که بیدار شد، فهمید اتفاق عجیبی افتاده؛
برای اولین بار، دلش میخواست پیام بدهد، اما نیاز نداشت که جواب بگیرد.
شاید آن شب،
اولین شبِ فراموش کردنش نبود...
اولین شبِ نجات دادن خودش بود. 🖤
ساعت ۲:۱۷ شب بود.
گوشی را برداشت و صفحهی چت قدیمی را باز کرد.
آخرین پیامش هنوز همانجا بود.
چند لحظه تایپ کرد:
«دلم برات تنگ شده...»
مکث کرد.
پاکش کرد.
دوباره نوشت:
«کاش برمیگشتی.»
باز هم پاکش کرد.
آخر سر فقط صفحه را بست.
صبح که بیدار شد، فهمید اتفاق عجیبی افتاده؛
برای اولین بار، دلش میخواست پیام بدهد، اما نیاز نداشت که جواب بگیرد.
شاید آن شب،
اولین شبِ فراموش کردنش نبود...
اولین شبِ نجات دادن خودش بود. 🖤
تسکین
😍6❤3❤🔥3👍1🤩1
گفتم که فراموشت کنم،
دلم گفت: «باشه...» 🍂
اما نگفت
با خاطراتت چه کنم؟
تو از من دور شدی،
ولی بعضی شبها
هنوز نزدیکترین آدمِ
فکرهای منی... 🥀
دلم گفت: «باشه...» 🍂
اما نگفت
با خاطراتت چه کنم؟
تو از من دور شدی،
ولی بعضی شبها
هنوز نزدیکترین آدمِ
فکرهای منی... 🥀
تسکین
❤4💯4😍3👍2🔥2🥰2🎉2🤩2❤🔥1💋1
اگه صبحی بلند شدی و من نبودم 🌅
بجای من بخند 😊
بجای من ذوق کن ✨
بجای من خودتو تشویق کن 👏
بجای من با حیوونا مهربون باش 🐾
بجای من به خودت قشنگ نگا کن 🪞
بجای من مراقب خودت باش 🤍
منم قول میدم حواسم بهت باشم و هرنشونه ای بشم واست که بدونی بازم کنارتم:
بجای من بخند 😊
بجای من ذوق کن ✨
بجای من خودتو تشویق کن 👏
بجای من با حیوونا مهربون باش 🐾
بجای من به خودت قشنگ نگا کن 🪞
بجای من مراقب خودت باش 🤍
منم قول میدم حواسم بهت باشم و هرنشونه ای بشم واست که بدونی بازم کنارتم:
تسکین 🕊️
🤩5🔥2💯2❤1🥰1😍1❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاضرم با گناه بوسیدن لب هایت به جهنم بروم
و انجا با افتخار بگویم طعم بهشت را چشیده ام
و انجا با افتخار بگویم طعم بهشت را چشیده ام
تسکین
😍21🤩16🔥13❤🔥13❤11👍11🥰11🎉11💯10👎1
رفتی،
و من تازه فهمیدم
بعضی خداحافظیها
پایان یک رابطه نیستند؛
شروعِ شبهاییاند
که آدم
با خودش بیشتر حرف میزند. 🖤
و من تازه فهمیدم
بعضی خداحافظیها
پایان یک رابطه نیستند؛
شروعِ شبهاییاند
که آدم
با خودش بیشتر حرف میزند. 🖤
تسکین
🥰6👍5🤩3❤🔥3❤2🔥2🎉2😍2💯2
«خطاب به من بنویس زندگی همین است 🌫️؛ شاید نقش اَبرها روی بومِ سفید خستهات کند 🎨، شاید یکطوری تنها شوی که انگار تمام آدمها منقرض شدهاند و یکه و تنها ماندی 🥀.»
تسکین
💯4❤3❤🔥3🔥1🤩1