ایگان فاتح رویایی دید که در آینده تاریکی عظیمی از سمت شمال آغاز میشه.
زمستانی که نه فقط یک جنگ یا یک پادشاهی بلکه تمام جهان انسانها را تهدید میکنه.
اون به این نتیجه رسید که وستروس باید متحد باشه تا در برابر این تهدید دوام بیاره.
این همون چیزیه که بعدها با عنوان نغمه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) شناخته میشه.
طبق پیشگویی شاهزادهای که وعده داده شده رهبریه که ظهورش از قبل تعیین شده یا شاید حتی یک نجاتدهنده باشه. در طول مجموعه، سرنخهایی دربارهی هویت این شاهزاده ارائه شده.
برخی از خوانندگان بر این باورند که شاهزاده موعود و آزور آهای در واقع یک نفر هستند در حالی که عدهای دیگه معتقدند این دو شخصیت به یکدیگر شباهت دارند اما افرادی جدا و مستقل از هم هستند.
💘7☃1🕊1
نغمه یخ و آتش موضوع یک پیشگوییه و اسم مجموعهی کتاب های فانتزی حماسی A Song of Ice and Fire هم از همین عبارت گرفته شده است.
گفته شده که "نغمه یخ و آتش" متعلق به شاهزاده موعوده اما محتوای این نغمه همچنان ناشناخته باقی مونده.
برادر بزرگتر دنریس، شاهزاده فقید ریگار تارگرین، توی یکی از رؤیاهای دنریس در خانهی نامیرایان (House of the Undying) ظاهر میشه.
دنریس اون رو میبینه که با همسرش، الیا مارتل درحالی که الیا یک نوزاد در اغوش داره دربارهی اینکه چه اسمی برای پسرشون انتخاب کنن و همچنین دربارهی سرنوشت او صحبت میکنه:
" ایگان. چه نام بهتری برای یک پادشاه. او همان شاهزادهای است که وعده داده شده و سرود او نغمه یخ و آتش است. "
درهمون حال ریگار به دنریس نگاه میکنه و ادامه میده :
" باید یک نفر دیگر هم باشد. اژدها سه سر دارد. "
بعد یک چنگ نقرهای برمیداره و شروع به نواختن میکنه.
با این حال نه دنریس و نه سر جوراه مورمونت نمیدونند منظور از «نغمه یخ و آتش» چیه.
اشاره میشه که بین نغمه ، وعده و خود دنریس ارتباطی وجود داره. این ارتباط زمانی واضحتر میشه که مستر ایمون، دنریس رو همون "شاهزاده موعود" معرفی میکنه.
عبارت «یخ و آتش» همچنین توی سوگند وفاداری ریدها به برن استارک ذکر میشه.
این عبارت بهعنوان نمونهای از دو چیز متضاد هم به کار رفته.
هرچند این عبارت ممکنه به اتحاد خاندان تارگرین و خاندان استارک هم اشاره داشته باشه.
پیمان یخ و آتش (Pact of Ice and Fire) توافقی بود که توی جریان جنگ داخلی رقص اژدهایان بین شاهزاده جسریس ولاریون و لرد گرکان استارک شکل گرفت. بر اساس این توافق، قرار بود یک شاهدخت سلطنتی در ازای حمایت خاندان استارک از جناح سیاهپوشان با خاندان استارک ازدواج کنه اما این پیمان هرگز عملی نشد.
💘7☃1🕊1
وقتی اِیمون تارگرین جوونتر بود، فکر میکرد ریگار تارگرین همون «شاهزادهایه که وعده داده شده». دلیلش هم این بود که باور داشت دود پیشگویی از آتیشسوزی سامرهال میاد و نمک هم از اشک آدماییه که اونجا برای کشتهشدهها گریه کردن.
خود ریگار هم اون موقع با مستر ایمون همنظر بود و فکر میکرد شاید خودش همون شاهزاده موعود باشه. طبق حرفهای آرستان وایتبرد (Arstan Whitebeard)، یه روز ریگار توی طومارهاش به چیزی برخورد که کلاً دیدگاهش رو عوض کرد و تصمیم گرفت شوالیه بشه. بعد به "سِر ویلم داری" گفت:
«به شمشیر و زره نیاز دارم. ظاهراً باید یه جنگجو باشم.»
ولی بعدها ریگار نظرش عوض شد و فکر کرد پسر نوزادش، اِیگان، همون شاهزادهی موعوده؛ چون درست موقع تولد اِیگان، یه ستاره دنبالهدار تو آسمون کینگز لندینگ دیده شد.
البته همهچی طبق نقشه پیش نرفت. ریگار توی نبرد ترایدنت به دست رابرت براثیون کشته شد و اِیگان هم هنگام غارت کینگز لندینگ، به دست "سر گرگور کلگین" کشته شد.
از اون طرف، ملیساندر، کاهن سرخ، به درگناستون رفت تا آزور آهای رو پیدا کنه کسی که قرار بود توی جنگ علیه " The Great Others" برای سپیدهدم بجنگه و سپاه رهلور رو رهبری کنه.
ملیساندر باور داشت که آزور آهای قراره در میان دود و نمک دوباره متولد بشه و فکر میکرد درگناستون دقیقاً همون جاییه که این اتفاق قراره بیفته.
برای همین هم مطمئن بود استنیس براثیون، لرد درگناستون، همون شاهزادهایه که وعده داده شده.
طبق متن پیشگویی:
When the red star bleeds and the darkness gathers, Azor Ahai shall be born again amidst smoke and salt to wake dragons out of stone.
💘6☃1🕊1
وقتی دنریس همراه سر جوراه مورمونت توی بندر کارت هست، دربارهی برادرش حرف میزنه و میگه ریگار معتقد بود اون بچه همون شاهزادهی موعوده.
جوراه در جواب میگه اگه ایگان واقعا شاهزادهی موعود بوده، پس اون وعده هم همراه با جمجمهش شکسته؛ چون لنیسترها موقع غارت کینگز لندینگ سر بچه رو به دیوار کوبیدن و کشتنش.
دنریس ظاهراً حرف جوراه رو قبول میکنه و بعد دربارهی «نغمه یخ و آتش» میپرسه ولی جوراه میگه هیچوقت چنین نغمه ای نشنیده.
در درگناستون، ملیساندر توضیح میده که استنیس براتیون همون شاهزادهی موعوده و ستاره دنبالهدار سرخ هم نشونهی اونه.
بعد در دیوار، ملیساندر به نگهبانان شب میگه برای مقابله با تاریکی آتشهای شبانه روشن کنن و از جنگ برای سپیدهدم حرف میزنه.
وقتی مِیستر ایمون درباره شاهزاده موعود ازش میپرسه ملیساندر بدون شک میگه: استنیس همون آزور آهایه.
اما بعد در براووس، سمول تارلی خبرهایی دربارهی دنریس و اژدهاهاش برای ایمون تعریف میکنه. ایمون با شنیدن این حرفها به این نتیجه میرسه که دنریس ممکنه همون شخصی باشه که توی پیشگویی ازش حرف زده شده.
ایمون یاد حرفهای سپتون بارت میافته که گفته بود اژدهاها جنسیت ثابتی ندارن و میتونن نر یا ماده باشن. همین باعث میشه ایمون به یه احتمال مهم برسه: شاید مشکل از ترجمهی پیشگویی بوده.
در نتیجه به سم میگه:
شخصی که در پیشگویی ازش حرف زده شده Prince نیست بلکه Princess هست و
اون دنریسه.
ایمون تصمیم میگیره که دنریس رو پیدا کنه اما توی مسیر رفتن به اولدتاون از دنیا میره.
با این حال "آرکمستر ماروین" اعلام میکنه که خودش قصد داره به جای اون پیش دنریس در خلیج بردهداران (Slaver’s Bay) بره.
💘6☃1🕊1
توی میرین سر باریستان سلمی (Arstan Whitebeard) با دنریس دربارهی پدر و مادرش، یعنی شاه اریس دوم و ملکه ریلا، حرف میزنه.
باریستان بهش میگه پدربزرگ دنریس شاه جهریس دوم، بعد از اینکه یه جادوگر جنگلی پیشگویی کرد شاهزادهای که وعده داده شده از نسل
اونها به دنیا میاد، دستور داد ریلا و اریس با هم ازدواج کنن.
دنریس دربارهی اون جادوگر میپرسه و باریستان در جواب به سامرهال(Summerhall) اشاره میکنه. ولی دنریس که حسابی خستهست ازش میخواد دیگه بره و تنهاش بذاره.
اون طرف توی دیوار، جان اسنو به حرفهای ملیساندر شک داره. بهش یادآوری میکنه که قبلاً گفته بود شاهزادهی موعود باید «از دود و نمک زاده بشه». جان هم عملاً بهش میگه از نظر خودش، ملیساندر بیشتر از اینکه درست پیشبینی کنهاشتباه میکنه.
در معبد پروردگار نور در ولانتیس هم بنرو (Benerro) دربارهی یه پیشگویی قدیمی قهرمانی موعود موعظه میکنه؛ دربارهی قهرمانی که قراره جهان رو از تاریکی نجات بده.
در آخر هم کاهن اعظم هشدار میده که «چشم تاریکی» روی دنریس افتاده.
💘6☃1🕊1
تا اینجا بیشترین اطلاعاتی که دربارهی اینکه شاهزاده موعود چه کسی میتوانه باشه از میستر ایمون به دست اومده.
ایمون خیلی زود متوجه میشه که تو ترجمه پیشگویی اشتباهی رخ داده چرا که اژدهاها نه مذکرند و نه مؤنث. اون برای سم توضیح میده:
«هیچکس هرگز به دنبال یک دختر نبود. شاهزادهای بود که وعده داده شده بود نه یک شاهدخت. من فکر میکردم ریگار است . دود از آتشی میآمد که سامرهال را در روز تولد او بلعید و نمک از اشکهایی بود که برای کسانی که مرده بودند ریخته شد. او وقتی جوان بود با باور من همعقیده بود اما بعدها متقاعد شد که این پسر خودش است که پیشگویی را برآورده میکند زیرا شبی که ایگان نطفهاش بسته شد، یک ستاره دنباله دار در آسمان کینگز لندینگ دیده شده بود و ریگار مطمئن بود که آن ستاره خونین پیشگویی است.»
ایمون برای سم بازگو میکنه که اژدهایان نه مذکرند و نه مؤنث و همین موضوع باعث شده پیشگویی بیشتر مفسران را فریب بده،
بهجز سپتون بارت:
«چه ما که فکر میکردیم اینقدر خردمندیم احمق بودیم! اشتباه از ترجمه بود. اژدهایان نه مذکرند و نه مؤنث؛ بارت حقیقت را فهمیده بود.
زبان همهی ما را برای هزار سال گمراه کرد.»»
همچنان مستر ایمون اضافه میکنه:
«دنریس همان شاهزاده موعود است؛ متولدشده میان نمک و دود. اژدهایان این را ثابت میکنند.»
دیدگاه میستر ایمون با پیشگویی جادوگر جنگل هم تایید میشه . او پیشگویی کرده بود که شاهزاده موعود از نسل شاهزاده اِیریس و شاهدخت رِیلا تارگرین متولد میشه و دنریس تارگرین هم دخترشونه.
البته مستر ایمون هیچوقت اسم آزور آهای رو برای سم مطرح نمیکنه و فقط از شاهزاده موعود حرف میزنه
💘7☃1🕊1
خب، یکی از مهمترین دلایلی که باعث میشه جان اسنو رو بهعنوان شاهزاده موعود در نظر بگیرن، همون مفهوم یخ و آتشه. جان از طرف پدرش با آتش و تارگرینها ارتباط داره و از طرف مادرش با یخ و شمال؛ بنابراین خودش بهنوعی تجسم «نغمه یخ و آتش» محسوب میشه.
دلیل دیگه، ارتباط مستقیم ریگار تارگرین با این پیشگوییهاست. ریگار اول فکر میکرد خودش شاهزاده موعوده، اما بعد از اینکه برداشتش از پیشگویی تغییر کرد، به این نتیجه رسید که فرزندش باید همون شاهزاده موعود باشه. همین موضوع باعث میشه بعضیها فکر کنن ریگار در نهایت به جان اشاره داشته، نه ایگان.
از طرف دیگه، تئوری اژدها سه سر دارد هم میتونه به جان مربوط باشه. ریگار به این ایده اعتقاد داشت و اگر جان یکی از سه سر اژدها باشه، نقش مهمی در این پیشگویی پیدا میکنه.
خود جان هم ترکیبی عجیب از یخ و آتیشه؛ یک direwolf سفید داره و از طرف دیگه ارتباطش با تارگرینها و اژدهاها هم مطرحه. همین تضاد باعث شده بعضیها جان رو نماد واقعی «Ice and Fire» بدونن.
بعد میرسیم به یکی از مهمترین بخشهای این تئوری: بازگشت جان از مرگ. اگر جان واقعاً بعد از مرگ دوباره زنده بشه، شباهتش با مفهوم Azor Ahai Reborn خیلی جدی میشه؛ چون طبق افسانه، آزور آهای هم قراره دوباره متولد بشه تا با تاریکی مقابله کنه.
و در نهایت میرسیم به ملیساندر. کسی که اول تمام مدت فکر میکرد استنیس همون آزور آهایه، اما در کتاب پنجم یکی از مهمترین دیالوگهاش رو میگه:
“I pray for a glimpse of Azor Ahai, and R'hllor shows me only Snow.”
ملیساندر در شعلهها دنبال تصویری از آزور آهای میگرده، اما چیزی که میبینه فقط Snow ـه. و طبیعتاً یکی از واضحترین برداشتها از این کلمه Jon Snow هست.
همین باعث شده نظریهی Jon Snow = The Prince That Was Promised / Azor Ahai Reborn یکی از جدیترین تئوریهای طرفدارهای مجموعه باشه.
💘7☃1🕊1