موسسه مطالعاتی تحریریه
11K subscribers
3.01K photos
4.49K videos
2 files
14.8K links

بررسی تخصصی موضوعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی روز ایران و جهان توسط نخبه‌ترین تحلیلگران ایران، در موسسه مطالعاتی تحریریه

تلگرام تحریریه⬇️
@tahririeh_admin
سایت تحریریه⬇️
https://tahririeh.com/
کانال یوتیوب تحریریه⬇️
youtube.com/@tahririehplus
Download Telegram
اما تعداد کمی از اسرائیلی‌ها بر روی این موضوع متمرکز هستند. برخی نگران‌اند که هزینه‌های دولت به درستی کنترل نمی‌شود، در حالی که رفاه اختصاص یافته به جامعه فوق‌ارتدوکس که به سرعت در حال رشد است، پایدار نیست. دیگران هشدار می‌دهند که دموکراسی اسرائیل ناکارآمد است. در یک نظرسنجی اخیر، اکثریت رأی‌دهندگان میانه‌رو و چپ‌گرا گفتند که شکست در این انتخابات در برابر جناح نتانیاهو «غیرقابل تحمل» خواهد بود. ممکن است اسرائیلی‌های بیشتری مهاجرت را انتخاب کنند. در سال ۲۰۲۴ تقریباً ۸۳,۰۰۰ نفر مهاجرت کردند که یک رکورد بود، و در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۷۰,۰۰۰ نفر نیز همین مسیر را دنبال کردند. این می‌تواند نشانه اولیه فرار مغزها باشد.

بیشتر نظرسنجی‌های انجام شده طی سه سال گذشته نشان می‌دهد که احزاب حاضر در ائتلاف کنونی آقای نتانیاهو موفق به کسب اکثریت نخواهند شد. اما حتی اگر اپوزیسیون نیز اکثریت را به دست آورد، برای تشکیل دولتی مؤثر با مشکل روبرو خواهد شد. مخالفان آقای نتانیاهو شامل احزاب راست‌گرا و میانه‌رو می‌شوند که از پیوستن به ائتلافی که شامل احزاب عرب-اسرائیلی باشد، خودداری می‌کنند. اپوزیسیون فاقد یک رهبر مشخص است. آقای بنت با یائیر لاپید، نخست‌وزیر میانه‌رو سابق، ائتلاف کرده است. اما، با وجود صحبت‌های فراوان در مورد الگوبرداری از احزاب دموکراتیک که در مجارستان برای سرنگونی ویکتور اوربان متحد شدند، دیگر احزاب اپوزیسیون هنوز آقای بنت را به عنوان نامزد خود برای نخست‌وزیری به رسمیت نشناخته‌اند. عدم وحدت احتمالاً توضیح می‌دهد که چرا لیکود در اکثر نظرسنجی‌ها همچنان بزرگترین حزب باقی مانده است.

برخی این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا آقای نتانیاهو، در سن ۷۶ سالگی و به عنوان طولانی‌ترین نخست‌وزیر اسرائیل، بالاخره کناره‌گیری خواهد کرد. او علاوه بر تلاش برای حفظ انسجام بلوک خود، با مشکلات قلبی دست و پنجه نرم کرده و در حال بهبودی از درمان سرطان پروستات است. بازنشستگی نه تنها از شکست انتخاباتی احتمالی و تحقیرآمیز جلوگیری می‌کند، بلکه به او اجازه می‌دهد معامله اعتراف به گناه را بپذیرد و به محاکمه جاری خود به اتهام رشوه و کلاهبرداری (اتهاماتی که او به شدت انکار می‌کند) پایان دهد. اما بسیاری بر این باورند که او قادر به دست کشیدن از مبارزه نیست. این قرار است دوازدهمین انتخابات او به عنوان رهبر لیکود باشد. طی چهار دهه فعالیت سیاسی، او بارها نظرسنجی‌ها را به چالش کشیده است. یک رقابت دیگر ممکن است برایش غیرقابل مقاومت باشد. بنابراین، با وجود تمام پرسش‌های جدی که اسرائیلی‌ها در این انتخابات با آن روبرو هستند، تقریباً مطمئناً این انتخابات به یک همه‌پرسی دیگر درباره آقای نتانیاهو تبدیل خواهد شد.

@tahririeh
👍2
خواسته‌های تمام‌نشدنی آمریکا در حوزه هسته‌ای

 «نیت سوانسون» و «متیو شارپ» در تحلیلی که نشریه «فارن افرز» آن را منتشر کرده در پاسخ به این پرسش که «آیا ترامپ می‌تواند با ایران به یک توافق هسته‌ای جدید دست یابد؟» عنوان داشتند در مسیر رسیدن به یک توافق با ایران، واشنگتن مطالبات بیشتری مطرح می‌کند ولی تهران اهرم بیشتری در اختیار دارد.
در متن این گزارش تحلیلی آمده است :
از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ علیه ایران شد، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، در تعریف اهداف این درگیری با مشکل روبه‌رو بوده است. تأکید او از درخواست برای تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی ایران و سپس به تأمین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است. او بیش از همه، به نظر می‌رسد بر ضرورت عقب راندن برنامه هسته‌ای تهران تأکید کرده باشد. این چارچوب‌بندی برای جنگی که تقریباً هیچ آسیبی به توانمندی‌های هسته‌ای ایران وارد نکرده، عجیب است، اما برای رئیس کشوری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما با ایران، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج شد و یک سال پیش ادعا کرد که برنامه ایران را «نابود» کرده است، مناسب به نظر می‌رسد. ترامپ در اواخر آوریل در تروث سوشال با لاف‌زنی گفت «توافقی که ما با ایران در حال انجام آن هستیم، بسیار بهتر از برجام خواهد بود.»
با اینحال دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از چیزی خواهد بود که رئیس‌جمهور به نظر می‌رسد درک می‌کند، و بخش زیادی از این دشواری به این دلیل است که توانمندی‌های هسته‌ای ایران از زمانی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود ایالات متحده را از معاهده ۲۰۱۵ خارج کرد، پیشرفت کرده است.
گزارش‌های عمومی نشان می‌دهد که مذاکرات جاری میان آمریکا و ایران درباره برنامه تهران بر دو عنصر متمرکز است: مدت یک توقف موقت در فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم آن و سرنوشت ذخیره اورانیوم با غنای بالای آن. هر دو، اجزای ضروری هر توافق هسته‌ای موفق در آینده هستند، اما در عین حال کافی نیستند. طی هفت سال گذشته، ایران توانایی خود را برای تولید و نصب سانتریفیوژهای غنی‌سازی قدرتمندتر به‌طور چشمگیری بهبود داده است، و این امر زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز یک سلاح هسته‌ای را کاهش داده است. همچنین اکنون شکاف‌های بیشتری در دانسته‌های بازرسان بین‌المللی درباره گستره این برنامه وجود دارد.
ترامپ برای اینکه بتواند به چیزی ببالد، فقط به توافقی نیاز ندارد که با برجام متفاوت باشد؛ او به توافقی به‌طور چشمگیر متفاوت نیاز دارد. یک توافق در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از پرداختن به غنی‌سازی و ذخایر باشد؛ این توافق همچنین باید رویه‌های جدید و مفصلی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توانمندی‌های کنونی ایران را درک کنند و از پیشرفت پنهانی این کشور به سوی دستیابی به سلاح جلوگیری کنند. بدون رسیدگی به این نگرانی‌ها، مهم نیست واشنگتن چقدر ایران را بمباران کند، یا توقف موقت غنی‌سازی چه مدت ادامه یابد، یا چه بر سر اورانیوم با غنای بالای این کشور بیاید. تهران ممکن است از این جنگ در حالی بیرون بیاید که از قبل به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده باشد.
ایران یاد گرفت چگونه سرعت بگیرد
ژوئن گذشته، برنامه غنی‌سازی ایران در اثر حملات آمریکا و اسرائیل در آنچه اکنون به عنوان جنگ ۱۲روزه شناخته می‌شود، به‌شدت تضعیف شد. دانشمندان هسته‌ای حذف شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز به‌شدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هسته‌ای ایران اکنون همچنان چالشی بزرگ‌تر از سال ۲۰۱۵ ایجاد می‌کند؛ زمانی که آخرین معاهده هسته‌ای نهایی شد. آن توافق نه فقط تعداد سانتریفیوژهایی را که ایران می‌توانست به کار بگیرد محدود می‌کرد، بلکه، و مهم‌تر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که می‌توانست به کار گیرد یا تولید کند نیز محدود می‌ساخت. و همچنین ایران را از انجام برخی پژوهش‌ها که برنامه سانتریفیوژ آن را پیش می‌برد، بازمی‌داشت. پس از آنکه ایالات متحده از توافق خارج شد، این مفاد دیگر اجرا نشد.
در سال‌های پس از آن، ایران دانش فنی در تولید و بهره‌برداری از سانتریفیوژها به دست آورد که نمی‌توان آن را با بمباران از میان برد. تا ژوئن ۲۰۲۵، بهترین سانتریفیوژهای ایران تقریباً شش برابر کارآمدتر از سانتریفیوژهایی بودند که در سال ۲۰۱۵ وجود داشتند. ایران همچنین سرعت نصب خود را بهبود بخشید: نرخی که یک کشور می‌تواند با آن مواد لازم برای سلاح هسته‌ای تولید کند، فقط به تعداد و نوع سانتریفیوژهایی که دارد بستگی ندارد، بلکه به این نیز بستگی دارد که با چه سرعتی می‌تواند سانتریفیوژهای بیشتری را در «آبشارها»، یا شبکه‌هایی از دستگاه‌های به‌هم‌پیوسته که فرایند تغلیظ را شتاب می‌بخشند، نصب کند.
2
در سال ۲۰۱۵، ایران می‌توانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر یک از آنها تقریباً شامل ۱۷۰ سانتریفیوژ به‌هم‌پیوسته بود. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانایی نصب آبشارها را با سرعتی نزدیک به سه برابر بیشتر نشان داد.
این پیشرفت‌های فناورانه در مجموع، زمانی را که تهران برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هسته‌ای نیاز دارد، به‌شدت فشرده می‌کند، حتی اگر مجبور باشد زیرساخت هسته‌ای خود را از صفر بازسازی کند. توانایی ایران برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هسته‌ای را مانند مسابقه‌ای در یک پیست در نظر بگیرید که در آن سرعت حرکت با توان فناورانه کشور تعیین می‌شود و نقطه شروع با شدت محدودیت‌ها مشخص می‌شود. از نقطه شروعی که برجام تحمیل کرده بود، ایران می‌توانست این فاصله را در حدود یک سال طی کند و با سرعتی متوسط حرکت کند. حامیان آن معاهده استدلال می‌کردند که این فاصله زمانی به دیگر کشورها فرصت کافی می‌دهد تا تلاش برای گریز هسته‌ای را شناسایی کنند و پیش از آنکه ایران به خط پایان برسد، از راه دیپلماتیک یا نظامی واکنش نشان دهند. اما بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، ایران یاد گرفت که با تمام سرعت بدود. در نتیجه، حتی اگر ایران خواسته‌های ترامپ برای غنی‌سازی صفر را بپذیرد و از تمام اورانیوم با غنای بالای خود صرف‌نظر کند—محدودیت‌هایی شدیدتر از آنچه توافق ۲۰۱۵ تحمیل کرده بود—باز هم ممکن است بتواند این مسابقه را در زمانی کوتاه‌تر به پایان برساند.
در واقع، حتی اگر ایران این امتیازها را می‌داد و جنگ ۱۲روزه سال گذشته همه سانتریفیوژهای نطنز و فردو را به‌طور کامل نابود کرده بود، برآورد ما این است که تهران برای آنکه بتواند در جایی دیگر به‌سرعت سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر را نصب کند و به اندازه مواد غنی‌شده لازم برای یک سلاح تولید کند، به زمانی نزدیک‌تر به شش ماه نیاز داشت تا یک سال. اگر ایران بخشی از هزاران کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با کیفیت پایین‌تر را که می‌دانیم در اختیار دارد حفظ کند، این بازه زمانی حتی کوتاه‌تر هم می‌شود.
شکاف‌ در مرزهای دانش
سایت‌های هسته‌ای شناخته‌شده ایران اکنون زیر آوار هستند. اما هنوز ابهام زیادی درباره این موضوع وجود دارد که آیا ممکن است این کشور تأسیسات دیگری مرتبط با غنی‌سازی داشته باشد یا نه.
ایران سابقه‌ای طولانی در پیگیری پنهانی غنی‌سازی دارد؛ دو تأسیسات اعلام‌شده غنی‌سازی ایران در نطنز و فردو هر دو در آستانه قرن بیست‌ویکم به‌صورت مخفیانه ساخته شدند، و این امر نقض تعهد قانونی کشور برای اطلاع دادن به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایجاد چنین سایت‌هایی بود. در اوایل سال ۲۰۲۵، ایران به‌طور علنی از برنامه‌ای برای ساخت سومین تأسیسات زیرزمینی غنی‌سازی در اصفهان خبر داد، و تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده پیش از جنگ ۱۲روزه در ژوئن همان سال، نگرانی‌ها را درباره این احتمال افزایش داد که تأسیسات قابل‌توجه دیگری نیز شاید در کوه کلنگ در نزدیکی نطنز در حال ساخت باشد. چون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از هیچ‌یک از این دو سایت بازدید نکرده است، وضعیت عملیاتی آنها نامعلوم است.
تهران ممکن است از این جنگ در حالی بیرون بیاید که از قبل به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده باشد
معاهده ۲۰۱۵ در نهایت بیش از آنکه بر محدود کردن توانایی ایران برای سرهم‌بندی سلاح هسته‌ای واقعی تمرکز داشته باشد، بر مهار توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای یک سلاح هسته‌ای متمرکز بود. دلیلش این بود که محدود کردن غنی‌سازی آسان‌تر از نظارت بر همه فعالیت‌هایی است که در ادامه به ساخت یک سلاح کمک می‌کنند و مختل کردن آنها دشوارتر است.
غنی‌سازی به تأسیسات صنعتی تخصصی نیاز دارد، در حالی که تسلیحاتی‌سازی شامل اموری مانند مدل‌سازی رایانه‌ای، آزمایش مواد منفجره متعارف، و کار روی طراحی کلاهک می‌شود؛ همه اینها را می‌توان در تأسیسات کوچکی انجام داد که تمایز دادن آنها از مراکزی که برای پژوهش‌های عادی علمی یا صنعتی به کار می‌روند بسیار دشوارتر است. و برای سال‌های متمادی، دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا ارزیابی می‌کردند که ایران در حال انجام فعالیت‌های کلیدیِ تسلیحاتی‌سازیِ لازم برای تولید یک جنگ‌افزار هسته‌ای نیست. بخش T برجام تلاش داشت به چالش محدود کردن فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای بپردازد، اما سازوکار اجرای آن مبهم باقی مانده بود و این بند هرگز آزموده نشد.
با این حال، ماهیت چالش هسته‌ای ایران از سال ۲۰۱۵ به این طرف به‌طور بنیادین تغییر کرده است. ساخت یک سلاح هسته‌ای به دو چیز نیاز دارد: تولید مواد شکافت‌پذیر لازم و تبدیل آن مواد به یک کلاهک واقعی. زمانی که تولید مواد شکافت‌پذیر مانع اصلی بود، تمرکز کمتر بر تسلیحاتی‌سازی انتخابی قابل درک به شمار می‌رفت. اما تلاش ایران برای به‌طور چشمگیر شتاب بخشیدن به جدول زمانی غنی‌سازی‌اش، این محاسبه را تغییر داده است. و نگرانی از اینکه ایران بتواند تسلیحاتی‌سازی را دنبال کند، عینی‌تر شده است: در سال ۲۰۲۴، نهادهای اطلاعاتی آمریکا بی‌سروصدا ارزیابی دیرینه خود مبنی بر اینکه ایران در پی چنین فعالیت‌هایی نیست را از گزارش سالانه‌شان حذف کردند.
جلوگیری از فعالیت‌های تسلیحاتی‌سازی و شناسایی آنها دشوار است، زیرا به ابزارها و اختیارات تازه نیاز دارد، اما جهان دیگر نمی‌تواند از انجام این کار اجتناب کند. به دست آوردن سطحی از دسترسی که به ناظران امکان دهد به‌طور کافی بر تسلیحاتی‌سازی نظارت کنند، در هر شرایطی دشوار بود. اما اکنون این کار به‌مراتب سخت‌تر خواهد بود، زیرا ایران مدعی است که بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تسهیل جاسوسی‌ کمک کرده که به حملات سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به سایت‌هایش انجامید.
یک توافق خوب
هنوز هم یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک برای تهدید هسته‌ای ایران در راستای منافع ملی ایالات متحده است. اما آنچه در سال ۲۰۱۵ کارآمد بود، دیگر کافی نیست. خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد—آنچه ترامپ از آن با عنوان «غبار هسته‌ای» یاد می‌کند—فوری‌ترین نگرانی را برطرف می‌کند، و تعلیق کامل غنی‌سازی به مدت پنج سال، چنان‌که گفته می‌شود ایران پیشنهاد کرده، از برخی محدودیت‌های توافق ۲۰۱۵ نیز فراتر می‌رود. اما توافقی هسته‌ای که فقط بر غنی‌سازی و ذخایر متمرکز باشد، دیگر نمی‌تواند این مساله را حل کند. یک توافق خوب اکنون باید پیشرفت فناوری غنی‌سازی ایران، ظرفیت آن برای فعالیت‌های پنهانیِ غنی‌سازی، و توانایی‌اش برای تبدیل اورانیوم غنی‌شده به سلاح‌های قابل استفاده را نیز در نظر بگیرد.
برای اطمینان از اینکه ایران نتواند با توقف موقت غنی‌سازی موافقت کند اما هم‌زمان در تأسیسات مخفیانه مشغول غنی‌سازی باشد، یک توافق جدید باید تهران را ملزم کند اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد؛ پروتکلی که مشخصاً برای کمک به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تحقیق و افشای تأسیسات هسته‌ای مخفی طراحی شده است. در چارچوب چنین توافقی، بازرسان آژانس باید مأمور شوند تا کامل‌ترین برآورد ممکن را از همه سانتریفیوژهایی که ایران از سال ۲۰۲۱، یعنی زمانی که این کشور نظارت پیشرفته را ممنوع کرد، تولید کرده است به دست دهند. این واقعیت که هم تأسیسات تولیدی ایران و هم سانتریفیوژهای آن اکنون ممکن است زیر آوار باشند، این کار را به‌طور قابل‌توجهی پیچیده خواهد کرد.
برای محدود کردن توانایی ایران در تبدیل اورانیوم به سلاح، تهران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستی‌آزمایی درباره پژوهش‌های غیرهسته‌ای و فعالیت‌های نظامی‌ای که کاربردهای بالقوه تسلیحاتی دارند ارائه کند و اطمینان دهد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بتواند از سایت‌های نظامی بازرسی کند. اجرای مفاد موجود در پروتکل الحاقی و افزودن بندهایی مشابه بخش T توافق ۲۰۱۵ کمک خواهد کرد. اما این ابزارها باید برای پرداختن به فعالیت‌های تسلیحاتی‌سازی بیش از این گسترش یابند و با شروط روشن برای دسترسی همراه شوند. ایران در برابر درخواست‌هایی که اجازه دهد آژانس از تأسیسات نظامی بازرسی کند مقاومت خواهد کرد. اما هرگونه ابهام درباره حق آژانس برای پیگیری فعالیت‌های مشکوک به تسلیحاتی‌سازی باید همین حالا برطرف شود، نه اینکه به تفسیرهای آینده واگذار شود.
اینکه دولت ترامپ در عرصه عمومی تقریباً هیچ اشاره‌ای به نقشی که راستی‌آزمایی و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید در یک توافق با ایران ایفا کنند نکرده است، نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده است. در مجموع، فقدان برنامه‌ریزی پیشینی، مشخصه کل تلاش جنگی ایالات متحده بوده است: دولت ترامپ آشکارا کار کافی برای ترسیم مسیرهای احتمالی این درگیری و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی، نزدیک‌ترین اتحادهای واشنگتن، و اعتبار کلی آمریکا انجام نداد. اگر همین کمبود توجه به جزئیات، بر تلاش‌های واشنگتن برای مذاکره بر سر یک توافق هسته‌ای جدید نیز سایه بیفکند، اشتباهی بزرگ خواهد بود.
ضروری اما ناکافی
3
جنگ اخیر آشکار کرده است که حتی یک توافق هسته‌ای بی‌نقص هم نمی‌تواند تهدیدی را که ایران ایجاد می‌کند برطرف کند. در حقیقت، دشواری ایالات متحده در تعریف اولویت‌های خود در قبال ایران، بسیار پیش از این دولت آغاز شده بود (ما در تلاش‌های پیشین دولت آمریکا برای مقابله با تهدید هسته‌ای ایران مشارکت داشته‌ایم؛ سوانسون به‌عنوان متخصص امور ایران و شارپ به‌عنوان کارشناس فنی متمرکز بر مسائل هسته‌ای). گاهی واشنگتن برنامه هسته‌ای ایران را محور اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران قرار می‌داد. در زمان‌های دیگر، سیاست‌گذاران تهدید هسته‌ای را در اولویت پایین‌تری قرار می‌دادند و بر مجموعه کامل خطراتی که ایران ایجاد می‌کند، و نیز بر نحوه رفتار رژیم با مردم خود، تمرکز می‌کردند.

جنگ ایران به ما آموخته است که هیچ‌یک از این دو رویکرد به‌تنهایی کارآمد نیست. تمرکز محدود و صرف بر برنامه هسته‌ای تهران نمی‌تواند تهدید ایران علیه امنیت آمریکا را برطرف کند. فوری‌ترین تهدیدهایی که ایران برای منافع آمریکا ایجاد می‌کند، توانایی آن برای کنترل رفت‌وآمد کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز و برنامه موشکی آن است، نه برنامه هسته‌ای‌اش. اما ایرانی که به سلاح هسته‌ای مجهز باشد، خود مساله‌ای هولناک پدید می‌آورد و این تهدیدهای موجود را به‌گونه‌ای غیرقابل‌سنجش وخیم‌تر می‌کند.

یک توافق هسته‌ای هم ضروری است و هم برای رویارویی با چالش گسترده‌تر ناکافی؛ چالشی که با گذشت زمان فقط سیال‌تر و خطرناک‌تر می‌شود و نمی‌توان صرفاً با ابزار نظامی با آن مقابله کرد. بنابراین، اگر ترامپ بخواهد با ایران یک پیمان هسته‌ای جدید منعقد کند، باید آن را به توافقی خوب تبدیل کند. توافقی که فقط به سایت‌های شناخته‌شده غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم بپردازد و به ظرفیت افزایش‌یافته غنی‌سازی کشور یا احتمال فعالیت پنهانی یا تسلیحاتی‌سازی توجه نکند، مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد شد. چنین توافقی فقط تلاش ایران را بیشتر به زیرزمین خواهد برد—و یافتن یک راه‌حل در آینده را حتی دشوارتر خواهد کرد.

*متن فوق ترجمه کامل گزارش فارن افرز به عنوان رسانه زیرمجموعه «شورای روابط خارجی» آمریکا است.

@tahririeh
4👎1
🔴 انتقاد آدام کینزیگر، نماینده سابق کنگره آمریکا از عقب‌نشینی ترامپ در برابر ایران:

"وقتی تهدید می‌کنی و بعد مشتاقانه از آن تهدیدها عقب‌نشینی می‌کنی – کاری که ترامپ هر بار انجام داده – دیگر بی‌اعتبار می‌شوی. او از جمله «تمدن یک ملت را به طور کامل نابود خواهیم کرد» رسیده به «ما به توافق رسیده‌ایم»؛ توافقی که هرگز حاصل نشده بود. یک روز مدعی است تنگه باز است، روز دیگر می‌گوید بسته است، بعد ادعا می‌کند که 19 می ( 29 اردیبهشت ) ماشه را خواهد کشید.

حالا همه می‌خواهند با او وارد معامله شوند، چون ما داریم تمام قوت راهبردی خود را از دست می‌دهیم. یکی از بزرگترین داشته‌های آمریکا این بود که می‌توانستیم بگوییم «ما فلان کار را خواهیم کرد»، دشمن این را می‌دانست و در نتیجه امیدوار بودیم که دیگر مجبور به انجام آن کار نشویم. آنچه اینجا اتفاق افتاده فقط این بوده: تهدید، عقب‌نشینی، تهدید، عقب‌نشینی. و من هیچ حرکت قابل توجهی از سوی ایرانیان در این میان ندیده‌ام. حالا خود را در بدترین سناریوی ممکن می‌بینیم. یک تنگه بسته، آینده‌ای مبهم و نامعلوم."

@tahririeh
👍41🔥1
🔰 پا را از گلوی مردم بردارید در گفتگو با سعید شعرباف

برخلاف تمام دنیا در مسکن در ایران درمیانه جنگ به شکل سرسام آوری گران شد. بر ریشه یابی این مشکل عظیم با دکتر سعید شعرباف استادیار دانشگاه، پژوهشگر حوزه مسکن و شهرسازی، شهردار سابق کرمان به گفتگو نشستیم.

https://youtu.be/uKw0DDY37NM

@tahririeh
👍5👎1
افشای پنهان‌کاری پنتاگون درباره سقوط مرگبار سوخت‌رسان آمریکایی در آسمان عراق

مجله آتلانتیک:

🔹طبق روایت پنتاگون دو هواپیمای سوخت‌رسان نیروی هوایی آمریکا دو هفته پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بر فراز عراق با هم برخورد کردن که یکی از آن‌ها به‌شدت آسیب‌دید اما موفق به فرود شد، اما دیگری سقوط کرد و ۶ نظامی آمریکایی کشته شدند. سنت‌کام گفته این حادثه ناشی از آتش دشمن نبوده است.

🔹اما گزارش‌های اولیه اطلاعاتی روایت متفاوتی داشتند. این گزارش‌ها نشان می‌دادند دولت آمریکا در همان زمانِ برخورد هواپیماها، شلیک ضدهوایی نیروهای عراقی را در منطقه ثبت کرده بود و احتمال دارد خلبان‌ها برای فرار از تهدید مجبور به مانور شده باشند.

🔹این گزارش‌ها که تاکنون علنی نشده بودند، توسط دو مقام فعلی و یک مقام سابق آمریکایی برای نویسندگان آتلانتیک شرح داده شده‌اند.

🔹با این حال، فرماندهان سنتکام با استناد به اطلاعات محرمانه‌تر معتقد بودند این گزارش‌های اولیه اشتباه بوده‌اند.

🔹طبق ارزیابی آن‌ها، نیروهای عراقی هرگز موشک‌های زمین‌به‌هوایی شلیک نکرده بودند که بتواند این هواپیماها را تهدید کند. احتمالاً گزارش‌های اولیه در واقع پرتاب موشک‌هایی را ثبت کرده بودند که به اهداف زمینی شلیک شده بودند. به همین دلیل پنتاگون اعلام کرد آتش دشمن در کار نبوده و آسمان «امن» بوده است.

🔹انتظار می‌رود تحقیقات نیروی هوایی آمریکا نتیجه بگیرد که این فاجعه یک «سانحه قابل پیشگیری» ناشی از عملکرد خلبان‌ها در فضای هوایی شلوغ بوده است.

🔹ارزیابی سریع و قطعی سنتکام، با وجود اطلاعاتی که تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌داد، در چارچوب الگویی از دولت ترامپ قرار می‌گیرد؛ الگویی که در آن جزئیات مهم جنگ در بیانیه‌های عمومی حذف می‌شود.

🔹مقام‌های ارشد بارها موفقیت‌های نظامی را برجسته کرده‌اند. برای مثال دو روز پیش از سقوط، وزیر جنگ گفته بود آمریکا «برتری کامل هوایی» دارد و در عین حال تاب‌آوری نیروهای ایرانی و گروه‌های منطقه‌ای را کم‌اهمیت جلوه داده‌اند.

🔹این روایت‌های متناقض از حادثه نشان‌دهنده آشفتگی میدان جنگی شلوغ و همچنین تهدید جدی گروه‌های مرتبط با ایران در عراق برای عملیات آمریکا و اسرائیل است.

🔹ترامپ ساعاتی پس از آغاز جنگ گفته بود یکی از اهدافش این است که «گروه‌های نیابتی تروریستی منطقه دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بی‌ثبات کنند و به نیروهای ما حمله کنند.» اما این گروه‌ها همچنان قدرتمند باقی مانده‌اند.

🔹یکی از مقام‌ها گفته اطلاعات آمریکا در اوایل جنگ نشان می‌داد یک هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی در همان منطقه‌ای که سقوط مرگبار رخ داد، به‌سختی از برخورد یک موشک نیروهای عراقی جان سالم به در برده است. سخنگوی سنتکام این روایت را رد کرد.

🔹دولت عراق شریک امنیتی آمریکا محسوب می‌شود‌ اما گروه‌های عراقی از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۶۰۰ حمله پهپادی و موشکی علیه مواضع آمریکا در عراق انجام داده‌اند.

🔹گروه‌های عراقی‌مانند حکومت ایران، تلاش کرده‌اند آمریکا را مجبور کنند برای دفاع از نیروها و پایگاه‌هایش مهمات پدافندی گران‌قیمت مصرف کند.

🔹اگرچه مقام‌هایی مانند وزیر جنگ نگرانی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کم‌اهمیت جلوه داده‌اند، اما همه در دولت به این اطمینان‌ها اعتماد ندارند. گزارش شده که معاون رئیس‌جمهور در جلسات کاخ سفید بارها درباره صحت این ادعاها از پنتاگون سؤال کرده است.

🔹دو مقام عراقی نیز گفته‌اند کتائب حزب‌الله دارای موشک‌های بالستیک و توانایی تولید موشک و پهپاد است.

🔹موشک زمین‌به‌هوای «۳۵۸» نیز می‌تواند پیش از حمله در هوا پرسه بزند و تا ارتفاع حدود ۳۰ هزار پا برسد. گفته می‌شود کتائب حزب‌الله زمانی این موشک را در اختیار داشته، هرچند مشخص نیست هنوز هم آن را دارد یا نه.

🔹با وجود ادعاهای پنتاگون درباره برتری هوایی، جنگ ایران برای خلبانان آمریکایی بسیار خطرناک بوده است. نیروهای ایرانی موفق شده‌اند یک جنگنده اف۱۵ و یک هواپیمای ای۱۰ آمریکایی را سرنگون کنند و به یک جنگنده رادارگریز اف۳۵ نیز آسیب بزنند.

🔹«مقاومت اسلامی عراق» که کتائب حزب‌الله هم بخشی از آن است مدعی شده با «تسلیحات مناسب» هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی را سرنگون کرده است. مقام‌های آمریکایی این ادعا را «اطلاعات نادرست» خوانده‌اند.

@tahririeh
👍62
پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه جمعی از فعالان مردمی حوزه جمعیت

👥 حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه ابراز محبت و تسلیت جمعی از فعالان مردمی حوزه جمعیت به مناسبت شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی (قدس‌الله نفسه‌الزکیه) به مسأله افزایش جمعیت و نسبت آن با قدرت و تمدن ایران اسلامی اشاره کرده و بر تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری تأکید کردند.

🔻متن پاسخ رهبر معظم انقلاب که به مناسبت روز ملی جمعیت منتشر شده، به شرح زیر است:

🗯 بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
با سلام و تشکر از ابراز محبت و مسئولیت‌شناسی فعالان دلسوز حوزه‌ی جمعیت؛

💬 از جمله دستاوردهای ذی‌قیمت دفاع مقدس سوم و نعمت عظیم بعثت بی‌نظیر ملت که بر همگان آشکار شده، برآمدن ایران در مُستَوای قدرتی بزرگ و تأثیرگذار است. بی‌شک استمرار این وضع و وصول به درجه‌ی مطلوب‌تری از آن، نسبت مستقیمی با مسئله‌ی جمعیت می‌یابد. به مسئله‌ی لزوم افزایش جمعیت، گاه از منظر لزوم جبران کاستی‌های ناشی از بعضی سیاستهای گذشته نگریسته میشود؛ ولی افزون بر آن، با پیگیری مجدّانه‌ی سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقش‌آفرینی‌های بزرگ و جهش‌هایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد. از این رو، تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه‌ی جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری میتواند تأثیر قابل توجهی در جهت تأمین این #آینده‌_روشن داشته باشد.

🗒 از سویی دیگر، این امر یکی از مهمترین دغدغه‌های رهبر عظیم‌الشأن شهیدمان اعلی‌الله مقامه‌الشریف بوده است که در بسیاری از جلسات، مراودات، و دیدارهای عمومی و اختصاصی بر آن تأکید داشتند و همچنان از مهمترین مسائل راهبردی نظام قلمداد میشود. امید است تلاشهای خالصانه‌ی شما عزیزان در پناه دعای خیر سرورمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف به نتایج پرباری منتهی شود ان‌شاءالله.

✍️ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
🗓 ۲۹/اردیبهشت/۱۴۰۵

@tahririeh
12🫡2👍1🤮1
*🔻ممنوعیت پرچم پهلوی در جام جهانی ۲۰۲۶ توسط فیفا*

📄نشریه آمریکایی «اتلتیک» (The Athletic)

▪️فیفا قصد دارد مانند جام جهانی قطر، ورود پرچم‌های پیش از انقلاب ایران (شامل نماد شیر و خورشید) و لباس‌های دارای این نمادها را به ورزشگاه‌های جام جهانی ۲۰۲۶ ممنوع کند. این تصمیم بر اساس کد رفتار استادیوم فیفا اتخاذ شده که هرگونه پرچم، بنر یا لباس با ماهیت سیاسی، توهین‌آمیز یا تبعیض‌آمیز را ممنوع می‌کند.

▪️پرچم پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، که رنگ‌های سبز، سفید و قرمز دارد اما به جای نماد جمهوری اسلامی، شیر و خورشید در مرکز آن قرار گرفته، توسط بخش‌هایی از دیاسپورای ایرانی به عنوان نماد هویت و اعتراض علیه رژیم فعلی استفاده می‌شود. در قطر ۲۰۲۲، برخی از این پرچم‌ها توسط نیروهای امنیتی جمع‌آوری شد.

▪️این سیاست در حالی اعمال می‌شود که ایران در مرحله گروهی دو بازی خود را در ورزشگاه SoFi نزدیک لس‌آنجلس (منطقه‌ای با جمعیت بزرگ ایرانی موسوم به «تهرانجلس») برگزار خواهد کرد و بلیت‌ها فروش خوبی داشته‌اند. بسیاری از ایرانیان مقیم آمریکا از پرچم شیر و خورشید در تجمعات و اعتراضات استفاده می‌کنند.

▪️کارشناسان مانند کریم سجادپور هشدار داده‌اند که اجرای این ممنوعیت در آمریکا ممکن است باعث ناآرامی شود، زیرا برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی‌ها این پرچم همزمان نماد حمایت از تیم ملی و اعتراض به حکومت است. فیفا پرچم فلسطین را به عنوان پرچم رسمی یک عضو مجاز می‌داند، اما پرچم پیش از انقلاب ایران را سیاسی تلقی می‌کند.

@tahririeh
👍72
ممنوعیت پرچم پهلوی در جام جهانی ۲۰۲۶ توسط فیفا
نشریه آمریکایی «اتلتیک» (The Athletic)
فیفا قصد دارد مانند جام جهانی قطر، ورود پرچم‌های پیش از انقلاب ایران (شامل نماد شیر و خورشید) و لباس‌های دارای این نمادها را به ورزشگاه‌های جام جهانی ۲۰۲۶ ممنوع کند. این تصمیم بر اساس کد رفتار استادیوم فیفا اتخاذ شده که هرگونه پرچم، بنر یا لباس با ماهیت سیاسی، توهین‌آمیز یا تبعیض‌آمیز را ممنوع می‌کند.
پرچم پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، که رنگ‌های سبز، سفید و قرمز دارد اما به جای نماد جمهوری اسلامی، شیر و خورشید در مرکز آن قرار گرفته، توسط بخش‌هایی از دیاسپورای ایرانی به عنوان نماد هویت و اعتراض علیه رژیم فعلی استفاده می‌شود. در قطر ۲۰۲۲، برخی از این پرچم‌ها توسط نیروهای امنیتی جمع‌آوری شد.
این سیاست در حالی اعمال می‌شود که ایران در مرحله گروهی دو بازی خود را در ورزشگاه SoFi نزدیک لس‌آنجلس (منطقه‌ای با جمعیت بزرگ ایرانی موسوم به «تهرانجلس») برگزار خواهد کرد و بلیت‌ها فروش خوبی داشته‌اند. بسیاری از ایرانیان مقیم آمریکا از پرچم شیر و خورشید در تجمعات و اعتراضات استفاده می‌کنند.
کارشناسان مانند کریم سجادپور هشدار داده‌اند که اجرای این ممنوعیت در آمریکا ممکن است باعث ناآرامی شود، زیرا برای بسیاری از ایرانی-آمریکایی‌ها این پرچم همزمان نماد حمایت از تیم ملی و اعتراض به حکومت است. فیفا پرچم فلسطین را به عنوان پرچم رسمی یک عضو مجاز می‌داند، اما پرچم پیش از انقلاب ایران را سیاسی تلقی می‌کند.

@tahririeh
5👍2👎1
*🔻رویای ایران و تاریکی کوبا*

📄غسان شربل، سردبیر روزنامه الشرق الاوسط

▪️غسان شربل مقاله را با این پرسش آغاز می‌کند که آیا «انقلاب خمینی» زمانی که مأموریت اخراج «شیطان بزرگ» از خاورمیانه را برای خود تعریف کرد، باری فراتر از ظرفیت واقعی ایران بر دوش کشور نگذاشت؟ و آیا اکنون ایران در حال پرداخت هزینه دهه‌ها تقابل با آمریکاست؟ او سپس کوبا را به‌عنوان نمونه‌ای هشداردهنده معرفی می‌کند؛ کشوری که زمانی خود را نماد مقاومت جهانی می‌دانست اما اکنون حتی برای تأمین برق، سوخت و خدمات اولیه دچار بحران شده است.

▪️نویسنده با لحنی نمادین به سفر جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، به هاوانا اشاره می‌کند؛ سفری که از نگاه او حامل پیام مستقیم دونالد ترامپ بود: اگر کوبا کمک می‌خواهد، باید تغییر کند، از میراث فیدل کاسترو فاصله بگیرد و دیگر پایگاهی برای روسیه و چین نباشد.

▪️شربل توضیح می‌دهد که اقتصاد کوبا به مرحله‌ای رسیده که حتی متحدان سنتی آن مانند روسیه و ونزوئلا نیز دیگر قادر یا مایل به نجاتش نیستند. صنعت گردشگری فروپاشیده، هتل‌ها بسته شده‌اند، خدمات عمومی سقوط کرده و برای نخستین بار اعتراضات خیابانی با شعارهای سیاسی شکل گرفته است.

▪️نویسنده تأکید می‌کند که ایران برخلاف کوبا کشوری بزرگ، ثروتمند و دارای موقعیتی ژئوپلیتیک بسیار حساس است و می‌تواند در صورت تغییر رویکرد، به قدرتی باثبات و موفق در منطقه تبدیل شود. با این حال، او هشدار می‌دهد که انقلاب‌ها معمولاً گرفتار «رویاهای بزرگ» می‌شوند و زمانی که اقتصاد، ارزش پول ملی، اشتغال و معیشت مردم فرو می‌پاشد، این رویاها به باری خطرناک تبدیل می‌شوند. از نگاه او، هیچ پروژه ایدئولوژیکی نمی‌تواند قوانین اقتصاد و موازنه قدرت را نادیده بگیرد.

▪️غسان شربل جمله‌ای محوری در مقاله دارد: «غنی‌سازی هسته‌ای، گرسنگان را سیر نمی‌کند.» او می‌گوید حضور در «نقشه‌های دیگران» و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های منطقه‌ای، اگر با بی‌توجهی به وضعیت داخلی همراه باشد، در نهایت حتی مرکز قدرت را نیز فرسوده می‌کند. به باور او، نجات کشورها از درون آغاز می‌شود: پذیرش واقعیت‌های اقتصادی، تمرکز بر رفاه مردم، و هماهنگ شدن با تحولات جهان.

▪️نویسنده سپس مجموعه‌ای از نمونه‌های تاریخی خاورمیانه را کنار هم قرار می‌دهد تا استدلالش را تقویت کند. او می‌گوید صدام حسین برای عراق مأموریتی فراتر از ظرفیتش تعریف کرد؛ حمله به کویت، تحریم‌ها و سپس ویرانی عراق نتیجه آن بود. معمر قذافی نیز لیبی را وارد تقابل‌هایی کرد که توان تحملش را نداشت. یحیی سنوار مأموریتی فراتر از ظرفیت غزه تعریف کرد و نتیجه آن، به تعبیر نویسنده، ویرانی گسترده و مرگ روزمره شد. او همچنین می‌گوید حزب‌الله لبنان و برخی گروه‌های عراقی نیز کشورها و جوامع خود را وارد پروژه‌هایی کرده‌اند که فراتر از توان واقعی آنهاست.

▪️شربل آمریکا را نیز بی‌گناه معرفی نمی‌کند. او تصریح می‌کند که تاریخ آمریکا «پر از اشتباه و گناه» است، اما در نهایت تأکید می‌کند که وظیفه دولت‌ها حفظ کشور، اقتصاد و مردمشان است، نه دنبال کردن سیاست‌هایی که می‌تواند به «خودکشی ملی» منجر شود.

▪️او هشدار می‌دهد که دور تازه‌ای از تقابل با آمریکا، به‌ویژه پس از بازگشت ترامپ، می‌تواند برای ایران بسیار پرهزینه باشد. از نگاه او، حتی ابزارهایی مانند تهدید تنگه هرمز نیز به‌تدریج از یک اهرم قدرت به باری علیه اقتصاد ایران تبدیل می‌شوند.

▪️نویسنده از ایران می‌خواهد پیش از آنکه خیلی دیر شود، از «تاریکی کوبا» و سرنوشت رهبرانی چون صدام و قذافی درس بگیرد؛ یعنی پیش از آنکه پروژه‌های ایدئولوژیک و منطقه‌ای، اقتصاد و ثبات داخلی کشور را فرسوده‌تر کنند.

@tahririeh
👎76🤬3🍌1
*🔻عملیات شیر خروشان: جمع‌بندی مرحله نخست*

📄تمیر هایمن، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و مدیر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)

▪️گزارش با وجود موفقیت‌های تاکتیکی گسترده تأکید می‌کند که اهداف اصلی جنگ یعنی تغییر حکومت ایران و نابودی کامل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی محقق نشده است.

▪️جنگ پس از ناکامی عملیات قبلی اسرائیل موسوم به «شیر خیزان» آغاز شد که تنها به‌طور موقت برنامه هسته‌ای و توان موشکی ایران را عقب انداخت. ایران به سرعت بازسازی شد: تأسیسات فردو دوباره فعال گردید، ساخت مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» سرعت گرفت، تولید موشک بالستیک به ۱۲۵ موشک در ماه رسید، ذخیره موشکی از ۱۵۰۰ به ۲۵۰۰ موشک افزایش یافت، مسیرهای تسلیحاتی به حزب‌الله از سوریه فعال شد و بودجه این گروه دو برابر گردید.

▪️از ابتدا شکاف عمیق میان اهداف سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل وجود داشت. هدف سیاسی تغییر حکومت بود اما فرماندهان نظامی می‌دانستند این هدف با حملات هوایی تنها قابل دستیابی نیست. بنابراین راهبرد بر فرسایش توانایی‌های ایران متمرکز شد. مهم‌ترین بخش طرح براندازی، عملیات نیروهای کرد برای تحریک تنش‌های قومی و ایجاد بی‌ثباتی داخلی بود که قرار بود به شورش‌های گسترده و حکومت میانه‌رو منجر شود، اما ترامپ تحت فشار ترکیه و برخی دولت‌های عربی آن را لغو کرد و پروژه تغییر رژیم عملاً شکست خورد.

▪️در اواخر ۲۰۲۵ موج جدیدی از اعتراضات طبقه متوسط و بازاریان شکل گرفت و ترامپ با پیام «کمک در راه است» از معترضان حمایت کرد. با این حال، جنگ و حملات خارجی باعث ایجاد همبستگی ملی در ایران شد، تلفات غیرنظامی بخشی از اپوزیسیون را به سمت حکومت سوق داد و مقام‌های جدید معترضان را مسئول جنگ دانستند که منجر به سرکوب شدیدتر گردید.

▪️جمهوری اسلامی پیش از جنگ ساختار فرماندهی خود را غیرمتمرکز کرده بود تا در صورت ترور رهبران ارشد، سیستم فرو نپاشد. فرماندهان میدانی از قبل اختیار شلیک موشک یا بستن تنگه هرمز را داشتند. این ساختار باعث شد حتی پس از کشته شدن رهبران ارشد، سیستم نظامی ایران فعال بماند.

▪️علی لاریجانی پیش از کشته شدن نقش کلیدی در اجرای قانون اساسی و انتقال قدرت داشت که مانع هرج‌ومرج و کودتا شد. پس از مرگ خامنه‌ای، شورای موقت رهبری تشکیل و سپس مجتبی خامنه‌ای با حمایت سپاه و رأی مجلس خبرگان به رهبری رسید. جمهوری اسلامی بر پایه شبکه نهادهای ایدئولوژیک و امنیتی اداره می‌شود و حذف یک فرد به فروپاشی آن منجر نشد.

▪️بستن تنگه هرمز توسط ایران با مین‌گذاری دریایی نقطه عطف جنگ بود و آمریکا را مجبور کرد تمرکز خود را از برنامه هسته‌ای به امنیت انرژی جهانی تغییر دهد. این مسئله شکاف منافع آمریکا و اسرائیل را عمیق‌تر کرد. آمریکا نتوانست ائتلاف بین‌المللی برای بازگشایی تنگه تشکیل دهد و ایران از بحران انرژی به‌عنوان ابزار فشار جهانی و حتی دریافت مالیات از کشتی‌ها استفاده کرد.

▪️جنگ محدودیت قدرت هوایی آمریکا و اسرائیل را آشکار کرد. ایران در زمان آتش‌بس ۶۰ تا ۷۰ درصد توان موشکی و بخش عمده ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را حفظ کرده بود و مراکز کلیدی در پناهگاه‌های زیرزمینی باقی مانده بودند. هایمن سه گزینه توافق هسته‌ای سخت‌گیرانه، فشار اقتصادی بلندمدت و جنگ را بررسی می‌کند و تأکید دارد که سیاست «نه توافق، نه جنگ» خطرناک است و در صورت ازسرگیری جنگ، حملات هوایی به‌تنهایی کافی نخواهند بود. او توصیه می‌کند محاصره اقتصادی حفظ شود، تحریم‌های حقوق بشری ادامه یابد و فرض بر وجود برنامه مخفی هسته‌ای گذاشته شود. در لبنان نیز خلع سلاح حزب‌الله با نظارت بین‌المللی پیشنهاد شده است.
@tahririeh
مرشایمر: ایران روش‌های مقابله با آمریکا را آموخته؛ ازسرگیری بمباران دستاوردی نخواهد داشت

🔹نظریه‌پرداز آمریکایی: مهم‌ترین هدف ترامپ این بود که از چینی‌ها برای پایان دادن به جنگ ایران کمک بگیرد. او به‌شدت دنبال راهی برای خروج از این بحران است اما تاکنون موفق نشده است. احتمالاً امیدوار بود چین روی ایران فشار بیاورد تا توافقی حاصل شود، اما در این زمینه هیچ پیشرفتی به‌دست نیامد.

🔹ترامپ فهمید که چین قرار نیست ایران را به زانو دربیاورد. البته پکن دوست دارد جنگ متوقف شود اما توان پایان دادن به آن را ندارد. تنها کسی که واقعاً می‌تواند جنگ را متوقف کند ترامپ است؛ آن هم از طریق دادن امتیاز به ایران، کاری که فعلاً حاضر به انجامش نیست.

🔹او امروز دوباره درباره ازسرگیری بمباران صحبت می‌کرد. اما خودش هم می‌داند بمباران دوباره راه‌حل نیست. آمریکا و اسرائیل ۴۰ روز ایران را بمباران کردند اما نتیجه‌ای نگرفتند، بعد به سراغ محاصره رفتند و آن هم شکست خورده است.

🔹تنها راه پایان جنگ، توافق با ایران است. احتمالاً آمریکا می‌تواند امتیازاتی درباره برنامه هسته‌ای بگیرد، اما نه امتیازات بزرگ. در نهایت هم بسیاری نتیجه خواهند گرفت که ایران در این جنگ پیروز شده و ترامپ مجبور می‌شود شکست را بپذیرد؛ چیزی که فعلاً برایش دشوار است.

🔹طبیعی است ایران در حال تقویت پدافند و بازیابی توان موشکی خود باشد. در هر جنگی طرف‌ها یاد می‌گیرند و سازگار می‌شوند. ایران هم روش‌های مقابله مؤثرتر با آمریکا و اسرائیل را آموخته است. علاوه بر این، روسیه و چین هم به ایران کمک می‌کنند.

🔹به همین دلیل آغاز دوباره بمباران احتمالاً دستاورد تعیین‌کننده‌ای نخواهد داشت. ضمن اینکه کشورهای خلیج فارس هم نگران‌اند، چون می‌دانند در صورت شروع دوباره جنگ، زیرساخت‌های نفتی و حیاتی‌شان هدف قرار می‌گیرد.

🔹الان ایران، روسیه و چین منافعی مشترک در مقابله با آمریکا دارند. از دید این سه کشور، آمریکا دشمن اصلی است و به همین دلیل هماهنگی بیشتری میانشان شکل گرفته است. وقتی پوتین به چین می‌رود، روابطش با شی جین‌پینگ احتمالاً بسیار گرم‌تر از روابط ترامپ و شی خواهد بود.

@tahririeh
3👍2👌2
ایران در حال پیروزی در جنگ ادراکی است

فارن پالیسی:

اگر می‌خواهید آینده پروپاگاندا را درک کنید، خواندن گزارش‌های جدی درباره روسیه را متوقف کنید و به تماشای ویدئوهای لگو رپ دیس ایرانی، بررسی پست‌های جنجالی سفارتخانه‌ها و مصرف تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی حامی ایران بپردازید. صد روز پیش، ایران یک کشور مطرود بود که معترضان را به صورت گسترده قتل‌عام می‌کرد. امروز، این کشور شخصیت اصلی اینترنت است.

این موفقیت با توجه به اینکه کاخ سفید در حال بازی (و باخت) در همین بازی است، چشمگیرتر می‌شود. دولت ترامپ خودش تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی، میم‌های تهاجمی و پست‌های جنجالی خود را منتشر می‌کند. هیچ‌کدام از آن‌ها موثر نیست. این نوع پروپاگاندا زمانی بهترین نتیجه را می‌دهد که به بالادستی طعنه می‌زنید و وقتی خودتان بمب‌ها را می‌اندازید، به بالادستی طعنه نمی‌زنید.

مؤثرترین قطعه پروپاگاندای جنگی سال ۲۰۲۶ یک کارتون لگو است: در ۱۰ مارس، رسانه‌های دولتی ایران ویدئویی با عنوان «روایت پیروزی» را پخش کردند که به زودی به یک دستاورد نادر برای پروپاگاندای تلویزیون دولتی دست یافت: وایرال شدن. این ویدئوی کوتاه تولید شده با هوش مصنوعی با یک دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وحشت‌زده لگویی آغاز می‌شود که در حال خواندن پوشه‌ای با عنوان «پرونده Llrey [sic] Epstein» است (متن بی‌معنی همچنان نقطه ضعف ویدئوهای هوش مصنوعی است). ترامپ با تحریک بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل لگویی و شیطان واقعی، موشکی را شلیک می‌کند که به یک مدرسه دخترانه اصابت می‌کند – که با یک جفت کفش و یک کوله‌پشتی تنها در میان آوارها به تصویر کشیده شده است. یک سرباز ایرانی گریان، در حالی که همان کوله‌پشتی را در آغوش گرفته، حملات موشکی تلافی‌جویانه را آغاز می‌کند.

ده‌ها ویدئوی لگو که به دنبال آن آمدند، قالب را گسترش دادند، از جمله برخی از آن‌ها که با آهنگ‌های رپ ترپ و تک‌خطی‌های کوبنده تنظیم شده بودند و از حمله به مدرسه میناب، که در آن یک حمله موشکی ایالات متحده احتمالاً بیش از ۱۰۰ غیرنظامی – عمدتاً دانش‌آموزان دختر – را کشت، استفاده قدرتمندی کردند. این واقعه به یک لنگر عاطفی تبدیل می‌شود که غم را به خشونت مشروع تبدیل می‌کند. خوشه بصری ترامپ-اپستین-نتانیاهو-شیطان در سراسر این مجموعه تقویت می‌شود؛ در «وقایع‌نگاری پیروزی: بخش ۲»، موشک‌های ایران حامل کتیبه «به یاد قربانیان جزیره اپستین» هستند که فساد اخلاقی آمریکا را بر ابزارهای انتقام ایران می‌نویسند.

این قالب – آهنگ‌های ترپ، موسیقی ارکسترال سینمایی پرشور، انیمیشن لگو با مخاطبان گسترده موجود – مؤثر است زیرا شما را خلع سلاح می‌کند. لگو به مغز شما می‌گوید که بازی کنید، موسیقی به بدن شما می‌گوید که احساس کند، و تا زمانی که محتوای سیاسی می‌رسد – اپستین، شیطان، دختران مدرسه‌ای مرده – شما از قبل در حالتی هستید که بررسی انتقادی فعال نمی‌شود. این قند شیرینی است که کمک می‌کند پروپاگاندا راحت‌تر هضم شود. حتی پوچی یک رژیم که معترضان را اعدام کرده و نوجوانان را به خاطر ویدئوهای رقص تیک‌تاک دستگیر کرده است، در استفاده از رپ لگو با آهنگ ترپ به عنوان پروپاگاندای دولتی، به فروش آن کمک می‌کند. طنز و پوچی ارز رایج اینترنت هستند و ایران در حال تولید محتوایی است که مردم آماده خرید آن هستند.

اما این فقط یک نوآوری نیست. تحلیل انستیتوی گفتگوی استراتژیک از حساب‌های دیپلماتیک ایران نشان داد که تنها در ۵۰ روز، آن‌ها نزدیک به یک میلیارد بازدید کسب کردند، ۱۴ برابر بیشتر از دوره قبل از جنگ. محتوای تولید شده با هوش مصنوعی در صدر جدول قرار گرفت: یک ویدئوی هوش مصنوعی از عیسی مسیح که ترامپ را به چاه آتش می‌اندازد، ۲۴.۱ میلیون بازدید داشت؛ یک ترامپ تولید شده با هوش مصنوعی که آهنگی طنزآمیز به نام «تحریم، تحریم» می‌خواند، ۸.۸ میلیون بازدید داشت. مجموعه لگو میلیون‌ها بازدید دیگر را در بازنشرها و پلتفرم‌ها جمع‌آوری کرد و نیویورکر به بررسی تیم پشت آن پرداخت.

هیچ‌کدام از این‌ها به این دلیل طنین‌انداز نمی‌شود که مردم هوادار خامنه‌ای شده‌اند. این اتفاق می‌افتد زیرا ایران در حال تولید احساسات ضدآمریکایی نیست – بلکه به آن قالبی می‌دهد که هدفش دولتی است که از نظر تاریخی و جهانی نامحبوب است. سوءظن‌ها در مورد قدرت آمریکا و فساد اخلاقی از قبل وجود داشت. همانطور که رنه دی‌رستا، محقق رسانه‌های اجتماعی گفت، «لازم نیست نظر شما را تغییر دهد. فقط باید در جنگ برای جلب توجه مخاطب هدف شما پیروز شود.»

ویدئوهای لگو تنها بارزترین نمونه از یک پدیده گسترده‌تر هستند. در کانال‌های حامی ایران و سازندگان دلسوز از بنگلور تا بروکلین، محتوای تولید شده با هوش مصنوعی از منطق مشابهی پیروی می‌کند. هیچ‌کدام ادعای واقعی بودن ندارند.
هوش مصنوعی زیبایی‌شناسی است – و ممکن است شکاف فرهنگی را پر کند که به طور سنتی پروپاگاندای خارجی را دچار مشکل کرده است. این مدل‌ها عمدتاً بر اساس فرهنگ اینترنتی غربی و انگلیسی‌زبان آموزش دیده‌اند، به این معنی که یک اپراتور ایرانی که به فارسی پرامپت می‌دهد، خروجی دریافت می‌کند که از قبل به گرامر میم آمریکایی مسلط است و به طور یکپارچه در ژانرهای تولیدات بی‌کیفیت هوش مصنوعی جای می‌گیرد که میلیون‌ها نفر بدون اصطکاک در آن‌ها گشت‌وگذار می‌کنند: جزیره عشق میوه‌ای، عیسای هوش مصنوعی، «فساد مغزی» ایتالیایی. پروپاگاندا نامرئی می‌شود – نه به این دلیل که پنهان شده است، بلکه به این دلیل که کل فیدی که در آن زندگی می‌کند از قبل مصنوعی است.

حوزه کاری ما برای این ساخته نشده است. ما دروغ‌ها را راستی‌آزمایی می‌کنیم – اما این محتوا ادعایی نمی‌کند. ما حساب‌های جعلی را پیدا می‌کنیم – اما این از طریق افراد واقعی منتشر می‌شود. ما برچسب‌های هوش مصنوعی را بر محتوایی که وانمود می‌کند معتبر است می‌زنیم – اما این وانمود نمی‌کند که چیزی است. هیچ‌کس یک میم را راستی‌آزمایی نمی‌کند. هیچ‌کس یک کارتون را با جستجوی معکوس تصویر بررسی نمی‌کند. و اقدام متقابل نتیجه عکس می‌دهد: نقض شرایط خدمات چیست؟ فریبنده نیست. تحریک به خشونت نمی‌کند. یک کارتون لگو است. آن را حذف کنید و ببینید حساب‌های سفارت ایران میلیون‌ها بازدید ایجاد می‌کنند و ایالات متحده را به خاطر احساس تهدید از اسباب‌بازی‌ها مسخره می‌کنند. محتوا به گونه‌ای مهندسی شده است که هر پاسخی، از جمله سرکوب، محتوای بیشتری تولید می‌کند. نتیجه، پروپاگاندای فوق‌العاده مؤثری است که کل جعبه‌ابزار ما برای نادیده گرفتن آن طراحی شده بود – زیرا هرگز نخواسته بود باور شود. بلکه می‌خواست احساس شود.

اما محتوای هوش مصنوعی تنها یک جبهه است. «پست‌های جنجالی» (shitposting) – هنر انتشار عمدی محتوای تحریک‌آمیز و پوچ، معمولاً میم‌ها، برای افزایش تعامل – به ابزاری مشروع در کشورداری ایران تبدیل شده است. اواخر ماه مارس، ترامپ به خبرنگاران گفت تنگه هرمز «به طور مشترک توسط ... من و آیت‌الله، هر آیت‌الله بعدی که باشد، کنترل خواهد شد.» ظرف چند ساعت، سفارت ایران در آفریقای جنوبی تصویری از داشبورد یک ماشین با یک فرمان اسباب‌بازی صورتی و آبی متصل به کنار فرمان واقعی منتشر کرد. زیرنویس: «تنگه هرمز توسط من و آیت‌الله کنترل خواهد شد.» یک حساب دیپلماتیک رسمی یک ملت مستقل به بیانیه رئیس‌جمهور آمریکا با یک پست جنجالی پاسخ داد. این یک تیم رسانه‌های اجتماعی نیست که از مسیر خارج شده باشد – رسانه‌های اجتماعی به پوچی، تقابل، سرعت و طنز پاداش می‌دهند، و دیپلمات‌های ایران کل سبک ارتباطی خود را بر اساس این واقعیت بازسازی کرده‌اند.

ایران اولین کشوری نیست که این را امتحان می‌کند. سفارتخانه‌های روسیه در دهه ۲۰۱۰ با این موضوع بازی کردند، مثلاً زمانی که سفارت روسیه در لندن میم قورباغه پپه را برای تمسخر بریتانیا منتشر کرد. دیپلمات‌های جنگجوی چینی – دیپلمات‌های تهاجمی که تحریکاتشان از همدستی با آخرین سخنان جورج فلوید به عنوان یک پاسخ ژئوپلیتیکی تا اتهام جنایات جنگی به استرالیا متغیر بود – فراتر رفتند و خشم ایجاد کردند اما تأثیر اقناعی کمی داشتند.

سفارتخانه‌های ایران این دیپلمات‌های جنگجو را شبیه توله سگ نشان می‌دهند – این فقط مسخره‌بازی دیپلمات‌ها نیست، بلکه مسخره‌بازی به عنوان دیپلماسی است. این که جنگ در جریان است کمک می‌کند – مسخره‌بازی در زمان صلح هرگز این میزان درگیری عاطفی را نداشت. این که هر کسی که این حساب‌ها را اداره می‌کند، به نظر می‌رسد آزادی عمل خلاقانه‌ای دارد که دستگاه پیام‌رسانی به شدت متمرکز چین هرگز اجازه نداد، نیز کمک می‌کند.

و این که محتوا واقعاً خنده‌دار است، کمک می‌کند. چین در نهایت برجسته‌ترین دیپلمات‌های جنگجوی خود را تنزل درجه داد پس از ایجاد واکنش‌های منفی بدون اقناع. ایران با چنین حسابی روبرو نیست – مخاطبان با آن می‌خندند، نه به آن. کاخ سفید البته رسانه‌های اجتماعی تهاجمی خود را به کار می‌گیرد، اما هدفش داخلی است. این کشور در حال مبارزه با یک جنگ فرهنگی داخلی برای مخاطبانی است که از قبل با آن موافق هستند و به ندرت سیاست خارجی را در نظر می‌گیرند. ایران به سمت بیرون هدف‌گذاری شده است، به سوی مخاطبان جهانی که از قبل توجه دارند زیرا کشورهایشان در معرض خطر هستند.

آن‌ها همچنین از موقعیت نسبی خود بهره می‌برند: وقتی وزارت خارجه روسیه مسخره‌بازی می‌کند، این یک قدرت بزرگ است که قدرت‌نمایی می‌کند – و معمولاً در رقابت ناشی از آن به یک پاسخ سرسختانه اوکراینی می‌بازد.
وقتی سفارت ایران در زیمبابوه به ترامپ می‌گوید «ما کلیدها را گم کرده‌ایم» – و تقاضای ترامپ برای گشودن تنگه هرمز را مسخره می‌کند – این دلقک کلاس است که به مدیر مدرسه تف پرتاب می‌کند: عدم تقارن بخشی از جوک است.

و جوک به گونه‌ای مهندسی شده است که منتقل شود. هر پست برای تجزیه شدن و سپس انتشار طراحی شده است – حتی سازندگان ویدئوهای لگو نیز مردم را به تکه‌برداری تشویق می‌کنند. اسکرین‌شات‌ها از متن خارج می‌شوند. پست‌ها به هم پیوند زده می‌شوند. فرمت‌ها ربوده می‌شوند: عبارت پایانی تمسخرآمیز ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی ارتش ایران، «با تشکر از توجه شما به این موضوع» – عبارتی که ترامپ اغلب در پست‌های خود در Truth Social استفاده می‌کند – به یک بخش تکراری در حساب‌های حامی ایران تبدیل شده است. تصویر یک میم است. زیرنویس یک میم است. پاسخ یک میم است. این مصنوعات در تماس با شبکه تکه‌تکه می‌شوند و بدون نویسندگانشان به سفر ادامه می‌دهند.

و این تله است: بهترین تقویت‌کننده‌ها حساب‌های واقعی هستند که توسط افراد واقعی اداره می‌شوند و چیزهایی را به اشتراک می‌گذارند که واقعاً خنده‌دار می‌یابند، همانطور که این میم‌ها اغلب چنین هستند. این که هماهنگی غیرمعتبری وجود دارد یا نه، تصادفی است – افراد بسیار بیشتری هستند که فکر می‌کنند سیاست خارجی آمریکا پوچ است؛ پست‌های جنجالی ایران با قالبی آشنا به این موضوع اشاره می‌کنند. دستگاه تشخیص ما برای شناسایی افراد جعلی که کارهای جعلی انجام می‌دهند ساخته شده بود. ایران با وادار کردن افراد واقعی به انجام کارهای واقعی، به صورت رایگان، در حال پیروزی است.

هیچ‌کدام از این‌ها درباره پیروزی در یک چرخه خبری نیست. این درباره تغییر آهسته آنچه حس مشترک به نظر می‌رسد – چه کسی شایسته ستایش است، چه کسی شایسته خندیدن است – یک اشتراک در هر بار است. این جنگی نیست که کارشناسان اطلاعات نادرست بتوانند با آن مبارزه کنند، و راستش را بخواهید، وظیفه ما نیست. ایران که در پیام‌رسانی از ایالات متحده پیشی می‌گیرد، مشکل دولت ایالات متحده است.

اما درک آنچه اتفاق می‌افتد وظیفه ماست – و در حال حاضر، ما نمی‌فهمیم. بسیاری از ابزارهای صنعت ما برای افشای عملیات مخفی ساخته شده‌اند، و در این زمینه خوب عمل می‌کنند. اما تهدید به پروپاگاندای آشکار و میم‌پسند مهاجرت کرده است که منشاء خود را پنهان نمی‌کند، ادعاهای دروغین نمی‌کند و نیازی به حساب‌های جعلی ندارد. ما حتی ابزاری برای اندازه‌گیری آن نداریم. ما به ابزارهای جدید، چارچوب‌های جدید و تفکر جدید نیاز داریم. اما ابتدا، باید بپذیریم که نمی‌توان یک حس و حال را راستی‌آزمایی کرد – و دست از تلاش برداریم.

@tahririeh
👍31🤬1
ایران می‌تواند بزرگترین شکست ترامپ باشد


راوی اگراوال سردبیر فارین پالیسی:

در میان تشریفات و مراسم پر زرق و برق هفته گذشته در پکن، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، امیدوار بود که بتواند شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، را متقاعد کند تا توافق صلحی بین واشنگتن و تهران میانجیگری کند. این اتفاق نیفتاد. احتمالاً چین نیز مانند اکثر کشورها به جز روسیه، خواهان پایان جنگ است. اما به نظر می‌رسد رهبران جدید ایران از یک بازی مرغابی لذت می‌برند که در آن حریفشان مدت‌هاست روشن کرده که می‌خواهد میدان را ترک کند.

تهران همان تیترهایی را می‌خواند که همه ما می‌خوانیم. و شواهد روز به روز بیشتر می‌شود که این جنگ برای ترامپ فاجعه‌بار است. در این مرحله، مهم نیست چگونه پایان یابد، درد و رنج برای ترامپ، برای ایالات متحده و برای کل اقتصاد جهانی برای مدتی ادامه خواهد داشت. به چه هدفی؟

بیایید با دستاوردهای حمله به ایران شروع کنیم. رهبران کلیدی، از جمله آیت‌الله علی خامنه‌ای، کشته شدند. نیروی هوایی و دریایی ایران نابود شد و توانایی آن برای پرتاب موشک کاهش یافت. دستاوردها همین‌جا به پایان می‌رسد. رژیم همچنان با رهبری جوان‌تر و کینه‌جوتر در قدرت است. گزارشی افشاگرانه از نیویورک تایمز، بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، نشان داد که ایران همچنان ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ خود، ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک خود و دسترسی عملیاتی به بیش از ۹۰ درصد از سایت‌های موشکی خود در طول تنگه هرمز را دارد. این جزئیات آخر به این معنی است که ایران می‌تواند در هر زمان در آینده، عبور و مرور از مهمترین گلوگاه انرژی جهان را مختل کند. تهران همچنین همچنان می‌تواند با موشک به اسرائیل و متحدان آمریکا در خلیج حمله کند. و قابل توجه‌تر اینکه، ایران هنوز ذخایری از اورانیوم بسیار غنی‌شده در اختیار دارد. اگر یکی از اهداف جنگ این بود که تهران هرگز نتواند بمب هسته‌ای بسازد، این هدف به سادگی محقق نشده است.

در همین حال، وزارت دفاع آمریکا در حال شمارش تلفات خود است. تحقیقات واشنگتن پست نشان داد که ایران ۲۱۷ سازه را در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه آسیب رسانده است. سی‌ان‌ان گزارش داد که حداقل ۹ پایگاه آمریکایی در بحرین، کویت، عراق، امارات متحده عربی و قطر توسط حملات ایران "به طور قابل توجهی آسیب دیده‌اند." بازسازی این منابع سال‌ها طول خواهد کشید و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت. طبق گفته مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، ایالات متحده بین نیمی تا ۶۰ درصد از موشک‌های دفاعی پاتریوت خود —بیشتر از آنچه اوکراین در چهار سال جنگ با روسیه استفاده کرده است— و یک سوم موشک‌های تام‌هاوک خود را در درگیری با ایران در فاز داغ جنگ جاری مصرف کرده است. جدای از هزینه‌ها، تولید و جایگزینی هر دو نوع مهمات تا چهار سال طول می‌کشد. اگر ایالات متحده در صحنه دیگری —مثلاً دفاع از تایوان— به کار گرفته شود، با توانایی به شدت کاهش یافته به نبرد خواهد رفت. و تلفات جانی را فراموش نکنید. تاکنون حداقل ۱۳ نیروی خدماتی آمریکایی در این درگیری جان باخته و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی شده‌اند. خانواده‌های آن‌ها فقط می‌توانند بپرسند چرا.

شاید در اینجا بحث درباره هزینه‌های قدرت نرم بی‌جا به نظر برسد، اما ارزش دارد که در نظر بگیریم که به راه انداختن جنگ بدون اجماع داخلی یا بین‌المللی، فضای کمتری را برای کاخ سفید برای استناد به هنجارها یا قوانین باقی نمی‌گذارد، زمانی که می‌خواهد قدرتی دیگر را به دلیل شروع جنگ سرزنش کند. ایالات متحده عادی‌سازی کرده است که دستور اعدام یک رهبر جهانی دیگر را صادر کند.

سپس بحران انرژی است. قیمت بنزین در ایالات متحده از همین زمان سال گذشته تقریباً نصف افزایش یافته است. قیمت دیزل که توسط وسایل نقلیه تجاری استفاده می‌شود، ۵۹ درصد افزایش یافته است. دلیل واضح آن جنگ است؛ بسته شدن تنگه هرمز، بازار قبلاً بیش از حد عرضه‌شده را محدود کرده است. همانطور که قبلاً نوشته‌ام، این درد در اروپا و آسیا حتی شدیدتر است. کشورهایی مانند پاکستان و فیلیپین به ادارات دولتی دستور داده‌اند تا هفته کاری خود را کاهش دهند و دانشگاه‌ها را برای صرفه‌جویی در انرژی تعطیل کنند. حتی هند، پنجمین اقتصاد بزرگ جهان، هفته گذشته از ۱.۴ میلیارد شهروند خود خواست تا مصرف سوخت خود را کاهش دهند و خرید هیجانی طلا را متوقف کنند. با وجود تمام این بدی‌ها، بدترین‌ها هنوز در راهند. قیمت‌های انرژی تا کنون بسیار بیشتر افزایش می‌یافتند اگر ایالات متحده صادرات نفت را افزایش نمی‌داد و از ذخایر استراتژیک نفتی خود استفاده نمی‌کرد. چین که در حال تجربه دوره‌ای از کاهش تقاضای داخلی است، نیز از ذخایر عظیم نفتی خود استفاده کرده است. اگر واشنگتن صادرات را کاهش دهد یا اگر پکن به جای ذخایر خود به بازار روی آورد، قیمت‌ها می‌توانند به شدت افزایش یابند.
👍2
مثل همیشه، اقتصادهای کوچک‌تر بیشترین رنج را خواهند برد.

سایر کالاها نیز با کمبودهای شدیدی مواجه هستند و مجموعه‌ای از اثرات موجی در سراسر جهان در پیش است. تنگه هرمز علاوه بر انتقال یک پنجم نفت خام و گاز طبیعی جهان در شرایط عادی، مسئول یک پنجم عرضه کود شیمیایی جهان و یک سوم عرضه هلیوم آن نیز هست. بحران جهانی غذا و کمبود نیمه‌هادی‌ها که به هلیوم وابسته هستند، از هم‌اکنون در پیش‌بینی‌های اقتصادی برای سال آینده لحاظ شده است. هر چه این بحران طولانی‌تر شود، هزینه‌ها بیشتر خواهد شد.

رشد جهانی در حال حاضر دچار مشکل است. در ماه آوریل، صندوق بین‌المللی پول (IMF) پیش‌بینی خود را برای رشد از ۳.۴ درصد به ۳.۱ درصد کاهش داد. یک پیش‌بینی تازه امروز احتمالاً شایسته کاهش اضافی به میزان یک سوم درصد خواهد بود. صندوق بین‌المللی پول انتظار دارد اگر عرضه انرژی به حالت عادی بازنگردد، رشد تا سال آینده به ۲ درصد کاهش یابد، سناریویی که به طور فزاینده‌ای محتمل به نظر می‌رسد. برای درک این احتمال، جهان از سال ۱۹۸۰ تنها چهار بار کمتر از ۲ درصد رشد کرده است. جهان از سال ۱۹۵۰ تنها دو بار رکود جهانی را تجربه کرده است، در طول بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰. اگر جنگ ایران جای خود را در میان این دو شوک غیرمنتظره باز کند، یک گل به خودی با ابعاد تاریخی برای ترامپ و ایالات متحده خواهد بود.

هزینه ائتلاف‌های آمریکا را نیز در نظر بگیرید. ترامپ از متحدان ناتو در اروپا خواست تا به کاخ سفید در بازگشایی اجباری و پاکسازی مین از تنگه هرمز کمک کنند. پس از اینکه متوجه شد هیچ کمکی در راه نیست، انکار کرد که اصلاً درخواستی برای کمک کرده است. فریدریش مرز، صدراعظم آلمان که به صراحت لهجه‌اش معروف نیست، گفت که ایالات متحده توسط ایران "تحقیر" شده است، که این اظهارات ترامپ را به خشم آورد و رابطه از پیش پرتنش را بدتر کرد. در خلیج فارس، کشورهایی که از ایالات متحده دعوت کرده بودند تا پایگاه‌های نظامی در خاک آن‌ها بسازد، اکنون در حال پرسش هستند که چرا با کمال میل هدفی را بر پشت خود قرار داده‌اند. برای مثال، قطر چندین سال طول خواهد کشید تا به تولید گاز طبیعی پیش از جنگ خود بازگردد؛ پیش‌بینی می‌شود اقتصاد آن در سال جاری ۸.۶ درصد کوچک شود. متحدان آسیایی، با توانایی محدود برای مقاومت در برابر شوک‌ها، در حال پرسش هستند که آیا ایالات متحده یک بازیگر سرکش در صحنه جهانی است. اما مخالفان آمریکا جنگ را متفاوت می‌بینند. چین احتمالاً از اینکه ارتش آمریکا چقدر بیش از حد گسترش یافته و ضعیف شده است، خرسند است. و روسیه به عنوان برنده واضح این درگیری ظاهر شده است و از ابتدای جنگ درآمد ماهانه نفت خود را دو برابر کرده است.

افزایش شدت جنگ همچنان گزینه‌ای است که ترامپ به طور عمومی در مورد آن تأمل کرده است. اما این امر با منافع نامعلوم‌تر از قبل —و درد بالقوه بسیار بیشتر— همراه خواهد بود. در مورد نحوه خروج از این وضعیت، دیپلماسی ترجیح داده می‌شود اما این سوال را مطرح می‌کند: اصلاً چرا جنگ را شروع کردیم؟ این ما را به دیدار هفته گذشته ترامپ با شی بازمی‌گرداند. اگر شما رهبر پکن بودید، آیا می‌خواستید رقیب اصلی بلندمدت خود را در حین ارتکاب یک اشتباه فاجعه‌بار متوقف کنید؟ فکر نمی‌کنم.

@tahririeh
👍61
پس از ۷ تلاش ناموفق، سنای آمریکا طرحی را تصویب کرد که مصوبه کنگره را برای ادامه حملات نظامی به ایران الزامی می‌کند.

👈سنا با رأی ۵۰ به ۴۷، اکنون به طور رسمی «قطعنامه اختیارات جنگ در ایران» را پیش برد.

سی‌بی‌اس:
👈این طرح که توسط «تیم کین»، سناتور دموکرات ویرجینیا، ارائه شده، ترامپ را موظف می‌کند که «نیروهای مسلح ایالات متحده را از هرگونه مخاصمه در داخل یا علیه ایران خارج کند، مگر اینکه به‌وضوح با اعلام جنگ یا مجوز مشخصی برای استفاده از نیروی نظامی مجاز شده باشد.»

🔻این رأی فقط گامی اولیه در سنا محسوب می‌شود. و حتی اگر هر دو مجلس کنگره این قطعنامه را تصویب کنند، انتظار می‌رود که رئیس‌جمهور آن را وتو کند.

🔹اما دموکرات‌ها می‌گویند این اقدام حائز اهمیت خواهد بود و می‌تواند طرز فکر رئیس‌جمهور را در جنگ تغییر دهد.


@tahririeh
5👍5