Forwarded from فصل بیداری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج فارس
▪️متاسفانه این روز در جامعه ما پررنگ نیست. باید بر سر این مفاهیم و حفظ تاریخ خودمان اصرار داشته باشیم. دیگران پول پاشی میکنند تا تاریخ بسازند. وطن مثل بلیط کنسرت فروشی نیست.
🔴 @fasle_bidarii | فصل بیداری
▪️متاسفانه این روز در جامعه ما پررنگ نیست. باید بر سر این مفاهیم و حفظ تاریخ خودمان اصرار داشته باشیم. دیگران پول پاشی میکنند تا تاریخ بسازند. وطن مثل بلیط کنسرت فروشی نیست.
🔴 @fasle_bidarii | فصل بیداری
این دو تصویر رو قیاس کنین، یکیشون رو که میشناسین؟! آقای گل. یا به قول بعضی از افراطیها علیشاه و سلطانعلی...که داره مثل شاه زندگی میکنه و هر چی داره از انقلاب داره. همونی که وقتی همسن و سالاش داشتن تو جبهه میجنگیدن، داشت دنبال توپ میدویید...وایستین وایستین بهم حمله نکنین! ...ایشون همزبونمه خودمم تراختورچی هستم. اما اینکه اینقدر پست باشی بدجور آدمو میسوزونه....نوع تسلیتش هم با نیش و کنایه و برای ایجاد تنشه.
حالا کنار دستیش کیه؟ آقای گل واقعی. اسمش #اسماعیل_تاجیک هستش. قهرمان این چند روز بندرعباس. مطمئنم دستاش مثل دستای اون آقای گل نرم و لطیف نبوده، دست کارگر که لطیف نمیشه! ولی میدونم که اونم قرار بوده مثل اون آقای گل صاحب دختر بشه. البته قطعن نمیتونسته دخترشو مثل شاهزادهها بزرگ کنه و تهش هم بفرسته اروپا و.... ولی حتمن برای پرنسشش که قراره دو ماه دیگه به دنیا بیاد، قد همهی باباها آرزو و رویا داشته، تازه آدمها هرچی زحمتکشتر و محرومتر باشند رویاهاشون بزرگتره. این جوون متولد سال ۷۵ هستش. یعنی یه سال دیگه میشه ۳۰ سالش.... ولی از اون بچههاست که زمان جنگ به محض اینکه شنیدن به کشورشون حمله شده، بدون اینکه به عشق و خانواده و دارایی و دانشگاه و زندگی و ادامهی زندگی فکر کنند؛ همه چی رو ول کردن و رفتن پی دفاع از خاک و ناموسی که برای بغل دستی و همکیشانش معنیشو از دست داده. رفتن به جنگ با دشمن. جنگ تن به تن. جنگ نابرابر! رفتن پی دفاع از وطن. داداشه اسماعیل بعد از انفجار اونو زنده دیده و خیالش راحت شده....ولی تا دیروز ۴ روز بوده که داشته دنبالش میگشته.... میدونین چرا؟ بذارین تا براتون بگم. اسماعیل به راحتی میتونسته فرار کنه. هر کی باشه وقتی که احساس خطر بکنه مهلکه رو ترک میکنه....پس میتونسته خودشو خیلی سریع به خانمش برسونه که دچار اضطراب نشده باشه. میدونین که؟! خانمای باردار اونم دو ماه آخر نباید دچار استرس بشن چون احتمال خیلی خطرا براشون هست. ولی اسماعیل به جای اینکه به دلدار و دخترش فکر کنه، شروع کرده به نجات دادن آدمای دور و برش. حتی دیدنش که کسیو که آتیش گرفته بوده، بدون هرگونه وسیلهای فقط با گوشت تنش، بغل کرده و کشیده کنار... تهشم بعد از نجات جان چند نفر پاش توی سوله گیر کرده و به خاطر خفهگی، جون عزیزشو از دست داده....
این روزا یاد سینما رکس افتادم. یاد چشمایی که هنوز که هنوزه به درن تا یه نشونی از عزیزشون به دستشون برسه. خدا میدونه الان چند تا خانواده مثل خانوادهی اسماعیل توی بیمارستانها، سردخونهها، خیابونا و اطراف ویلون موندن تا یه خبر کوچیک از عزیزشون به دستشون برسه... درد خیلی بزرگه و اشک خیلی ناچیزه برای همدردی. به زبان راحته ولی حتمن شنیدین که خیلی از خونوادهها الان منتظر جواب دیانای هستن تا بفهمن جزغالههایی که موندن، عزیزشون هستن یا نه..... خداوند به همشون صبر بده..... بهانهی نوشتن این یادداشت این بود که بدونیم، ایران همیشه پر از اسماعیلهاییه که کمک به بقیه رو به زندگی خودشون ترجیح دادن. اسماعیلهایی که قرار بوده دو ماهه بعد پدر بشن ولی انتخابشونو عوض کردن.
اسماعیل حتماً برای دخترش اسم انتخاب کرده بوده، حتماً تو دفتر خیال ذهنش کلی رویا براش یادداشت کرده بوده، مطمئنم هرجا هر چیز جیگیلی بیگیلی دخترونه میدیده دلش غنج میرفته که براش بخره، شایدم خریده و الان شده مایهی جز جگر همسر و مادرش. حتماً بارها و بارها توی ذهنش موهای دخترشو خرگوشی بسته.... براش کلی وسیلهی صورتی خریده..... ولی ترجیح داده، جگرگوشهش بدون اون بزرگ بشه و خودش قهرمان وطنش باقی بمونه.
خیلی از شما به علی دایی میگین قهرمان! ولی من به امثال اسماعیل میگم قهرمان گمنام وطن که بدون چشمداشت و قراردادهای عجیب و غریب از جونش گذشت و ذوب شد. قهرمانی که هنرش پوشیدن شورت و پیراهن و ماندن تو اردوها و رسیدهگی پزشک آنچنانی و مربی اینچنانی نبوده...هنرش بزرگ بودن روحش بود و کوچک دیدن دنیا.
تکمله اینکه: درود به شرفت اسماعیل که هم جونت و هم نفستو قربانی کردی. دردت به جان کفتارصفتهای بیناموس!
حالا کنار دستیش کیه؟ آقای گل واقعی. اسمش #اسماعیل_تاجیک هستش. قهرمان این چند روز بندرعباس. مطمئنم دستاش مثل دستای اون آقای گل نرم و لطیف نبوده، دست کارگر که لطیف نمیشه! ولی میدونم که اونم قرار بوده مثل اون آقای گل صاحب دختر بشه. البته قطعن نمیتونسته دخترشو مثل شاهزادهها بزرگ کنه و تهش هم بفرسته اروپا و.... ولی حتمن برای پرنسشش که قراره دو ماه دیگه به دنیا بیاد، قد همهی باباها آرزو و رویا داشته، تازه آدمها هرچی زحمتکشتر و محرومتر باشند رویاهاشون بزرگتره. این جوون متولد سال ۷۵ هستش. یعنی یه سال دیگه میشه ۳۰ سالش.... ولی از اون بچههاست که زمان جنگ به محض اینکه شنیدن به کشورشون حمله شده، بدون اینکه به عشق و خانواده و دارایی و دانشگاه و زندگی و ادامهی زندگی فکر کنند؛ همه چی رو ول کردن و رفتن پی دفاع از خاک و ناموسی که برای بغل دستی و همکیشانش معنیشو از دست داده. رفتن به جنگ با دشمن. جنگ تن به تن. جنگ نابرابر! رفتن پی دفاع از وطن. داداشه اسماعیل بعد از انفجار اونو زنده دیده و خیالش راحت شده....ولی تا دیروز ۴ روز بوده که داشته دنبالش میگشته.... میدونین چرا؟ بذارین تا براتون بگم. اسماعیل به راحتی میتونسته فرار کنه. هر کی باشه وقتی که احساس خطر بکنه مهلکه رو ترک میکنه....پس میتونسته خودشو خیلی سریع به خانمش برسونه که دچار اضطراب نشده باشه. میدونین که؟! خانمای باردار اونم دو ماه آخر نباید دچار استرس بشن چون احتمال خیلی خطرا براشون هست. ولی اسماعیل به جای اینکه به دلدار و دخترش فکر کنه، شروع کرده به نجات دادن آدمای دور و برش. حتی دیدنش که کسیو که آتیش گرفته بوده، بدون هرگونه وسیلهای فقط با گوشت تنش، بغل کرده و کشیده کنار... تهشم بعد از نجات جان چند نفر پاش توی سوله گیر کرده و به خاطر خفهگی، جون عزیزشو از دست داده....
این روزا یاد سینما رکس افتادم. یاد چشمایی که هنوز که هنوزه به درن تا یه نشونی از عزیزشون به دستشون برسه. خدا میدونه الان چند تا خانواده مثل خانوادهی اسماعیل توی بیمارستانها، سردخونهها، خیابونا و اطراف ویلون موندن تا یه خبر کوچیک از عزیزشون به دستشون برسه... درد خیلی بزرگه و اشک خیلی ناچیزه برای همدردی. به زبان راحته ولی حتمن شنیدین که خیلی از خونوادهها الان منتظر جواب دیانای هستن تا بفهمن جزغالههایی که موندن، عزیزشون هستن یا نه..... خداوند به همشون صبر بده..... بهانهی نوشتن این یادداشت این بود که بدونیم، ایران همیشه پر از اسماعیلهاییه که کمک به بقیه رو به زندگی خودشون ترجیح دادن. اسماعیلهایی که قرار بوده دو ماهه بعد پدر بشن ولی انتخابشونو عوض کردن.
اسماعیل حتماً برای دخترش اسم انتخاب کرده بوده، حتماً تو دفتر خیال ذهنش کلی رویا براش یادداشت کرده بوده، مطمئنم هرجا هر چیز جیگیلی بیگیلی دخترونه میدیده دلش غنج میرفته که براش بخره، شایدم خریده و الان شده مایهی جز جگر همسر و مادرش. حتماً بارها و بارها توی ذهنش موهای دخترشو خرگوشی بسته.... براش کلی وسیلهی صورتی خریده..... ولی ترجیح داده، جگرگوشهش بدون اون بزرگ بشه و خودش قهرمان وطنش باقی بمونه.
خیلی از شما به علی دایی میگین قهرمان! ولی من به امثال اسماعیل میگم قهرمان گمنام وطن که بدون چشمداشت و قراردادهای عجیب و غریب از جونش گذشت و ذوب شد. قهرمانی که هنرش پوشیدن شورت و پیراهن و ماندن تو اردوها و رسیدهگی پزشک آنچنانی و مربی اینچنانی نبوده...هنرش بزرگ بودن روحش بود و کوچک دیدن دنیا.
تکمله اینکه: درود به شرفت اسماعیل که هم جونت و هم نفستو قربانی کردی. دردت به جان کفتارصفتهای بیناموس!
لطفاً این جملات رو دقیق بخونید:
لازم میدانم یک بار دیگر به حادثهی تلخ بندرعبّاس اشاره کنم و به خانوادههای جانباختگان و آسیبدیدگان تسلیت عرض کنم. حقیقتاً حادثهی تلخی بود و مصیبتی شد برای همهی ما به خاطر خانوادهها. خب، حوادث گوناگون برای دستگاهها پیش میآید؛ زلزله، آتشسوزی، تخریب، عمدی، سهوی، همهجور پیش میآید، [امّا] جبران میشود. اینجا هم اگر مشکلی برای دستگاهها پیش آمده باشد، انشاءالله با فوریّت، با قدرت، با تواناییِ دستگاههای اجرائی سرحال و توانا و جوان ما جبران خواهد شد؛ آنچه دل انسان را میسوزاند، خانوادهها هستند؛ خانوادهی جانباختگان که عزیزانشان از دستشان رفتهاند. به آنها تسلیت عرض میکنیم؛ و عرض میکنیم که اگر ماها در مصائب گوناگون زندگی صبر کنیم، ارزش و اهمّیّت اجری که خدای متعال به خاطر این صبر به ما خواهد داد، هزاران برابر بیشتر است از تلخی آن مصیبت. اُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم؛آنهایی که صبر میکنند، خدای متعال بر آنها صلوات میفرستد؛ این خیلی مهم است. و انشاءالله خدای متعال دلهایشان را آرام کند و سکینه و آرامش به آنها بدهد.
اینها فرمایشات رهبره حالا رادیوهای بیگانه برداشتن کل این رو تقطیع کردند گفتند سید علی خامنهای تا حرفاش گفته «پیش میاد جبران میشه»
یه عده احمق هم هستند که نمیرن اصل خبر رو بشنون و بخونن یا ببینن سریع اون رو منتقل میکنند. شما دوستان عزیز لطفاً انعکاس بدید.
ما هرچی میگیم دشمنمون خیلی احمقه انگار واقعاً دوست دارن جزو حمقا باشن نه عقلا.
لازم میدانم یک بار دیگر به حادثهی تلخ بندرعبّاس اشاره کنم و به خانوادههای جانباختگان و آسیبدیدگان تسلیت عرض کنم. حقیقتاً حادثهی تلخی بود و مصیبتی شد برای همهی ما به خاطر خانوادهها. خب، حوادث گوناگون برای دستگاهها پیش میآید؛ زلزله، آتشسوزی، تخریب، عمدی، سهوی، همهجور پیش میآید، [امّا] جبران میشود. اینجا هم اگر مشکلی برای دستگاهها پیش آمده باشد، انشاءالله با فوریّت، با قدرت، با تواناییِ دستگاههای اجرائی سرحال و توانا و جوان ما جبران خواهد شد؛ آنچه دل انسان را میسوزاند، خانوادهها هستند؛ خانوادهی جانباختگان که عزیزانشان از دستشان رفتهاند. به آنها تسلیت عرض میکنیم؛ و عرض میکنیم که اگر ماها در مصائب گوناگون زندگی صبر کنیم، ارزش و اهمّیّت اجری که خدای متعال به خاطر این صبر به ما خواهد داد، هزاران برابر بیشتر است از تلخی آن مصیبت. اُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم؛آنهایی که صبر میکنند، خدای متعال بر آنها صلوات میفرستد؛ این خیلی مهم است. و انشاءالله خدای متعال دلهایشان را آرام کند و سکینه و آرامش به آنها بدهد.
اینها فرمایشات رهبره حالا رادیوهای بیگانه برداشتن کل این رو تقطیع کردند گفتند سید علی خامنهای تا حرفاش گفته «پیش میاد جبران میشه»
یه عده احمق هم هستند که نمیرن اصل خبر رو بشنون و بخونن یا ببینن سریع اون رو منتقل میکنند. شما دوستان عزیز لطفاً انعکاس بدید.
ما هرچی میگیم دشمنمون خیلی احمقه انگار واقعاً دوست دارن جزو حمقا باشن نه عقلا.
Forwarded from تحولات منطقه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨🎥 ️️این صحنهای از یک فیلم هالیوودی نیست، این صحنه نماز خواندن یکی از فرماندهان شهید حشد الشعبی عراق، شهید ابو منتظر المحمداوی در میدان نبرد با داعش است
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
Forwarded from تحولات منطقه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨🎥ظریف: ترامپ گفته ما سر جانکِری کلاه گذاشتیم!
🔴جواب صحبت های ظریف رو از زبان وندی شرمن بشنویم
🔴آخرش تعلیق درست بود یا لغو؟
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
🔴جواب صحبت های ظریف رو از زبان وندی شرمن بشنویم
🔴آخرش تعلیق درست بود یا لغو؟
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
Forwarded from تحولات منطقه
🚨یمنیها ارتش آمریکا را هم از خرید پهپاد آمریکایی منصرف کردند
🔹ارتش آمریکا اعلام کرد که دیگر قصد خرید پهپاد MQ-1C را از شرکت سازندۀ آن ندارد، تصمیمی که بهطور مستقیم به جنگ یمن مربوط میشود.
🔹وبسایت نظامی TWZ آمریکا نوشت: «نیروی هوایی آمریکا تمایل خود را برای توقف خرید پهپاد MQ-1C Gray Eagle که نسخهای کوچکتر و قدیمیتر از MQ-9 Reaper بهشمار میرود، اعلام کردهاست؛ تصمیمی که بازتابی از نگرانیهای فزاینده در مورد توان بقاء و کارآمدی این پهپادها در نبردهای مدرن بهشمار میرود».
🔹بهنوشتۀ این سایت سقوط دستکم ۲۱ پهپاد ریپر توسط یمنیها نشان میدهد که این پهپاد و دیگر پهپادهای همخانوادۀ آن در برابر کشورهای مجهز به تسلیحات پیشرفته مصون نیستند.
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
🔹ارتش آمریکا اعلام کرد که دیگر قصد خرید پهپاد MQ-1C را از شرکت سازندۀ آن ندارد، تصمیمی که بهطور مستقیم به جنگ یمن مربوط میشود.
🔹وبسایت نظامی TWZ آمریکا نوشت: «نیروی هوایی آمریکا تمایل خود را برای توقف خرید پهپاد MQ-1C Gray Eagle که نسخهای کوچکتر و قدیمیتر از MQ-9 Reaper بهشمار میرود، اعلام کردهاست؛ تصمیمی که بازتابی از نگرانیهای فزاینده در مورد توان بقاء و کارآمدی این پهپادها در نبردهای مدرن بهشمار میرود».
🔹بهنوشتۀ این سایت سقوط دستکم ۲۱ پهپاد ریپر توسط یمنیها نشان میدهد که این پهپاد و دیگر پهپادهای همخانوادۀ آن در برابر کشورهای مجهز به تسلیحات پیشرفته مصون نیستند.
•| رصد تحولات منطقه و جهان |•
•| @Tahavolatemantaghe |•
سلام عزیزای دلم. دوستای گلم، همسایههای نازنینم.... عیدتون مبارک! راستش خیلی وقته میخواستم یه چیزی بگم ولی نمیدونستم به چه مناسبت شروع کنم. نمیدونستم کیا نخونده ول میکنن، کیا میشینن به قضاوت. ولی امروز که روز تولد یه آقای غریب ولی صابخونهس... بهترین فرصته. آقایی که ما همه وقتی میفهمیم ضامن آهو شده، عاشقش میشیم وبیشتر دوستش میداریم. آره امروز میخوام یه کم باهم حرف بزنیم،میدونم یه طرفهس ولی حواسم هس....امروز روز تولد ضامنه آهواِ حالا وقتشه که بگم.. البته نمیدونم چرا راوی احساس کرده که اگه اصل روایت رو تعریف کنه به اقا اهانت میشه، نمیدونم کی به این امت شیعه گفته اگه تو روایات پیاز داغ رو زیاد کنی، یا تفسیر به رای کنی و اونجور که خودت دوست داری تعریف کنی بیشتر رو مخاطب تاثیر میذاره؟ اصلن مگه تو قصهگو هستی که دست بردی تو اصل ماجرا؟.. اقا داستان اینه که پیرمردی داشته الاغشو میزده، الاغ با دیدن حضرت پشتش قایم میشه و شروع میکنه با صدای بلند عرعر کردن...آقا به پیرمرد میگه میدونی حیوانات وحشی بیست و هشت و حیوانات اهلی و روستایی سی و شش حق به گردنمون دارن؟ یکی از اونا اینه که به هیچ عنوان فریاد نزنیم، یکیش اینه که تحقیرشون نکنیم و و و ....آخرش با تاکید و چشمان خیس میفرماد: وای به حال کسی که حیوونی رو کتک بزنه حتی با دستهی گندم. (درد نداره)
حالا من یه سوال میکنم الاغ و آهو چه فرقی باهم دارن که دست بردن تو عوض کردن حیوون روایت؟ میدونین که در جهان چشمهای الاغ جزو زیباترین چشمهای جهانه؟ یعنی گربه و الاغ تو یه رده هستن و تو شباهت چشم هم چشم سگ و خرس بیشترین شباهت رو به چشم انسان دارن؟ این که شعرا به خاطر ترکه بودن و باکلاس بودن آهو چشماشو تو ذهن ما زیباترین جا انداختن به خاطر همون کلاس اجتماعیه.... تو شاکلهمون جاافتاده و برا همینه که به یکی بگیم چشمات مثله چشم الاغه؛ حتمن ناراحت میشه...حتی چشم گاوی که کنایه از درشتیه هم همینه ها! چون میگن جاش بگو چشم پیالهای...چرا؟ چون الاغ بار میبره و زحمت میکشه و آهو فقط تو کوه و دشت برای خودش میچره. چون گوشت اون لذیذه و گوشت الاغ مکروه. آیا واقعن خداوند هم اینطوری ارزش گذاری میکنه؟
به هر کی که باهاش دعوا داریم میگم الاغ چون فکر میکنیم نماد کندذهنیه، در حالیکه ضربب هوشیه این حیوون با اورانگوتان یکی و حتی گاهن بیشتره به دلیل اینکه قدرت اهلی شدن داره. ولی در کنارش یه صفتی داره که در واقع به خاطر همون صفت مردم ب هم میگن الاغ یا خر...آ باریکلا خر لجبازه...دیسیپلین داره. حرف حرفه خودشه. یعنی تو آخور جاش باید ثابت باشه مثل بقیه حیونا نیست که هر بار که وارد میشن یه جا وایستن...بخواد کار نکنه هر بلایی سرش بیاری کار نمیکنه...و به شدت اسیر احترامه و مهربون. اما همه میگن اسب نجیبه...قاطر رو نمی بینن... اسب رو نجیب میدونن چون پاهاش بلندتره، گردنش کشیده تره...یالش قشنگتره و مثل خر و یابو و قاطر هم باربر نیست... چون بهش محبت کردن و اون فرصت جبران داشته ولی بقیه رو همیشه کتک زدن... میزنن تو سر سگ میکن باوفاست. چرا چون تحقیرت رو جواب نمیده؟ چون با یه تکه نون که اصلن غذای سگ نیست قده کل حیوونای جنگل ازش کار میکشی؟ بشین به حرفام فک کن!
حالا اگه اون حیوون بنا به روایت راوی آهو و بنا به اتفاق عینی الاغ نبود و سگ و گربه و فیل بود، حضرت مهربونی به صاحبش میگفت بزن که خوب میزنی؟ نه! همون حرفا رو میزد...بلکهم بیشتر....هی دارم کش میدم که یه چیزی بگم...بگم مردم چرا دو دسته شدیم؟ تو همه چی؟ دو طرف داریم. توی هر مسئلهای. چرا همه جا ماستا رو میریزیم تو قیمه؟ چرا همه مسائلو با هم قاطی میکنیم؟ چرا همه چیو به هم ربط میدیم؟ چرا انقدر عاشق خَلط مبحث و مشاغبهایم؟ چرا یه عده سگ و گربه رو نجس میدونیم و یه عده فکر میکنیم باید فضولاتشونو خورد؟ چرا حد وسط نداریم؟ چرا اونایی که نجس میدونن یا اصلن نجسی و پاکی براشون مهم نیست و فک میکنن حیوونا درد رو نمی فهمن، از کنار گربه رد میشن و فحش میدن؟ چرا میزنن؟ یه عدهم که میگن غذا ندین اکوسیستم بهم میخوره. غافل از اینکه اکوسیستم مال حیوونا بوده و تو اومدی توش شهر ساختی. انتظار چی داری؟ خودش غذا تهیه کنه که جنگل نیست بره شکار....کارمند نیست کارت بانکی داشته باشه بره خرید کنه... معلومه که اگه خودش تهیه کنه، هر جا بوی خوردنی بشنوه... برمیداره چه تو مغازه باشه چه تو سطل آشغالی.... چون تربیت نشده....خودمون غذا ندیم، خودشم خواست برداره؛ بزنیم کورش کنیم؟ داغش کنیم؟ خفهش کنیم و اسم خودمونو بذاریم بشر؟ یا از طرفی به حیون خونگیمون زیاده از حد برسیم و پای کمک به غزه و لبنان که بیاد وسط بگیم به ما چه؟ پای فقرای همسایمون بیاد وسط بگیم به من چه مربوط؟! اینه که الان یا همه تریپ آتئیستی برداشتن یا اونایی که مثلن ایمان دارن، اصل ایمانو نفهمیدن.یه بار به رساله رجوع نکردن و اصل نجسی و
حالا من یه سوال میکنم الاغ و آهو چه فرقی باهم دارن که دست بردن تو عوض کردن حیوون روایت؟ میدونین که در جهان چشمهای الاغ جزو زیباترین چشمهای جهانه؟ یعنی گربه و الاغ تو یه رده هستن و تو شباهت چشم هم چشم سگ و خرس بیشترین شباهت رو به چشم انسان دارن؟ این که شعرا به خاطر ترکه بودن و باکلاس بودن آهو چشماشو تو ذهن ما زیباترین جا انداختن به خاطر همون کلاس اجتماعیه.... تو شاکلهمون جاافتاده و برا همینه که به یکی بگیم چشمات مثله چشم الاغه؛ حتمن ناراحت میشه...حتی چشم گاوی که کنایه از درشتیه هم همینه ها! چون میگن جاش بگو چشم پیالهای...چرا؟ چون الاغ بار میبره و زحمت میکشه و آهو فقط تو کوه و دشت برای خودش میچره. چون گوشت اون لذیذه و گوشت الاغ مکروه. آیا واقعن خداوند هم اینطوری ارزش گذاری میکنه؟
به هر کی که باهاش دعوا داریم میگم الاغ چون فکر میکنیم نماد کندذهنیه، در حالیکه ضربب هوشیه این حیوون با اورانگوتان یکی و حتی گاهن بیشتره به دلیل اینکه قدرت اهلی شدن داره. ولی در کنارش یه صفتی داره که در واقع به خاطر همون صفت مردم ب هم میگن الاغ یا خر...آ باریکلا خر لجبازه...دیسیپلین داره. حرف حرفه خودشه. یعنی تو آخور جاش باید ثابت باشه مثل بقیه حیونا نیست که هر بار که وارد میشن یه جا وایستن...بخواد کار نکنه هر بلایی سرش بیاری کار نمیکنه...و به شدت اسیر احترامه و مهربون. اما همه میگن اسب نجیبه...قاطر رو نمی بینن... اسب رو نجیب میدونن چون پاهاش بلندتره، گردنش کشیده تره...یالش قشنگتره و مثل خر و یابو و قاطر هم باربر نیست... چون بهش محبت کردن و اون فرصت جبران داشته ولی بقیه رو همیشه کتک زدن... میزنن تو سر سگ میکن باوفاست. چرا چون تحقیرت رو جواب نمیده؟ چون با یه تکه نون که اصلن غذای سگ نیست قده کل حیوونای جنگل ازش کار میکشی؟ بشین به حرفام فک کن!
حالا اگه اون حیوون بنا به روایت راوی آهو و بنا به اتفاق عینی الاغ نبود و سگ و گربه و فیل بود، حضرت مهربونی به صاحبش میگفت بزن که خوب میزنی؟ نه! همون حرفا رو میزد...بلکهم بیشتر....هی دارم کش میدم که یه چیزی بگم...بگم مردم چرا دو دسته شدیم؟ تو همه چی؟ دو طرف داریم. توی هر مسئلهای. چرا همه جا ماستا رو میریزیم تو قیمه؟ چرا همه مسائلو با هم قاطی میکنیم؟ چرا همه چیو به هم ربط میدیم؟ چرا انقدر عاشق خَلط مبحث و مشاغبهایم؟ چرا یه عده سگ و گربه رو نجس میدونیم و یه عده فکر میکنیم باید فضولاتشونو خورد؟ چرا حد وسط نداریم؟ چرا اونایی که نجس میدونن یا اصلن نجسی و پاکی براشون مهم نیست و فک میکنن حیوونا درد رو نمی فهمن، از کنار گربه رد میشن و فحش میدن؟ چرا میزنن؟ یه عدهم که میگن غذا ندین اکوسیستم بهم میخوره. غافل از اینکه اکوسیستم مال حیوونا بوده و تو اومدی توش شهر ساختی. انتظار چی داری؟ خودش غذا تهیه کنه که جنگل نیست بره شکار....کارمند نیست کارت بانکی داشته باشه بره خرید کنه... معلومه که اگه خودش تهیه کنه، هر جا بوی خوردنی بشنوه... برمیداره چه تو مغازه باشه چه تو سطل آشغالی.... چون تربیت نشده....خودمون غذا ندیم، خودشم خواست برداره؛ بزنیم کورش کنیم؟ داغش کنیم؟ خفهش کنیم و اسم خودمونو بذاریم بشر؟ یا از طرفی به حیون خونگیمون زیاده از حد برسیم و پای کمک به غزه و لبنان که بیاد وسط بگیم به ما چه؟ پای فقرای همسایمون بیاد وسط بگیم به من چه مربوط؟! اینه که الان یا همه تریپ آتئیستی برداشتن یا اونایی که مثلن ایمان دارن، اصل ایمانو نفهمیدن.یه بار به رساله رجوع نکردن و اصل نجسی و
پاکیو نمیفهمن. هرچی بهشون میگی آقا گربه نجس نیست... ولی موی گربه نباید تو لباس نمازگزار باشه بازم متوجه نمیشه....
انسان اگر دیندار واقعی باشه و رهرو درست یه پیامبر! انسان درجه یکی میشه. میدونستین همین پیامبر خودمون برای اینکه به مردم ثابت کنه گربه نجس نیست با آب نیمخوردهش باقیه وضوشو گرفت؟ هنگام ورود به منزل با سگ خونه احوالپرسی میکرد؟ شترشو میبوسید؟ اردک رو موقع دون خوردن نوازش میکرد و برای پنج تا بچه گربهی زن بیوهی همسایه اسم انتخاب کرده بود و دوماه سهم شیرشو میذاشت برای گربهی مادر؟ میدونین برای درد دندون سگ مسجد...بله سگ مسجد! چیه تعجب داره؟ گوش کن! برای دندون درد سگی که هنگام تعمیر مسجد از غنائم جنگی داخلش حراست میکرد، از یه پزشک یهودی خواست تا به داد حیوون برسه و پزشک یهود برای امتحان بهش گفت که باید شمشیرتو جاش بدی و حضرت در جا قبول کرد؟ میدونین طبیب با دیدن رفتار پیامبر دیگه هیچوقت با قبائل اوس و خزرج برای آزار مسلمونا همکاری نکرد و برای مداوای زخمیای مسلمون پیشقدم میشد؟
اصلن بیایم جلوتر ... مگه ما با نمایش عروسکیه خونهی مادربزرگه بزرگ نشدیم؟ مگه مخمل عشقمون نبود؟ نوک سیاه و نوک طلا و هاپوکومار رو یادتون رفته؟ حناخانوم...کدومتون شعرشو فراموش کردین؟ میدونم. هیچکدوم! خب. مادربزرگ رفتارش با اونا چه جوری بود؟ ما چرا الان به بچه هامون نمیگیم که فصل، فصل بهاره اگه تو شمشادها، بین درختها، زیر ماشین تو پارکینگ گربهای دیدیم که زاییده به بچههاش دست نزنیم...نترسونیمش، برشون نداریم ببریم دو روز بعد ولشون کنیم تو خیابون! چرا تو خیابون سگ می بینیم، با سنگ میزنیم؟ چرا خروس همسایه رو فحش میدیم؟ چمون شده، به خودمون رحم نمیکنیم، به این زبون بسته ها چیکار داریم؟!
حرفام خیلی زیاده ولی حوصلهها کمه...تریپ نصیحت برنداشتم. پز روشنفکری هم ندارم. فقط حس میکنم هنوز تتمه دو پا بودن تو وجودم مونده.... و چون یکم معتقد هستم، دوس داشتم امروز بگم...روزی که یکی از مهربونترین مردان عالم ضامن یه حیوون شد، وقت گذاشت و از حق و حقوقشون دفاع کرد....لطفن اگر خودتون از حیوانات حمایت نمیکنین آزارشون ندین...مادرا رو از بچه ها جدا نکنین....توله کشی نکنین....گونی مال توله سگ و گربه نیست...سنگ برای زدن به حیوون نیست. حیوونا همشون احساس دارن..حتی اگه باهاشون بیفتین می بینین زبون میفهمن و احساسیتر از مان....
تکمله و التماس دعای آخرم اینکه شمام ضامن حیوون بشین. اگر جایی دیدین به یه حیوون دارن ظلم میکنن...برین جلو... اعتراض کنین... اجازه ندین... خودتونم اگه به هر دلیلی تا حالا باعث آزار یه حیوون شدین توبه کنین....همین!
انسان اگر دیندار واقعی باشه و رهرو درست یه پیامبر! انسان درجه یکی میشه. میدونستین همین پیامبر خودمون برای اینکه به مردم ثابت کنه گربه نجس نیست با آب نیمخوردهش باقیه وضوشو گرفت؟ هنگام ورود به منزل با سگ خونه احوالپرسی میکرد؟ شترشو میبوسید؟ اردک رو موقع دون خوردن نوازش میکرد و برای پنج تا بچه گربهی زن بیوهی همسایه اسم انتخاب کرده بود و دوماه سهم شیرشو میذاشت برای گربهی مادر؟ میدونین برای درد دندون سگ مسجد...بله سگ مسجد! چیه تعجب داره؟ گوش کن! برای دندون درد سگی که هنگام تعمیر مسجد از غنائم جنگی داخلش حراست میکرد، از یه پزشک یهودی خواست تا به داد حیوون برسه و پزشک یهود برای امتحان بهش گفت که باید شمشیرتو جاش بدی و حضرت در جا قبول کرد؟ میدونین طبیب با دیدن رفتار پیامبر دیگه هیچوقت با قبائل اوس و خزرج برای آزار مسلمونا همکاری نکرد و برای مداوای زخمیای مسلمون پیشقدم میشد؟
اصلن بیایم جلوتر ... مگه ما با نمایش عروسکیه خونهی مادربزرگه بزرگ نشدیم؟ مگه مخمل عشقمون نبود؟ نوک سیاه و نوک طلا و هاپوکومار رو یادتون رفته؟ حناخانوم...کدومتون شعرشو فراموش کردین؟ میدونم. هیچکدوم! خب. مادربزرگ رفتارش با اونا چه جوری بود؟ ما چرا الان به بچه هامون نمیگیم که فصل، فصل بهاره اگه تو شمشادها، بین درختها، زیر ماشین تو پارکینگ گربهای دیدیم که زاییده به بچههاش دست نزنیم...نترسونیمش، برشون نداریم ببریم دو روز بعد ولشون کنیم تو خیابون! چرا تو خیابون سگ می بینیم، با سنگ میزنیم؟ چرا خروس همسایه رو فحش میدیم؟ چمون شده، به خودمون رحم نمیکنیم، به این زبون بسته ها چیکار داریم؟!
حرفام خیلی زیاده ولی حوصلهها کمه...تریپ نصیحت برنداشتم. پز روشنفکری هم ندارم. فقط حس میکنم هنوز تتمه دو پا بودن تو وجودم مونده.... و چون یکم معتقد هستم، دوس داشتم امروز بگم...روزی که یکی از مهربونترین مردان عالم ضامن یه حیوون شد، وقت گذاشت و از حق و حقوقشون دفاع کرد....لطفن اگر خودتون از حیوانات حمایت نمیکنین آزارشون ندین...مادرا رو از بچه ها جدا نکنین....توله کشی نکنین....گونی مال توله سگ و گربه نیست...سنگ برای زدن به حیوون نیست. حیوونا همشون احساس دارن..حتی اگه باهاشون بیفتین می بینین زبون میفهمن و احساسیتر از مان....
تکمله و التماس دعای آخرم اینکه شمام ضامن حیوون بشین. اگر جایی دیدین به یه حیوون دارن ظلم میکنن...برین جلو... اعتراض کنین... اجازه ندین... خودتونم اگه به هر دلیلی تا حالا باعث آزار یه حیوون شدین توبه کنین....همین!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفاً حتماً ببینید و حواستون باشه که بچههاتون فالوور اینجور صفحهها نباشند