سلاح اهل ستم گاهی، شریعت نبوی هم هست
به روی شانۀ ظالم گاه ردای مصطفوی هم هست
به جای پینۀ پیشانی نظر به قبله آنها کن
وگرنه نام خدا ای دوست به پرچم اموی هم هست
مخور فریب که این مردم هزارچهره و صدرنگاند
همیشه در دلشان حرفی جز آنچه میشنوی هم هست
ز اعتدال سخن گفتن ز حق کناره گرفتن نیست
میان باطل و حق ای شیخ! مگر میانهروی هم هست
اگر به دادرسی هرگز، نگشت محکمهای برپا
مبر ز یاد که در عالم عدالت علوی هم هست
نشان مذهب من عشق است حقیقتی که در آن عالم
امید آنکه به اعجازش شهید خوانده شوی هم هست
✍🏻#فاضل_نظری
📚#وجود
@taghazol
به روی شانۀ ظالم گاه ردای مصطفوی هم هست
به جای پینۀ پیشانی نظر به قبله آنها کن
وگرنه نام خدا ای دوست به پرچم اموی هم هست
مخور فریب که این مردم هزارچهره و صدرنگاند
همیشه در دلشان حرفی جز آنچه میشنوی هم هست
ز اعتدال سخن گفتن ز حق کناره گرفتن نیست
میان باطل و حق ای شیخ! مگر میانهروی هم هست
اگر به دادرسی هرگز، نگشت محکمهای برپا
مبر ز یاد که در عالم عدالت علوی هم هست
نشان مذهب من عشق است حقیقتی که در آن عالم
امید آنکه به اعجازش شهید خوانده شوی هم هست
✍🏻#فاضل_نظری
📚#وجود
@taghazol
به مسافرای خسته
بگو آخرین قطاره
که از ایستگاه میره
بگو سربراه بوده
ولی اینبار داره با سر
توی پرتگاه میره
بگو فرصتی نمونده
بگو جاده چش براهِ
بگو راه آخر اینه
بگو شک خلافِ عهده
بگو کهنلرزه پاهاش
بگو پشتشو نبینه
نمیخوام دوباره ریلا
دودلم کنن... یا بازم
جلوی راهُ بگیرن
به مسافرای خسته
بگو میپرم کهشاید
بتونن ماهُ بگیرن
چقدر خاطره مونده
روی دست ما قطارا
دیگه از زندگی سیریم
چقدر خاطره رو با
خودمون بردیم حالا
چطوری آروم بگیریم
بگو انتهای راهِ
چشاتونُ وا کنید و
بدوزین به روبروتون
به مسافرای خسته
بگو که چیزی نمونده
برسین به آرزوتون
#سید_امید_قدسی_زاده
بگو آخرین قطاره
که از ایستگاه میره
بگو سربراه بوده
ولی اینبار داره با سر
توی پرتگاه میره
بگو فرصتی نمونده
بگو جاده چش براهِ
بگو راه آخر اینه
بگو شک خلافِ عهده
بگو کهنلرزه پاهاش
بگو پشتشو نبینه
نمیخوام دوباره ریلا
دودلم کنن... یا بازم
جلوی راهُ بگیرن
به مسافرای خسته
بگو میپرم کهشاید
بتونن ماهُ بگیرن
چقدر خاطره مونده
روی دست ما قطارا
دیگه از زندگی سیریم
چقدر خاطره رو با
خودمون بردیم حالا
چطوری آروم بگیریم
بگو انتهای راهِ
چشاتونُ وا کنید و
بدوزین به روبروتون
به مسافرای خسته
بگو که چیزی نمونده
برسین به آرزوتون
#سید_امید_قدسی_زاده
Forwarded from علمینه | Elmineh (Omid Qodsi)
Aghaye kheyli pir ba balhayee kheyli bozorg_bookhapdf.pdf
1.7 MB
📕 آقایی خیلی پیر با بالهایی خیلی بزرگ
✍ گابریل گارسیا مارکز
🔃 علی اصغر راشدان
230 صفحه
مجموعه داستان🔰
دگرگونی اوا به گربهاش/ظهر سه شنبه/چشم های سگیِ آبی/زنی که راس ساعت شش میآمد/نابو، پسرک سیاهی که منتظر فرشته ماند/یک روز بعد از شنبه/دریای دوران گم شده/مراسم خاکسپاری مامان بزرگ/عصر عالی بالتازار/بالاکامن نیک و فروشنده خارقالعاده/آقایی خیلی پیر با بالهایی خیلی بزرگ/پایداری در عشق تا پای مرگ/داستان غم انگیز و باور نکردنی ارندیرای ساده و مامان بزرگ/تو این آبادی دزدی نیست/قشنگترین مغروق دنیا/رهایی سوم/قطعه دیگری از مرگ/رنجهای سه خوابگرد/یکی گل های رز را به هم می ریزد/شب لک لکها/در یکی از این روزها/رزهای مصنوعی/آخرین سفر کشتی اشباح/گفتوگو با آینه/بیوه مونتییل/تک گویی ایزابل در باران ماکوندو
#گابریل_گارسیا_مارکز
@taghazol
✍ گابریل گارسیا مارکز
🔃 علی اصغر راشدان
230 صفحه
مجموعه داستان🔰
دگرگونی اوا به گربهاش/ظهر سه شنبه/چشم های سگیِ آبی/زنی که راس ساعت شش میآمد/نابو، پسرک سیاهی که منتظر فرشته ماند/یک روز بعد از شنبه/دریای دوران گم شده/مراسم خاکسپاری مامان بزرگ/عصر عالی بالتازار/بالاکامن نیک و فروشنده خارقالعاده/آقایی خیلی پیر با بالهایی خیلی بزرگ/پایداری در عشق تا پای مرگ/داستان غم انگیز و باور نکردنی ارندیرای ساده و مامان بزرگ/تو این آبادی دزدی نیست/قشنگترین مغروق دنیا/رهایی سوم/قطعه دیگری از مرگ/رنجهای سه خوابگرد/یکی گل های رز را به هم می ریزد/شب لک لکها/در یکی از این روزها/رزهای مصنوعی/آخرین سفر کشتی اشباح/گفتوگو با آینه/بیوه مونتییل/تک گویی ایزابل در باران ماکوندو
#گابریل_گارسیا_مارکز
@taghazol
Forwarded from Mohsen Chavoshi
شعر: حسین صفا
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیمکننده: اشکان عرب
گیتار آکوستیک: بهروز میرزایی
گیتار الکتریک: عادل روحنواز
دودوک: امیرحسین کیانپور
میکس و مسترینگ: مهدی کریمی
طراح کاور: رسول عباسی
تایپوگرافی: حامد تلخآبی
آهنگساز: محسن چاوشی
تنظیمکننده: اشکان عرب
گیتار آکوستیک: بهروز میرزایی
گیتار الکتریک: عادل روحنواز
دودوک: امیرحسین کیانپور
میکس و مسترینگ: مهدی کریمی
طراح کاور: رسول عباسی
تایپوگرافی: حامد تلخآبی
این دوستانی که دم از جنگ میزنند
از تیرهای نخورده چرا لنگ میزنند
هم سفره های خلوت آن روزها ببین
این روزها چه ساده به هم انگ میزنند
هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز
مارا به رنگ جماعتشان رنگ میزنند
یوسف به بدنامی خود اعتراف کن
کز هر طرف به پیرهنت چنگ میزنند
بازی عوض شده وهمان هم قطارها
از داخل قطار به ما سنگ میزنند
بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب
روزی تمام اسکله ها زنگ میزنند
روزبه بمانی
@taghazol
از تیرهای نخورده چرا لنگ میزنند
هم سفره های خلوت آن روزها ببین
این روزها چه ساده به هم انگ میزنند
هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز
مارا به رنگ جماعتشان رنگ میزنند
یوسف به بدنامی خود اعتراف کن
کز هر طرف به پیرهنت چنگ میزنند
بازی عوض شده وهمان هم قطارها
از داخل قطار به ما سنگ میزنند
بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب
روزی تمام اسکله ها زنگ میزنند
روزبه بمانی
@taghazol
خم چو گردد قدِ افراخته میباید رفت
پل بر این آب چو شد ساخته میباید رفت
راه باریک عدم راه گرانباران نیست
هر چه داری همه انداخته میباید رفت
آنچه در کار بود ساختنش خودسازی است
گو مشو کار جهان ساخته، میباید رفت
سنگ راه است غم قافله و فکر رفیق
فرد و تنها همه جا تاخته میباید رفت
به نفس طی نشود دامن صحرای عدم
این ره دور، نفسباخته میباید رفت
تا مگر شاهدِ مقصود مصوّر گردد
دلِ چون آینه پرداخته میباید رفت
سپر راهرو از راهزنان عریانی است
تیغ جان را ز نیام آخته میباید رفت
این ره پر خس و خاشاک شود پاک به آه
علم آه برافراخته میباید رفت
من گرفتم که قمار از همه عالم بردی
دست آخر همه را باخته میباید رفت
این سفر همچو سفرهای دگر صائب نیست
بار هستی ز خود انداخته میباید رفت
صائب
@taghazol
پل بر این آب چو شد ساخته میباید رفت
راه باریک عدم راه گرانباران نیست
هر چه داری همه انداخته میباید رفت
آنچه در کار بود ساختنش خودسازی است
گو مشو کار جهان ساخته، میباید رفت
سنگ راه است غم قافله و فکر رفیق
فرد و تنها همه جا تاخته میباید رفت
به نفس طی نشود دامن صحرای عدم
این ره دور، نفسباخته میباید رفت
تا مگر شاهدِ مقصود مصوّر گردد
دلِ چون آینه پرداخته میباید رفت
سپر راهرو از راهزنان عریانی است
تیغ جان را ز نیام آخته میباید رفت
این ره پر خس و خاشاک شود پاک به آه
علم آه برافراخته میباید رفت
من گرفتم که قمار از همه عالم بردی
دست آخر همه را باخته میباید رفت
این سفر همچو سفرهای دگر صائب نیست
بار هستی ز خود انداخته میباید رفت
صائب
@taghazol
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
taghazol.ir
جنگ را می پذیرم
اگر بدانم برای بدست آوردن توست
شکست را به جان میخرم
اگر پای تو در میان باشد
و مرگ را در آغوش میکشم
اگر بوی تو را بدهد
ببین چگونه برای داشتنت
می جنگم
شکست می خورم
و می میرم
#سید_امید_قدسی_زاده
دکلمه : #سعید_عرب
#شعر #دکلمه #ملودی #قطار #هنر
جنگ را می پذیرم
اگر بدانم برای بدست آوردن توست
شکست را به جان میخرم
اگر پای تو در میان باشد
و مرگ را در آغوش میکشم
اگر بوی تو را بدهد
ببین چگونه برای داشتنت
می جنگم
شکست می خورم
و می میرم
#سید_امید_قدسی_زاده
دکلمه : #سعید_عرب
#شعر #دکلمه #ملودی #قطار #هنر