Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 افسونزدایی بیماری مدرنیته است، آیا هنر میتواند درمانش کند؟
— چارلز تیلور شعر و موسیقی را عناصر نجاتبخش دوران افسونزدایی میداند
📍چارلز تیلور، فیلسوف شهیر کانادایی، در ۹۲ سالگی کتابی ژرف دربارۀ ناخوشیهای عصر مدرنیته منتشر کرده و مفهوم «افسونزدایی» را به چالش کشیده است. روابط کیهانی با بحث از آفرینشهای ادبی و موسیقایی بزرگ دوران مدرن، میگوید روشنگری تصویری ناقص از خویشتنِ انسانی ما ارائه کرد که طبق آن ما موجوداتی خودخواه و حسابگر هستیم که برای هیچچیز جز سود ارزشی قائل نیستیم. در مقابل، هنر رمانتیک میتواند آن وجه اجتماعی، کیهانی و متعالی ما را زنده کند که بدون آن نمیتوانیم زندگی را معنادار بیابیم.
🔖 ۳۱۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/z79880
📌 آنچه خواندید، بهطور اختصاصی برای وبسایت ترجمان ترجمه شده و بهرایگان در اختیار شما قرار گرفته است. شما میتوانید با خرید اشتراک فصلنامه ترجمان علوم انسانی از انتشار این مطالب و فعالیتهای ترجمان حمایت کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4014/
@tarjomaanweb
— چارلز تیلور شعر و موسیقی را عناصر نجاتبخش دوران افسونزدایی میداند
📍چارلز تیلور، فیلسوف شهیر کانادایی، در ۹۲ سالگی کتابی ژرف دربارۀ ناخوشیهای عصر مدرنیته منتشر کرده و مفهوم «افسونزدایی» را به چالش کشیده است. روابط کیهانی با بحث از آفرینشهای ادبی و موسیقایی بزرگ دوران مدرن، میگوید روشنگری تصویری ناقص از خویشتنِ انسانی ما ارائه کرد که طبق آن ما موجوداتی خودخواه و حسابگر هستیم که برای هیچچیز جز سود ارزشی قائل نیستیم. در مقابل، هنر رمانتیک میتواند آن وجه اجتماعی، کیهانی و متعالی ما را زنده کند که بدون آن نمیتوانیم زندگی را معنادار بیابیم.
🔖 ۳۱۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/z79880
📌 آنچه خواندید، بهطور اختصاصی برای وبسایت ترجمان ترجمه شده و بهرایگان در اختیار شما قرار گرفته است. شما میتوانید با خرید اشتراک فصلنامه ترجمان علوم انسانی از انتشار این مطالب و فعالیتهای ترجمان حمایت کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4014/
@tarjomaanweb
🐳2
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 در دنیایی که عاشق تجربههای تازه است، به تعهد و تکرار پناه ببرید
— زیر میزی بزنید که همۀ گزینهها همیشه روی آنند؛ شاید زندگیتان معنادار شود
📍هیجانانگیزترین لحظات فیلمهای هالیوودی صحنههایی است که در آن قهرمان فیلم ناگهان در برابر نظم همیشگی میایستد، خودش را به خطر میاندازد و میجنگد تا بهاصطلاح «دنیا را به جای بهتری تبدیل کند». اما در زندگی بیشتر ما آدمهای معمولی، هیچوقت چنین لحظههایی رخ نمیدهد. ما فقط خسته و کسل میشویم، بدون آنکه کار قهرمانانهای انجام داده باشیم. اما کتابی جدید میگوید برای بهترکردن دنیا، به قهرمانانی متفاوت از فیلمها نیاز داریم. به آدمهایی که کار همیشگیشان را خستگیناپذیر و متعهدانه ادامه میدهند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/y50177
📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۲۰ فصلنامهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه میتوانید شمارۀ بیستم فصلنامهٔ ترجمان را از اینجا بخرید:
https://b2n.ir/a30078
📌 همچنین برای بهرهمندی از تخفیف و مزایای دیگر میتوانید اشتراک فصلنامۀ ترجمان را با تخفیف از اینجا خریداری کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4014/
@tarjomaanweb
— زیر میزی بزنید که همۀ گزینهها همیشه روی آنند؛ شاید زندگیتان معنادار شود
📍هیجانانگیزترین لحظات فیلمهای هالیوودی صحنههایی است که در آن قهرمان فیلم ناگهان در برابر نظم همیشگی میایستد، خودش را به خطر میاندازد و میجنگد تا بهاصطلاح «دنیا را به جای بهتری تبدیل کند». اما در زندگی بیشتر ما آدمهای معمولی، هیچوقت چنین لحظههایی رخ نمیدهد. ما فقط خسته و کسل میشویم، بدون آنکه کار قهرمانانهای انجام داده باشیم. اما کتابی جدید میگوید برای بهترکردن دنیا، به قهرمانانی متفاوت از فیلمها نیاز داریم. به آدمهایی که کار همیشگیشان را خستگیناپذیر و متعهدانه ادامه میدهند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/y50177
📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۲۰ فصلنامهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه میتوانید شمارۀ بیستم فصلنامهٔ ترجمان را از اینجا بخرید:
https://b2n.ir/a30078
📌 همچنین برای بهرهمندی از تخفیف و مزایای دیگر میتوانید اشتراک فصلنامۀ ترجمان را با تخفیف از اینجا خریداری کنید:
https://tarjomaan.shop/product/sub4014/
@tarjomaanweb
🐳2
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 همه ناراضیاند؛ اما آیا این خشم عمومی منجر به بهبود وضع جامعه خواهد شد؟
— بدبینی و اظهار شدید نارضایتی به معیاری برای زندگی اخلاقی تبدیل شده است
📍اگر مباحث دانشگاهی یا ژورنالیستی دربارۀ وضعیت جامعۀ امروز و آیندۀ آن را دنبال کنید، احتمالاً بارها با تحلیلهایی روبهرو شدهاید که میگویند دوران حاضر یکی از سیاهترین، فاجعهبارترین، نابرابرترین و دردناکترین دورانهای زندگی بشر است. بدبینی به آینده دیگر نه صرفاً نوعی گرایش روانی، بلکه مد زمانه است، تا حدی که اگر از زندگی لذت ببرید و به آینده امیدوار باشید، انگار مرتکب گناهی نابخشودنی شدهاید. این فرهنگِ نارضایتی و بدبینی چطور اینقدر توسعه یافت، و پیامد آن برای زندگی جمعی ما چیست؟
🔖 ۳۶۳۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/s61583
📌 آنچه خواندید، بهطور اختصاصی برای وبسایت ترجمان ترجمه شده و بهرایگان در اختیار شما قرار گرفته است. شما میتوانید با خرید اشتراک فصلنامه ترجمان علوم انسانی از انتشار این مطالب و فعالیتهای ترجمان حمایت کنید:
https://tarjomaan.com/shop/product/sub4031/
@tarjomaanweb
— بدبینی و اظهار شدید نارضایتی به معیاری برای زندگی اخلاقی تبدیل شده است
📍اگر مباحث دانشگاهی یا ژورنالیستی دربارۀ وضعیت جامعۀ امروز و آیندۀ آن را دنبال کنید، احتمالاً بارها با تحلیلهایی روبهرو شدهاید که میگویند دوران حاضر یکی از سیاهترین، فاجعهبارترین، نابرابرترین و دردناکترین دورانهای زندگی بشر است. بدبینی به آینده دیگر نه صرفاً نوعی گرایش روانی، بلکه مد زمانه است، تا حدی که اگر از زندگی لذت ببرید و به آینده امیدوار باشید، انگار مرتکب گناهی نابخشودنی شدهاید. این فرهنگِ نارضایتی و بدبینی چطور اینقدر توسعه یافت، و پیامد آن برای زندگی جمعی ما چیست؟
🔖 ۳۶۳۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/s61583
📌 آنچه خواندید، بهطور اختصاصی برای وبسایت ترجمان ترجمه شده و بهرایگان در اختیار شما قرار گرفته است. شما میتوانید با خرید اشتراک فصلنامه ترجمان علوم انسانی از انتشار این مطالب و فعالیتهای ترجمان حمایت کنید:
https://tarjomaan.com/shop/product/sub4031/
@tarjomaanweb
🐳2
تاریخ مختصر امپراطوری روم
<unknown>
🎭 #داستان_های_تاریخی
🔘 قسمت چهارم؛ تاریخ مختصر امپراطوری روم
نقشه قلمرو امپراطوری روم در طول زمان
@tafakkoring
🔘 قسمت چهارم؛ تاریخ مختصر امپراطوری روم
نقشه قلمرو امپراطوری روم در طول زمان
@tafakkoring
🐳2
- ولادیمیر : اگر باز زمین خوردید، چه کار میکنید؟
- پوتزو : صبر میکنیم تا وقتی که بتوانیم بلند شویم، آن وقت راه میافتیم.
🎭 در انتظار گودو، ساموئل بکت
- پوتزو : صبر میکنیم تا وقتی که بتوانیم بلند شویم، آن وقت راه میافتیم.
🎭 در انتظار گودو، ساموئل بکت
🐳3
پیشگیری از بیماریهای حاد و مزمن، از قدیم الأیام به عنوان یکی از مهم ترین ویژگی های یک مراقبت پزشکی خوب به شمار میرفته است و در حال حاضر معیار ارزیابی کیفیت عملکرد بهترین سیستم های سلامت است.
اگر کسی واقعاً به فکر سلامت مردم است، باید ابتدا به فکر پیشگیری از بیماری ها باشد. مهم ترین و اصلی ترین، و شاید تنها پیشگیری اولیه از بیماری ها در کشور ما، از بین بردن رکود اقتصادی و تورم دو رقمی است که در حدود ۵۰ سال اخیر وجود داشته است. بدون آن، صحبت کردن از هرگونه پزشکی و درمان و سلامتی، شوخی مسخره ای بیش نیست. چیزی که ما در همه سطوح عمیقاً درگیر آن هستیم.
https://youtu.be/fDp-Mfs63ug?si=PKq1YJWX0rZnrlHL
اگر کسی واقعاً به فکر سلامت مردم است، باید ابتدا به فکر پیشگیری از بیماری ها باشد. مهم ترین و اصلی ترین، و شاید تنها پیشگیری اولیه از بیماری ها در کشور ما، از بین بردن رکود اقتصادی و تورم دو رقمی است که در حدود ۵۰ سال اخیر وجود داشته است. بدون آن، صحبت کردن از هرگونه پزشکی و درمان و سلامتی، شوخی مسخره ای بیش نیست. چیزی که ما در همه سطوح عمیقاً درگیر آن هستیم.
https://youtu.be/fDp-Mfs63ug?si=PKq1YJWX0rZnrlHL
YouTube
معماری توسعه ایران - دکتر محمود سریع القلم - قسمت دوم
ایران چگونه توسعه پیدا میکند؟
بخش دوم گفتگو با دکتر محمود سریع القلم در رویداد معماری توسعه ایران
رویداد «معماری توسعه ایران»
جایی که «معماری» نه صرفاً بهعنوان ساخت فضا، که بهعنوان شیوهای از تفکر دربارۀ توسعه به گفتوگو گذاشته میشود.
و «توسعه» نه…
بخش دوم گفتگو با دکتر محمود سریع القلم در رویداد معماری توسعه ایران
رویداد «معماری توسعه ایران»
جایی که «معماری» نه صرفاً بهعنوان ساخت فضا، که بهعنوان شیوهای از تفکر دربارۀ توسعه به گفتوگو گذاشته میشود.
و «توسعه» نه…
🐳1
انسان اگر با چیزی بزرگتر از خود مرتبط نمیبود، یا رنج نمیبرد و یا مانند حیوانات رنج می برد: سرنوشت را میپذیرفت و از آن میمُرد. اگر مثل حیوانات به هرچه اتفاق میافتد تسلیم شوید، رنج شدیدی نمیبرید، بلکه خاموش رنج میبرید. حیوانات هرچه برایشان اتفاق میافتد را قبول میکنند: پایشان در تله قطع میشود، بعد روی سه پا حرکت میکنند. کور میشوند و بعد سعی میکنند بدون چشم به زندگی ادامه بدهند و احتمالاً از گرسنگی میمیرند. این چیزها همیشه در طبیعت اتفاق میافتند، ولی انسان آنچه را برای او اتفاق میافتد، احساس میکند. ظرفیت رنج بردنش بیشتر از حیوانات است، چونکه آگاهتر است. اگر پایش قطع شود یا کور شود، احساسش عمیقتر و شدیدتر [از حیوانات] است چونکه ایگوی بیشتری دارد و بنابراین از توانایی بیشتری برای طغیان علیه سرنوشت برخوردار است. اگر به درمان کسانی پرداخته باشید که با سرنوشت وحشتناکی روبرو شده اند، دیده اید که این طغیان چقدر وحشتناک میتواند بوده باشد. این آدمها میگویند:«نمیتوانم این [سرنوشت] را قبول کنم! نمیتوانم! چرا این به سرِ من آمده است؟ قابل تغییر نیست، ولی نمی توانم آن را قبول کنم!»
حیوانات چنین رنج شدیدی را متحمّل نمیشوند. سعی میکنند به زندگی ادامه بدهند یا بمیرند، اگر پاهای عقبشان فلج شوند، سعی میکنند حرکت کنند و معمولاً طُعمهٔ درندگان میشوند - که مرگ سریع و بارحمتی است. برای ما وضع بدتر است، چونکه با وجود داروهای جدید آدم سریعاً نمیمیرد. ما را در بیمارستان ها زنده نگه میدارند و بعد مشکل مطرح می شود: یعنی چه؟ چرا من باید به زندگی ادامه بدهم؟ در چنین مواردی رنج شدت وحشتناکی پیدا میکند و به یک مسأله خیلی واقعی تبدیل میشود. بنابراین میشود گفت که انسان [نسبت به حیوانات] بیشتر در معرض رنج و بلاکشی واقعی و شدید قرار دارد و این امر با این واقعیت مربوط است که چیزی درون ما هست که فکر میکند نباید این طور باشد؛ ولی اگر این بخشی از زندگی من و امری گریزناپذیر باشد، آن وقت باید بدانم که معنیِ این چیست. اگر معنی آن را بدانم میتوانم رنج بردن را قبول کنم، وگرنه نمیتوانم. من کسانی را دیده ام که وقتی متوجه شدهاند معنای رنجی که میبرند چیست، با پذیرش و وقار خاصی با آن روبرو شدهاند. باوجود اینکه رنج آنها ادامه پیدا کرده، درون خودشان نوعی جزیرهٔ آرامش داشتهاند، چون این احساس آرامش را دارند که میدانند چرا رنج میبرند. ولی ما برای اینکه معنای رنج بردن خود را بفهمیم، باید در مسیر فرایند تفرّد خود حرکت کنیم، زیرا دلیل این رنج برای هر کس دلیلی متفاوت و یکتا است؛ بنابراین باید آن معنای یکتا را پیدا کرد. به همین دلیل است که در مسیر جست و جوی معنای رنج خود به دنبال معنای زندگی خود میگردید. الگوی بزرگترِ زندگی خود را میجویید.
📖 تا ابد جوان، ماری-لوئیز فن فرانتس
حیوانات چنین رنج شدیدی را متحمّل نمیشوند. سعی میکنند به زندگی ادامه بدهند یا بمیرند، اگر پاهای عقبشان فلج شوند، سعی میکنند حرکت کنند و معمولاً طُعمهٔ درندگان میشوند - که مرگ سریع و بارحمتی است. برای ما وضع بدتر است، چونکه با وجود داروهای جدید آدم سریعاً نمیمیرد. ما را در بیمارستان ها زنده نگه میدارند و بعد مشکل مطرح می شود: یعنی چه؟ چرا من باید به زندگی ادامه بدهم؟ در چنین مواردی رنج شدت وحشتناکی پیدا میکند و به یک مسأله خیلی واقعی تبدیل میشود. بنابراین میشود گفت که انسان [نسبت به حیوانات] بیشتر در معرض رنج و بلاکشی واقعی و شدید قرار دارد و این امر با این واقعیت مربوط است که چیزی درون ما هست که فکر میکند نباید این طور باشد؛ ولی اگر این بخشی از زندگی من و امری گریزناپذیر باشد، آن وقت باید بدانم که معنیِ این چیست. اگر معنی آن را بدانم میتوانم رنج بردن را قبول کنم، وگرنه نمیتوانم. من کسانی را دیده ام که وقتی متوجه شدهاند معنای رنجی که میبرند چیست، با پذیرش و وقار خاصی با آن روبرو شدهاند. باوجود اینکه رنج آنها ادامه پیدا کرده، درون خودشان نوعی جزیرهٔ آرامش داشتهاند، چون این احساس آرامش را دارند که میدانند چرا رنج میبرند. ولی ما برای اینکه معنای رنج بردن خود را بفهمیم، باید در مسیر فرایند تفرّد خود حرکت کنیم، زیرا دلیل این رنج برای هر کس دلیلی متفاوت و یکتا است؛ بنابراین باید آن معنای یکتا را پیدا کرد. به همین دلیل است که در مسیر جست و جوی معنای رنج خود به دنبال معنای زندگی خود میگردید. الگوی بزرگترِ زندگی خود را میجویید.
📖 تا ابد جوان، ماری-لوئیز فن فرانتس
🐳2
📖 چگونه یونگ بخوانیم؟
✍ نویسنده: دیوید تیسی
📚ویراستار مجموعه: سایمون کریچلی
🌐مترجم: سپیده حبیب
🎋 نشر نی
#معرفی_کتاب
از نگاه یونگ دین و اسطوره وسایل ارتباطی انسان با حقایقی ژرف تر بوده اند، که انسان امروزین ارتباط خود را با آن ها از دست داده است. این قطع ارتباط با سرچشمه های شفابخش حقایق ازلی، که عقلانیت علمی آنها را به کلی بیارزش و کودکانه میپندارد، به گسترش رواننژندی در بین انسان ها انجامیده است. بیمعنا شدن زندگی نتیجهی این است که ما نمادهای معنا دهنده زندگی خود را از دست داده ایم. ما انسان ها به اجزای بی اهمیت در یک ماشین غولپیکر تبدیل شده ایم.
روان نژندی تلاش روح است برای ارتباط با قلمرو حقایق بزرگتر که از چارچوب های منطقی زندگی عادی فراتر میرود. معنا زمانی سر بر میآورد که روح احساس کند با حیات بزرگتری در ارتباط است. ایگو برای زندگی عادی ضروری است، ولی اگر در آیین ها یا لحظات تعالی و برگذشتن بر ایگو چیره نشویم، و بر از خودبیگانگی ایگو غلبه نکنیم، در وضعیت گسستگی زندگی خواهیم کرد که محصولی جز بیماری ندارد. جان درون ما مشتاق رهایی از قید و بند زمان و مکان و یکی شدن با جان ابدیت، و به رسمیت شناخته شدن در مقیاسی بزرگتر است. شعر، هنر، عشق رمانتیک، یا مراسم مذهبی، و نمادهای(ritua, rite, ritual, river, جریان) امکان این را فراهم میکنند که برای لحظاتی از خود فراتر برویم و خود را با واقعیتی بزرگتر مرتبط احساس کنیم.
روح ما گمشده ای دارد. یونگ آن گمشده را در نمادهایی همچون اسطوره، ادیان و خدایان کهن میجست. یونگ نوستالژی روزگاری را داشت که انسان ها در مراسم دینی در پیشگاه خدا حاضر میشدند و نقشی در نمایش الهی زندگی داشتند. ما انسان های امروزین چه هستیم؟ هیچ. و همین دلیل رواننژند بودن مردم است. ما از همه چیز این جهان خسته ایم چون همه چیز این زندگی پیش پا افتاده و بیش از حد منطقی و بدون شور و هیجان است. حتی مردم در پی جنگ هستند؛ میگویند «خدا را شکر که اتفاقی در حال وقوع است، چیزی بزرگتر از ما!» از دیدگاه یونگ جنگ یکی از اشکال منفی تعالی و برگذرندگی است. وقتی مردم میگویند نیازمند جنگ هستند، در واقع میگویند نیازمند گریز از زندان عقل و برخورداری از یک دورهٔ نابخردی هستند.
وقتی نمادهای اسطوره ای و دینی زندگی را از دست میدهیم، نیروهایی که بوسیله آن نماد ها بیرونی میشدند، به درون باز میگردند و به اشکال مختلف ازجمله بیماری روانی باز تجسم مییابند.
ولی ما نمیتوانیم به عقب برگردیم. نمادگرایی اسطوره ای از بین رفته است، و تردید دین را کشته است. حالت روانشناختیِ من چیز دیگری را میطلبد.
راهکارهایی که یونگ برای این مسأله پیشنهاد میدهند عبارتند از احیای مسیحیت کاتولیک و به ویژه کاتولیک گرایی رومی، چرخش به سمت فلسفه و عرفان های شرقی و رؤیا ها.
زمانه ما را به دوره های آغازین بازگردانده است. حرکت از دین به روانشناسی همانند پیشرفت هایی است که در زمانهی مدرن در هنر ها اتفاق افتاده است: از دنیایی استوار و بهسامان و اشکالی باشکوه که به زیبایی به دست هنرمندانی چیره دست تصویر شده به اشکالی خاکی تر، شکسته و پارهپاره رسیده ایم.
🍁🪻🌼🟧🔸🔷🔸🟧🌼🪻🍁
متفکران زیادی در قرن بیستم یا نوزدهم با این مسأله درگیر شده اند و این مسأله محور پروژه های فکری آن ها بوده است. اما شاید بتوانیم از یک زاویه دیگر دوباره مسأله را از ابتدا مطرح کنیم.
به نظر من این ادعای یونگ که ما نیازمند زندگی نمادین هستیم آنقدر ها هم بدیهی نیست. چرا نتوان بدون روایت های کلی به زندگی ادامه داد؟
ما باید بپذیریم که زندگی بشر پوچ است. ما چیزی بیش از چرخ دنده های بی مقدار و جایگزین پذیر در یک ماشین بسیار عظیم نیستیم. خدا یا جاودانگی وجود ندارد. رؤیاهای ما ما را از حیوانات متمایز نمیکنند. و من در اینجا دست به انتخاب میزنم؛ اگر شهامتش را داشته باشم خودکشی میکنم، در غیر این صورت زنده ام و با همین امکانات موجود زندگی میکنم. حقیقت تلخ را میپذیرم، و بجای خیالپردازی، زندگی را بر اساس آنچه از درونم بر میآید میزیم.
آنکس که بدون امیدواری به احیای چیزی شبیه اسطوره ها یا ادیان، زندگی اش را نه برای چیزی دیگر، بلکه برای خودِ همین زندگی میزیَد، به گمان من از یونگ پیشرفتهتر است. فعالیت های مختلف زندگی، نیاز به معنایی ورای خودشان ندارند و در درون خودشان بسندهاند.
✍ نویسنده: دیوید تیسی
📚ویراستار مجموعه: سایمون کریچلی
🌐مترجم: سپیده حبیب
🎋 نشر نی
#معرفی_کتاب
از نگاه یونگ دین و اسطوره وسایل ارتباطی انسان با حقایقی ژرف تر بوده اند، که انسان امروزین ارتباط خود را با آن ها از دست داده است. این قطع ارتباط با سرچشمه های شفابخش حقایق ازلی، که عقلانیت علمی آنها را به کلی بیارزش و کودکانه میپندارد، به گسترش رواننژندی در بین انسان ها انجامیده است. بیمعنا شدن زندگی نتیجهی این است که ما نمادهای معنا دهنده زندگی خود را از دست داده ایم. ما انسان ها به اجزای بی اهمیت در یک ماشین غولپیکر تبدیل شده ایم.
روان نژندی تلاش روح است برای ارتباط با قلمرو حقایق بزرگتر که از چارچوب های منطقی زندگی عادی فراتر میرود. معنا زمانی سر بر میآورد که روح احساس کند با حیات بزرگتری در ارتباط است. ایگو برای زندگی عادی ضروری است، ولی اگر در آیین ها یا لحظات تعالی و برگذشتن بر ایگو چیره نشویم، و بر از خودبیگانگی ایگو غلبه نکنیم، در وضعیت گسستگی زندگی خواهیم کرد که محصولی جز بیماری ندارد. جان درون ما مشتاق رهایی از قید و بند زمان و مکان و یکی شدن با جان ابدیت، و به رسمیت شناخته شدن در مقیاسی بزرگتر است. شعر، هنر، عشق رمانتیک، یا مراسم مذهبی، و نمادهای(ritua, rite, ritual, river, جریان) امکان این را فراهم میکنند که برای لحظاتی از خود فراتر برویم و خود را با واقعیتی بزرگتر مرتبط احساس کنیم.
روح ما گمشده ای دارد. یونگ آن گمشده را در نمادهایی همچون اسطوره، ادیان و خدایان کهن میجست. یونگ نوستالژی روزگاری را داشت که انسان ها در مراسم دینی در پیشگاه خدا حاضر میشدند و نقشی در نمایش الهی زندگی داشتند. ما انسان های امروزین چه هستیم؟ هیچ. و همین دلیل رواننژند بودن مردم است. ما از همه چیز این جهان خسته ایم چون همه چیز این زندگی پیش پا افتاده و بیش از حد منطقی و بدون شور و هیجان است. حتی مردم در پی جنگ هستند؛ میگویند «خدا را شکر که اتفاقی در حال وقوع است، چیزی بزرگتر از ما!» از دیدگاه یونگ جنگ یکی از اشکال منفی تعالی و برگذرندگی است. وقتی مردم میگویند نیازمند جنگ هستند، در واقع میگویند نیازمند گریز از زندان عقل و برخورداری از یک دورهٔ نابخردی هستند.
وقتی نمادهای اسطوره ای و دینی زندگی را از دست میدهیم، نیروهایی که بوسیله آن نماد ها بیرونی میشدند، به درون باز میگردند و به اشکال مختلف ازجمله بیماری روانی باز تجسم مییابند.
ولی ما نمیتوانیم به عقب برگردیم. نمادگرایی اسطوره ای از بین رفته است، و تردید دین را کشته است. حالت روانشناختیِ من چیز دیگری را میطلبد.
راهکارهایی که یونگ برای این مسأله پیشنهاد میدهند عبارتند از احیای مسیحیت کاتولیک و به ویژه کاتولیک گرایی رومی، چرخش به سمت فلسفه و عرفان های شرقی و رؤیا ها.
زمانه ما را به دوره های آغازین بازگردانده است. حرکت از دین به روانشناسی همانند پیشرفت هایی است که در زمانهی مدرن در هنر ها اتفاق افتاده است: از دنیایی استوار و بهسامان و اشکالی باشکوه که به زیبایی به دست هنرمندانی چیره دست تصویر شده به اشکالی خاکی تر، شکسته و پارهپاره رسیده ایم.
🍁🪻🌼🟧🔸🔷🔸🟧🌼🪻🍁
متفکران زیادی در قرن بیستم یا نوزدهم با این مسأله درگیر شده اند و این مسأله محور پروژه های فکری آن ها بوده است. اما شاید بتوانیم از یک زاویه دیگر دوباره مسأله را از ابتدا مطرح کنیم.
به نظر من این ادعای یونگ که ما نیازمند زندگی نمادین هستیم آنقدر ها هم بدیهی نیست. چرا نتوان بدون روایت های کلی به زندگی ادامه داد؟
ما باید بپذیریم که زندگی بشر پوچ است. ما چیزی بیش از چرخ دنده های بی مقدار و جایگزین پذیر در یک ماشین بسیار عظیم نیستیم. خدا یا جاودانگی وجود ندارد. رؤیاهای ما ما را از حیوانات متمایز نمیکنند. و من در اینجا دست به انتخاب میزنم؛ اگر شهامتش را داشته باشم خودکشی میکنم، در غیر این صورت زنده ام و با همین امکانات موجود زندگی میکنم. حقیقت تلخ را میپذیرم، و بجای خیالپردازی، زندگی را بر اساس آنچه از درونم بر میآید میزیم.
آنکس که بدون امیدواری به احیای چیزی شبیه اسطوره ها یا ادیان، زندگی اش را نه برای چیزی دیگر، بلکه برای خودِ همین زندگی میزیَد، به گمان من از یونگ پیشرفتهتر است. فعالیت های مختلف زندگی، نیاز به معنایی ورای خودشان ندارند و در درون خودشان بسندهاند.
🐳2