به فراموشی بیشتری نیاز دارم
پارکی در شهری مرزی ام
که قبل از این میدان مین بوده است
میترسم
هر کس را در آغوش بکشم
هزاران تکه شود!
محمد عسکری ساج
@tabarrr
پارکی در شهری مرزی ام
که قبل از این میدان مین بوده است
میترسم
هر کس را در آغوش بکشم
هزاران تکه شود!
محمد عسکری ساج
@tabarrr
پس از قیام هفده ژوئن
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیه هایی پخش کنند
که روی آنها نوشته بود:
ملت، اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کارِ مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا ساده تر نمی بود که دولت
ملت را منحل میکرد
و ملت دیگری برای خود بر میگزید!
برتولت برشت
ترجمه: علی عبداللهی
@tabarrr
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیه هایی پخش کنند
که روی آنها نوشته بود:
ملت، اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کارِ مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا ساده تر نمی بود که دولت
ملت را منحل میکرد
و ملت دیگری برای خود بر میگزید!
برتولت برشت
ترجمه: علی عبداللهی
@tabarrr
سرد است
و بادها خطوط مرا قطع میکنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهرهی فناشدهی خویش
وحشت نداشته باشد ؟
فروغ فرخزاد
@tabarrr
و بادها خطوط مرا قطع میکنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهرهی فناشدهی خویش
وحشت نداشته باشد ؟
فروغ فرخزاد
@tabarrr
خبرِ باد، خبرِ بد
خبرِ بوقای ممتد
خبر پرندهای که
دیگه به خونه نیومد
شهر گم شده توی دود
حسرت هوای تازه
گریه با متن خبرها
هی جنازه رو جنازه
بغض دنیا توو گلومه
دارم از گریه میمیرم
آرزوهای یه نسلو
باید از کی پس بگیرم؟!
.
خسته مثل شمعِ در باد
نسل گریه، نسل فریاد
موشکای اشتباهی
یه هواپیما که افتاد...
.
پشت میلهها اسیرن
خبرای خوب هفته
هر کی لبخند رو لبش داشت
جلوی گلوله رفته
باورم نمیشه دیگه
خبرای خوش توو راهه
«اون پرنده مردنی بود»
«وقتی خونهمون سیاهه»
.
بغض دنیا توو گلومه
دارم از گریه میمیرم
آرزوهای یه نسلو
باید از کی پس بگیرم؟!
.
خسته مثل شمعِ در باد
نسل گریه، نسل فریاد
موشکای اشتباهی
یه هواپیما که افتاد...
.
سید مهدی موسوی
.
* پرنده مردنیست/ فروغ فرخزاد
* این خانه سیاه است/ فیلمی از فروغ فرخزاد
@tabarrr
خبرِ بوقای ممتد
خبر پرندهای که
دیگه به خونه نیومد
شهر گم شده توی دود
حسرت هوای تازه
گریه با متن خبرها
هی جنازه رو جنازه
بغض دنیا توو گلومه
دارم از گریه میمیرم
آرزوهای یه نسلو
باید از کی پس بگیرم؟!
.
خسته مثل شمعِ در باد
نسل گریه، نسل فریاد
موشکای اشتباهی
یه هواپیما که افتاد...
.
پشت میلهها اسیرن
خبرای خوب هفته
هر کی لبخند رو لبش داشت
جلوی گلوله رفته
باورم نمیشه دیگه
خبرای خوش توو راهه
«اون پرنده مردنی بود»
«وقتی خونهمون سیاهه»
.
بغض دنیا توو گلومه
دارم از گریه میمیرم
آرزوهای یه نسلو
باید از کی پس بگیرم؟!
.
خسته مثل شمعِ در باد
نسل گریه، نسل فریاد
موشکای اشتباهی
یه هواپیما که افتاد...
.
سید مهدی موسوی
.
* پرنده مردنیست/ فروغ فرخزاد
* این خانه سیاه است/ فیلمی از فروغ فرخزاد
@tabarrr
Forwarded from مگژنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با اختلاف بسیار زیاد، بهترین کلیپی که تا الان دیده بودم، اشک از چشمام جاری شد😂😂
#KotletDay
#HappyKotletDay
cheshm_abi
@Magzhaneh
#KotletDay
#HappyKotletDay
cheshm_abi
@Magzhaneh
دریغا، سرزمینِ نگونبخت که از به یادآوردنِ خود، بیمناک است.
کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم، که گورستانِ ماست؟
آنجا که جز ازهمهجا بیخبران را خنده بر لب نمیتوان دید؛
آنجا که آه و ناله و فریادهای آسمانشکاف را گوشِ شنوایی نیست! آنجا که اندوهِ جانکاه چیزی است همهجایاب.
و چون ناقوسِ عزا به نوا درآید کمتر میپرسند که "از برای کیست؟"و عمر نیکمردان کوتاهتر از عمر گُلی است که به کلاه میزنند، و میمیرند پیش از آنکه بیماری گریبانگیرشان شود.
ویلیام شکسپیر
نمایشنامه؛ "مکبث"؛ پرده چهارم، مجلس سوم
@tabatrr
کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم، که گورستانِ ماست؟
آنجا که جز ازهمهجا بیخبران را خنده بر لب نمیتوان دید؛
آنجا که آه و ناله و فریادهای آسمانشکاف را گوشِ شنوایی نیست! آنجا که اندوهِ جانکاه چیزی است همهجایاب.
و چون ناقوسِ عزا به نوا درآید کمتر میپرسند که "از برای کیست؟"و عمر نیکمردان کوتاهتر از عمر گُلی است که به کلاه میزنند، و میمیرند پیش از آنکه بیماری گریبانگیرشان شود.
ویلیام شکسپیر
نمایشنامه؛ "مکبث"؛ پرده چهارم، مجلس سوم
@tabatrr
باید گریه کنم
اما نه برای فاجعه...
برای این،
که بازمانده را نجاتیافته میدانید
کوچهها در سیل
آوندهای شهرند
در خود همه را به پایینْدست میکشند
شهر
این درختِ افتاده
چقدر آشیانه ساختیم بر درختِ افتاده
ما از گم شدن در اقیانوس میترسیدیم
ما از پیدا شدن در عکسهای هوایی میترسیدیم
ما از قایقِ دورِ ناشناس میترسیدیم
خستهام
که هنوز حرف میزنم
از هنوز که نمیشنوی
نوشته بودی پرنده...
حالا پرید
بر لانهی شناوری نشست
آرام در آب فرو رفتند
چرا تقلا نکرد؟
نجات ندادمش
تا بتوانم گریه کنم
معین دهاز
اسب من
#ارسالی_اعضا
@tabarrr
اما نه برای فاجعه...
برای این،
که بازمانده را نجاتیافته میدانید
کوچهها در سیل
آوندهای شهرند
در خود همه را به پایینْدست میکشند
شهر
این درختِ افتاده
چقدر آشیانه ساختیم بر درختِ افتاده
ما از گم شدن در اقیانوس میترسیدیم
ما از پیدا شدن در عکسهای هوایی میترسیدیم
ما از قایقِ دورِ ناشناس میترسیدیم
خستهام
که هنوز حرف میزنم
از هنوز که نمیشنوی
نوشته بودی پرنده...
حالا پرید
بر لانهی شناوری نشست
آرام در آب فرو رفتند
چرا تقلا نکرد؟
نجات ندادمش
تا بتوانم گریه کنم
معین دهاز
اسب من
#ارسالی_اعضا
@tabarrr
بکتاش آبتین: ما چیزی که کم داریم اینه که یه سری آدم واستن مبارزه کنن، واستن حقشونو بخوان، واستن و پایداری کنن. فضیلت مبارزه و ایستادگی حلقهی مفقودهی معاصر کشور منه. بدینترتیب دوست دارم که همین امروز در جوانی با اقتدار جان شیرینم رو فدا کنم برای آزادی.
خداحافظ آقای آبتین عزیز.
از صفحهی ۱۵۰۰ تصویر
@tabarrr
خداحافظ آقای آبتین عزیز.
از صفحهی ۱۵۰۰ تصویر
@tabarrr
این جام سرد
حس متروک کیست ؟
آنگاه که
بر پهنای عتاب
لکهای میافتد
که تدارکگر سرنوشت است
و ساقهی فلک
به نگاهی تَرَک برمیدارد
در درنگی از گسیختن
در درنگی از ریختن
شاپور بنیاد
@tabarrr
حس متروک کیست ؟
آنگاه که
بر پهنای عتاب
لکهای میافتد
که تدارکگر سرنوشت است
و ساقهی فلک
به نگاهی تَرَک برمیدارد
در درنگی از گسیختن
در درنگی از ریختن
شاپور بنیاد
@tabarrr
سوال من این است: «چرا خود شما این همه فداکاری به خرج می دهید در حالی که به خدا ایمان ندارید.»
ریو بی آنکه از تاریکی خارج شود گفت که به این سوال قبلا جواب داده است و اگر به خدای قادر مطلق معتقد بود از درمان مردم دست برمی داشت و این کار را به خدا وا می داشت.
آلبر کامو
طاعون
@tabarrr
ریو بی آنکه از تاریکی خارج شود گفت که به این سوال قبلا جواب داده است و اگر به خدای قادر مطلق معتقد بود از درمان مردم دست برمی داشت و این کار را به خدا وا می داشت.
آلبر کامو
طاعون
@tabarrr