Suolingo | سولینگو
1.16K subscribers
121 photos
70 videos
7 files
25 links
لینک وبسایت برای آموزش آنلاین زبان انگلیسی :

https://suolingo.ir

پشتیبانی :

@suolingo_support

برای دریافت مشاوره و برنامه خودخوان کاملا رایگان برای یادگیری زبان به پشتیبانی پیام بدید
Download Telegram
📚 stand out
extend beyond or above a surface; attract attention
معنی: از سطح بیرون زدن, جلب توجه کردن

🖌مثال:

The blood vessels in the back of his right leg stood out.
رگ‌های پشت پای راستش کاملاً برجسته بودن.

There is one thing that really stands out in my mind from that night.
یه چیزی از اون شب خیلی تو ذهنم مونده
10
📚 as long as
to put condition of time on an action
معنی: زمان‌بندی کردن یک کار

🖌مثال:

The car will keep running as long as you take good care of it.
تا وقتی خوب از ماشین نگهداری کنی، کار میکنه.
111
📚 far-fetched
unlikely to be true
معنی: احتمالش کمه واقعی باشه

🖌مثال:

When he told us the stories of his youth, everyone could agree that they were far-fetched.
وقتی از جوونیش برامون تعریف کرد، همه قبول کردیم که داستاناش کشک بود.
5
📚 straight shooter
someone who speaks the truth
معنی: کسی که حقایق را بی‌ریا می‌گوید

🖌مثال:

I really like Ken. He's a straight shooter, that's for sure.
کِن رو واقعاً دوست دارم. آدم رک و راستیه، اینو مطمئنم.
8👏1
📚 cast aspersions
to criticize somebody or somebody's character.
معنی: انتقاد از کسی یا شخصیتش.

🖌مثال:

His opponents never missed an opportunity to cast aspersions on his professionalism.
حریفاش هیچ‌وقت از زیر سوال بردن حرفه‌ای‌ بودنش غافل نمی‌شدن.
👍5
📚 move the needle
To cause a noticeable or measurable change in a situation or condition.
معنی: تغییری واضح یا قابل‌اندازه‌گیری در وضعیت یا شرایط ایجاد کردن.

🖌مثال:

The new marketing strategy helped move the needle on our quarterly sales figures.
استراتژی جدید بازاریابی به پیشرفت چشمگیری در ارقام فروش فصلی ما کمک کرد.
4
📚 burning question
an urgent or pressing query that requires immediate attention.
معنی: پرسش فوری که نیاز به توجه فوری دارد

🖌مثال:

The burning question after the town hall meeting was how the new policy would affect local businesses.
سوال داغ بعد از جلسه شورای شهر این بود که سیاست جدید چه تاثیری رو کسب‌وکارای محلی می‌ذاره.
8👍11
📚 in limbo
in an uncertain situation.
معنی: در موقعیت نامشخص

🖌مثال:

Our plans for the future were left in limbo due to the pandemic.
برنامه‌هامون برای آینده به‌خاطر پاندمی کاملاً بلاتکلیف موند.
5
📚 go through a rough patch
to experience a lot of problems in a period of life
معنی: در دوره‌ای از زندگی با مشکلات زیادی روبرو شدن

🖌مثال:

They have usually been very supportive of each other, but right now, their marriage is going through a bit of a rough patch.
آنها معمولاً از یکدیگر بسیار حمایت می‌کردند، اما در حال حاضر، ازدواجشان دوران سختی را پشت سر می‌گذارد.
6
HAPPY NEW YEAR 🎆⭐️🥰🫰🎇👑
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
153
📚 tear-jerking
a story that is purposefully sentimental
معنی: داستانی که عمداً احساساتی است

🖌مثال:

This movie is a total tear-jerking for anyone who has lost a parent.
این فیلم برای هر کسی که والدینش را از دست داده، کاملاً گریه‌آور است.
8👍1
📚 foam at the mouth
to be extremely angry or agitated.
معنی: به شدت عصبانی یا آشفته بودن

🖌مثال:

The CEO began to foam at the mouth when he discovered the financial losses.
مدیرعامل وقتی متوجه ضررهای مالی شد، به شدت عصبانی شد.
4👏1
📚 purple patch
A period of success, good luck, or high achievement.
معنی: دوره‌ای از موفقیت، خوش‌شانسی و دستاوردهای بزرگ.

🖌مثال:

The young cricketer entered a purple patch and broke several records in a single season.
بازیکن جوان کریکت وارد دوره‌ای پر از موفقیت شد و در یک فصل چندین رکورد را شکست.
7👍1
📚 high and dry
Used to describe situations where someone is left stranded or abandoned without assistance.
معنی: برای توصیف موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که شخصی بدون کمک رها شده یا تنها مانده است.

🖌مثال:

After the company declared bankruptcy, employees were high and dry without severance pay.
پس از اعلام ورشکستگی شرکت، کارمندان بدون دریافت حق سنوات و کاملاً بلاتکلیف رها شدند
5👍1
📚 you can’t make an omelette without breaking a few eggs ~ نمیتونی بدون چند تا تخم مرغ شکوندن املت درست کنی
to have to go through something seemingly not nice for a good result
معنی: رفتن از یه مسیر ناخوشایند برای رسیدن به نتیجه‌ی خوب

🖌مثال:

The course requires a lot of effort on your part. It is true that you can't make an omelette without breaking a few eggs.
این دوره از سمت تو خیلی زحمت می‌خواد، واقعاً نمی‌شه بدون زحمت نتیجه گرفت.
71
📚 rub the wrong way ~ مالش دادن به روش اشتباه
to tick someone off
معنی: عصبی کردن یه نفر

👀نکته: وقتی یک حیوان مثل گربه رو خلاف جهت طبیعی رشد موهاش نوازش میکنیم, باعث ناراحتی اون حیوان میشه و این اصطلاح از اینجا میاد

🖌مثال:

The guy has rubbed me in such a wrong way that I do not even want to look at him ever again.
این مرد اینقدر اینقدر من رو عصبی کرده که دیگه حتی نمی‌خواهم بهش نگاه کنم.
7
📚 blood is thicker than water ~ خون از آب غلیظ‌تر است
family relations and bonds are closer than other relationships
معنی: رابطه‌ی خانوادگی از بقیه رابطه‌ها محکم‌تره

🖌مثال:

When you get into trouble, usually your family will be the ones to bail you out, not your friends. After all, blood is thicker than water.
وقتی گیر می‌افتی، معمولاً خانواده‌ست که نجاتت می‌ده، نه دوستات؛ آخرش خون از آب غلیظ‌تره.
55
📚 part with it
To give up something you value or own, often unwillingly.
معنی: چیزی را که ارزش دارد یا مال خود است، ناخواسته از دست دادن.

🖌مثال:

She loved her old car so much that she couldn’t part with it, even after buying a new one.
او ماشین قدیمی‌اش را آن‌قدر دوست داشت که حتی پس از خرید ماشین جدید، نتوانست از آن جدا شود.
🔥61