Forwarded from توئیتر داغ خبری (اخبار جنگ ایران وآمریکا )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مایک یدون، معاون پیشین فایزر: تزریق واکسن کووید عمدا برای آسیب رساندن، ناتوانی و کشتن انسان ها طراحی شده است. هدف نهایی «کاهش باروری انسان» است.
سی و دومین همایش ملی بلورشناسی و کانیشناسی ایران در تاریخ ۸ و ۹ اسفندماه ۱۴۰۳ به صورت حضوری و مجازی در دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار می گردد.
از کلیه پژوهشگران و علاقهمندان دعوت میشود که مقالات و آخرین دستاوردهای علمی خود را برای ارائه در این همایش ارسال نمایند.
محورهای همایش :
کانه آرايی زمين شناسی بلورها و کانيها
ابررساناها، بلورهای ماِيع و نانوبلورها
بررسی ساختار مواد و بلورها با پرتو X
» به سازی، ساخت و تجارت گوهرسنگ ها -زمين شناسی، ژئوشيمی و اکتشاف گوهرها
مطالعه ساختار و خواص فيزيکی لايه های نازک
خواص فيزيکی و شيميايی و هندسه بلورها و کانی ها
روش های تجزيه دستگاهی پيشرفته در بلورشناسی و کانی شناسی
مطالعات سيالات درگير در اکتشاف ذخاير معدنی و نفتی بلورشناسی و کانی شناسی کانی های صنعتی
کانی شناسی پزشکی و زيست محیطی
ساير زمينه های مرتبط با علوم بلورشناسی و کانی شناسی
آخرین مهلت دریافت مقالات: ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
آدرس وب سایت انجمن: http://cmsi.ir
@sungun
از کلیه پژوهشگران و علاقهمندان دعوت میشود که مقالات و آخرین دستاوردهای علمی خود را برای ارائه در این همایش ارسال نمایند.
محورهای همایش :
کانه آرايی زمين شناسی بلورها و کانيها
ابررساناها، بلورهای ماِيع و نانوبلورها
بررسی ساختار مواد و بلورها با پرتو X
» به سازی، ساخت و تجارت گوهرسنگ ها -زمين شناسی، ژئوشيمی و اکتشاف گوهرها
مطالعه ساختار و خواص فيزيکی لايه های نازک
خواص فيزيکی و شيميايی و هندسه بلورها و کانی ها
روش های تجزيه دستگاهی پيشرفته در بلورشناسی و کانی شناسی
مطالعات سيالات درگير در اکتشاف ذخاير معدنی و نفتی بلورشناسی و کانی شناسی کانی های صنعتی
کانی شناسی پزشکی و زيست محیطی
ساير زمينه های مرتبط با علوم بلورشناسی و کانی شناسی
آخرین مهلت دریافت مقالات: ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
آدرس وب سایت انجمن: http://cmsi.ir
@sungun
🔴کسی که اصیل زندگی نکند، بهتدریج از خودش بدش میآید
✍مصطفی ملکیان
🔹زندگی عاریتی هیچوقت رضایت همهی مردم را برای شما تحصیل نمیکند. اما چیزی که در آن شکی وجود ندارد، آن است که رضایت شما را از خودتان میگیرد!
🔹 شما از خودتان بدتان میآید: میگویید آخه من که در هیچ موردی طبق مرام و مسلک خود عمل نمیکنم آدم هستم؟ یک چیز را برای اینکه زنم خوشش میآید میگویم، یکی را برای اینکه بچههایم خوششان میآید، یک چیز را برای همکارانم، یک چیز را برای رئیسم، یک چیز را برای رژیم سیاسی حاکم بر جامعهام و... هیچ چیز از زندگی من مال خودم نیست.
🔹به تعبیر یاکوب بومه، عارف معروف آلمانی، خدایا مرا از من میربایند، جامعه مرا از من میرباید. برای اینکه از من خوشتان آید دو عقیده از عقایدم را سرکوب میکنم، برای اینکه کس دیگری از من خوشش آید، دو فقره از احساسات و عواطفم را سرکوب میکنم و برای اینکه دیگری خوشش آید، دو فقره از ارادهها و خواستههایم را از بین میبرم. تکهای را به خاطر رضایت شما از خود میکَنم و تکهای را به خاطر رضایت ایشان. در این حال، موجود مُثلهشده و تکهتکهی از خود کنده شدهای درست مثل ماهی پیرمرد و دریای ارنست همینگوی میشوم. در آن رمان، پیرمردی ماهی بسیار بزرگی صید میکند که چون بزرگتر از قایق او بود و نمیتوانست آن را از آب بیرون بکشد و در قایقش قرار دهد، آن را با طنابی با خود به طرف ساحل کشاند. غافل از اینکه کوسهها در طول راه به ماهی حمله خواهند کرد و شروع به خوردن آن خواهند کرد. وقتی پیرمرد بعد از سه روز تلاش بیوقفه ماهی را به ساحل آورد و از آب بیرون کشید، دید فقط اسکلتش باقی مانده است و گوشتی بر تن آن نیست!
🔹انصافاً وقتی عزرائیل به سراغ من و شما میآید و به ساحل زندگیمان میرسیم، عیناً مانند آن پیرمرد هستیم؛ دیگر چیزی برای ما باقی نمانده است. یک کار را برای اینکه زن خانواده خوشش آید انجام میدهم، یک کار را برای اینکه بچهها خوششان آید و یک کار را برای اینکه رئیس نظام سیاسی حاکم بر جامعه و... خوششان آید. میگویم به خاطر تو از این تکه از وجودم صرف نظر کردم به خاطر دیگری از تکهی دیگر وجودم و... و دیگر چیزی از من باقی نمیماند.
🔹این زندگی برای ما رضایت باطن به بار نمیآورد. وقتی خودمان با خودمان خلوت میکنیم، میبینیم از خودمان بدمان میآید. این چه زندگیای است که هیچ چیزمان طبق مرام و مسلک خودمان نیست. اوّل علامت آدم معنوی آن است که زندگیاش اصیل است.
🔹 در اینجا البته هدف من نوعی مخالفخوانی و تکروی کاملاً بیمنطق نیست. ممکن است کسی بگوید همرنگی با جماعت نه، و بعد روی یک نوع مخالفخوانی و تکروی کاملاً بیمنطق برود! این کار هم به همان اندازهی همرنگی با جماعت بیمنطق است.
🔹اگر فهمیدم «الف، ب است دیگر هرکس میخواهد بگوید «الف» ب نیست! تا وقتی بر این فهمم باقی هستم باید بگویم الف، ب است». اما گاه فرد بعد از تأمل فراوان بر روی باورهایش به باوری میرسد که باور جمعی است.
➖کتاب در رهگذار باد و نگهبان لاله، ج ۱، ص۹۸
@sungun
✍مصطفی ملکیان
🔹زندگی عاریتی هیچوقت رضایت همهی مردم را برای شما تحصیل نمیکند. اما چیزی که در آن شکی وجود ندارد، آن است که رضایت شما را از خودتان میگیرد!
🔹 شما از خودتان بدتان میآید: میگویید آخه من که در هیچ موردی طبق مرام و مسلک خود عمل نمیکنم آدم هستم؟ یک چیز را برای اینکه زنم خوشش میآید میگویم، یکی را برای اینکه بچههایم خوششان میآید، یک چیز را برای همکارانم، یک چیز را برای رئیسم، یک چیز را برای رژیم سیاسی حاکم بر جامعهام و... هیچ چیز از زندگی من مال خودم نیست.
🔹به تعبیر یاکوب بومه، عارف معروف آلمانی، خدایا مرا از من میربایند، جامعه مرا از من میرباید. برای اینکه از من خوشتان آید دو عقیده از عقایدم را سرکوب میکنم، برای اینکه کس دیگری از من خوشش آید، دو فقره از احساسات و عواطفم را سرکوب میکنم و برای اینکه دیگری خوشش آید، دو فقره از ارادهها و خواستههایم را از بین میبرم. تکهای را به خاطر رضایت شما از خود میکَنم و تکهای را به خاطر رضایت ایشان. در این حال، موجود مُثلهشده و تکهتکهی از خود کنده شدهای درست مثل ماهی پیرمرد و دریای ارنست همینگوی میشوم. در آن رمان، پیرمردی ماهی بسیار بزرگی صید میکند که چون بزرگتر از قایق او بود و نمیتوانست آن را از آب بیرون بکشد و در قایقش قرار دهد، آن را با طنابی با خود به طرف ساحل کشاند. غافل از اینکه کوسهها در طول راه به ماهی حمله خواهند کرد و شروع به خوردن آن خواهند کرد. وقتی پیرمرد بعد از سه روز تلاش بیوقفه ماهی را به ساحل آورد و از آب بیرون کشید، دید فقط اسکلتش باقی مانده است و گوشتی بر تن آن نیست!
🔹انصافاً وقتی عزرائیل به سراغ من و شما میآید و به ساحل زندگیمان میرسیم، عیناً مانند آن پیرمرد هستیم؛ دیگر چیزی برای ما باقی نمانده است. یک کار را برای اینکه زن خانواده خوشش آید انجام میدهم، یک کار را برای اینکه بچهها خوششان آید و یک کار را برای اینکه رئیس نظام سیاسی حاکم بر جامعه و... خوششان آید. میگویم به خاطر تو از این تکه از وجودم صرف نظر کردم به خاطر دیگری از تکهی دیگر وجودم و... و دیگر چیزی از من باقی نمیماند.
🔹این زندگی برای ما رضایت باطن به بار نمیآورد. وقتی خودمان با خودمان خلوت میکنیم، میبینیم از خودمان بدمان میآید. این چه زندگیای است که هیچ چیزمان طبق مرام و مسلک خودمان نیست. اوّل علامت آدم معنوی آن است که زندگیاش اصیل است.
🔹 در اینجا البته هدف من نوعی مخالفخوانی و تکروی کاملاً بیمنطق نیست. ممکن است کسی بگوید همرنگی با جماعت نه، و بعد روی یک نوع مخالفخوانی و تکروی کاملاً بیمنطق برود! این کار هم به همان اندازهی همرنگی با جماعت بیمنطق است.
🔹اگر فهمیدم «الف، ب است دیگر هرکس میخواهد بگوید «الف» ب نیست! تا وقتی بر این فهمم باقی هستم باید بگویم الف، ب است». اما گاه فرد بعد از تأمل فراوان بر روی باورهایش به باوری میرسد که باور جمعی است.
➖کتاب در رهگذار باد و نگهبان لاله، ج ۱، ص۹۸
@sungun
معضلات جهان سوم را می توان اینگونه بر شمرد:
1- فرارمغزها
2-مقاومت در برابر مدرنیزاسیون
3-وضعیت نامناسب بهداشت ومرگ ومیربالا
4-تک محصولی
5-استبداد سیاسی
6-تنش های داخلی وخارجی
7- نا توانی از دسترسی به بازارهای جهانی
8-مصرف گرایی
9-ضعف اطلاعاتی
10-نفوذ استعمار
11-افزایش جمعیت
12-فاصله طبقاتی شدید
13_فقر ،پایین بودن تولید ناخالص ملی
@sungun
1- فرارمغزها
2-مقاومت در برابر مدرنیزاسیون
3-وضعیت نامناسب بهداشت ومرگ ومیربالا
4-تک محصولی
5-استبداد سیاسی
6-تنش های داخلی وخارجی
7- نا توانی از دسترسی به بازارهای جهانی
8-مصرف گرایی
9-ضعف اطلاعاتی
10-نفوذ استعمار
11-افزایش جمعیت
12-فاصله طبقاتی شدید
13_فقر ،پایین بودن تولید ناخالص ملی
@sungun
#مدیریت_بحران از اصطلاحات حوزه مدیریت است که به مجموعهای از فعالیتها، چارهجوییها و دستورالعملهایی گفته میشود که مدیریت یک سازمان در چالش با بحران انجام میدهد و هدف آن کاهش روند، کنترل و رفع بحران است. بهطور کلّی، مدیریت بحران به معنای سوق دادن هدفمند جریانِ پیشرفتِ امور به روالی قابل کنترل و انتظار بازگشت امور در اَسرع وقت به شرایط قبل از بحران است.
برخلاف #مدیریت_ریسک، که شامل ارزیابی تهدیدهای احتمالی و پیدا کردن بهترین راه جلوگیری از وقوع آن است، مدیریت بحران شامل برخورد با تهدیدها قبل، درحین و پس از وقع تهدید است.
داشتن بینش بحران محور، به توانایی فکر کردن در مورد سناریوی بدترین حالتهای قابل وقوع و در عین حال ارائه راه حلهای بیشمار نیاز دارد. از آنجایی که اولین روش، ممکن است جوابگو نباشد، سعی و خطا یک روش پذیرفته شدهاست. لازم است که همیشه طرح مقابله با تهدیدهای احتمالی موجود بوده و هوشیار بود. سازمانها و افراد باید دارای یک برنامه پاسخ سریع برای مواقع اضطراری بوده و با مانور و تمرین، آمادگی کافی داشته باشند.
@sungun
برخلاف #مدیریت_ریسک، که شامل ارزیابی تهدیدهای احتمالی و پیدا کردن بهترین راه جلوگیری از وقوع آن است، مدیریت بحران شامل برخورد با تهدیدها قبل، درحین و پس از وقع تهدید است.
داشتن بینش بحران محور، به توانایی فکر کردن در مورد سناریوی بدترین حالتهای قابل وقوع و در عین حال ارائه راه حلهای بیشمار نیاز دارد. از آنجایی که اولین روش، ممکن است جوابگو نباشد، سعی و خطا یک روش پذیرفته شدهاست. لازم است که همیشه طرح مقابله با تهدیدهای احتمالی موجود بوده و هوشیار بود. سازمانها و افراد باید دارای یک برنامه پاسخ سریع برای مواقع اضطراری بوده و با مانور و تمرین، آمادگی کافی داشته باشند.
@sungun
افراد #همیشه_ناراضی چه کسانی هستند و دلیل نارضایتیشان چیست؟
الهام ناصری
گاهی اوقات شرایط زندگی باعث میشود احساس خوشبختی نکنید. ولی بخشی از این نارضایتی بهدلیل تفکر خودتان است. درواقع اغلب اوقات، تفکر، رفتار و عادتها نقش خیلی مهمی در این مسئله ایفا میکنند. در این مقاله با هفت عادت مخرب افراد همیشه ناراضی آشنا میشوید که میتوانند باعث نارضایتی شدید شما و اطرافیانتان شوند. همچنین با چگونگی بهترین شکل غلبه بر این عادات آشنا میشوید.
@sungun
الهام ناصری
گاهی اوقات شرایط زندگی باعث میشود احساس خوشبختی نکنید. ولی بخشی از این نارضایتی بهدلیل تفکر خودتان است. درواقع اغلب اوقات، تفکر، رفتار و عادتها نقش خیلی مهمی در این مسئله ایفا میکنند. در این مقاله با هفت عادت مخرب افراد همیشه ناراضی آشنا میشوید که میتوانند باعث نارضایتی شدید شما و اطرافیانتان شوند. همچنین با چگونگی بهترین شکل غلبه بر این عادات آشنا میشوید.
@sungun
۱. #کمالگرایی
حتما همهچیز باید عالی باشد تا خوشبخت شوید؟
باید رفتارتان عالی باشد و نتایج عالی بگیرید تا خوشبخت شوید؟
در این صورت، خوشبختی تقریبا غیرممکن است. اینکه از خودتان انتظاراتی داشته باشید که از هیچ انسانی بر نمیآید درنهایت اعتمادبهنفس شما را کم میکند. حس میکنید به اندازهی کافی خوب نیستید، حتی اگر نتایج خوب یا عالی زیادی گرفته باشید؛ فقط هرازگاهی که کارها عالی پیش میروند. در بقیهی مواقع هر کاری میکنید و هرکه هستید، کافی نیست.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
سه چیز به شما کمک میکند تا از کمالگرایی خلاص شوید و رضایتمندتر باشید:
به دنبال کمال نباشید
اگر همیشه بهدنبال کمال باشید، کارهایتان پیچیدهتر میشوند. احتمالا هیچوقت نمیتوانید آنها را تمام کنید. بنابراین به دنبال کمال نباشید. ولی از این ایده برای تنبلی استفاده نکنید. فقط بدانید که گاهی اوقات چیزها بهاندازهی کافی خوب هستند. وقتی به این مرحله رسیدید باید کارتان را تمام کنید.
چهارچوب زمانی داشته باشید
هربار که میخواهید کار جدیدی شروع کنید، حتما برای آن کار ضربالعجل تعیین کنید. مثلا خود من، سال پیش، روی کتاب الکترونیکی دومم کار میکردم که متوجه شدم هرطور شده باید کار را تمام و آن را منتشر کنم. در غیر این صورت همیشه دلم میخواهد چیزهایی را به آن اضافه کنم. به همین خاطر، زمان سررسید تعیین کردم. داشتن یک ضربالاجل به شما کمک میکند نخواهید زیادی روی ویرایش وقت بگذارید.
بدانید اگر به دنبال کمال مطلق باشید، شکست میخورید
این یکی از مهمترین دلایل برای رهاکردن کمالگرایی است. اگر افکار کمالگرایانه به ذهنتان خطور کرد، این دلیل را برای خودتان تکرار کنید. فیلمهای زیاد، موسیقی و مشاهدهی دنیا باعث میشود بهآسانی در رویای کمالگرایی غرق شوید. این رویا خیلی خوشایند بهنظر میرسد و در طلب آن هستید.
ولی این ایده در زندگی واقعی خیلی عملی نیست و باعث درد و رنج زیادی برای شما و اطرافیانتان میشود. این مسئله به ضرر شماست. گاهی اوقات باعث میشود رابطه، شغل و پروژههای خود را از دست بدهید؛ فقط به این علت که انتظارات واقعی از آنها ندارید. همیشه این حقیقت ساده را به خود یادآوری کنید.
@sungun
حتما همهچیز باید عالی باشد تا خوشبخت شوید؟
باید رفتارتان عالی باشد و نتایج عالی بگیرید تا خوشبخت شوید؟
در این صورت، خوشبختی تقریبا غیرممکن است. اینکه از خودتان انتظاراتی داشته باشید که از هیچ انسانی بر نمیآید درنهایت اعتمادبهنفس شما را کم میکند. حس میکنید به اندازهی کافی خوب نیستید، حتی اگر نتایج خوب یا عالی زیادی گرفته باشید؛ فقط هرازگاهی که کارها عالی پیش میروند. در بقیهی مواقع هر کاری میکنید و هرکه هستید، کافی نیست.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
سه چیز به شما کمک میکند تا از کمالگرایی خلاص شوید و رضایتمندتر باشید:
به دنبال کمال نباشید
اگر همیشه بهدنبال کمال باشید، کارهایتان پیچیدهتر میشوند. احتمالا هیچوقت نمیتوانید آنها را تمام کنید. بنابراین به دنبال کمال نباشید. ولی از این ایده برای تنبلی استفاده نکنید. فقط بدانید که گاهی اوقات چیزها بهاندازهی کافی خوب هستند. وقتی به این مرحله رسیدید باید کارتان را تمام کنید.
چهارچوب زمانی داشته باشید
هربار که میخواهید کار جدیدی شروع کنید، حتما برای آن کار ضربالعجل تعیین کنید. مثلا خود من، سال پیش، روی کتاب الکترونیکی دومم کار میکردم که متوجه شدم هرطور شده باید کار را تمام و آن را منتشر کنم. در غیر این صورت همیشه دلم میخواهد چیزهایی را به آن اضافه کنم. به همین خاطر، زمان سررسید تعیین کردم. داشتن یک ضربالاجل به شما کمک میکند نخواهید زیادی روی ویرایش وقت بگذارید.
بدانید اگر به دنبال کمال مطلق باشید، شکست میخورید
این یکی از مهمترین دلایل برای رهاکردن کمالگرایی است. اگر افکار کمالگرایانه به ذهنتان خطور کرد، این دلیل را برای خودتان تکرار کنید. فیلمهای زیاد، موسیقی و مشاهدهی دنیا باعث میشود بهآسانی در رویای کمالگرایی غرق شوید. این رویا خیلی خوشایند بهنظر میرسد و در طلب آن هستید.
ولی این ایده در زندگی واقعی خیلی عملی نیست و باعث درد و رنج زیادی برای شما و اطرافیانتان میشود. این مسئله به ضرر شماست. گاهی اوقات باعث میشود رابطه، شغل و پروژههای خود را از دست بدهید؛ فقط به این علت که انتظارات واقعی از آنها ندارید. همیشه این حقیقت ساده را به خود یادآوری کنید.
@sungun
۲. زندگی بین افراد #منفیباف
هیچکس تنها نیست. اطرافیان، کتابهایی که میخوانید، فیلمهایی که میبینید و موسیقیای که گوش میدهید تاثیر زیادی روی احساسات و افکارتان دارند.
حالا اگر اجازه بدهید این صداهای منفی روی شما تاثیر بگذارند، خوشحالبودن سختتر هم میشود. صداهایی که مدام از ناخوشیهای زندگی میگویند خطرناک هستند و شما را پر از ترس و محدودیت میکنند. اینها زندگی را با دید منفی میبینند.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
جایگزینکردن صداهای منفی با افکار مثبت خیلی موثر است. این کار دنیای جدیدی را پیش روی شما آشکار میکند.
بنابراین زمان بیشتری را با افراد مثبت بگذرانید. کتابهای انگیزهدهنده بخوانید. فیلمها و برنامههای تلویزیونیای ببینید که شما را بهخنده میاندازند. با دید تازهای به دنیا نگاه کنید.
میتوانید با افکار کوچک شروع کنید. برای مثال، یک وبلاگ یا کتاب الهامبخش بخوانید. وقتی صبحانه میخورید به جای اینکه روزنامه بخوانید یا اخبار ببینید به کتاب صوتی گوش دهید.
@sungun
هیچکس تنها نیست. اطرافیان، کتابهایی که میخوانید، فیلمهایی که میبینید و موسیقیای که گوش میدهید تاثیر زیادی روی احساسات و افکارتان دارند.
حالا اگر اجازه بدهید این صداهای منفی روی شما تاثیر بگذارند، خوشحالبودن سختتر هم میشود. صداهایی که مدام از ناخوشیهای زندگی میگویند خطرناک هستند و شما را پر از ترس و محدودیت میکنند. اینها زندگی را با دید منفی میبینند.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
جایگزینکردن صداهای منفی با افکار مثبت خیلی موثر است. این کار دنیای جدیدی را پیش روی شما آشکار میکند.
بنابراین زمان بیشتری را با افراد مثبت بگذرانید. کتابهای انگیزهدهنده بخوانید. فیلمها و برنامههای تلویزیونیای ببینید که شما را بهخنده میاندازند. با دید تازهای به دنیا نگاه کنید.
میتوانید با افکار کوچک شروع کنید. برای مثال، یک وبلاگ یا کتاب الهامبخش بخوانید. وقتی صبحانه میخورید به جای اینکه روزنامه بخوانید یا اخبار ببینید به کتاب صوتی گوش دهید.
@sungun
۳. در #گذشته و #آینده غرقبودن
خیلی دردناک است که بیشتر زمان خود را در گذشته بگذرانید. یا خاطرات قدیمی و دردناک را یادآوری کنید. یا به یاد دعواها، فرصتهای ازدسترفته و چیزهایی از این دست بیفتید. از طرف دیگر، فکر زیاد دربارهی آینده هم ترسناک است. گاهی تصور میکنید ممکن است چه مشکلاتی سر کار پیش بیایند یا در رابطهی خود با چه چالشهایی مواجه شوید. یا چه مشکلاتی برای سلامتی شما پیش بیاید. در تمام این موارد دچار کابوسهای ترسناکی میشوید که دوباره و دوباره در ذهنتان تکرار میشوند. وقتی در حال حاضر زندگی نمیکنید، تجربههای شگفتانگیز زیادی را از دست میدهید.
اگر میخواهید خوشحال باشید این کار را نکنید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
فکر نکردن در مورد گذشته یا آینده تقریبا ناممکن است. البته، حتما باید برای فردا و سال آیندهی خود برنامه داشته باشید یا از گذشتهی خود درس بگیرید.
ولی زیادی فکر کردن به این مسائل کمک زیادی نمیکند.
من همیشه تلاش میکنم در حال حاضر زندگی کنم. همین الان اینجا هستم، کاملا روی کلماتی که مینویسم تمرکز کردهام، بعدا میخواهم ناهار بپزم و آن را بخورم و بعد ورزش کنم. در هنگام انجام همهی این کارها دقیقا روی همان کار متمرکز هستم.
هر کاری که میکنید، تلاش کنید حواستان را روی کار نگه دارید و غرق در گذشته و آینده نشوید.
اگر غرق در گذشته و آینده شدید، سعی کنید چند دقیقه روی تنفس خود تمرکز کنید. یکجا بنشینید و با تمام حواس به اطراف دقت کنید. این کارها را انجام دهید تا دوباره وارد زمان حال حاضر شوید.
@sungun
خیلی دردناک است که بیشتر زمان خود را در گذشته بگذرانید. یا خاطرات قدیمی و دردناک را یادآوری کنید. یا به یاد دعواها، فرصتهای ازدسترفته و چیزهایی از این دست بیفتید. از طرف دیگر، فکر زیاد دربارهی آینده هم ترسناک است. گاهی تصور میکنید ممکن است چه مشکلاتی سر کار پیش بیایند یا در رابطهی خود با چه چالشهایی مواجه شوید. یا چه مشکلاتی برای سلامتی شما پیش بیاید. در تمام این موارد دچار کابوسهای ترسناکی میشوید که دوباره و دوباره در ذهنتان تکرار میشوند. وقتی در حال حاضر زندگی نمیکنید، تجربههای شگفتانگیز زیادی را از دست میدهید.
اگر میخواهید خوشحال باشید این کار را نکنید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
فکر نکردن در مورد گذشته یا آینده تقریبا ناممکن است. البته، حتما باید برای فردا و سال آیندهی خود برنامه داشته باشید یا از گذشتهی خود درس بگیرید.
ولی زیادی فکر کردن به این مسائل کمک زیادی نمیکند.
من همیشه تلاش میکنم در حال حاضر زندگی کنم. همین الان اینجا هستم، کاملا روی کلماتی که مینویسم تمرکز کردهام، بعدا میخواهم ناهار بپزم و آن را بخورم و بعد ورزش کنم. در هنگام انجام همهی این کارها دقیقا روی همان کار متمرکز هستم.
هر کاری که میکنید، تلاش کنید حواستان را روی کار نگه دارید و غرق در گذشته و آینده نشوید.
اگر غرق در گذشته و آینده شدید، سعی کنید چند دقیقه روی تنفس خود تمرکز کنید. یکجا بنشینید و با تمام حواس به اطراف دقت کنید. این کارها را انجام دهید تا دوباره وارد زمان حال حاضر شوید.
@sungun
۴. #مقایسه خود و زندگیتان با دیگران و زندگی آنها
یکی از مضرترین عادتهای روزانه این است که مدام خودتان را با دیگران و زندگی آنها مقایسه کنید. وقتی ماشین، خانه، شغل، کفش، پول، روابط شخصی، روابط اجتماعی و غیره را با دیگران مقایسه میکنید، درنهایت فقط اعتمادبهنفس خود را نابود میکنید و باعث احساسات منفی زیادی در خود میشوید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
این عادت را با دو عادت دیگر جایگزین کنید.
خودتان را با خودتان مقایسه کنید
بهجای مقایسه خودتان با دیگران، عادت کنید خودتان را با خودتان مقایسه کنید. ببینید چقدر رشد کردهاید. چه چیزهایی را بهدست آوردهاید. چقدر به سمت اهداف خود پیش رفتهاید. این عادت باعث میشود شکرگزار باشید. قدر خودتان را بدانید و با خودتان مهربان باشید. چون میبینید چقدر پیشرفت کردهاید، بر چه موانعی غلبه کردهاید و چه کارهای خوبی انجام دادهاید.
اینطور دیگر لازم نیست دیگران را هم حقیر بشمارید تا خودتان حس بهتری پیدا کنید.
مهربان باشید
تجربه میگوید رفتار و تفکر شما نسبت به دیگران تاثیر بسیار زیادی روی احساس و افکار شما در مورد خودتان میگذارد. وقتی دیگران را قضاوت و انتقاد میکنید، بیاراده قضاوت و انتقاد از خودتان را افزایش میدهید. با دیگران مهربانتر باشید و به آنها کمک کنید. در این صورت با خودتان مهربانتر میشوید و به خودتان بیشتر کمک میکنید.
روی جنبههای مثبت خودتان و اطرافیان بیشتر تمرکز کنید
قدر خوبیهای خودتان و دیگران را بدانید. در این صورت به جای اینکه خودتان را با دیگران مقایسه کنید و در ذهن خود تفاوتیهایی را با آنها به وجود بیاورید، بیشتر خودتان و مردم دنیا را قبول میکنید.
بهخاطر داشته باشید، با مقایسه به هیچجا نمیرسید. همین که این مسئله را قبول کنید، یک قدم مثبت برداشتهاید. مهم نیست چهکار میکنید، همیشه افرادی در دنیا هستند که از شما بیشتر دارند یا در کارشان ماهرتر هستند.
@sungun
یکی از مضرترین عادتهای روزانه این است که مدام خودتان را با دیگران و زندگی آنها مقایسه کنید. وقتی ماشین، خانه، شغل، کفش، پول، روابط شخصی، روابط اجتماعی و غیره را با دیگران مقایسه میکنید، درنهایت فقط اعتمادبهنفس خود را نابود میکنید و باعث احساسات منفی زیادی در خود میشوید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
این عادت را با دو عادت دیگر جایگزین کنید.
خودتان را با خودتان مقایسه کنید
بهجای مقایسه خودتان با دیگران، عادت کنید خودتان را با خودتان مقایسه کنید. ببینید چقدر رشد کردهاید. چه چیزهایی را بهدست آوردهاید. چقدر به سمت اهداف خود پیش رفتهاید. این عادت باعث میشود شکرگزار باشید. قدر خودتان را بدانید و با خودتان مهربان باشید. چون میبینید چقدر پیشرفت کردهاید، بر چه موانعی غلبه کردهاید و چه کارهای خوبی انجام دادهاید.
اینطور دیگر لازم نیست دیگران را هم حقیر بشمارید تا خودتان حس بهتری پیدا کنید.
مهربان باشید
تجربه میگوید رفتار و تفکر شما نسبت به دیگران تاثیر بسیار زیادی روی احساس و افکار شما در مورد خودتان میگذارد. وقتی دیگران را قضاوت و انتقاد میکنید، بیاراده قضاوت و انتقاد از خودتان را افزایش میدهید. با دیگران مهربانتر باشید و به آنها کمک کنید. در این صورت با خودتان مهربانتر میشوید و به خودتان بیشتر کمک میکنید.
روی جنبههای مثبت خودتان و اطرافیان بیشتر تمرکز کنید
قدر خوبیهای خودتان و دیگران را بدانید. در این صورت به جای اینکه خودتان را با دیگران مقایسه کنید و در ذهن خود تفاوتیهایی را با آنها به وجود بیاورید، بیشتر خودتان و مردم دنیا را قبول میکنید.
بهخاطر داشته باشید، با مقایسه به هیچجا نمیرسید. همین که این مسئله را قبول کنید، یک قدم مثبت برداشتهاید. مهم نیست چهکار میکنید، همیشه افرادی در دنیا هستند که از شما بیشتر دارند یا در کارشان ماهرتر هستند.
@sungun
. تمرکز روی #جزئیات #منفی زندگی
در هر شرایطی دیدن جنبههای منفی و تمرکز روی جزئیات برایتان به جز نارضایتی هیچ چیز ندارد. در این صورت اطرافیان را هم ناراحت میکنید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
غلبه بر این عادت آسان نیست. یکی از روشهای موثر برای غلبه بر این عادت، غلبه بر عادت کمالگرایی است. یعنی وقتی بهجای اینکه فکر کنید همهی شرایط باید مثبت و عالی باشند، قبول میکنید که هر شرایطی بالا و پایینهای خودش را دارد. در این صورت واقعیت را قبول میکنید. ذهن و روح شما جنبههای منفی شرایط را رها میکنند. روی این جنبهها نمیمانید و از کاه کوه نمیسازید.
روش موثر دیگری، تمرکز روی سازندگی است. بهجای اینکه روی جنبههای منفی بمانید و در مورد آنها غر بزنید، میتوانید سوالات بهتری بپرسید. سوالاتی مانند:
چطور میتوانم این جنبهی منفی را به چیزی مثبت و مفید تبدیل کنم؟
چطور میتوانم این مشکل را حل کنم؟
وقتی فکر میکنید به مشکلی بر خوردهاید، از راهحل سوم استفاده کنید. از خودتان بپرسید چه کسی اهمیت میدهد؟ میبینید که در درازمدت این مسئله اصلا مهم نیست.
@sungun
در هر شرایطی دیدن جنبههای منفی و تمرکز روی جزئیات برایتان به جز نارضایتی هیچ چیز ندارد. در این صورت اطرافیان را هم ناراحت میکنید.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
غلبه بر این عادت آسان نیست. یکی از روشهای موثر برای غلبه بر این عادت، غلبه بر عادت کمالگرایی است. یعنی وقتی بهجای اینکه فکر کنید همهی شرایط باید مثبت و عالی باشند، قبول میکنید که هر شرایطی بالا و پایینهای خودش را دارد. در این صورت واقعیت را قبول میکنید. ذهن و روح شما جنبههای منفی شرایط را رها میکنند. روی این جنبهها نمیمانید و از کاه کوه نمیسازید.
روش موثر دیگری، تمرکز روی سازندگی است. بهجای اینکه روی جنبههای منفی بمانید و در مورد آنها غر بزنید، میتوانید سوالات بهتری بپرسید. سوالاتی مانند:
چطور میتوانم این جنبهی منفی را به چیزی مثبت و مفید تبدیل کنم؟
چطور میتوانم این مشکل را حل کنم؟
وقتی فکر میکنید به مشکلی بر خوردهاید، از راهحل سوم استفاده کنید. از خودتان بپرسید چه کسی اهمیت میدهد؟ میبینید که در درازمدت این مسئله اصلا مهم نیست.
@sungun
۶. #محدودکردن زندگی با اعتقاد بر اینکه میپندارید دنیا حول #محور #شما میچرخد
افراد همیشه ناراضی از حرف مردم میترسند
فکر میکنید دنیا حول محور شما میچرخد و خودتان را محدود میکنید. زیرا میترسید اگر کاری جدید یا متفاوت انجام دهید، مردم در مورد شما چه فکر میکنند. در این صورت روی خودتان و زندگیتان محدودیتهای بزرگی قرار میدهید. چطور؟
اول اینکه نسبت به تجربهی چیزهای جدید و رشدکردن مقاومت میکنید. فکر میکنید که همهی انتقادات و منفیبافیهایی که در مقابل شما قرار میگیرد، تقصیر شماست. درحالیکه ممکن است تقصیر طرف مقابل باشد چون هفتهی خوبی نداشته. یا ممکن است تصور کنید، توانایی ذهنخوانی او را دارید. همچنین یکی از دلایل خجالتیبودن این است که فکر میکنید مردم به حرفها یا کارهایتان اهمیت زیادی میدهند.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
باید بدانید که مردم خیلی به کارها و حرفهای شما اهمیت نمیدهند؛ ذهن آنها درگیر زندگی و نگرانیهای خودشان است. یا اینکه نگران این هستند که مردم در مورد آنها چه فکر میکنند. بله، این قضیه ممکن است باعث احساس کماهمیتی در مورد خودتان شوید، ولی در عین حال، این تفکر شما را آزادتر میکند.
به اطراف دقت کنید
بهجای اینکه تمام مدت نگران نگرش مردم دربارهی خودتان باشید، به مردم اطرافتان فکر کنید. به حرفشان گوش دهید و به آنها کمک کنید. این به داشتن اعتمادبهنفس کمک میکند و باعث میشود اینقدر خودمحور نباشید.
@sungun
افراد همیشه ناراضی از حرف مردم میترسند
فکر میکنید دنیا حول محور شما میچرخد و خودتان را محدود میکنید. زیرا میترسید اگر کاری جدید یا متفاوت انجام دهید، مردم در مورد شما چه فکر میکنند. در این صورت روی خودتان و زندگیتان محدودیتهای بزرگی قرار میدهید. چطور؟
اول اینکه نسبت به تجربهی چیزهای جدید و رشدکردن مقاومت میکنید. فکر میکنید که همهی انتقادات و منفیبافیهایی که در مقابل شما قرار میگیرد، تقصیر شماست. درحالیکه ممکن است تقصیر طرف مقابل باشد چون هفتهی خوبی نداشته. یا ممکن است تصور کنید، توانایی ذهنخوانی او را دارید. همچنین یکی از دلایل خجالتیبودن این است که فکر میکنید مردم به حرفها یا کارهایتان اهمیت زیادی میدهند.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
باید بدانید که مردم خیلی به کارها و حرفهای شما اهمیت نمیدهند؛ ذهن آنها درگیر زندگی و نگرانیهای خودشان است. یا اینکه نگران این هستند که مردم در مورد آنها چه فکر میکنند. بله، این قضیه ممکن است باعث احساس کماهمیتی در مورد خودتان شوید، ولی در عین حال، این تفکر شما را آزادتر میکند.
به اطراف دقت کنید
بهجای اینکه تمام مدت نگران نگرش مردم دربارهی خودتان باشید، به مردم اطرافتان فکر کنید. به حرفشان گوش دهید و به آنها کمک کنید. این به داشتن اعتمادبهنفس کمک میکند و باعث میشود اینقدر خودمحور نباشید.
@sungun
۷. #پیچیده کردن #زندگی
افراد همیشه ناراضی زندگی پیچیدهای دارند
ممکن است زندگی خیلی پیچیده باشد. این میتواند باعث استرس و ناراحتی شود. ولی معمولا خیلی از این پیچیدگیها را خودمان به وجود میآوریم. بله، ممکن است زندگی روزبهروز پیچیدهتر شود. ولی این به این معنا نیست که نمیتوانیم عادتهای جدیدی برای خودمان بهوجود بیاوریم تا زندگیمان را کمی سادهتر کنیم.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
پیچیدهتر کردن زندگی میتواند شامل عادتهای زیادی شود. حالا میخواهم چند عادت را به شما پیشنهاد کنم که با آنها جایگزین کنید. اینها جایگزینهایی برای عادتهایی هستند که زندگی را زیادی پیچیده میکنند:
تمرکز و توجه به همهچیز در زندگی روزمره
بهجای این عادت نادرست، هربار فقط روی یک کار تمرکز کنید. فهرستی از ۲ یا ۳ کاری که باید انجام دهید درست کنید و مهمترین هدفتان را روی تخته سیاهی که همیشه در معرض دید است، بنویسید.
وسایل زیادی داشتن
به جای این عادت، از خود بپرسید: آیا در یک سال گذشته از این استفاده کردهام؟ اگر نه یا آن را دور بیندازید و یا ببخشید.
پیچیدهکردن رابطهها به دلیل پیشداوری و قضاوت
خواندن ذهن خیلی سخت است. پس به جای آن سوال بپرسید و ارتباط برقرار کنید. این به شما کمک میکند دعواها، سوتفاهمها و منفیبافیهای اضافه را از بین ببرید و زمان و انرژی کمتری صرف کنید.
سردرگمی میان ایمیلها
زمان و انرژی کمتری را روی ایمیلهایتان بگذارید، آنها را روزی یکبار چک کنید و ایمیلهای کوتاهتری بنویسید (اگر امکان داشته باشد، کمتر از ۵ جمله).
سردرگمی میان استرسها و مشکلات
وقتی استرس دارید، درگیر مشکل یا نگران گذشته یا آینده هستید، یکی-دو دقیقه نفس عمیق بکشید. فقط روی هوایی که داخل و خارج میشود تمرکز کنید. این باعث میشود بدن شما آرام شود و ذهنتان به حال حاضر بازگردد. بعد دوباره میتوانید روی چیزی که از همه مهمتر است، تمرکز کنید.
@sungun
افراد همیشه ناراضی زندگی پیچیدهای دارند
ممکن است زندگی خیلی پیچیده باشد. این میتواند باعث استرس و ناراحتی شود. ولی معمولا خیلی از این پیچیدگیها را خودمان به وجود میآوریم. بله، ممکن است زندگی روزبهروز پیچیدهتر شود. ولی این به این معنا نیست که نمیتوانیم عادتهای جدیدی برای خودمان بهوجود بیاوریم تا زندگیمان را کمی سادهتر کنیم.
چطور بر این عادت غلبه کنید؟
پیچیدهتر کردن زندگی میتواند شامل عادتهای زیادی شود. حالا میخواهم چند عادت را به شما پیشنهاد کنم که با آنها جایگزین کنید. اینها جایگزینهایی برای عادتهایی هستند که زندگی را زیادی پیچیده میکنند:
تمرکز و توجه به همهچیز در زندگی روزمره
بهجای این عادت نادرست، هربار فقط روی یک کار تمرکز کنید. فهرستی از ۲ یا ۳ کاری که باید انجام دهید درست کنید و مهمترین هدفتان را روی تخته سیاهی که همیشه در معرض دید است، بنویسید.
وسایل زیادی داشتن
به جای این عادت، از خود بپرسید: آیا در یک سال گذشته از این استفاده کردهام؟ اگر نه یا آن را دور بیندازید و یا ببخشید.
پیچیدهکردن رابطهها به دلیل پیشداوری و قضاوت
خواندن ذهن خیلی سخت است. پس به جای آن سوال بپرسید و ارتباط برقرار کنید. این به شما کمک میکند دعواها، سوتفاهمها و منفیبافیهای اضافه را از بین ببرید و زمان و انرژی کمتری صرف کنید.
سردرگمی میان ایمیلها
زمان و انرژی کمتری را روی ایمیلهایتان بگذارید، آنها را روزی یکبار چک کنید و ایمیلهای کوتاهتری بنویسید (اگر امکان داشته باشد، کمتر از ۵ جمله).
سردرگمی میان استرسها و مشکلات
وقتی استرس دارید، درگیر مشکل یا نگران گذشته یا آینده هستید، یکی-دو دقیقه نفس عمیق بکشید. فقط روی هوایی که داخل و خارج میشود تمرکز کنید. این باعث میشود بدن شما آرام شود و ذهنتان به حال حاضر بازگردد. بعد دوباره میتوانید روی چیزی که از همه مهمتر است، تمرکز کنید.
@sungun
Forwarded from اطلاع رسانی کار و کارگر
مدیران چگونه میتوانند انگیزه کارکنان را نابود کنند👀👀
🖌با لذت پای حرف چاپلوسان و خبرچین نشستن.
🖌سختگیری در اجرای قوانین و استفاده نامتعارف از تنبیه و جریمه.
🖌تذکر دادن به کارکنان در جمع و ضایع کردن ایشان.
🖌ایجاد دودوستگی و تفرقه مابین پرسنل تحت امر.
🖌اعمال تبعیض عامدانه مابین کارکنان
🖌سوگولی داشتن مابین کارکنان.
🖌 پرداخت بی حساب پاداش مابین برخی ازکارکنان.
🖌مچ گیری از پرسنل تحت امر بجای دستگیری از ایشان.
🖌نداشتن برنامه برای پیشرفت کاری کارکنان.
🖌 برجسته کردن نقاط ضعف و ندیدن نقاط قوت کارمندان.
🖌مدیریت ذره بینی و انفعالی عمل کردن و برنامه محور نبودن.
🖌نداشتن اصول روشن و شفاف در ارزیابی عملکرد کارکنان.
......ادامه این لیست را شما تکمیل کنید
🖌با لذت پای حرف چاپلوسان و خبرچین نشستن.
🖌سختگیری در اجرای قوانین و استفاده نامتعارف از تنبیه و جریمه.
🖌تذکر دادن به کارکنان در جمع و ضایع کردن ایشان.
🖌ایجاد دودوستگی و تفرقه مابین پرسنل تحت امر.
🖌اعمال تبعیض عامدانه مابین کارکنان
🖌سوگولی داشتن مابین کارکنان.
🖌 پرداخت بی حساب پاداش مابین برخی ازکارکنان.
🖌مچ گیری از پرسنل تحت امر بجای دستگیری از ایشان.
🖌نداشتن برنامه برای پیشرفت کاری کارکنان.
🖌 برجسته کردن نقاط ضعف و ندیدن نقاط قوت کارمندان.
🖌مدیریت ذره بینی و انفعالی عمل کردن و برنامه محور نبودن.
🖌نداشتن اصول روشن و شفاف در ارزیابی عملکرد کارکنان.
......ادامه این لیست را شما تکمیل کنید
تجربه یادگیری را ضمانت نمی کند. چه تعداد از مدیران را تا به حال ملاقات کرده اید که دارای تجربه ی فراوان، اما تهی از بینش و خرد بوده اند؟ آنها ادعا می کنند که ۳۰ سال تجربه دارند، اما در واقع تجربه ی یک سال را ۳۰ بار تکرار کرده اند! تجربه به خودی خود منجر به یادگیری نمی شود. سال ها در گذرند و گذر زمان، برابر با افزایش خردمندی نیست!
کریس آرگریس
@sungun
کریس آرگریس
@sungun