ماجراهای مترو
6 subscribers
1 video
اگر مترو بهت اعتماد نداره من بهت شلیک می‌کنم.
Download Telegram
Channel photo updated
هر روز هزاران واگن مترو سرتاسر دنیا دارن جا به جا می‌شن. از تبریز و مشهد و تهران و شیراز تا استانبول و لندن و پاریس و توکیو و نیویورک، واگن‌هایی آدم‌ها رو از نقطه الف به نقطه ب جا به جا می‌کنند.

صدها سکو، هزاران واگن، میلیون‌ها سفر، و بی‌شمار زندگی که فقط چند ایستگاه با هم تلاقی می‌کنند.

گاهی در همین چند ایستگاه اتفاقاتی می‌افته که آن‌قدر عجیب، خنده‌دار، تلخ یا غیرعادیه که ارزش ثبت کردن داره. گاهی هم هیچ اتفاق خاصی نمی‌افته.

اینجا این اتفاقات رو ثبت می‌کنیم. از عجیب‌ترین برخوردها تا معمولی‌ترین لحظه‌ها.
💘2🔥1
همراه مادرم وارد ایستگاه شدم. صادقیه (تهران). به خاطر اینکه ایستگاه از سمت غرب به خط حومه تهران تا کرج و هشتگرد می‌ره، نام این ایستگاه توش (تهران) داره و بچه که بودم همیشه فکر می‌کردم اینجا دیگه ته تهرانه. بعدتر فهمیدم که نه، زمانی اینجا برای خودش یه پا حاشیه غربی شهر بوده.

چند واگن انتهایی مترو تهران به زنان اختصاص داره ولی اونقدر هم جدی گرفته نمی‌شه. مترو استانبول واگن زنانه نداشت. وارد می‌شیم و یه پیرمردی مردی با کیسه سیاه دستش به مادرم اشاره می‌کنه که بیاد اونور نزدیک میله وایسه. حرف نمی‌زنه و رفتارش عجیبه. یهو بلند جوری که کل واگن بشنوه می‌گه: «کسی جلو نیاد» و یه جوری که انگار یه موجود خطرناکی، ماری چیزی رو داره می‌گیره، دستشو می‌بره تو کیسه و... یه بسته لواشک در میاره.

«اگه ترسیدی ازم لواشک بخر».
😭2
آقا ما رفتیم تو مترو و یکی کنارمون بود، بعد همزمان داشت با چهار تا دختر تو سروش پلاس لاس میزد و لامصب بینشم میرفت گی پورن میدید. واقعا چیز عجیبی بود...
😭2
Channel photo updated
بک رومز رو توی مترو دیدیم