سلام
از امروز با شروع ماه May
درس 19 تا 33 کتاب Collocation in use - Intermediate رو باهم بخونیم
برنامه روی این لینک:
از امروز با شروع ماه May
درس 19 تا 33 کتاب Collocation in use - Intermediate رو باهم بخونیم
برنامه روی این لینک:
❤62👍12
سلام به همگی
من بعد از یه مدت طولانی به این چنل برگشتم
آیا هنوز اینجا هستین که فعالیتم رو ادامه بدم؟🤍
من بعد از یه مدت طولانی به این چنل برگشتم
آیا هنوز اینجا هستین که فعالیتم رو ادامه بدم؟🤍
❤746👍195🍾30👏17🥰9😭8👎5
❤251🍾30👏10👍9🥰9😭8🤯4
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
گاهی مشکل این نیست که نمیدانیم چه کاری باید انجام دهیم.
مشکل این است که آنقدر دربارهاش فکر کردهایم که برایش وزن ساختهایم.
آنقدر درباره رفتن به باشگاه، یاد گرفتن یک زبان، عوض کردن یک مسیر یا شروع یک پروژه با خودمان حرف زدهایم که دیگر خودِ کار سخت نیست؛ تصویری که در ذهنمان از آن ساختهایم سنگین شده است.
ذهن ما استاد هزینهتراشی است. قبل از هر تصمیمی، فهرستی از خستگیها، ریسکها، تأخیرها و احتمالات شکست را جلوی ما میگذارد. اما چیزی که کمتر میبینیم این است که هر بار عقبنشینی، فقط یک تصمیم لحظهای نیست؛ یک رأی است به هویتی که برای خودمان میسازیم.
هر بار که انجامش میدهیم، به خودمان میگوییم:
«من از آن آدمها هستم که این کار را میکنند.» و هر بار که انجامش نمیدهیم، باز هم داریم چیزی درباره خودمان تعریف میکنیم.
گاهی مشکل این نیست که نمیدانیم چه کاری باید انجام دهیم.
مشکل این است که آنقدر دربارهاش فکر کردهایم که برایش وزن ساختهایم.
آنقدر درباره رفتن به باشگاه، یاد گرفتن یک زبان، عوض کردن یک مسیر یا شروع یک پروژه با خودمان حرف زدهایم که دیگر خودِ کار سخت نیست؛ تصویری که در ذهنمان از آن ساختهایم سنگین شده است.
ذهن ما استاد هزینهتراشی است. قبل از هر تصمیمی، فهرستی از خستگیها، ریسکها، تأخیرها و احتمالات شکست را جلوی ما میگذارد. اما چیزی که کمتر میبینیم این است که هر بار عقبنشینی، فقط یک تصمیم لحظهای نیست؛ یک رأی است به هویتی که برای خودمان میسازیم.
هر بار که انجامش میدهیم، به خودمان میگوییم:
«من از آن آدمها هستم که این کار را میکنند.» و هر بار که انجامش نمیدهیم، باز هم داریم چیزی درباره خودمان تعریف میکنیم.
❤204👍55👏9🤯2
Study with Brisa
https://youtu.be/oBrF5me6hto?si=cby0-7bJXNLF2VFA
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
اگر بخواهیم از نگاه رواقیون درباره تابآوری صحبت کنیم، شاید اولین نکته این باشد که آنها تابآوری را به معنای «تحمل کردن» نمیدیدند. منظورشان این نبود که انسان فقط دندانهایش را روی هم فشار دهد و روزهای سخت را پشت سر بگذارد. برای رواقیون، تابآوری بیشتر به این سؤال مربوط میشد: وقتی همهچیز مطابق برنامه پیش نمیرود، چه چیزی از ما باقی میماند؟
بخش بزرگی از زندگی خارج از کنترل ماست. گاهی برای چیزی زمان و انرژی زیادی صرف میکنیم و نتیجه آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم. گاهی احساس میکنیم از مسیری که برای خودمان تصور کرده بودیم عقب افتادهایم. گاهی فاصله میان جایی که هستیم و جایی که میخواهیم باشیم آنقدر زیاد به نظر میرسد که ادامه دادن دشوار میشود.
رواقیون معتقد بودند بخش زیادی از رنج ما از خودِ این فاصله نمیآید؛ از جنگی میآید که با واقعیت آغاز میکنیم. از اصرار برای اینکه شرایط باید متفاوت از آن چیزی باشد که هست.
به همین دلیل، تابآوری از نگاه آنها با پذیرش آغاز میشود. نه پذیرش به معنای دست کشیدن از تلاش، بلکه پذیرش نقطهای که اکنون در آن ایستادهایم. زیرا تا زمانی که واقعیت را نپذیریم، نمیتوانیم با آن کار کنیم. رواقیون پیشنهاد میکردند به جای اینکه مدام از خودمان بپرسیم «چرا هنوز به مقصد نرسیدهام؟»، از خود بپرسیم: «امروز چه کاری در اختیار من است؟»
مهم ترین میراث رواقیون همین است؛ این باور که حتی وقتی نتیجهها نامشخصاند، هنوز چیزی در اختیار ما باقی مانده است: توجه ما، تلاش ما و انتخابی که برای قدم بعدی انجام میدهیم. از این منظر، تابآوری به معنای شکستناپذیر بودن نیست. بلکه به معنای حفظ جهت است. اینکه حتی در روزهایی که انگیزه کمتر است، مسیر طولانیتر به نظر میرسد یا پیشرفت به چشم نمیآید، همچنان بتوانیم به چیزی که برایمان ارزشمند است نزدیکتر شویم.
رواقیون باور داشتند که شخصیت انسان نه در روزهایی که همهچیز آسان است، بلکه در روزهایی شکل میگیرد که ادامه دادن آسان نیست.
اگر بخواهیم از نگاه رواقیون درباره تابآوری صحبت کنیم، شاید اولین نکته این باشد که آنها تابآوری را به معنای «تحمل کردن» نمیدیدند. منظورشان این نبود که انسان فقط دندانهایش را روی هم فشار دهد و روزهای سخت را پشت سر بگذارد. برای رواقیون، تابآوری بیشتر به این سؤال مربوط میشد: وقتی همهچیز مطابق برنامه پیش نمیرود، چه چیزی از ما باقی میماند؟
بخش بزرگی از زندگی خارج از کنترل ماست. گاهی برای چیزی زمان و انرژی زیادی صرف میکنیم و نتیجه آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم. گاهی احساس میکنیم از مسیری که برای خودمان تصور کرده بودیم عقب افتادهایم. گاهی فاصله میان جایی که هستیم و جایی که میخواهیم باشیم آنقدر زیاد به نظر میرسد که ادامه دادن دشوار میشود.
رواقیون معتقد بودند بخش زیادی از رنج ما از خودِ این فاصله نمیآید؛ از جنگی میآید که با واقعیت آغاز میکنیم. از اصرار برای اینکه شرایط باید متفاوت از آن چیزی باشد که هست.
به همین دلیل، تابآوری از نگاه آنها با پذیرش آغاز میشود. نه پذیرش به معنای دست کشیدن از تلاش، بلکه پذیرش نقطهای که اکنون در آن ایستادهایم. زیرا تا زمانی که واقعیت را نپذیریم، نمیتوانیم با آن کار کنیم. رواقیون پیشنهاد میکردند به جای اینکه مدام از خودمان بپرسیم «چرا هنوز به مقصد نرسیدهام؟»، از خود بپرسیم: «امروز چه کاری در اختیار من است؟»
مهم ترین میراث رواقیون همین است؛ این باور که حتی وقتی نتیجهها نامشخصاند، هنوز چیزی در اختیار ما باقی مانده است: توجه ما، تلاش ما و انتخابی که برای قدم بعدی انجام میدهیم. از این منظر، تابآوری به معنای شکستناپذیر بودن نیست. بلکه به معنای حفظ جهت است. اینکه حتی در روزهایی که انگیزه کمتر است، مسیر طولانیتر به نظر میرسد یا پیشرفت به چشم نمیآید، همچنان بتوانیم به چیزی که برایمان ارزشمند است نزدیکتر شویم.
رواقیون باور داشتند که شخصیت انسان نه در روزهایی که همهچیز آسان است، بلکه در روزهایی شکل میگیرد که ادامه دادن آسان نیست.
❤156👍19👏5
نگین عزیزم با سال ها سابقه تدریس زبان اومده روی یوتوب و چی ارزشمندتر از این
❤20
Forwarded from IELTSSIS
سلام
توی این ویدیو مفصل درمورد اینکه چرا در مسیر زبان خوندن هدف رو گم میکنیم و از انگلیسی حرف زدن خودمون ناراضی هستیم صحبت کردم. ببینید و نظرتونو بهم بگین❤️
اگر دوست داشتین سابسکرایب و لایک کنید تا بیشتر باهم درارتباط باشیم❤️
https://youtu.be/VE9oCefOe3w?si=ZmwMm8CvXQ1AsMer
توی این ویدیو مفصل درمورد اینکه چرا در مسیر زبان خوندن هدف رو گم میکنیم و از انگلیسی حرف زدن خودمون ناراضی هستیم صحبت کردم. ببینید و نظرتونو بهم بگین❤️
اگر دوست داشتین سابسکرایب و لایک کنید تا بیشتر باهم درارتباط باشیم❤️
https://youtu.be/VE9oCefOe3w?si=ZmwMm8CvXQ1AsMer
YouTube
تجربه من از تحصیل و تدریس زبان انگلیسی در کانادا | آیا اکسنت مهمه؟ | هدفت از یادگیری زبان چیه؟
00:58 معرفی خودم
5:20 چرا از صحبت کردن خودم راضی نیستم؟ هربار حس میکنم میتونم بهتر باشم.
16:43 آیا اینکه شبیه یک نیتیو صحبت کنم هدف درستیه؟
18:20 هدف از زبان خوندن باید چی باشه؟
5:20 چرا از صحبت کردن خودم راضی نیستم؟ هربار حس میکنم میتونم بهتر باشم.
16:43 آیا اینکه شبیه یک نیتیو صحبت کنم هدف درستیه؟
18:20 هدف از زبان خوندن باید چی باشه؟
❤63
Forwarded from Nasim
بچه که بودم، مرحوم حمیدرضا صدر را فقط بهعنوان مفسر فوتبال میشناختم. بعدها فهمیدم دکترای شهرسازی داشت، درباره سینما و ادبیات مینوشت، کتاب منتشر میکرد و در کنار همه اینها، با همان شور همیشگی از فوتبال حرف میزد. چیزی که در او برای من جذاب است، فقط چنداستعدادیبودنش نیست؛ این است که خودش را در یک هویت محدود نکرده بود.
بعضی از ما درست برعکس عمل میکنیم. به خودمان میگوییم من محققم، پس نباید تولیدکننده محتوا باشم. هنوز متخصص نیستم، پس نباید حرف بزنم. اگر قرار است کاری را شروع کنم، باید از همان ابتدا بهترین باشم. و همین فکر، شروع را ماهها و گاهی سالها عقب میاندازد.
من مدتها فکر میکردم کمالگرایی یعنی استاندارد بالا داشتن. اما خیلی وقتها کمالگرایی فقط شکل آبرومندانهتری از ترس است؛ ترس از معمولیبودن، دیدهنشدن یا خوبنبودن. اینجاست که فلسفه رواقی معنا پیدا میکند. رواقیون میگفتند باید میان چیزی که در کنترل ماست و چیزی که نیست، تفاوت بگذاریم.
روشنکردن دوربین در کنترل من است؛ تعداد بازدید نه. نوشتن و فرستادن مقاله در کنترل من است؛ نظر داور نه. درخواستدادن برای یک شغل در کنترل من است؛ نتیجه نهایی نه.
اما ما اغلب آنقدر درگیر نتیجهای میشویم که کنترلی روی آن نداریم، که عملی را هم که در اختیارمان است انجام نمیدهیم. به نظر من شهامت واقعی این نیست که مطمئن باشیم موفق میشویم. شهامت این است که ناقص شروع کنیم و اجازه بدهیم در مسیر ساخته شویم.
بعضی از ما درست برعکس عمل میکنیم. به خودمان میگوییم من محققم، پس نباید تولیدکننده محتوا باشم. هنوز متخصص نیستم، پس نباید حرف بزنم. اگر قرار است کاری را شروع کنم، باید از همان ابتدا بهترین باشم. و همین فکر، شروع را ماهها و گاهی سالها عقب میاندازد.
من مدتها فکر میکردم کمالگرایی یعنی استاندارد بالا داشتن. اما خیلی وقتها کمالگرایی فقط شکل آبرومندانهتری از ترس است؛ ترس از معمولیبودن، دیدهنشدن یا خوبنبودن. اینجاست که فلسفه رواقی معنا پیدا میکند. رواقیون میگفتند باید میان چیزی که در کنترل ماست و چیزی که نیست، تفاوت بگذاریم.
روشنکردن دوربین در کنترل من است؛ تعداد بازدید نه. نوشتن و فرستادن مقاله در کنترل من است؛ نظر داور نه. درخواستدادن برای یک شغل در کنترل من است؛ نتیجه نهایی نه.
اما ما اغلب آنقدر درگیر نتیجهای میشویم که کنترلی روی آن نداریم، که عملی را هم که در اختیارمان است انجام نمیدهیم. به نظر من شهامت واقعی این نیست که مطمئن باشیم موفق میشویم. شهامت این است که ناقص شروع کنیم و اجازه بدهیم در مسیر ساخته شویم.
❤140👍25🥰3
Forwarded from Nasim
در رابطه با دکتر صدر و کمالگرایی درون ما
این ویدیو رو امروز صبح روی یوتوب گذاشتم :
این ویدیو رو امروز صبح روی یوتوب گذاشتم :
❤41
Forwarded from Nasim
❤66
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هوش مصنوعی، توانایی تحمل ابهام و سردرگمی رو در ما کم کرده. چیزی که نیاز ضروری برای یادگیریه
❤73👍28