Steve's Sunshine Challenge
9 subscribers
761 photos
56 videos
131 links
لینک چنل اصلی:
@stevesunshine
اگه جا موندی اینجا بهم بگو:
@stevesunshinebot
Download Telegram
「 ✦ @madbutcalm ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Mycroft Holmes

هدیه‌ای که برات می‌خره:
ست ساعت های مچی قدیمی و آنتیک، چون به محض دیدن دستات که کنار ساعت ها بود، نتونست اون ساعت ها رو روی دست هیچ کسی جز تو تصور کنه:)
(فروشنده ‌می‌گفت این ساعت ها طراحی های خود داوینچی بودن!)
🍓1
「 ✦ @MyBlueLifebyJoseph ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Crowley


هدیه‌ای که برات می‌خره:
خودنویس و مرکب‌دان، چون با دیدن نوک انگشتان‌های جوهریت، مگه میشد پی نبره که تو چقدر به نوشتن علاقمندی؟
پس چرا که نه، که برات این هدیه رو بخره و موقع دادنشون بهت، ازت بخواد متنی برای اون بنویسی...
(فروشنده ادعا می‌کرد این خودنویس متعلق به شکسپیر بوده!)
🍓1
「 ✦ @Remember_4Me ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Sherlock

هدیه‌ای که برات می‌خره:
ست قوری و فنجان قدیمی، چون چی بهتر از اینکه اون ها رو برات بخره و بعد با خودخواهی تمام، ازت بخواد همراه هدیه ات به خونه‌اش بری و توی هدیه‌ی جدیدت برای هر دوشون چای درست کنی و چای مورد علاقش رو با تو بخوره؟=)
(طبق ادعای فروشنده، این ست متعلق به ملکه ویکتوریا بوده!)
😍4
「 ✦ @tobehazelnut ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Theo James

هدیه‌ای که برات می‌خره:
ستی که توش هم کلی قلم هست برای نوشتن و هم کلی رنگ برای نقاشی. چون فقط یک نگاه به ظرافت دست‌هات و برق سرزنده‌ی چشم‌هات کافی بود تا مطمئن بشه که تو، از دل هنر ساخته شدی، که دست‌هات نباید کاری کنن جز خلق هنر و لمس هنر:)
(فروشنده می‌گفت اون بسته متعلق به خود شخص میکل آنژ بوده!)
🍓2
「 ✦ @daily_baharr ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Benedict Cumberbatch

هدیه‌ای که برات می‌خره:
یه جعبه‌ی موسیقی. چون وقتی در جعبه رو باز میکنی و با پخش موسیقیش، چشمات رو میبینی و توش غرق میشی، میفهمه دلش میخواد بارها و بارها اون حالت چهره رو توی صورتت ببینه:)
(فروشنده ادعا میکرد این جعبه ی موسیقی، اختصاصا برای کسی ساخته شده بوده که برای اولین بار، رقص باله‌ی دریاچه‌ی قو رو طراحی کرده!)
🍓2
「 ✦ @pleaserpain ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Tom Hiddleston

هدیه‌ای که برات می‌خره:
یک فنجون قهوه‌خوری، چون وقتی حتی موقعی که داشتی توی مغازه به اجناس نگاه میکردی هم یه لیوان قهوه دستت بود، چطور ممکنه متوجه نشه انقدر عاشق قهوه‌ای؟
و وقتی که داشت فنجون رو بهت می‌داد، سعی کرد بدون اینکه نشون بده قصد خاصی داره، از ارتباط اتفاقی و جالب اینکه رنگ مخصوص لوکی هم سبز بود و خودش نقش لوکی رو بازی کرده و رنگ این فنجون هم سبزه، حرف بزنه!
خب، شاید هم اون به اندازه‌ی لوکی زبون‌باز نیست، دلش زیادی صافه و کمی از تو زیادی خوشش اومده....
(فروشنده ادعا این فنجون مورد علاقه‌ی تولستوی بوده که عادت داشته همیشه باهاش قهوه بخوره!)
🍓2
「 ✦ @Cinamonberry ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
William James Moriarty

هدیه‌ای که برات می‌خره:
یه کتاب قدیمی، چون دید که به محض ورودت به مغازه، با دیون قسمتی که مخصوص کتاب‌ها بود چشم‌هات چطور درخشید و فورا به اون سمت دویدی... به علاوه چی بهتر از علاقه‌ی مشترکتون، برای شروع یک صحبت و شاید ادامه‌ی ارتباطتون به بهونه‌ی قرض گرفتن و تبادل نظر در مورد همون کتاب ها؟
(فروشنده ادعا میکرد این کتاب ها، نسخه‌ی دست‌نویس داستان هایی از نویسنده های بزرگ مثل شکسپیر و تولستوی هستن که هرگز منتشر نشدن!)
😭2
「 ✦ @violetlady127 ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Julian Santos

هدیه‌ای که برات می‌خره:
یک جفت گوشواره.... نمیدونست چرا، ولی هر دوتون با دیدن اون گوشواره ها، ناخودآگاه به سمتش کشیده شدین، شاید که یه جایی توی زندگی قبلیتون، اون گوشواره ها نقش مهمی داشتن:)
و بعد، وقتی به صورتت نگاه کرد، فهمید که اون گوشواره ها باید مال تو باشن. و اون باید اون ها رو توی گوش هات ببینه و حس کنه اتفاقات جدیدی توی قلبش میوفته:)
(فروشنده فقط گفت اون گوشواره ها جادویین و چشمک زد!)
🍓1
「 ✦ @21 ✦ 」
کسی که ملاقاتش می‌کنی:
Rhaenyra Targaryen


هدیه‌ای که برات می‌خره:
یه جعبه‌ی موسیقی و یه کلید. اگه ازش بپرسی، خودش هم نمیدونست چرا اون جعبه‌ی موسیقی رو خریده، فقط حسی به درونش هجوم آورده بود که اون جعبه‌ی موسیقی خوشحال‌ترت میکنه و اون هر کاری می‌کرد تا خوشحالی تو رو ببینه.
و وقتی کلید رو به دستت داده بود، آروم بهت گفته بود این کلید قلبشه، که حالا از این به بعد خونه‌ی توئه و تو باید کلید خونه‌ات رو داشته باشی:)
🍓1